فروپاشی اقتصاد امارات

فروپاشی اقتصاد امارات

جنگ باعث شد صادرات نفت متوقف شده و اقتصادهای وابسته به دلار با کمبود شدید نقدینگی و افزایش هزینه‌ها روبه‌رو شوند.

حامد شایگان: جنگ خاورمیانه، آن پرده نازک امنیت را از چهره قطب‌های ثروت نفتی کنار زد. امارات متحده عربی، همان بهشت امن سرمایه‌گذاران و نماد رفاه خلیج فارس، پشت درهای بسته واشنگتن ایستاد و خواهان خط اعتباری دلاری شد. کشوری که ذخایر ارزی‌اش حدود ۲۷۰ میلیارد دلار است، از ترس تهی شدن منابع و فرار سرمایه‌گذاران، التماس یک شریان مالی حیاتی را کرد‌ و در مقابل تهدیدش فروش نفت به یوان بود که نشانه‌ای دیگر از وابستگی بیش از حد اقتصادی این کشور به آمریکا بود.

همچنین عربستان سعودی اقتصاد نفتی‌اش کاملا رنگ شده و حتی واردات نفت کوره را از روسیه افزایش داده و تورم در این کشور روند صعودی پیدا کرده است،  اما در آن سوی میدان، ایران با ۴۷ سال تجربه زندگی در دل تحریم، نشان داد که «تاب‌آوری» در برابر محاصره اقتصادی، هنری نیست که با پول نفت بتوان خرید؛ سال‌ها تمرین مقاوم سازی اقتصادی می‌خواهد.

واقعیت این است که تا پیش از جنگ رمضان، تصویر اقتصاد کشورهای حاشیه خلیج فارس در اذهان عمومی، تصویری از رفاه مطلق و قدرت مالی بی‌پایان بود. برج‌های سر به فلک کشیده دبی، صندوق‌های عظیم ثروت ملی ابوظبی و رویاهای بلندپروازانه عربستان برای آینده‌ای پس از نفت، همگی نویدبخش ثبات و امنیتی بودند که سرمایه‌گذاران غربی را مجذوب خود کرده بود، اما جنگ، نشان داد که این تابلوی زیبا اصل نیست.

پس از حملات به زیرساخت‌های انرژی و بسته شدن تنگه هرمز، یک حقیقت تلخ برملا شد؛ ثروت، بدون پشتوانه تولید داخلی و امنیت پایدار، فقط یک پوسته توخالی است. امارات که خود را قطب مالی جهان و هاب حمل‌ونقل منطقه جا زده بود، یک‌باره خود را در محاصره کامل اقتصادی گرفتار دید. تقریبا صادرات نفتش متوقف شد، کشتی‌ها در بنادر زمین‌گیر شدند، هزینه حمل کالا سر به فلک کشید و سرمایه‌گذاران خارجی، یکی پس از دیگری، آن «بهشت امن» را ترک کردند.

التماس دلار از آمریکا 

وال‌استریت اخیرا خبری با این عنوان منتشر کرد که امارات متحده عربی در حال مذاکره با آمریکا برای دریافت «خط اعتباری دلاری» است. خالد محمد بالما، رئیس بانک مرکزی امارات، این درخواست را در جلساتی در واشنگتن با اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا و مقامات فدرال رزرو مطرح کرده است. اما خط اعتباری یعنی چه؟ یعنی امارات می‌خواهد درهم بدهد و در مقابل دلار دریافت کند. هدف، فقط یک چیز است، جلوگیری از قحطی دلار در بازار داخلی. با بسته شدن تنگه هرمز، صادرات نفت امارات عملاً متوقف شده و ورودی دلار به صفر رسیده است.

درهم امارات به دلار میخ شده (نرخ ثابت دارد) و بدون ذخایر کافی دلار، این ارز محکوم به سقوط است. مقامات اماراتی این درخواست را «پیشگیرانه و احتیاطی» خواندند، اما واقعیت چیز دیگری بود. همین چند هفته قبل، بحرین موفق شده بود از امارات یک خط اعتباری ۵ میلیارد دلاری بگیرد تا ثبات مالی خود را حفظ کند. حالا نوبت خود امارات رسیده و در گام اول درخواست بازگشت خط اعتباری ۳.۵ میلیارد دلاریش از پاکستان شد. این زنجیره درخواست‌های کمک مالی، عمق فاجعه را در منطقه نشان می‌داد. ثروتمندترین کشورهای خلیج فارس داشتند یکی پس از دیگری التماس پول می‌کردند.

تهدید به یورو و یوان؛ چالش جدید سلطه دلار

شاید مهم‌ترین برگ برنده امارات در این مذاکرات، جایی بود که به آمریکا هشدار داد؛ اگر دلار نباشد، یوان چین و یورو خواهند بود. مقامات اماراتی در پشت درهای بسته اعلام کرده‌اند که در صورت کمبود شدید دلار، ممکن است مجبور شوند برای فروش نفت و سایر معاملات خود از ارزهای جایگزین مثل یوان چین استفاده کنند. این هشدار، یک تهدید ضمنی اما بسیار جدی برای سلطه دلار بود. دلار آمریکا سال‌هاست به لطف استفاده انحصاری در معاملات نفت، جایگاه خود را به عنوان ارز ذخیره جهان حفظ کرده است.

اگر امارات، یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان نفت جهان، به سمت یوان حرکت کند، این می‌تواند زنگ خطری برای کل نظام مالی دلار باشد.  فدرال رزرو آمریکا بعید است با درخواست خط اعتباری امارات موافقت کند، چون این خطوط معمولاً برای کشورهایی با روابط مالی عمیق‌تر با آمریکا مثل بریتانیا، کانادا و ژاپن در نظر گرفته شده است. با این حال، وزارت خزانه‌داری از طریق صندوق تثبیت ارز، می‌تواند خطوط جایگزینی بدون تأیید فدرال رزرو فراهم کند. هرچند نباید فراموش کرد که امارات در حال  یک بازی دوگانه هوشمندانه است؛ از یک سو، برای حفظ وضع موجود و ادامه سلطه دلار با آمریکا مذاکره می‌کند، و از سوی دیگر، خود را برای سناریوی جایگزین یعنی سلطه یوان آماده می‌کند. به قول معروف، تخم‌مرغ‌هایش را در یک سبد نگذاشته است.

فرار سرمایه و گرانی بی‌سابقه

امارات در این جنگ فقط از نظر مالی آسیب ندید؛ تصویر «بهشت امن» آن نیز برای همیشه تخریب شد. سرمایه‌گذارانی که برای امنیت به امارات آمده بودند، حالا داشتند فرار می‌کردند. ارزش بازار سهام دبی حدود ۱۵درصد ریزش کرد و شاخص نوسان به بالاترین سطح خود در پنج سال اخیر رسید. اعتماد، ارزان‌ترین و در عین حال گران‌بهاترین سرمایه، از ابوظبی داشت فرار می‌کرد.

اما شاید ملموس‌ترین اثر جنگ بر زندگی مردم عادی امارات، افزایش سرسام‌آور قیمت بنزین و گازوئیل بود. قیمت بنزین «سوپر ۹۸» که در اسفند ۱۴۰۴ حدود ۲.۵۹ درهم بود، در فروردین به ۳.۳۹ درهم رسید؛ یعنی ۳۰ درصد افزایش. در امارات گازوئیل هم که موتور محرک لجستیک، حمل‌ونقل و ساخت‌وساز است، از ۲.۷۲ درهم به ۴.۶۹ درهم یعنی ۷۲ درصد جهش کرد؛  این رکورد افزایش یک‌ماهه از زمان آزادسازی قیمت سوخت در امارات در سال ۲۰۱۵ بود. این گرانی، مستقیم به قیمت تمام‌شده همه کالاها اضافه شد و تورم را در کشوری که به رفاه و ثبات معروف بود، بیداد کرد.

دلایل تاب‌آوری ایران در برابر توفان

در آن طرف میدان، ایران با ۴۷ سال تجربه زندگی در دل تحریم و محاصره، این بار داستان متفاوتی داشت. هرچند تورم نقطه‌به‌نقطه مواد غذایی در بهمن ۱۴۰۴ در ایران به ۱۱۰ درصد رسید و تورم عمومی ۱۴۰۴ حدود  ۵۰ درصد اعلام شد اما دولت سیستم قیمت‌گذاری سه‌لایه بنزین را اجرایی کرد و در جنگ بنزین سهمیه‌ای را با نرخ‌های ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومان و بنزین آزاد را با نرخ ۵۰۰۰ تومان همچنان به صورت ثابت نگه داشت.
اما خبر مهم این است که ایران، برخلاف امارات، دچار «شک اقتصادی» نشده است.

کسری بودجه با استفاده از صندوق توسعه ملی و بازار مصرفی یا کالابرگ مدیریت شده است. زنجیره تأمین کالاهای اساسی با تکیه بر مسیرهای زمینی و تفویض اختیار به استانداران مرزی، همچنان تنظیم است. دلیل این تاب‌آوری چیست؟  تحریم‌ها ایران را مجبور به ایجاد یک «اقتصاد مقاومتی» کرده است؛ اقتصادی مبتنی بر نوآوری و خوداتکایی در ایران نمایان شده‌است. ایران با تکیه بر پیمان‌های پولی دوجانبه با چین، روسیه و هند، استفاده از رمزارزها و سیستم‌های پیچیده تهاتر، توانسته  تحریم‌ها را تا حد زیادی خنثی کند. در حالی که امارات پس از ۵۰ روز جنگ با بحران نقدینگی دست و پنجه نرم می‌کرد.

تقابل دو مدل اقتصادی

شاید مهم‌ترین درس این جنگ، تفاوت در «مدل اقتصادی» این دو طرف باشد. امارات مدلی فوق‌العاده وابسته به غرب ساخته بود. دلار پایه پولش بود، بازارهای مالی‌اش به سرمایه‌گذاران خارجی گره خورده بود و امنیتش را به پایگاه‌های نظامی آمریکا سپرده بود. به همین دلیل، کوچکترین اختلال در این سیستم، کل کشور را به لرزه می‌اندازد. مثل خانه‌ای که روی پایه‌های چوبی بنا شده باشد؛ با اولین توفان می‌لرزد.
ایران اما دهه‌ها است که تحریم‌ها را به عنوان یک واقعیت پذیرفته و سیستم خود را بر مبنای «بقا در شرایط محاصره» طراحی کرده است.

شاید خشن، شاید ناکارآمد، اما حداقل «ضدشکنندگی» است.  تجار ایرانی می‌دانند چگونه بدون دلار تجارت کنند چگونه از تحریم‌های بانکی عبور کنند، و چگونه قطعات یدکی را از بازارهای غیررسمی تأمین کنند. این تجربه تلخ، حالا به بزرگ‌ترین دارایی راهبردی ایران در جنگ تبدیل شده است.» ایران با بهره‌گیری از «اقتصاد مقاومتی»، ناوگان مخفی نفتکش‌ها، سیستم بانکی موازی و شبکه گسترده تهاتر کالا را ایجاد کرده است. امارات اما در همان اولین موج محاصره، درمانده وار به واشنگتن پناه برد.

بنابراین جنگ خاورمیانه بالاخره ثابت کرد: «بهشت امن»، بدون پشتوانه تولید داخلی و اقتصاد مقاوم، می‌تواند در عرض چند هفته به «جهنم محاصره» تبدیل شود. امارات با ذخایر ۲۷۰ میلیارد دلاری، ثروت سرشار نفتی و روابط سیاسی مستحکم با غرب، در اولین شوک جدی زانو زد و التماس دلار کرد.

قیمت بنزین در این کشور تا ۳۰ درصد افزایش یافت و سرمایه‌گذاران خارجی از ترس جان و مالشان فرار کردند. در ایران اما با وجود تورم بالای ۵۰ درصد، خبری از فروپاشی نیست. مردم ۴۷ سال است که زیر بار تحریم زندگی می‌کنند و راهکارهای بقا را خوب بلدند.  این تفاوت آمار نشان می‌دهد که هزینه تاب‌آوری ایران، بسیار بالاست. اما حداقل ایران هنوز بر صندلی مذاکره نشسته و از موضع قدرت حرف می‌زند، نه از موضع التماس.

دیدگاهتان را بنویسید