مافیای دارو؛ تهدید پنهان در سایه جهش ارز

مافیای دارو؛ تهدید پنهان در سایه جهش ارز

افزایش نرخ ارز نه‌تنها هزینه تولید و واردات دارو را بالا برده، بلکه فرصت تازه‌ای برای شبکه‌های غیررسمی و بازار سیاه فراهم کرده است؛ وضعیتی که سلامت عمومی را در معرض خطر جدی قرار می‌دهد.

به گزارش سرمایه فردا، بازار دارو در ایران دیگر تنها یک عرصه اقتصادی نیست؛ به میدان رقابتی میان سیاست‌های ناکارآمد و شبکه‌های سودجو بدل شده است. هر بار که نرخ ارز جهش می‌کند، زنجیره تأمین دارو لرزان‌تر می‌شود و مافیا با استفاده از خلأهای نظارتی، کنترل بیشتری بر عرضه و قیمت‌ها به دست می‌آورد. آنچه در ناصرخسرو جریان دارد، صرفاً یک بازار محلی نیست؛ بلکه حلقه‌ای از شبکه جهانی قاچاق دارو است که بیماران ایرانی را به مصرف‌کنندگان ناخواسته این چرخه تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، کمبود واکسن آنفولانزا یا داروهای حیاتی تنها نشانه‌ای از بحران عمیق‌تر است؛ بحرانی که اگر شفافیت و نظارت جدی بر زنجیره تأمین اعمال نشود، می‌تواند اعتماد عمومی به نظام سلامت را فرسوده و نابرابری در دسترسی به درمان را گسترده‌تر سازد.

با رشد نرخ ارز، بازار دارو بیش از پیش در معرض نفوذ و سودجویی مافیا قرار گرفته است؛ وضعیتی که می‌تواند کمبود داروهای حیاتی را تشدید کند. تجربه سال گذشته و بحران واکسن آنفولانزا در ابتدای پاییز امسال نشان داد که ترکیب سیاست‌های ناکارآمد و فعالیت شبکه‌های غیررسمی، سلامت عمومی را با چالش‌های جدی مواجه می‌سازد.

افزایش نرخ ارز در ماه‌های اخیر فشار سنگینی بر زنجیره تأمین دارو وارد کرده است. بخش عمده‌ای از مواد اولیه دارویی وارداتی است و با رشد نرخ ارز، هزینه تولید و واردات به‌طور مستقیم افزایش می‌یابد. این شرایط فرصت مناسبی برای شبکه‌های غیررسمی و مافیایی ایجاد می‌کند تا با احتکار یا عرضه محدود، قیمت‌ها را دستکاری کرده و سودهای کلان کسب کنند.

سال گذشته کشور با کمبود جدی برخی داروهای  مواجه شد؛ داروهای بیماران خاص، آنتی‌بیوتیک‌ها و حتی داروهای عمومی در مقاطعی کمیاب شدند. این کمبودها نه‌تنها ناشی از مشکلات ارزی و واردات بود، بلکه به دلیل فعالیت واسطه‌ها و شبکه‌های سودجو شدت گرفت. مافیا با کنترل عرضه و ایجاد بازار سیاه، شرایطی را رقم زد که بیماران و خانواده‌ها با هزینه‌های سنگین و ریسک‌های درمانی مواجه شدند.

در ابتدای پاییز امسال نیز کمبود و گرانی واکسن آنفولانزا به‌وضوح مشهود بود. برخلاف بسیاری از داروها که مافیا نقش پررنگی در کمیابی آن‌ها دارد، در مورد واکسن آنفولانزا دولت خود با سیاست «گرانی‌سازی» تلاش کرد بار هزینه‌های پیشگیری را از دوش خود بردارد. این اقدام عملاً بازار آزاد واکسن را داغ کرد و دسترسی عمومی به این کالای حیاتی را محدود ساخت. نتیجه آن بود که اقشار آسیب‌پذیر، به‌ویژه سالمندان و بیماران مزمن، با دشواری جدی در تهیه واکسن مواجه شدند.

 

سازوکار مافیای دارو

سازوکار مافیا در شرایط فعلی نیز روشن است. آن‌ها با احتکار و عرضه محدود، داروها را ذخیره کرده و عرضه را کاهش می‌دهند تا قیمت‌ها جهش یابد. همچنین با ایجاد بازار سیاه، داروهای کمیاب را با چند برابر قیمت واقعی عرضه می‌کنند. نفوذ در شبکه توزیع نیز یکی دیگر از ابزارهای آن‌هاست؛ برخی شرکت‌های واسطه با ارتباطات غیررسمی سهم بیشتری از واردات یا توزیع را در اختیار می‌گیرند. علاوه بر این، هرگونه تأخیر یا ناکارآمدی در تخصیص ارز یا واردات فرصتی برای مافیا فراهم می‌کند تا بازار را در دست بگیرد.

پیامدهای اجتماعی و درمانی این روند بسیار سنگین است. افزایش هزینه‌های درمانی برای بیماران و خانواده‌ها، کاهش دسترسی به داروهای حیاتی و افزایش ریسک مرگ‌ومیر، بی‌اعتمادی عمومی به نظام سلامت و سیاست‌های دولتی و گسترش نابرابری در دسترسی به خدمات درمانی از جمله نتایج مستقیم این وضعیت هستند.

 

هزاران میلیارد تومان  گردش مالی بازار ناصرخسرو

بازار ناصرخسرو به دلیل نبود شفافیت و نظارت کافی، به یکی از مراکز اصلی فعالیت شبکه‌های مافیایی دارو تبدیل شده است. گردش مالی این بازار بسیار بالاست و برآوردها نشان می‌دهد که حجم معاملات آن به هزاران میلیارد تومان در سال می‌رسد؛ رقمی که به‌طور مستقیم از جیب بیماران و خانواده‌ها پرداخت می‌شود. قیمت داروها در ناصرخسرو معمولاً چند برابر نرخ رسمی داروخانه‌هاست. برای نمونه، دارویی که در داروخانه با قیمت ۵۰ هزار تومان عرضه می‌شود، در این بازار ممکن است تا ۲۰۰ هزار تومان فروخته شود. این اختلاف قیمت ناشی از کمیابی دارو، احتکار و نبود عرضه رسمی است. همین شرایط باعث شده بیماران خاص و نیازمند، به‌ویژه در حوزه سرطان، ام‌اس و بیماری‌های نادر، ناچار شوند به این بازار مراجعه کنند.

منشأ ورود داروها به ناصرخسرو عمدتاً قاچاق است. بخشی از داروها از کشورهای همسایه وارد می‌شوند؛ به‌ویژه از مسیرهای غیررسمی مرزی. برخی دیگر از داروها از طریق مسافران یا شبکه‌های واسطه وارد کشور می‌شوند. همچنین گزارش‌هایی وجود دارد که بخشی از داروهای یارانه‌ای و بیمه‌ای از چرخه رسمی خارج شده و سر از این بازار در می‌آورند. مسئله مهم، استاندارد بهداشت این داروهاست. داروهایی که در ناصرخسرو عرضه می‌شوند، معمولاً فاقد برچسب وزارت بهداشت و مجوز سازمان غذا و دارو هستند. این بدان معناست که هیچ تضمینی برای کیفیت، اصالت و شرایط نگهداری آن‌ها وجود ندارد. بسیاری از این داروها ممکن است تاریخ مصرف گذشته باشند یا در شرایط نامناسب حمل و ذخیره شده باشند. کارشناسان هشدار می‌دهند که مصرف چنین داروهایی می‌تواند نه‌تنها بی‌اثر باشد، بلکه خطرات جدی برای سلامت بیماران ایجاد کند.

سازوکار فعالیت مافیا در این بازار چندلایه است. آن‌ها با احتکار داروهای کمیاب، ایجاد بازار سیاه و نفوذ در شبکه توزیع رسمی، شرایطی را فراهم می‌کنند که بیماران مجبور به خرید از کانال‌های غیررسمی شوند. علاوه بر این، نبود نظارت سختگیرانه بر قیمت‌گذاری داروهای خارجی و قاچاق، دست این شبکه‌ها را برای تعیین قیمت‌های نجومی باز گذاشته است. پیامدهای اجتماعی و درمانی این وضعیت بسیار سنگین است. بیماران خاص و نیازمند بیشترین آسیب را می‌بینند؛ هزینه‌های درمانی آن‌ها چند برابر می‌شود و در بسیاری موارد به دلیل ناتوانی در تأمین دارو، روند درمان مختل می‌گردد. این شرایط همچنین اعتماد عمومی به نظام سلامت را کاهش داده و نابرابری در دسترسی به دارو را تشدید کرده است.

 

ارتباط بازار داروی ناصرخسرو به مافیای جهانی

بازار ناصرخسرو اگرچه در ظاهر یک پدیده محلی و محدود به تهران به نظر می‌رسد، اما بررسی‌های دقیق‌تر نشان می‌دهد که این شبکه غیررسمی دارو بی‌ارتباط با جریان‌های بزرگ‌تر و جهانی نیست. مافیای دارو در سطح بین‌المللی سال‌هاست به‌عنوان یکی از سودآورترین شاخه‌های قاچاق شناخته می‌شود؛ شبکه‌هایی که از مسیرهای غیرقانونی، داروهای تقلبی یا خارج از چرخه رسمی را به کشورهای مختلف منتقل می‌کنند و با استفاده از ضعف‌های نظارتی، بازارهای سیاه محلی را تغذیه می‌کنند.

در مورد ناصرخسرو، شواهد نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از داروهای عرضه‌شده در این بازار از طریق همین شبکه‌های جهانی وارد می‌شوند. مسیرهای قاچاق از کشورهای همسایه، به‌ویژه ترکیه، امارات، پاکستان و حتی هند، کانال‌هایی هستند که داروهای بدون مجوز یا تاریخ‌مصرف گذشته را به ایران منتقل می‌کنند. این داروها در بسیاری موارد از انبارهای غیررسمی یا شرکت‌های واسطه‌ای که در کشورهای ثالث فعالیت دارند، تأمین می‌شوند. به همین دلیل، می‌توان گفت ناصرخسرو حلقه‌ای از زنجیره بزرگ‌تر قاچاق جهانی دارو است که در نقاط مختلف دنیا فعال است.

ارتباط با مافیای جهانی دارو پیامدهای مهمی دارد. نخست اینکه داروهای عرضه‌شده در ناصرخسرو نه‌تنها فاقد استانداردهای وزارت بهداشت ایران هستند، بلکه در سطح بین‌المللی نیز به‌عنوان داروهای غیرایمن و پرخطر شناخته می‌شوند. بسیاری از این داروها ممکن است در کارگاه‌های غیرمجاز تولید شده باشند یا در شرایطی نگهداری شوند که کیفیت آن‌ها را به‌شدت کاهش دهد. دوم اینکه این اتصال به شبکه‌های جهانی، قدرت و نفوذ مافیای داخلی را افزایش می‌دهد؛ زیرا آن‌ها به منابع گسترده‌تر، مسیرهای تأمین متنوع‌تر و حمایت‌های مالی و لجستیکی فراتر از مرزها دسترسی پیدا می‌کنند.

از منظر اقتصادی نیز این ارتباط باعث می‌شود گردش مالی بازار ناصرخسرو به‌طور غیرمستقیم بخشی از اقتصاد زیرزمینی جهانی دارو باشد. سودهای کلانی که از فروش چندبرابری داروها در این بازار به دست می‌آید، بخشی از چرخه مالی بین‌المللی قاچاق را تغذیه می‌کند. این موضوع نه‌تنها سلامت بیماران ایرانی را تهدید می‌کند، بلکه ایران را به یکی از بازارهای مصرفی مافیای جهانی دارو تبدیل کرده است.

 

شفاف‌سازی زنجیره تأمین

برای مقابله با این روند، راهکارهایی جدی باید در دستور کار قرار گیرد. شفاف‌سازی زنجیره تأمین از طریق ایجاد سامانه‌های رصد لحظه‌ای واردات، تولید و توزیع دارو ضروری است. تقویت تولید داخلی و حمایت از صنایع داروسازی داخلی می‌تواند وابستگی به واردات را کاهش دهد. نظارت سختگیرانه بر توزیع و برخورد جدی با شبکه‌های غیررسمی نیز باید اجرا شود. سیاست‌های حمایتی دولت، از جمله تخصیص ارز ترجیحی به داروهای حیاتی و جلوگیری از انتقال بار هزینه‌ها به مردم، اهمیت ویژه‌ای دارد. همچنین اطلاع‌رسانی شفاف به مردم درباره وضعیت دارو و مقابله با شایعات بازار سیاه می‌تواند اعتماد عمومی را تقویت کند.

در جمع‌بندی باید گفت افزایش نرخ ارز نه‌تنها فشار اقتصادی بر صنعت دارو وارد کرده، بلکه زمینه را برای تقویت مافیای دارو فراهم ساخته است. تجربه کمبود دارو در سال گذشته و بحران واکسن آنفولانزا در پاییز امسال نشان می‌دهد که بدون اصلاح سیاست‌های ارزی و نظارت جدی بر شبکه‌های توزیع، سلامت عمومی کشور در معرض تهدید جدی قرار خواهد گرفت. مقابله با این روند نیازمند ترکیبی از سیاست‌های حمایتی، شفافیت و برخورد قاطع با شبکه‌های سودجو است.

 

زیر‌سایه شوم تورم و گرانی‌ها در کشور

به روز رسانی خبر ۱۳ بهمن ۱۴۰۴/ زیر‌سایه شوم تورم و گرانی‌ها در کشور، صحنه‌های جدیدی نیز در داروخانه‌های ایران پیدا شده است. افزایش بیمارانی که با نسخه‌های مملو از اقلام دارویی وارد داروخانه می‌شوند، اما تنها بخشی از آن را خریداری کرده و با چهره‌ای خجالت زده و البته نگران از داروخانه خارج می‌شوند.این گزارش با گردآوری نظر‌مردم، داروخانه‌ دارها و پزشکان عمومی، در پی واکاوی ابعاد مختلف این معضل و پیامدهای هشدارآمیز آن است.

گلایه‌های مردم؛ انتخاب میان درمان و نان شب

بهزاد ، ۵۸ ساله و بازنشسته دولت است که از قضا مبتلا به فشارخون و دیابت نیز هست. وی که یکی از قربانیان افزایش سرسام آور داروها طی ماه‌های اخیر است به «هفت‌صبح» می‌گوید:«ماهیانه نزدیک به ۸میلیون تومان برای خرید داروهایم هزینه می‌کنم، اما حقوق بازنشستگی‌ام کفاف نمی‌دهد. بعضی ماه‌ها مجبورم یا انسولین را کمتر بخرم یا قرص فشارم را نصف کنم. دکتر می‌گوید خطر سکته دارم، اما وقتی پول کافی ندارم امور زندگی‌ام را بچرخانم، مجبورم خطر کنم و از هزینه‌های دارو و درمان بزنم.»

ثریا هم یکی دیگر از نمادهای خانواده‌هایی است که نمی‌توانند داروهای درمانی فرزندشان را به شکل کامل بخرند. وی که  مادر کودک مبتلا به آسم است به شدت از این وضعیت نگران بوده و به ما می‌گوید:  «داروهای استنشاقی بچه‌ها بسیار گران است. گاهی فقط یک قلم از نسخه را می‌خرم و سعی می‌کنم با تغییر شرایط محیطی و فضای داخل خانه این بیماری را کنترل کنم. البته بیشتر شب‌ها از ترس حمله آسم بچه‌ها خواب به چشمم نمی‌آید و تا صبح بیدار می‌مانم.»

رحمان هم جوانی ۳۲ساله و کارگر یک شرکت تولیدی چند سالی است با مشکل گوارشی دست و پنجه نرم می‌کند. او تعریف می‌کند:«آخرین باری که پزشک برای من سه قلم دارو تجویز کرد، قیمت کل نسخه نزدیک به ۴ میلیون تومان بود. من فقط قرض مسکن را گرفتم و مجبور شدم داروهای اصلی را حذف کنم. برای امثال من که با حقوق ناچیز کارگری باید اجاره‌خانه بپردازیم و شکم زن و بچه‌مان را سیر کنیم، اولویت دیگر درمان نیست، همان مسکن برای کاهش دردمان بس است.» روایت‌های مردم حکایت‌های تلخی از انتخاب اجباری میان درمان و معیشت است.

انتخابی بین تامین مایحتاج اولیه زندگی مانند خوراک و مسکن، یا خرید دارو. این موضوع به ویژه برای بیماران خاص، مزمن و صعب‌العلاج که به مصرف منظم و مادام‌العمر داروها وابسته‌اند، به یک دغدغه همیشگی و استرس‌زا تبدیل شده است. شواهد میدانی نشان می‌دهد برخی مردم به دلیل مسائل اقتصادی و درآمد ناچیزشان به خود درمانی یا تغییر و کاهش دُز مصرفی روی آورده‌اند که خود می‌تواند عوارض خطرناک و جبران ‌ناپذیری بر سلامت افراد داشته باشد.

 نگرانی داروخانه‌داران؛ درگیر میان دوگانه اخلاق و اقتصاد

حمیده حسینی، کارشناس داروسازی و نسخه پیچ داروخانه‌ای در مرکز شهر تهران است که روزانه چندین مورد از اینگونه بیمارانی که قادر به خرید نسخه‌های خود نیستند را می‌بیند؛ ولی با این حال دیدن چنین صحنه‌هایی برایش هنوز هم عادی نشده و در این رابطه به «هفت‌صبح» می‌گوید:« روزانه حداقل ۱۰ مورد از مراجعین پول کافی برای خرید دارو طبق نسخه پزشک خود ندارند. وقتی بیماری با چشمانی غمبار می‌گوید فقط همین آنتی‌بیوتیک را بده بقیه‌اش را نمی‌خواهم، قلب آدم می‌شکند.

ما هم گاهی برای پیچیدن نسخه داروی برخی بیماران از جیب خودمان می‌دهیم، اما توانمان محدود است.»  این داروساز، ادامه می‌دهد:«اغلب بیماران، داروهای رایج مثل سرماخودگی، مسکن و ضدالتهاب را می‌خرند و داروی اساسی درمان بیماری زمینه‌ای را حذف می‌کنند. این کار مثل این است که برای ساختمانی که در حال فرو ریختن است، فقط نما کاری کنید. متاسفانه سیستم بیمه‌ای ما مثل بیمه تکمیلی هم پوشش مناسبی برای کاهش هزینه بسیاری از داروهای ضروری ندارد.»

شکافِ میان وعده و پیشخوان داروخانه

مسئولان تاکنون بارها نسبت به وضعیت معیشتی بیماران و ارتباط آن با گرانی دارو هشدار داده‌اند. دکتر همایون نجف‌آبادی، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، در تحلیل وضعیت فعلی به این نکته کلیدی اشاره دارد که ریشه‌ اصلی گرانی‌های اخیر را باید در عدم انطباق بودجه‌های سنواتی با واقعیت‌های ارزی جست‌وجو کرد. به باور این نماینده مجلس، زمانی که دولت در لوایح بودجه، ارقام را بدون در نظر گرفتن تورم واقعی و نوسانات نرخ ارز در بازار آزاد نهایی می‌کند، عملاً یک کسر بودجه پنهان را به نظام سلامت تحمیل کرده است که نتیجه‌ قهری آن، انتقال فشار مالی به انتهای زنجیره یعنی جیب بیمار و در نهایت خالی ماندن بخشی از نسخه‌ها در داروخانه‌هاست.

هشدارهای درباره وضعیت دارو

این فشار مالی تنها متوجه بیماران نیست و کل زنجیره تأمین را در معرض خطر قرار داده است. در همین راستا، محمد عبده‌زاده، رئیس هیئت مدیره سندیکای صاحبان صنایع داروهای انسانی ایران، به بحران نقدینگی در صنایع دارویی اشاره می‌کند که از عدم پرداخت به موقع مطالبات توسط سازمان‌های بیمه‌گر نشأت گرفته است. او معتقد است وقتی چرخه نقدینگی میان بیمه، توزیع‌کننده و تولیدکننده قطع شود، نه تنها قیمت‌ها به سمت غیرواقعی شدن میل می‌کنند، بلکه خطر نایاب شدن داروهای حیاتی نیز به شدت افزایش می‌یابد؛ پدیده‌ای که بیمار را آواره‌ بازار سیاه کرده و هزینه‌های درمانی را به صورت کاذب چندبرابر می‌کند.

در ضلع دیگر این بحران، کارشناسانِ منتقد داروساز قرار دارند که بر پیامدهای بالینی این گرانی‌ها تأکید ویژه‌ای دارند. دکتر سیدعلی فاطمی، نایب‌رئیس سابق انجمن داروسازان، در تحلیل‌های خود نسبت به پدیده‌ «درمانِ گزینشی» توسط مردم هشدار می‌دهد. به گفته او، وقتی دارو از یک کالای حیاتی به یک کالای لوکس تبدیل می‌شود، بیمار ناچار است میان خرید داروهای قلبی یا آنتی‌بیوتیک‌های ضروری و تأمین مایحتاج اولیه زندگی دست به انتخاب بزند.

دکتر سیدعلی فاطمی، نایب‌رئیس سابق انجمن داروسازان، بر این باور است که گرانی دارو مستقیماً به سلامت عمومی ضربه می‌زند. او می‌گوید: «بیماری که به خاطر ناتوانی مالی، دوره درمان آنتی‌بیوتیک خود را ناقص می‌گذارد، نه تنها درمان نمی‌شود بلکه بدنش نسبت به دارو مقاوم می‌شود. این یعنی در آینده، این بیمار باید با داروهای بسیار گران‌تر و قوی‌تر در بیمارستان بستری شود.»

هشدار پزشکان؛ تهدید سلامت فردی و افزایش هزینه‌های جمعی

یکی از جدی‌ترین آمارهایی که در ماه‌های اخیر فضای رسانه‌ای را تحت تأثیر قرار داد، اظهارات دکتر هادی احمدی، عضو هیئت مدیره انجمن داروسازان ایران بود. او با صراحت اعلام کرد: «در حال حاضر از هر ۱۰نفری که با نسخه به داروخانه مراجعه می‌کنند، ۳ نفر پس از شنیدن قیمت دارو، از خرید آن منصرف می‌شوند.»

 

تقاضا برای داروهای مسکن افزایش یافت

این آمار ۳۰ درصدی به معنای آن است که بخش بزرگی از جامعه، یا کلاً قید درمان را می‌زنند و یا به «خرید انتخابی» روی می‌آورند. یعنی فقط داروهایی را می‌خرند که درد لحظه‌ای را آرام می‌کند و داروهای زیربنایی یا مکمل‌های ضروری را از سبد خود حذف می‌کنند.
به عقیده دکتر سیدحسین حسینی؛ متخصص داخلی و بیماری‌های عفونی نیز، انصراف از خرید دارو و درمان به خاطر تورم و گرانی، بسیار خطرناک است.

وی در گفت‌وگو با «هفت‌صبح» تاکید می‌کند:«وقتی بیماران به خاطر شرایط نامساعد مالی، تنها بخشی از درمان را دنبال کنند، نه تنها بهبود پیدا نمی‌کنند، بلکه امکان عود شدید بیماری‌شان هم وجود دارد، علاوه بر این احتمال بروز مقاومت دارویی مثلا در مورد آنتی‌بیوتیک‌ها و یا پیشرفت بیماری به شکل خطرناک‌تر وجود دارد. من چند مورد بیمار ‌دیابتی داشته‌ام که به دلیل قطع انسولین، با عوارض شدید کلیوی و چشمی به اورژانس آمده بودند که متاسفانه کار زیادی از دستمان ساخته نبود.»

وی ادامه می‌دهد:«شاید برخی بیماران نیز فکر کنند که با این کار دارند در مخارج زندگی صرفه‌جویی می‌کنند، اما به طور حتم در بلندمدت، هزینه‌های درمان آنها و حتی برای سیستم درمانی کشور، چندین برابر خواهد شد. در واقع ناتمام گذاشتن درمان حتی یک عفونت ساده می‌تواند منجر به بروز مشکلاتی مثل آبسه، سپسیس و بستری طولانی‌مدت در بیمارستان و یا حتی مرگ شود.

این موضوع تهدید کاملا جدی‌ای برای سلامت عمومی است و می‌تواند شاخص‌های بهداشتی جامعه را تحت تاثیر قرار دهد.» هشدار پزشکان و متخصصان در این زمینه صریح و فوری است. آنها تاکید می‌کنند که با ادامه این رویه، تبعات آن دامنگیر فرد، خانواده و در نهایت کل نظام سلامت خواهد شد. افزایش احتمال بستری‌های بیمارستانی، بروز بیماری‌های ثانویه و کاهش بهره‌وری نیروی کار، از جمله پیامدهای کلان اجتماعی – اقتصادی این معضل است.

 

هزینه درمان سرماخوردگی

یک عطسه ساده، یک گلوی خشک و بدن‌درد. همین‌ها کافی است تا آدم از حالت عادی بیفتد و وارد چرخه‌ای شود که علاوه‌برآن که سرفه و آبریزش به همراه دارد، هزینه‌ای سنگین هم روی دستت می‌گذارد. سرماخوردگی، این بیماری به‌ظاهر ساده و خودمانی، حالا تبدیل شده به یک خرج حساب و کتاب‌دار که حتی با بیمه تأمین اجتماعی هم شوخی‌بردار نیست.

 

معاینه ساده بیمار

یک معاینه ساده در درمانگاه محل در شهر تهران، با دفترچه بیمه حدود ۲۷۰ هزارتومان هزینه دارد. البته می‌توان رنج و هزینه رفتن به یک درمانگاه دولتی یا خیریه را تحمل کرد و ویزیت کمتری پرداخت، اما دست‌کم باید یکی دوساعتی در سالن انتظار منتظر نوبت ویزیت بمانید. دومین قدم برای درمان، خرید دارو است. بدون دارو، درمان عملاً شروع نمی‌شود. در داروخانه، نسخه‌های سرماخوردگی شامل سرم آب و نمک، شربت سرفه، استامینوفن، آنتی‌هیستامین، اسپری بینی و شاید چند مکمل تقویتی است.

جمع هزینه داروها، حتی با بیمه تأمین اجتماعی، حدود ۴۵۰ هزار تومان می‌شود. بخشی از این مبلغ توسط بیمه پرداخت می‌شود. تقریباً ۱۰۰ هزار تومان دیگر بیمه می‌پردازد، یعنی بخشی از هزینه واقعی بیمه را کم می‌کند، اما هنوز هم خرج اصلی روی دوش بیمار باقی می‌ماند. بدون خرید دارو، تزریق سرم هم معنایی ندارد. سرم به‌عنوان مکمل دارویی و تقویتی استفاده می‌شود و تزریق آن بدون دارو یا بررسی پزشک ممکن نیست.

تزریق سرم از طریق جیب بیمار

بعد از خرید دارو و آماده شدن نسخه، نوبت به تزریق سرم می‌رسد. سرم ضد کم‌آبی یا تقویتی، برای اغلب بیماران سرماخورده ضروری است، به خصوص وقتی بدن تب و لرز دارد و مایع ار تومان است.

تغذیه درمانی، نسخه نانوشته

بعد از دارو و سرم، پای تغذیه درمانی به میان می‌آید. آب‌میوه، سوپ و دمنوش، سه ستون اصلی رژیم بیماران سرماخورده هستند. یک بطری آب پرتقال یک لیتری، این روزها حدود ۱۰۰ هزار تومان قیمت دارد. برای یک دوره درمان حدود یکی دو لیتر آب پرتقال، مصرف می‌شود که با خرید اینترنتی، هزینه پیک موتوری هم به آن افزوده می‌شود.

یک پرس سوپ مقوی، که برای بدن بیمار مفید است، چیزی حدود ۱۸۰ هزار تومان برای هر وعده هزینه دارد. از آن‌جا که یک بیمار معمولاً سوپ را برای چند وعده مصرف می‌کند، سه وعده می‌شود حدود ۵۴۰ هزار تومان. دمنوش هم بخشی از درمان خانگی است. زنجبیل، دارچین، لیموعمانی، آویشن یا دمنوش‌های آماده، جمعاً حدود ۱۰۰ هزار تومان خرج دارند. اگر همه اینها را کنار هم بگذاریم، می‌بینیم که درمان غذایی هم می‌تواند یکی از بخش‌های پرهزینه این بیماری باشد.

وقتی پیاده‌روی ممکن نیست

سرماخورده حال و حوصله پیاده‌روی ندارد. تب، لرز و بدن‌درد اجازه نمی‌دهد با مترو یا اتوبوس سراغ داروخانه یا مرکز درمان برویم. نتیجه؟ استفاده از تاکسی اینترنتی. رفت‌وبرگشت به مطب پزشک، داروخانه و مرکز تزریق، حتی برای یکی دو سفر کوتاه درون محله‌ای، حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومان خرج روی دست بیمار می‌گذارد.

 

سرماخوردگی چقدر خرج دارد؟

اگر همه این اعداد را کنار هم بگذاریم: داروها: ۴۵۰ هزار تومان، تزریق سرم: ۲۵۰ هزار تومان، ویزیت پزشک: ۲۷۰ هزار تومان، آب پرتقال: ۳۰۰ هزار تومان، سوپ مقوی (سه وعده): ۵۴۰ هزار تومان، دمنوش: ۱۰۰ هزار تومان، حمل و نقل با اسنپ: ۲۰۰ هزار تومان، جمع کل: بیش از  ۲ میلیون تومان برای یک سرماخوردگی ساده. آن هم با بیمه تأمین اجتماعی و بدون هیچ آزمایش یا عارضه خاصی.

آخر خط؛ بیماری ارزانِ گران

سرماخوردگی هنوز هم از نظر پزشکی بیماری خطرناکی نیست، اما از نظر اقتصادی، دیگر ساده و کم‌هزینه نیست. وقتی یک بیماری چندروزه چنین فاکتورهایی روی دست بیمار می‌گذارد، طبیعی است که برخی ترجیح می‌دهند درد را تحمل کنند و دیرتر سراغ درمان بروند. تصمیمی که گاهی خودش هزینه‌های بعدی را افزایش می‌دهد.

پس مراقب باشید که سرما نخورید. این روزها، سرماخوردگی دیگر یک بیماری ساده و ارزان نیست. یک تصمیم اقتصادی و حساب‌وکتاب‌دار است. لباس گرم بپوشید، دست‌ها را مرتب بشویید و اگر دیدید هوا با شما شوخی می‌کند، جدی بگیرید. چون حتی یک عطسه کوچک، می‌تواند کیف پولتان را هم نیش بزند.

 

دیدگاهتان را بنویسید