استراتژی عبور از تحریم

استراتژی عبور از تحریم

بریکس با دلارزدایی و ابزارهای مالی جدید، می‌تواند بخشی از فشار تحریم‌ها و انزوای اقتصادی ایران را کاهش دهد.

حامد شایگان: در روزهای اخیر حضور عباس عراقچی در نشست بریکس در هند مورد توجه بسیاری از رسانه‌های دنیا قرار گرفت، زیرا اقتصاد ایران این روزها در محاصره دریایی آمریکا قرار دارد و به همین دلیل تنگه‌هرمز نیز بسته است. از این رو تجارت بین‌المللی از مسیر همیشگی خود منحرف شده است. در این بن‌بست، ناگهان همه نگاه‌ها به سمت سازمانی به نام «بریکس» چرخیده؛ بلوکی که اعضایش حدود ۴۰ درصد جمعیت جهان و ۳۰ درصد اقتصاد جهانی را در اختیار دارند. وعده بریکس، دلارزدایی و تجارت با ارزهای محلی است، اما در میانه جنگ و تحریم، بریکس واقعاً می‌تواند دستی به سوی اقتصاد ایران دراز کند؟

واقعیت این است که بزرگ‌ترین زخمی که بر پیکر اقتصاد ایران نشسته، محاصره مالی و ارزی است. سوئیفت قطع شده، نقل و انتقالات بانکی هفته‌ها معطل می‌ماند و هر دلاری که پایش به ایران برسد، زیر ذره‌بین می‌رود. در چنین روزهایی، وعده بریکس برای ایجاد سازوکارهای پرداخت و تسویه مستقل دیگر یک شعار نیست؛ بلکه یک ضرورت حیاتی است. ایران بارها اعلام کرده که از سیاست دلارزدایی و تقویت ارزهای ملی در میان اعضای بریکس حمایت بی‌چون و چرا می‌کند.

تجربه هم نشان داده که ایران حتی پیش از این هم در معاملات نفتی با چین از یوان استفاده می‌کرد و در برخی موارد، عوارض کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز را با ارز دیجیتال دریافت کرده بود. به نظر می‌رسد ایران از هر ظرفیتی برای فرار از چنگال دلار استفاده می‌کند و بریکس می‌تواند فرصت‌های پراکنده را تبدیل به یک استراتژی منسجم و نهادی کند.

در دو سال اخیر شاید ملموس‌ترین  دستاورد حضور ایران در بریکس، شتاب گرفتن پروژه کریدور شمال-جنوب (INSTC) باشد. این مسیر ۷.۲۰۰ کیلومتری که هند را از طریق ایران و دریای خزر به روسیه و اروپا می‌چسباند، یک جایگزین استراتژیک واقعی برای کانال سوئز محسوب می‌شود. روسیه با پشتیبانی مالی، دارد حلقه‌های مفقوده ریلی را تکمیل می‌کند و بنادر دریای خزر مدرن سازی می‌شوند. نتیجه این سرمایه‌گذاری، کاهش ۴۰ درصدی مسافت حمل‌ونقل و کاهش زمان سفر از ۴۵ روز به کمتر از ۲۵روز است. برای ایران، در شرایط عادی خارج از جنگ می‌تواند درآمد ترانزیتی، احیای جایگاه تاریخی‌ به عنوان پل ارتباطی شرق و غرب باشد

رویای یک سوئیفت شرقی

اما در حال حاضر آنچه ایران انتظار دارد جذاب‌ترین و در عین حال مبهم‌ترین وعده بریکس، پروژه بریکس بریج است. یک سیستم پرداخت جایگزین بر پایه بلاکچین و ارزهای دیجیتال بانک‌های مرکزی که قرار است وابستگی به سوئیفت را یک بار برای همیشه از بین ببرد. منابع روسی می‌گویند این پلتفرم به مرحله پیشرفته پایلوت رسیده و تراکنش‌های کنترل‌شده بین روسیه، چین، امارات و ایران با موفقیت انجام شده است.

بریکس بریج با حذف بانک‌های واسط و استفاده از کیف پول‌های دیجیتال مستقیم، می‌تواند هزینه تراکنش‌ها را تا ۴۰ درصد پایین بیاورد. اگر این سیستم عملیاتی شود، ایران می‌تواند بدون استرس قطع شدن سوئیفت، با شرکای تجاری‌اش تبادل مالی داشته باشد. اما این «اگر»، یک «اگر» بزرگ است. واقعیت تلخ اما این است که بریکس آنقدرها هم که تبلیغ می‌شود، متحد و هماهنگ نیست. نشست اخیر وزرای خارجه بریکس در دهلی نو نشان داد که اختلافات عمیقی بین اعضا درباره جنگ ایران و خاورمیانه وجود دارد. از یک سو ایران و روسیه خواستار محکومیت صریح آمریکا و اسرائیل هستند، از سوی دیگر کشورهایی مانند امارات و هند موضعی محتاطانه و بی‌طرفانه گرفته‌اند.

بیانیه پایانی این نشست صرفاً به ابراز نگرانی کلی بسنده کرد و از ذکر نام خاصی خودداری نمود. این یعنی بریکس تا رسیدن به یک بلوک متحد اقتصادی فاصله زیادی دارد. اعضا منافع متفاوتی دارند و بسیاری از آنها (مخصوصاً هند و امارات) نمی‌خواهند روابط خود با غرب را به خاطر همراهی با ایران به خطر بیندازند. مشکل دیگر، معامله با ارزهای محلی است. روسیه که حجم زیادی نفت به هند فروخته، حالا انباشته‌ای از روپیه‌های استفاده‌نشده دارد. چون کالای قابل صادراتی از هند به روسیه وجود ندارد، این روپیه‌ها عملاً بلوکه شده‌اند. این عدم تعادل تجاری یکی از موانع اصلی برای کنار گذاشتن دلار است.

از این رو در مقطع کنونی بریکس در کوتاه‌مدت نمی‌تواند محاصره دریایی و مالی ایران را بشکند. ارز مشترک یا سیستم پرداخت یکپارچه بریکس هنوز به بلوغ نرسیده و اختلافات سیاسی داخلی نیز مانع از اقدام سریع و قاطع است، اما بریکس را نباید دست کم گرفت.  سیستم بریکس بریج نیز اگر به بلوغ برسد، می‌تواند وابستگی به سوئیفت را کاهش دهد. از همه مهم‌تر، حضور در بریکس به ایران امکان می‌دهد سرمایه‌گذاری مشترک با کشورهای عضو را جذب کند. اشتباه استراتژیک بزرگ این است که انتظار داشته باشیم بریکس یک‌شبه معجزه کند. اما اشتباه بزرگ‌تر، نادیده گرفتن آن و از دست دادن آخرین واگن‌های قطار در حال حرکت اقتصاد جهانی است.

سپر استراتژیک بریکس 

بریکس تنها یک باشگاه سیاسی نیست؛ سه نهاد کلیدی ایجاد کرده است که به طور مشخص برای مقابله با شوک‌های خارجی و تحریم‌های یک‌جانبه طراحی شده‌اند.

۱. بانک توسعه جدید (NDB): این بانک  با سرمایه اولیه ۱۰۰ میلیارد دلار تأسیس شد، به عنوان جایگزینی برای بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول عمل می‌کند. مهم‌ترین مزیت این بانک برای کشوری مانند ایران، نبودِ شرط و شروط سیاسی و ساختاری است. برخلاف وام‌های IMF که معمولاً با برنامه‌های ریاضت‌اقتصادی و اصلاحات ساختاری همراه است، NDB صرفاً بر اساس نیازهای توسعه‌ای و فنی اعتبار می‌دهد. کاخ کرملین اخیراً در تلاش است تا نقش این بانک را برای دور زدن تحریم‌های غربی تقویت کند. تا سال ۲۰۲۶، این بانک پروژه‌هایی به ارزش بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار را تأمین مالی کرده است.

۲. سیستم پرداخت بریکس (mBridge): اگر تحریم‌ها یک شریان حیاتی به نام سوئیفت را قطع کرده‌اند، بریکس در حال ساخت رگ‌های جایگزین است. پروژه  بریکس بریج یک سیستم پرداخت مبتنی بر ارز دیجیتال بانک‌های مرکزی است. هدف آن حذف دلار از تراکنش‌های بین‌اعضایی و کاهش وابستگی به سوئیفت است. برآوردها نشان می‌دهد که این سیستم می‌تواند وابستگی به دلار را تا حدود ۳۰ درصد کاهش دهد. این بدان معناست که ایران می‌تواند با چین، روسیه و هند به صورت مستقیم و با ارزهای ملی یوان، روبل و ریال تجارت کند، بدون اینکه پولی در بانک‌های اروپایی بلوکه شود یا رصد گردد.

۳. ذخیره اضطراری ارزی (CRA): شاید مهم‌ترین ابزار بریکس برای مقابله با تکانه‌های مالی، ترتیبات ذخیره اضطراری (CRA) باشد. این صندوق که بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار منابع دارد، به عنوان یک شبکه امن مالی عمل می‌کند. اگر فشارهای ناشی از تحریم باعث کمبود شدید نقدینگی ارزی در ایران شود، CRA می‌تواند بدون نیاز به مراجعه به بانک‌های غربی، منابع لازم را تأمین کند. مطالعات علمی اخیر نشان می‌دهد که همکاری مالی در چارچوب بریکس و وجود CRA به طور قابل توجهی «نوسانات نرخ ارز» را در کشورهای عضو کاهش می‌دهد و آنها را در برابر شوک‌های سفته‌بازانه مصون می‌سازد.

با این حال، نباید فراموش کرد که بریکس یک نهاد فراملی با اختیارات الزام‌آور نیست. اعضای بریکس اختلافات راهبردی عمیقی با یکدیگر دارند. هند با آمریکا همکاری نظامی نزدیک دارد و نمی‌خواهد روابط خود را به خاطر همراهی کامل با ایران به خطر بیندازد. چین نیز اولویت خود را بر ثبات اقتصادی و جلوگیری از جنگ گسترده می‌داند، نه تقابل تمام‌عیار با غرب.
به همین دلیل، بریکس نمی‌تواند به طور کامل جایگزین نظام مالی موجود شود، اما می‌تواند به عنوان چتر نجات یا بیمه در برابر شدیدترین شوک‌ها عمل کند.

بنابراین بریکس با سهم ۴۰ درصدی از اقتصاد جهان، کنترل منابع استراتژیک و ابزارهای مالی جایگزین،  توانایی آن را دارد که هزینه‌های تحریم برای غرب را افزایش دهد و زاویه فشار را به میزان قابل توجهی کاهش دهد. برای ایران، بریکس یعنی امکان تداوم تجارت نفت با ارزهای محلی، دسترسی به منابع مالی بدون شرط و شروط سیاسی و مهم‌تر از همه، نمادین شدن انزوای تحریم. تا زمانی که ایران در اتاق بریکس حضور دارد، آمریکا نمی‌تواند ادعا کند که ایران در صحنه جهانی تنهاست. سیاست هوشمندانه، نه خروج از نظم جهانی، بلکه نفوذ عمیق در بطن چنین ائتلاف‌هایی برای تغییر موازنه قدرت است.

سهم بریکس از تولید ناخالص داخلی جهان چقدر است؟ 

داده‌های صندوق بین‌المللی پول بر مبنای شاخص قدرت خرید نشان می‌دهد که سهم بریکس از تولید ناخالص داخلی جهان در سال ۲۰۲۶ به ۴۰ درصد رسیده است. در مقابل، سهم گروه هفت (G7) به حدود ۲۸ تا ۲۹ درصد سقوط کرده و همچنان در حال کاهش است.این یک تغییر پارادایم تاریخی است. برای اولین بار در چند دهه اخیر، اقتصاد کشورهای در حال توسعه و نوظهور از اقتصادهای صنعتی و سنتی غرب پیشی گرفته‌اند. اما نکته مهم‌تر، نرخ رشد است. پیش‌بینی می‌شود کشورهای عضو بریکس در سال ۲۰۲۶ به طور متوسط ۳.۷ درصد رشد کنند، در حالی که این رقم برای G7 تنها ۱.۱درصد است. اختلافی بیش از سه برابر است. اگر این روند ادامه یابد، بریکس در یک دهه آینده از نظر وزنی نیز (بر مبنای تولید ناخالص داخلی اسمی) از G7 سبقت خواهد گرفت. این یک گام جدی برای تغییر نظم اقتصادی تک‌قطبی است.

این ائتلاف، برخلاف G7 که یک باشگاه صنعتی و پُست‌صنعتی است، بر پایه منابع طبیعی بنا شده است. اعضای بریکس کنترل قابل توجهی بر منابع استراتژیک جهان دارند.
بیش از ۴۳ درصد از تولید جهانی نفت تحت کنترل کشورهای عضو بریکس است. با اضافه شدن اعضای جدید نفتی مانند عربستان و امارات، این سهم به بالای ۴۵ درصد هم می‌رسد. همچنین کشورهای بریکس حدود ۴۲درصد از عرضه جهانی گندم را در اختیار دارند. در شرایط بحران غذایی جهانی، این یعنی قدرت تعیین قیمت و کنترل زنجیره‌های تأمین است.‌از طرف دیگر بریکس حدود ۴۸.۵ درصد از جمعیت جهان را پوشش می‌دهد.  این یعنی یک بازار مصرف عظیم که هیچ تحریمی نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد. این ترکیب رشد اقتصادی بالا، جمعیت جوان و منابع خام عظیم به بریکس یک «قدرت چانه‌زنی» بی‌نظیری در برابر غرب می‌دهد.

دیدگاهتان را بنویسید