کارشناسانِ اقتصادی تأکید میکنند که وقتی رشدِ پایهی پولی و نقدینگی به این سطح یعنی ۱۸ هزار همت میرسد، فشارِ تورمی فقط از سمتِ یک شوکِ مقطعی نیست؛ پشتِ آن، یک موتورِ پولیِ فعال وجود دارد.
به گزارش سرمایه فردا، وقتی رشدِ پایهی پولی به ۵۵ درصد و رشدِ نقدینگی به ۴۷ درصد میرسد، یعنی موتورِ خلقِ پول در اقتصاد، دوباره با سرعتی هولناک به حرکت درآمده است. در دیماه ۱۴۰۴، جهشِ خالصِ داراییهای خارجیِ بانکِ مرکزی، نه به خاطرِ ورودِ دلارِ جدید، که به دلیلِ تغییرِ نرخِ تسعیر ارز رخ داده؛ دلاری که قبلاً ۷۰ هزار تومانی بود، حالا ۱۲۰ تا ۱۳۰ هزار تومانی شده و ترازنامهی بانکِ مرکزی را متورم کرده است. این گزارش، روایتی است از پشتپردهی تورم؛ از موتورِ پولی که دوباره روشن شده تا جهشی که در سکوتِ ترازنامهها، قیمتِ طلا، مسکن و سفرههای مردم را نشانه گرفته است.
هر بار که قیمتِ دلار جهش میکند یا نانِ سفره گران میشود، پایِ یک متغیرِ پنهان در میان است: پولِ پرقدرت. پایهی پولی، همان پولی است که بانکِ مرکزی واردِ سیستمِ اقتصادی میکند و بعد، از مسیرِ بانکها، چندین برابر شده و به نقدینگی تبدیل میشود. نقدینگی، یعنی همان حجمِ پول و شبهپولی که در اقتصاد میچرخد و در نهایت، رویِ تقاضا، قیمتِ داراییها و تورم اثر میگذارد.
نمودارِ رشدِ نقطهبهنقطهی این دو متغیر از سال ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۴، تصویری هشداردهنده را نشان میدهد: رشدِ نقطهبهنقطهی نقدینگی به حدود ۴۷ درصد رسیده و رشدِ پایهی پولی هم حوالیِ ۵۵ درصد قرار گرفته است. یعنی موتورِ خلقِ پول در اقتصاد، دوباره با سرعتی بالا کار میکند؛ سرعتی که اگر کنترل نشود، اثرِ آن دیر یا زود در قیمتِ کالاها، دلار، طلا، مسکن و سایرِ داراییها دیده خواهد شد.
نمودارِ تغییراتِ ماهانهی خالصِ داراییهای خارجیِ بانکِ مرکزی، در دیماه ۱۴۰۴ یک جهشِ عجیب را ثبت کرده است. اما این جهش، به معنای ورودِ دلارِ جدید به کشور نیست؛ ریشهاش جای دیگری است: تغییرِ نرخِ تسعیرِ ارز.
وقتی سیاستِ حرکت به سمتِ تکنرخی شدنِ ارز جدیتر شد، نرخِ ارزِ محاسباتیِ داراییهای خارجیِ بانکِ مرکزی نیز تغییر کرد. به زبانِ ساده، دلاری که قبلاً در ترازنامه با نرخِ ۷۰ هزار تومانی ثبت میشد، حالا با نرخی بسیار بالاتر – حدود ۱۲۰ تا ۱۳۰ هزار تومان – ارزشگذاری شد. این یعنی ارزشِ ریالیِ همان داراییهای خارجیِ قبلی، ناگهان بیش از دو برابر شد؛ بدون آنکه یک دلارِ جدید واردِ کشور شده باشد.
نمودارِ نرخِ دلارِ مرکزِ مبادله، همین اتفاق را واضحتر نشان میدهد. نرخِ دلارِ مرکزِ مبادله، مدتها با شیبی نسبتاً آرام حرکت میکرد، اما در یک مقطع، جهشی جدی داشت و واردِ سطحِ جدیدی شد. این جهش، فقط یک عدد در سامانه نبود؛ اثری بود که میتوانست در ترازنامهی بانکِ مرکزی، قیمتگذاریِ کالاها، انتظاراتِ تورمی و در نهایت، رفتارِ بازارهایی مثلِ دلار، طلا و بورس را دگرگون کند.
نکتهی کلیدی اینجاست که وقتی دلارِ مبادلهای به سمتِ نرخهای بالاتر حرکت میکند، اثرِ آن تنها به یک تغییرِ حسابداری در بانکِ مرکزی ختم نمیشود. این تغییر، زنجیرهای از واکنشها را به دنبال دارد: انتظاراتِ تورمی بالا میرود، قیمتگذارانِ کالاها هزینههایِ خود را افزایش میدهند، و در نهایت، فشارِ آن رویِ سفرهی مردم مینشیند. وقتی پایهی پولی و نقدینگی با چنین سرعتی رشد میکنند، و وقتی نرخِ تسعیرِ ارز، جهشیِ تاریخی میزند، تورمِ خوراکی ۱۳۳ درصدی، دیگر یک عددِ آماری نیست؛ واقعیتی است که هر روز در نانواییها، میوهفروشیها و داروخانهها تکرار میشود.
کارشناسانِ اقتصادی تأکید میکنند که وقتی رشدِ پایهی پولی و نقدینگی به این سطح یعنی ۱۸ هزار همت میرسد، فشارِ تورمی فقط از سمتِ یک شوکِ مقطعی نیست؛ پشتِ آن، یک موتورِ پولیِ فعال وجود دارد. این موتور، با هر بارِ روشن شدن، قیمتِ داراییها را بالا میبرد، ارزشِ پولِ ملی را کاهش میدهد و سفرههایِ مردم را کوچکتر میکند. و تا وقتی که این موتور خاموش نشود، هرگونه تلاش برای مهارِ تورم، مانندِ مسدود کردنِ یک سد با دستانِ خالی است؛ زور بازو، در برابرِ سیلِ پول، کاری از پیش نمیبرد.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا