مالهای ممنوعه برای نوجوانان

مالهای ممنوعه برای نوجوانان

بعضی مال‌ها از یه ساعت خاص به بعد دیگه نوجوان راه نمی‌دن، مخصوصاً اگر چند نفر پسر با هم باشن. حتی اگر بخوای بری خرید یا فقط غذا بخوری، باز هم گیر میدن.

عصر پنجشنبه است. نور ویترین‌ها روی سنگ‌های براق طبقات می‌افتد، موسیقی آرامی در فضای مرکز خرید پخش می‌شود و خانواده‌ها با کیسه‌های خرید میان فروشگاه‌ها رفت‌وآمد می‌کنند. چند نوجوان هم مقابل در ورودی ایستاده‌اند. لباس‌های معمولی اما خوش‌رنگ پوشیده‌اند، بلندبلند می‌خندند و درباره فیلمی که قرار است ببینند حرف می‌زنند. هنوز وارد نشده‌اند که نگهبان جلو می‌آید: «چند نفرین؟ با خانواده نیستین؟ حق ورود ندارین.» این صحنه برای بسیاری از نوجوان‌های تهرانی آشناست.

به‌ویژه آنهایی که آخر هفته‌ها برای تفریح، خرید یا وقت‌گذرانی به مراکز خرید بزرگ شهر می‌روند. در سال‌های اخیر، بعضی مال‌ها به شکل نانوشته محدودیت‌هایی برای نوجوان‌ها ایجاد کرده‌اند. محدودیت‌هایی که از نگاه بسیاری از آنها، بیشتر شبیه تبعیض سنی است تا مدیریت مجموعه. بعضی مجتمع‌ها پس از ساعات عصر، گروه‌های نوجوان را بدون حضور والدین وارد نمی‌کنند. بعضی دیگر، پس از ورود هم با نگاه‌های سنگین و تذکرهای مداوم فضا را برایشان غیرقابل تحمل می‌کنند. نتیجه روشن است؛ نسلی که سهم بزرگی از مصرف‌کنندگان بازار مد، فست‌فود، گیم‌سنتر و سینما را تشکیل می‌دهد، در بخشی از مهم‌ترین فضاهای عمومی شهر احساس «ناخواسته بودن» می‌کند.

انگار مجرمیم 

آروین امیرشاهی نوجوانی که تجربه رفت‌وآمد مداوم به چند مرکز خرید معروف تهران را دارد، می‌گوید این برخوردها برای او و دوستانش به تجربه‌ای تکراری تبدیل شده است. او توضیح می‌دهد: «بعضی مال‌ها از یه ساعت خاص به بعد دیگه نوجوان راه نمی‌دن، مخصوصاً اگر چند نفر پسر با هم باشن. حتی اگر بخوای بری خرید یا فقط غذا بخوری، باز هم گیر میدن.»

به گفته آروین، رفتار نگهبان‌ها در همه مراکز خرید یکسان نیست. او می‌گوید در بعضی مجتمع‌ها برخورد محترمانه‌تر است و نوجوان‌ها کمتر احساس تحقیر می‌کنند، اما در برخی دیگر فضا کاملاً متفاوت است: «بعضی وقت‌ها جوری رفتار می‌کنن انگار آدم خلافکار بوده. فقط چون سنمون کمه.» او از تجربه‌هایی می‌گوید که در آن نوجوان‌ها پس از ورود، کنار فودکورت یا راهروها با تذکرهای پیاپی روبه‌رو شده‌اند. «مثلاً میگن زیاد اینجا نایستین، شلوغ نکنین، بشینین، بلند شین، یا حتی میگن باید برین بیرون. در حالی که شاید فقط داشتیم حرف می‌زدیم.» آروین معتقد است مشکل فقط اجازه ورود دادن نیست؛ بلکه نوع نگاه تحقیرآمیزی است که بعضی نگهبان‌ها نسبت به نوجوان‌ها دارند. «انگار از اول فکر می‌کنن حتماً قرار بوده دردسر درست کنیم.»

  پاتوق نسل جدید

در شهری مثل تهران که فضاهای عمومی امن و در دسترس برای نوجوان‌ها محدود است، مراکز خرید عملاً به یکی از مهم‌ترین محل‌های معاشرت نسل جوان تبدیل شده‌اند. دهه هشتادی‌ها و دهه نودی‌ها بخش بزرگی از اوقات فراغت خود را در همین فضاها می‌گذرانند. جایی که هم امکان خرید و غذا خوردن وجود دارد و هم می‌توان ساعتی از شلوغی و محدودیت‌های خانه و مدرسه فاصله گرفت.

برای نسل‌های قبلی، خیابان، پارک یا سینما نقش پررنگ‌تری داشت. امروز اما بسیاری از نوجوان‌ها، مال‌ها را جایگزین همان فضاها کرده‌اند. اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و فرهنگ جهانی نیز روی این الگو اثر گذاشته است. نوجوان‌ها دوست دارند در محیطی مدرن و شبیه آنچه در فیلم‌ها و شبکه‌های اجتماعی می‌بینند وقت بگذرانند. در چنین شرایطی، برخوردهای سختگیرانه بعضی مجتمع‌ها عملاً پیام روشنی دارد: «این فضا برای شما نیست.»

همین موضوع باعث شده بخشی از نوجوان‌ها احساس کنند در شهر جایی برای حضور عادی و بی‌دردسر ندارند. نه پارک‌ها امنیت و جذابیت کافی دارند، نه فرهنگسراها برای نسل جدید هیجان‌انگیزند و نه خیابان امکان معاشرت آرام را فراهم می‌کند. حالا اگر مراکز خرید هم به روی آنها بسته شود، پرسش مهمی مطرح می‌شود: نوجوان‌ها دقیقاً باید کجا بروند؟

مشتری‌هایی که دیده نمی‌شوند

نکته عجیب ماجرا اینجاست که بسیاری از برندها و فروشگاه‌های مستقر در مراکز خرید، دقیقاً روی بازار نوجوان‌ها و جوان‌ها حساب باز کرده‌اند. از پوشاک و کفش گرفته تا لوازم دیجیتال، نوشیدنی‌ها، کافه‌ها و فست‌فودها، بخش بزرگی از درآمدشان وابسته به همین گروه سنی است. آروین می‌گوید: «خیلی وقت‌ها همین نوجوان‌ها بیشتر خرید می‌کنن. ما برای لباس، کفش، غذا، بازی یا سینما پول خرج می‌کنیم. واسه همین برامون سواله چرا این برخوردها هست.»
واقعیت هم همین است. کافی است سری به فروشگاه‌های پوشاک یا گیم‌سنترهای مال‌ها زده شود تا روشن شود نوجوان‌ها یکی از اصلی‌ترین مشتریان این فضاها هستند. بسیاری از ترندهای بازار نیز دقیقاً براساس سلیقه همین نسل شکل می‌گیرد.
با این حال، بعضی مراکز خرید میان «مشتری خوب» و «نوجوان» مرزی نانوشته کشیده‌اند. اگر خانواده‌ای همراه نوجوان باشد، فضا آرام‌تر است. اما حضور گروه‌های دوستانه نوجوانان، برای برخی نگهبان‌ها نشانه احتمال دردسر تلقی می‌شود.

نگهبان‌هایی که قاضی می‌شوند

مدیران بعضی مجتمع‌های تجاری می‌گویند هدفشان حفظ آرامش محیط و جلوگیری از مزاحمت برای مشتریان دیگر است. در سال‌های اخیر، ویدیوهایی از رفتارهای هیجانی و جمع‌های پرشور و هیجان نوجوان‌ها در بعضی مال‌ها منتشر شده و همین موضوع حساسیت مدیران را افزایش داده است.اما منتقدان می‌گویند مشکل از جایی آغاز می‌شود که رفتار چند نفر، به کل یک نسل تعمیم داده می‌شود. یعنی به‌جای برخورد موردی با افراد مشکل‌ساز، همه نوجوان‌ها زیر ذره‌بین قرار می‌گیرند. جامعه‌شناسان معتقدند این نوع نگاه، در بلندمدت احساس طردشدگی اجتماعی ایجاد می‌کند.

نوجوانی دوره‌ای است که فرد بیش از هر زمان دیگری به دیده شدن، احترام و تعلق اجتماعی نیاز دارد. اگر جامعه مدام این پیام را منتقل کند که «شما مزاحم هستید»، نتیجه می‌تواند فاصله عاطفی بیشتر میان نسل جوان و جامعه باشد. برخورد تحقیرآمیز با نوجوان‌ها معمولاً نتیجه عکس می‌دهد. نوجوانی که احساس کند صرفاً به دلیل سنش قضاوت می‌شود، احتمال بیشتری دارد که واکنش عصبی یا پرخاشگرانه نشان دهد. بخش مهمی از تجربه نوجوان‌ها، به رفتار نیروهای حراست و نگهبانی برمی‌گردد.

بسیاری از آنها می‌گویند مشکل اصلی، صرف قانون یا محدودیت نیست؛ بلکه شیوه اجرای آن است. آروین تعریف می‌کند: «بعضی نگهبانان خیلی خوب برخورد می‌کنن، توضیح میدن یا محترمانه حرف می‌زنن. ولی بعضیا از همون اول حالت دعوا دارن. انگار می‌خوان ثابت کنن اینجا جای ما نیست.» در برخی روایت‌ها حتی صحبت از تهدید یا برخوردهای تند فیزیکی هم مطرح می‌شود؛ مسائلی که البته به‌سختی قابل اثبات‌اند اما تکرار آنها در میان نوجوان‌ها نشان می‌دهد نارضایتی واقعی وجود دارد. نگهبان‌های مراکز خرید عملاً به نخستین چهره مواجهه نوجوان با یک فضای عمومی تبدیل شده‌اند. اگر این برخورد از ابتدا با سوءظن همراه باشد، تجربه حضور در آن فضا نیز به تجربه‌ای تلخ تبدیل می‌شود.

شهرهایی که نوجوان‌ها را می‌پذیرند

در بسیاری از کشورهای دنیا، مراکز خرید برای جذب نوجوان‌ها برنامه‌ریزی می‌کنند. از فضاهای بازی و موسیقی گرفته تا رویدادهای فرهنگی، جشنواره‌های دانش‌آموزی و تخفیف‌های ویژه جوانان. دلیلش روشن است؛ نوجوان‌ها آینده بازار مصرف‌اند و حضورشان به پویایی فضای شهری کمک می‌کند. البته در بعضی کشــــورها هم محدودیت‌هایی برای گروه‌های بزرگ نوجوانان وجود دارد، اما تفاوت مهم در شیوه اجراست. قوانین معمولاً شفاف‌اند، محترمانه اجرا می‌شوند و کمتر رنگ تحقیر یا قضاوت جمعی دارند. در تهران اما بسیاری از محـــــدودیت‌ها نانوشتـــــــــه‌اند. نوجوان‌ها نمی‌دانند دقیقاً چه قانونی وجود دارد و براساس چه معیاری ممکن است اجازه ورود پیدا کنند یا پشت در بمانند. همین ابهام، حس بی‌عدالتی را بیشتر می‌کند. چون تصمیم نهایی اغلب به تشخیص نگهبان وابسته است. تشخیصی که ممکن است تحت تأثیر ظاهر، نوع لباس یا تعداد دوستان قرار بگیرد.

مسئله فقط چند مال نیست

شاید در نگاه اول، ماجرا فقط اختلافی ساده میان چند نوجوان و چند مرکز خرید به نظر برسد، اما موضوع عمیق‌تر از این حرف‌هاست. این برخوردها بخشی از شکاف بزرگ‌تر میان نسل جدید و فضاهای رسمی جامعه را نشان می‌دهد. نسلی که بیشتر عمرش را در اینترنت و شبکه‌های اجتماعی گذرانده، انتظار دارد در دنیای واقعی هم امکان حضور آزادانه‌تری داشته باشد. در مقابل، بخشی از ساختارهای رسمی هنوز با نگاه کنترل‌گرایانه به نوجوان‌ها نگاه می‌کنند. نتیجه، نوعی بیگانگی تدریجی است. نوجوان‌هایی که احساس می‌کنند شهر، امکاناتش و حتی مراکز تفریحی‌اش متعلق به آنها نیست.

دیدگاهتان را بنویسید