فوتبال زیر سایه سیاست

فوتبال زیر سایه سیاست

در یکی از کشورهای آمریکای جنوبی (بخوانید برزیل) بانویی از یکی از احزاب سیاسی برزیل در شهر ریودوژانیرو نزد هم حزبی خود می‌رود که به تازگی رئیس و همه کاره باشگاه پرطرفدار فلامینگو شده است.

به گزارش سرمایه فردا، برخی‌ها تصور می‌کنند مدیریت و حضور در فوتبال نه تخصص می‌خواهد، نه سواد و نه حتی تجربه! در طول روز یا هفته جوک‌هایی می‌خوانید یا می‌شنوید که روز یا هفته شما یا حداقل دقایقی از زندگی‌تان را ساخته و سرکیف می‌شوید.این لطیفه را هم ما به تازگی شنیدیم: در یکی از کشورهای آمریکای جنوبی (بخوانید برزیل) بانویی از یکی از احزاب سیاسی برزیل در شهر ریودوژانیرو نزد هم حزبی خود می‌رود که به تازگی رئیس و همه کاره باشگاه پرطرفدار فلامینگو شده است.

 

این خانم که مدتی می‌شد بیکار شده بود در این ملاقات، از آقای رئیس می‌خواهد کاری برایش پیدا کند. رئیس باشگاه فلامینگو که ارادت فراوانی هم به هم حزبی خود داشته و در ضمن نیم نگاهی هم به انتخابات شورای شهر ریودوژانیرو دارد با روی باز موافقت می‌کند. رئیس باشگاه فلامینگو از آن خانم می‌پرسد که آیا حاضر است سرمربی تیم فوتبال بزرگسالان شود؟!

خانم هم حزب ابتدا موافقت می‌کند اما بعد هر دو متوجه می‌شوند باشگاه قرارداد سنگینی تا پایان فصل با سرمربی دارد ضمن آن که تمرین دادن یک مشت مرد خشن آن هم هر روز و بدون وقفه کار سخت و طاقت فرسایی است و قید آن را هر دو می‌زنند! در ادامه رئیس فلامینگو به خانم بیکار هم حزب پیشنهاد می‌کند مدیر تیم فوتبال باشگاه شود اما ناگهان به یاد می‌آورد که هرگز یک بانو مدیر و سرپرست یک تیم فوتبال باشگاهی در برزیل نشده و اساسا این پست فقط به مردها اختصاص دارد!

سپس بحث به حوزه‌های مالی و حقوقی کشیده می‌شود که آقای رئیس تأکید می‌کند کار در این دو بخش نیاز به سواد، تحصیلات عالیه و تخصص دارد و مناسب خانم نیست!همچنین رئیس فلامینگو پیشنهاد می‌کند خانم هم حزب منشی او شود اما این پیشنهاد هم پذیرفته نمی‌شود چون طرف حوصله آن را ندارد که صبح تا شب به تماس‌های تلفنی این و آن پاسخ دهد و…

در نهایت طرفین به این نتیجه می‌رسند بهترین پست و سمت برای خانم هم حزب، این است که سخنگوی باشگاه فلامینگو شود چون هم توجهات جلب و تبلیغ خوبی می‌شود و هم نیاز چندانی به تخصص ندارد! یکسری صحبت‌های کلی و سیاست‌های باشگاه را خانم سخنگو می‌تواند طوطی وار بیان کند و رسانه‌ها هم منتشر کنند و… هم فال است و هم تماشا!

هر دو هم بابت این پست دهان پرکن جدید ذوق زده می‌شوند و بلافاصله خانم هم حزب به آقای رئیس پیشنهاد می‌دهد که فردای همان روز یک کنفرانس خبری بگذارد و با رسانه‌ها صحبت کند.خانم سخنگو اما فردا روز در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران درباره جشن تأسیس باشگاه به اشتباه حرف از جشن ۱۴۰ سالگی باشگاه می‌زند در حالی که فلامینگو ۱۳۰ سال است تشکیل شده و کلی جواب اشتباه و غلط به خبرنگاران می‌دهد تا همه را حیرت زده کند!

 

دستور رئیس باشگاه فلامینگو

شایدهر کس دیگری رئیس باشگاه فلامینگو بود پس از این آبروریزی بلادرنگ خانم سخنگو را برکنار می‌کرد اما آقای رئیس که هر کسی نبود! او به حمایت حزب سیاسی خودش برای ورود به شورای شهر ریودو ژانیرو نیاز داشت و فقط به شکلی مهربانانه از هم حزبی خودش می‌خواهد فعلا کنفرانس خبری برگزار نکند و به امور دیگر برسد!

امور دیگر اما شامل خیلی چیزها می‌شود؛ از دخالت در تیم‌های پایه‌ای و بانوان بگیرید تا مذاکره با سرمربیان مختلف برای فصل آینده!

خانم سخنگو که دیگر سخن نمی‌گوید (!) در همه امور فلامینگو دخالت و کاری می‌کند که معاون باشگاه و دست راست رئیس فلامینگو مجبور به جدایی شود.

سرمربی تیم بزرگسالان،  مسئول آکادمی، سرمربی تیم بانوان و … خلاصه همه اعضا و ارکان باشگاه از دخالت‌های خانم حالا سخن نگو (!) کلافه شده اما کاری از دست آنها بر نمی‌آید، مجبورند بسوزند و بسازند. چرا؟

چون آقای رئیس دوست دارد پس از باشگاه فلامینگو یا شاید هم همزمان با ریاست این باشگاه معروف و پرطرفدار برزیلی، عضو شورای شهر ریودوژانیرو شود و…
راستی جای شکرش باقی است که در باشگاه‌های پرطرفدار ایرانی شاهد چنین لطیفه‌های خنده داری نیستیم و همه سرجای خود هستند.

دیدگاهتان را بنویسید