شیرینکنندههای مصنوعی با فریب مغز اشتها را افزایش داده و به چاقی و پرخوری دامن میزنند.
مرتضی کلیلی: در دهههای اخیر با افزایش نرخ چاقی و دیابت در سطح جهان، تمایل مصرفکنندگان به سمت محصولات بدون قند یا رژیمی به شدت افزایش یافته است. صنایع غذایی با معرفی شیرینکنندههای مصنوعی این وعده را به مصرفکنندگان دادند که میتوانند طعم شیرین را بدون دریافت کالری تجربه کنند. اما اکنون تحقیقات جدید و هشدارهای نهادهای بهداشتی نظیر دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت، پرده از حقیقتی نگرانکننده برمیدارد. یافتهها نشان میدهند که این مواد نهتنها کمکی به کاهش وزن نمیکنند، بلکه با مداخله در سیستم پیچیده اشتها و وزن بدن در مغز، راه را برای پرخوری و افزایش وزن هموار میکنند. این گزارش به واکاوی مکانیسمهای بیولوژیکی میپردازد که باعث میشود شیرینکنندههای مصنوعی نتیجهای معکوس در بدن انسان داشته باشند.
یکی از اصلیترین مواد مورد بحث در این زمینه، سوکرالوز است که با نام تجاری اسپلندا شناخته میشود. بر اساس مقالات منتشر شده در مجلات معتبری همچون نیچر متابولیسم، این ماده میتواند سیستم پاداش و تنظیم انرژی در مغز را دچار اختلال کند. مغز انسان در طول هزاران سال تکامل آموخته است که طعم شیرین را به معنای ورود انرژی و کالری به بدن تفسیر کند. وقتی فردی مادهای حاوی سوکرالوز مصرف میکند، زبان پیام شیرینی را به مغز مخابره میکند.
مغز بر اساس این پیام، انتظار دریافت مقدار مشخصی کالری را دارد تا سوختوساز بدن را تنظیم کند. اما زمانی که این کالری دریافت نمیشود، یک ناهماهنگی یا به اصطلاح سردرگمی در سیستم عصبی رخ میدهد. محققان بر این باورند که این عدم تطابق باعث میشود مغز برای جبران انرژی مفقود شده، فرمان افزایش اشتها را صادر کند. در واقع، بدن تصور میکند که فریب خورده است و برای تامین آن کالری مورد انتظار، تمایل فرد به خوردن مواد غذایی دیگر را افزایش میدهد.
مطالعات تصویربرداری مغزی نشان دادهاند که مصرف نوشیدنیهای حاوی شیرینکننده مصنوعی، فعالیت ناحیه هیپوتالاموس را به شکل غیرطبیعی افزایش میدهد. هیپوتالاموس بخشی از مغز است که وظیفه حساس تنظیم اشتها و حفظ تعادل وزن بدن را بر عهده دارد. در آزمایشهای مقایسهای میان آب ساده، نوشیدنی با قند طبیعی و نوشیدنی با سوکرالوز، مشخص شد که سوکرالوز بیشترین تحریک را در این ناحیه ایجاد میکند. این فعالیت بیش از حد به معنای ارسال مداوم پیام گرسنگی به بدن است. نکته جالب توجه اینجاست که این واکنش در زنان و افراد مبتلا به چاقی به مراتب شدیدتر است. این گروهها که معمولاً مخاطبان اصلی محصولات رژیمی هستند، در واقع بیشترین آسیب را از مصرف این مواد میبینند؛ چرا که مغز آنها نسبت به تغییرات سیگنالهای شیرینی حساسیت بالاتری نشان داده و با شدت بیشتری به دنبال جبران کالری میگردد.
یکی از تفاوتهای بنیادی میان قند طبیعی و شیرینکنندههای مصنوعی در واکنش هورمونی بدن نهفته است. زمانی که قند معمولی مصرف میشود، لوزالمعده و دستگاه گوارش هورمونهایی نظیر انسولین و پپتید شبهگلوکاگون ۱ یا همان جی ال پی وان را ترشح میکنند. این هورمونها نقش پیامرسانهای حیاتی را ایفا میکنند که به مغز اطلاع میدهند انرژی وارد شده و زمان توقف خوردن فرا رسیده است. این فرآیند باعث ایجاد حس سیری و رضایت از غذا میشود. اما در مورد سوکرالوز، داستان کاملاً متفاوت است. آزمایشات خون ثابت کردهاند که مصرف این شیرینکننده هیچ تاثیری بر ترشح این هورمونهای سیری ندارد. در نتیجه، فرد بهرغم مصرف نوشیدنی یا غذای شیرین، هیچ پیام بیولوژیکی مبنی بر سیر شدن دریافت نمیکند. این وضعیت منجر به ایجاد یک اشتهای کاذب و مداوم میشود که فرد را به سمت مصرف میانوعدههای پرکالری سوق میدهد.
بخش نگرانکننده دیگر این گزارش به کودکان و نوجوانان اختصاص دارد. آمارها نشان میدهند که مصرف شیرینکنندههای مصنوعی در میان این گروه سنی به دلیل جذابیت نوشیدنیها و تنقلات رژیمی به شدت رواج یافته است. مغز کودکان در مراحل حساس رشد و تکامل قرار دارد و انعطافپذیری عصبی در این سنین بسیار بالاست. مصرف مداوم موادی که باعث سردرگمی مغز در تشخیص کالری میشوند، میتواند الگوهای تغذیهای آنها را در تمام دوران بزرگسالی تحت تاثیر قرار دهد. وقتی مغز یک کودک عادت کند که شیرینی را بدون کالری دریافت کند، سیستم تنظیم اشتهای او دچار اختلال مزمن میشود. این موضوع یک فرصت طلایی برای مداخلات بهداشتی و آموزشی فراهم میکند تا والدین را از خطرات پنهان این جایگزینهای قندی آگاه سازند.
تحقیقات نشان میدهند که تاثیر شیرینکنندههای مصنوعی تنها به همان لحظه مصرف محدود نمیشود. مصرف طولانیمدت این مواد میتواند روش واکنش مغز به تمامی مواد غذایی را تغییر دهد. وقتی مغز به طور مکرر با شیرینی بدون کالری مواجه میشود، حساسیت خود را نسبت به سیگنالهای واقعی انرژی از دست میدهد. این امر منجر به پدیدهای میشود که در آن فرد نه تنها به مواد مصنوعی، بلکه به مصرف مقادیر بیشتری از قندهای طبیعی نیز تمایل پیدا میکند تا بتواند آن حس رضایت و سیری گمشده را بازیابی کند. این چرخه معیوب یکی از دلایل اصلی شکست رژیمهای غذایی مبتنی بر محصولات لایت و رژیمی است.
با توجه به شواهد علمی موجود، به نظر میرسد که شیرینکنندههای مصنوعی نهتنها راه حل میانبری برای لاغری نیستند، بلکه خود بخشی از مشکل چاقی مدرن محسوب میشوند. حدود چهل درصد از جوامع پیشرفته به طور منظم از این مواد استفاده میکنند، در حالی که نرخ چاقی همچنان رو به افزایش است. وزارت بهداشت و متخصصان تغذیه تاکید دارند که بهترین راه برای کنترل وزن و حفظ سلامت، کاهش تدریجی ذائقه شیرین و بازگشت به منابع طبیعی است.
جایگزین کردن نوشیدنیهای رژیمی با آب ساده یا دمنوشهای طبیعی و آگاهی از فریبهای تبلیغاتی صنایع غذایی، اولین قدم در جهت بازگرداندن نظم به سیستم هوشمند اشتها در مغز است. مداخلات زودهنگام در رژیم غذایی کودکان و حذف این مواد شیمیایی از سبد غذایی خانواده میتواند از بروز بحرانهای متابولیک در آینده جلوگیری کند. حقیقت این است که برای رسیدن به سلامت پایدار، هیچ جایگزین مصنوعی برای یک رژیم غذایی سالم و متعادل وجود ندارد. مغز انسان هوشمندتر از آن است که با مواد شیمیایی بدون کالری برای همیشه فریب بخورد و بهای این فریب را با افزایش گرسنگی و افت سلامت پرداخت میکند.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا