مقایسه جنگ ایران و اوکراین در بازار نفت

مقایسه جنگ ایران و اوکراین در بازار نفت

جنگ ایران و آمریکا بیش از جنگ روسیه و اوکراین به بازارهای جهانی نفت آسیب زده است. دلیل این ادعا، بسته شدن تنگه هرمز است که روزانه ۲۰ درصد از نفت جهان از آن عبور می‌کرد. پیش از جنگ، روزانه حدود ۱۴ میلیون بشکه نفت از این آبراه عبور می‌کرد، اما اکنون این رقم به کمتر از ۴۰۰ هزار بشکه کاهش یافته است. این یعنی ۹۸ درصد کاهش ظرفیت، که ۱۵ برابر شوک نفتی ناشی از جنگ اوکراین است.

به گزارش سرمایه فردا،‌ در چهارمین هفته جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، مایک ویرث، مدیرعامل شرکت نفتی شورون (Chevron)، یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های انرژی جهان، اظهاراتی را مطرح کرده که توجه بسیاری از تحلیلگران بازارهای جهانی را به خود جلب کرده است. او با صراحت اعلام کرد: «جنگ ایران و آمریکا بیش از جنگ روسیه و اوکراین به بازارهای جهانی نفت آسیب زده است.» این اظهارات، که از زبان یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های صنعت انرژی جهان بیان می‌شود، اهمیت و عمق بحران کنونی در خلیج فارس را به خوبی نشان می‌دهد. این گزارش نگاهی دارد به ابعاد این تحلیل و پیامدهای آن برای آینده بازار انرژی.

مقایسه دو بحران؛ اوکراین در برابر خلیج فارس

جنگ روسیه و اوکراین که در فوریه ۲۰۲۲ آغاز شد، بزرگ‌ترین بحران انرژی پس از جنگ جهانی دوم محسوب می‌شد. روسیه به عنوان یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان نفت و گاز جهان، با اعمال تحریم‌های غرب، عرضه خود به بازارهای اروپایی را به شدت کاهش داد. قیمت نفت برنت در آن زمان به ۱۳۹ دلار در هر بشکه نیز رسید و بازارهای جهانی را با شوک بی‌سابقه‌ای مواجه کرد.

اما به گفته مدیرعامل شورون، جنگ کنونی ایران و آمریکا تأثیر مخرب‌تری بر بازارهای جهانی نفت داشته است. دلیل این ادعا چیست؟ پاسخ را باید در دو عامل جست: نخست، موقعیت استراتژیک خلیج فارس به عنوان قلب تپنده انرژی جهان. دوم، توانایی ایران در بستن تنگه هرمز به عنوان گلوگاه حیاتی صادرات نفت منطقه.

 تنگه هرمز؛ گلوگاهی که اقتصاد جهان را به لرزه انداخت

تنگه هرمز، این آبراه باریک در دهانه خلیج فارس، روزانه حدود ۲۰ درصد از نفت جهان را از خود عبور می‌دهد. عربستان سعودی، امارات، کویت، عراق و قطر، همگی برای صادرات نفت و گاز خود به این آبراه وابسته هستند. با بسته شدن تنگه هرمز به دست ایران در روزهای ابتدایی جنگ، این جریان حیاتی به شدت کاهش یافت.

بر اساس گزارش‌های منتشر شده، پیش از جنگ روزانه حدود ۱۴ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور می‌کرد. اکنون این رقم به کمتر از ۴۰۰ هزار بشکه کاهش یافته است. این یعنی ۹۸ درصد کاهش ظرفیت، که ۱۵ برابر شوک نفتی ناشی از جنگ اوکراین است. به عبارت دیگر، در حالی که جنگ اوکراین زنجیره تأمین گاز اروپا را مختل کرد، جنگ ایران شریان اصلی تأمین نفت جهان را قطع کرده است.

اختلال در زنجیره تأمین؛ فراتر از نفت

اما تأثیر جنگ ایران تنها به نفت محدود نمی‌شود. تنگه هرمز مسیر عبور حدود ۱۹ درصد از تجارت جهانی گاز طبیعی مایع (LNG) نیز هست. قطر که یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان LNG جهان است، پس از حملات ایران به تأسیسات راس لفان، عملاً صادرات خود را متوقف کرده است. این اختلال، بازارهای گاز در اروپا و آسیا را با شوک بی‌سابقه‌ای مواجه کرده است.

افزون بر این، بسته شدن تنگه هرمز، هزینه حمل‌ونقل دریایی را به شدت افزایش داده است. شرکت‌های کشتیرانی حق‌بیمه اضافی به مبلغ ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ دلار به ازای هر کانتینر اعمال کرده‌اند و شاخص حمل‌ونقل کانتینری در مسیر اروپا ۱۴ درصد جهش داشته است. این افزایش هزینه‌ها، مستقیماً به قیمت کالاهای وارداتی در سراسر جهان منتقل می‌شود.

 چرا شورون این هشدار را می‌دهد؟

شرکت شورون (Chevron) به عنوان یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های انرژی جهان، حضور گسترده‌ای در منطقه خلیج فارس دارد. این شرکت در میادین نفتی عربستان سعودی و کویت سرمایه‌گذاری کرده و از جمله متضرران اصلی بسته شدن تنگه هرمز است. اظهارات مایک ویرث، مدیرعامل شورون، را می‌توان از این منظر تحلیل کرد: یک بازیگر اصلی بازار انرژی که به خوبی از عمق فاجعه آگاه است، هشدار می‌دهد که این بحران بزرگ‌تر از آن چیزی است که تصور می‌شود.

ویرث در اظهارات خود به یک نکته کلیدی نیز اشاره کرده است: برخلاف جنگ اوکراین که با تحریم‌های غرب علیه روسیه همراه بود و مسیرهای جایگزین برای تأمین انرژی اروپا پیدا شد، در جنگ ایران، هیچ مسیر جایگزینی برای عبور از تنگه هرمز وجود ندارد. کشورهای تولیدکننده نفت در خلیج فارس، برای صادرات خود راهی جز این آبراه ندارند. خطوط لوله جایگزین مانند خط لوله شرق-غرب عربستان، ظرفیت محدودی دارند و نمی‌توانند جایگزین کامل تنگه هرمز شوند.

پیامدهای جهانی؛ از تورم تا رکود

شوک نفتی ناشی از جنگ ایران، پیامدهای گسترده‌ای برای اقتصاد جهانی دارد. بر اساس مدل‌های صندوق بین‌المللی پول، هر ۱۰ درصد افزایش قیمت نفت، تورم جهانی را ۰.۴ درصد بالا می‌برد. با افزایش بیش از ۵۰ درصدی نفت از ابتدای جنگ، تورم جهانی می‌تواند ۲ درصد بیشتر از پیش‌بینی‌های قبلی شود.

در آمریکا، تورم مصرف‌کننده در فوریه ۲۰۲۶ به ۲.۴ درصد رسید، اما با افزایش قیمت نفت به بالای ۱۱۰ دلار، پیش‌بینی می‌شود این رقم در ماه‌های آینده به ۳.۵ درصد نیز برسد. در اروپا، افزایش قیمت گاز، هزینه تولید صنایع را به شدت افزایش داده و برخی کارخانه‌ها مجبور به تعطیلی شده‌اند. در آسیا، چین و هند با کمبود سوخت و افزایش هزینه‌های واردات مواجه شده‌اند.

تحلیلگران بانک جهانی هشدار می‌دهند که اگر جنگ ایران بیش از سه ماه طول بکشد، اقتصاد جهانی با پدیده «رکود تورمی» مواجه خواهد شد؛ وضعیتی که در آن رشد اقتصادی کند می‌شود، اما تورم همچنان بالا می‌ماند و بانک‌های مرکزی را در بن‌بست سیاستی گرفتار می‌کند.

جمع‌بندی: شوکی بزرگ‌تر از اوکراین

اظهارات مدیرعامل شورون، تأیید دیگری بر این واقعیت است که جنگ کنونی خاورمیانه، بزرگ‌ترین بحران انرژی در دهه‌های اخیر را رقم زده است. بسته شدن تنگه هرمز، اختلال در زنجیره تأمین LNG و جهش هزینه‌های حمل‌ونقل، همگی عواملی هستند که این بحران را از جنگ اوکراین نیز بزرگ‌تر می‌کنند.

در حالی که جنگ اوکراین زنجیره تأمین گاز اروپا را مختل کرد، جنگ ایران شریان اصلی تأمین نفت جهان را قطع کرده است. در حالی که برای گاز روسیه مسیرهای جایگزین پیدا شد، برای نفت خلیج فارس هیچ مسیر جایگزینی وجود ندارد. به همین دلیل، تأثیر این جنگ بر بازارهای جهانی انرژی، عمیق‌تر و پایدارتر از جنگ اوکراین خواهد بود.

نکته مهم این است که این بحران، برخلاف بحران‌های قبلی، پایانی نامشخص دارد. تا زمانی که جنگ ادامه یابد، تنگه هرمز بسته خواهد ماند و بازارهای انرژی در شوک باقی خواهند ماند. و هر روز که این وضعیت تداوم یابد، هزینه‌های اقتصادی آن برای جهان سنگین‌تر می‌شود.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید