بهنام پناهی، کارشناس اقتصادی و سیاسی، با استناد به جزئیات منتشرشده از سوی میثم ظهوریان، نماینده مجلس، از محورهای تازهترین تفاهمنامه احتمالی میان ایران و آمریکا پرده برداشته است. بر اساس این اطلاعات، توافق نهایی منوط به یک دوره ۶۰ روزه قابل تمدید است که در آن، رفع محاصره دریایی و بازگشایی تنگه هرمز در برابر فریز برنامه هستهای و معافیت فروش نفت ایران قرار دارد. با این حال، پناهی با اشاره به ابهامات جدی در آزادسازی وجوه مسدودشده، نبود امتیاز نقدی مشخص و وعده غیرقابلاجرای ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی، احتمال نهایی شدن این تفاهم را «بسیار بعید» میداند و آن را بیشتر اقدامی برای خرید زمان و مدیریت افکار عمومی در دو طرف ارزیابی میکند.
بهنام پناهی؛ کارشناس اقتصادی و سیاسی: میثم ظهوریان نماینده مجلس جزئیات بیشتری از محورهای فعلی تفاهمنامه ایران و آمریکا را منتشر کرده است
الف) تایید مفاذ خبر صدا و سیما
۱. منوط شدن توافق نهایی به مدت زمان ۶۰ روزه قابل تمدید با توافق طرفین.
۲. رفع محاصره دریایی ظرف ۳۰ روز و خروج نیروهای آمریکایی از محیط پیرامونی ایران (محیط پیرامونی تعریف نشده)
۳. باز شدن تنگه هرمز ظرف ۳۰ روز توسط ایران
ب) در طول دوره مذاکرات
۴. فریز برنامه هستهای ایران در برابر عدم افزایش تحریمها توسط آمریکا در طول دوره مذاکرات
۵. معافیت فروش نفت و پتروشیمی ایران و خدمات مرتبط با آن
۶. آزادی وجوه مسدود شده ایران به تدریج توسط آمریکا در صورت پیشرفت مذاکرات (این که در بازه زمانی مذاکرات باشد یا پس از توافق نهایی و حتی چه میزان باشد، در این متن نامشخص است)
۷. اعلام خاتمه جنگ از جمله در لبنان و عدم استفاده از زور علیه یکدیگر و احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر
ج) در صورت امضای توافق نهایی
۸. وعده برنامه بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری برای ایران
۹. خاتمه تحریمهای اولیه و ثانویه در یک برنامه زمانی
۱۰. عدم ساخت سلاح هستهای توسط ایران و ایجاد یک چهارچوب رضایتبخش طرفین در مورد سرنوشت ذخایر اورانیوم و غنی سازی
طبق متن بالا و اخبار دیگر احتمالا تفاهم اولیه طی روزها و هفتههای آینده انجام میشود اما؛
🔸 اول، دو طرف هیچ امتیاز نقدی به یکدیگر غیر از رفع محاصره دریایی و بازکردن تنگه هرمز ندادهاند که در خبر سیما به آن تاکید شده بود. در واقع، رفع محاصره دریایی در برابر باز شدن تنگه هرمز جانمایی شده است. اصولا هدف آمریکا از محاصره دریایی هم باز کردن تنگه هرمز بوده است.
🔸دوم، معافیتهای تحریم نفتی و عدم افزایش تحریمها در برابر فریز برنامه هستهای چندان امتیاز دندانگیر نیست به دلیل آن که پاشنه آشیل فعلی اقتصاد جهانی نیاز فوری به نفت و پتروشیمی (آسیبدیده) ایران است. حتی در دوره جنگ ایران چنین معافیتهایی داشت. ایران هم فعالیتهای هستهای خود را در کوتاهمدت نمیتواند مجدد فعالسازی کند.
🔸سوم، مهمترین امتیاز این توافق، اتمام جنگ در تمام جبههها از جمله لبنان است، اما در این زمینه اسرائیل چندان پایبند نخواهد ماند و نقضهای مکرر آتشبس برای آزادی عملیاتهای هوایی در لبنان انجام خواهد شد. چنانچه پس از شهادت سید حسن نصرالله ادامه داشته است. البته وضعیت عملیاتی نسبت به شرایط فعلی محدودتر خواهد شد. ضمن این که این موضوع اتمام جنگ نیست صرفا ایجاد یک شرایط حقوقی دو طرف به وضعیت نه جنگ، نه صلح است. هرچند شرایط عادیتر از وضعیت فعلی است که بدون انعقاد هرگونه تفاهم مکتوب پیش میرود. ریل تجارت و اقتصاد ایران به روال پیشاجنگ برمیگردد ولی باز هم هر لحظه امکان برهم خوردن شرایط و رفتن سریع به دور بعدی جنگ هست اما سختتر از وضعیت فعلی بدلیل وجود واسطهها و مکانیزم مذاکرات برای رسیدن به توافق. (البته مجدد تاکید شود که احتمال ترور و ضربه و آسیب شدید در لحظه شروع جنگ هست که وظیفه نیروهای نظامی و امنیتی است نه نیروهای مذاکراتی)
🔸چهارم، امتیاز نقد این تفاهم که بیشترین اصرار ایران هم به آن بوده است، آزادسازی پولهای بلوکه شده است ولی این موضوع نه در میزان آزادسازی پولها و نه در مورد روال آن (به صورت نقدی یا انتقال به چین یا حتی صرفا باقی ماندن در همان کشورهای مبدا) وضعیت مشخصی نخواهد بود. هرچند بعید است پول نقد به ایران وارد شود و در بهترین حالت میتوان از انتقال آن به چین و خرید کالا صحبت کرد که نیاز به تفاهم راهبردی با چین برای رسمی کردن تجارت با یوان خواهد بود.
🔸پنجم، این تفاهم اولیه، احتمال نهایی شدن آن بسیار بعید است و دو طرف نیاز به خرید زمان برای شروع دور بعدی درگیریها دارند. به ویژه انجام بندهایی مانند تشکیل صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری در شرایطی که طرف مقابل نسبت به آزادسازی ۲۵ میلیارد دلار پولهای بلوکه شده مخالفت عملیاتی دارد صرفا یک وعده محال است.
🔸ششم، متن به نحوی نگارش شده است که قابل فروش به فضای افکار عمومی داخلی باشد به ویژه آن که افراد مخالف شدیداللحنی در هر دو کشور هستند. در واقع، در متن به نحوی سعی خواهد شد که شروط شعام مورد تاکید قرار گیرد ولی به لحاظ اجراییشدن چندان جدی بنظر میرسد.
🔸هفتم، سوال اساسی سیاستی این است آیا امکان انعقاد تفاهم یا توافق اولیه بهتری وجود دارد؟ خیر، و در این شرایط آیا ما امکان ادامه جنگ و تشدید وضعیت را داریم و حاضر هستیم که مثلا زیرساختهای ما ضربه بیشتری بخورد و یا رشد اقتصادی، تورم و بیکاری بدتری داشته باشیم؟ بنظر خیر.
.