در حال حاضر تنگه هرمز به میدان جدید رقابت ارزی شرق و غرب تبدیل شده و نقش مهمی در این تحول ایفا میکند.
مونا موسوی:جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران شاید اولین درگیری نظامی در تاریخ باشد که پیامدهایش در بازارهای مالی، به اندازه میدانهای نبرد تعیینکننده است. آتشبسهای شکننده و سکوت متناوب توپها، هر بار با موج تازهای از تحلیلهای اقتصادی همراه میشود. حالا چینیها زنگ خطر را به صدا درآوردهاند؛ بحران خاورمیانه ممکن است به عنوان نقطه عطفی در تاریخ ثبت شود به طوری که «پترودلار» جای خود را به «پترویوآن» میدهد. این پیشبینی، نقشه راه آینده است و باعث شده برخورد دو جهان در تنگه هرمز و تأثیر آن بر اقتصاد غرب و شرق نمایان شود.
برای فهمیدن اهمیت لحظه کنونی، باید پنجاه سال به عقب برگردیم. دهه ۱۹۷۰، جهان در شوک نفتی دستوپا میزد و دلار آمریکا که دیگر پشتوانه طلا را نداشت، حسابی لرزان شده بود. در چنین فضایی، واشنگتن و ریاض پیمانی بستند که ساختار اقتصاد جهانی را برای نیم قرن قفل کرد. عربستان سعودی قبول کرد نفت خود را فقط با دلار بفروشد و درآمدهایش را دوباره در اوراق قرضه آمریکا سرمایهگذاری کند. در عوض، آمریکا چتر امنیتی خود را بر فراز صحراهای عربستان گشود و تضمین کرد که هیچ دشمنی به این منبع حیاتی دستدرازی نکند.
این معامله، ساده اما هوشمندانه بود. از آن لحظه به بعد، جهان برای خرید نفت ناگزیر به دلار نیاز پیدا کرد. کشورها برای تأمین ارز مورد نیاز خود، مجبور بودند کالاهایشان را بفروشند، پول آمریکا را جمع کنند و مازادش را هم دوباره در بازارهای مالی آمریکا پسانداز کنند. چرخهای که سلطه اقتصادی آمریکا را برای دههها تثبیت کرد.اما این نظم کهنه، حالا تَرَکهای عمیقی برداشته است. خاورمیانه دیگر نفت خود را فقط به دلار نمیفروشد. چین امروز چهار برابر آمریکا از عربستان نفت میخرد. روسیه و ایران هم که زیر شدیدترین تحریمهای آمریکا هستند، سالهاست محمولههای نفتی خود را با ارزهای دیگر معامله مانند یوان میکنند. با این حال جنگ کنونی در ایران، همان ضربه نهایی را به پیکر پترودلار وارد خواهد کرد.
امروز، کانون این تحولات به تنگه هرمز رسیده است. روزانه حدود ۲۰میلیون بشکه نفت از این آبراه باریک عبور میکند. ایران در جریان جنگ، عملاً کنترل این مسیر را به دست گرفته است. بر اساس گزارشهای شرط عبور نفتکشها از تنگه را پرداخت بهای نفت با «یوآن»، همان پول چین، گذاشته است. از نظر ایران، این یک حرکت تاکتیکی حساب شده است. ایران شاید نتواند از تحریمهای آمریکا خارج شود، اما میتواند با ابداع ابزارهای جدید، قواعد بازی را عوض کند. اگر کشورهای خریدار نفت خلیج فارس مجبور شوند برای عبور از تنگه، به جای دلار از یوآن استفاده کنند، عملاً یک «تقاضای اجباری» برای پول چین ایجاد میشود.
اما تحلیلگران فرانکلین تمپلتون این تحلیل را «به طرز قابل توجهی سادهانگارانه» میدانند. به اعتقاد آنها، کشورهای نفتی همچنان دلار را ترجیح میدهند، چون دلار یعنی دسترسی به عمیقترین و نقدشوندهترین بازارهای سرمایه جهان. عربستان نمیخواهد پولش را در بازاری سرمایهگذاری کند که به جای قوانین شفاف، تابع اراده حزب کمونیست چین است.با این حال، گزارشها حاکی از آن است که حداقل ۱۱.۷ میلیون بشکه نفت از طریق نفتکشهای مرتبط با چین در بحبوحه جنگ جابهجا شده و مذاکرات برای پرداخت یوآنی به بیش از هشت کشور غیرعربی هم گسترش یافته است. شاید «پایان پترودلار» فرا نرسیده باشد، اما «شروع پایان» آن قطعاً آغاز شده است.
تصور عموم از این تحولات، یک رویارویی ساده دوقطبی (دلار در برابر یوآن) است، اما واقعیت پیچیدهتر از این حرفهاست. کارشناسان سه سناریو را برای آینده پیشبینی میکنند.
سناریوی اول، افول ساختاری دلار است. گروهی از تحلیلگران، از جمله استراتژیستهای دویچه بانک، معتقدند دلار در یک افول ساختاری قرار دارد. شواهد این ادعا را میتوان در آمارها جست به طوری که سهم دلار از ذخایر ارزی جهان از بیش از ۷۰ درصد در سال ۱۹۹۹ به حدود ۵۰ درصد در سال ۲۰۲۴ کاهش یافته است. تضعیف چتر امنیتی آمریکا در منطقه و ناتوانی در حفاظت کامل از تأسیسات متحدانش، این روند را تسریع کرده است.
سناریوی دوم، غایب جایگزین است. در سوی دیگر میدان، فرانکلین تمپلتون و بسیاری دیگر استدلال میکنند که فعلاً هیچ جایگزینی برای دلار وجود ندارد. اقتصاد چین با وجود عظمتش، هنوز دو شرط اساسی برای یک ارز جهانی را ندارد؛ بازار سرمایه باز و قابلیت تبدیل کامل. تا زمانی که دولت چین بتواند پولش را کنترل و قیمتگذاری کند، سرمایهداران بزرگ دنیا نمیتوانند به یوآن اعتماد کنند.
سناریوی سوم، گذار به نظم چندقطبی است.
واقعبینانهترین سناریو، شکلگیری یک سیستم چندقطبی است. در این مدل، دلار قدرت خود را از دست نمیدهد، اما انحصارش را از دست میدهد. انتظار میرود طی ۵ تا ۱۵ سال آینده، یوآن به یک ارز قدرتمند منطقهای در آسیا و خاورمیانه تبدیل شود و حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد از تسویههای انرژی را به خود اختصاص دهد. اروپا هم با یورو در تلاش است تا سهم خود را حفظ کند. جهان از یک تکقطبی به سمت سهقطبی در حرکت است.
جالبترین بخش تحلیل دویچه بانک، شاید دور از هیاهوی دلار و یوآن باشد. آنها هشدار میدهند که بزرگترین تهدید برای سلطه مالی غرب، شاید اصلاً چین نباشد، بلکه انرژیهای تجدیدپذیر هستند.
نفت در حال حاضر نقش یک لایه چسب را در اقتصاد جهانی ایفا میکند. چون نفت با دلار خرید و فروش میشود، کل زنجیره تأمین صنعتی ناگزیر به دلاری شدن است، اما اگر جهان به سمت خودروهای برقی، انرژی خورشیدی و هستهای حرکت کند، این زنجیره از هم میپاشد.
اگر کشورهای آسیایی که امروز بزرگترین واردکنندگان نفت خاورمیانه هستند، مصرف خود را به شدت کاهش دهند، چه اتفاقی میافتد؟ دیگر دلیلی برای نگهداری حجم عظیم ذخایر دلاری وجود نخواهد داشت. این «گذار انرژی» میتواند ضربهای بسیار مهلکتر از هر ارز جایگزینی به پترودلار وارد کند. به عبارت دیگر، نبرد امروز بر سر ارزانتر شدن قیمت تمامشده انرژی پاک، ممکن است در بلندمدت مهمتر از نبرد بر سر واحد پول نفت باشد.
پترویوآن شاید فردا جای پترودلار را نگیرد، اما زلزلهای که امروز رخ داده، گسلهای زیر پوست نظام مالی جهانی را نمایان کرده است. در حال حاضر اعتماد به تعهدات آمریکا کاهش یافته و قدرت چین در حال افزایش است به همین دلیل مسیرهای جایگزین، مثل سیستمهای مالی و حملونقل در چین، به موازات شاهراههای قدیمی در حال رشد هستند.در کوتاهمدت، دلار از جنگ سود کرده و در برابر سایر ارزها تقویت شده است، اما در بلندمدت، ترکخوردگی این سیستم آغاز شده است.
انحصار دلار در نفت شکسته شده و دیگر بازگشتی به گذشته وجود ندارد. آینده از آنِ انعطافپذیران است؛ کشورها و اقتصادهایی که خود را برای جهانی آماده میکنند که در آن، یک پول واحد بر همه چیز مسلط نیست، بلکه چند ارز قدرتمند در کنار یکدیگر نفس میکشند. برای اقتصاد ایران، این تحول یک فرصت تاریخی است. اما این فرصت تنها در صورتی به سرانجام میرسد که با ایجاد زیرساخت شفاف و جلب اعتماد بینالمللی همراه باشد. در غیر این صورت، حتی قویترین ابزار مالی هم بدون اعتماد، فقط یک رویای زودگذر باقی میماند.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا