زندگینامه لژیونر کشتی ایران

زندگینامه لژیونر کشتی ایران

ویزای ۱۵ روزه به مقصد آلمان گرفت اما ۱۵ سال در این کشور ماند و ‌به قول خودش در غربت مرتکب اشتباهاتی هم شد اما …

به گزارش سرمایه فردا، تیم ملی کشتی فرنگی آذربایجان با سرمربیگری ‌محمد بنا‌ و کسب ۲ مدال طلا و ۳ برنز به‌عنوان قهرمانی اروپا دست یافت. میدان خراسان یکی از محله‌های قدیمی تهران است که در گذشته‌های دور به محله لوطی‌ها معروف بود؛ خواباندن پاشنه کفش و لخ‌لخ کردن، ‌راه رفتن با سینه جلو داده، صدای کلفت، دستمال یزدی و‌… خلاصه داش مشتی بودن ظاهر کسانی بود که در این محله و اطراف آن جولان می‌دادند. طیب حاج‌رضایی یکی از این لوطیان بامعرفت بود که خیلی‌ها را صاحب کار، زن و زندگی کرد و حتی خانه و سرپناه برای آنها خرید. یک خیابان هم در میدان خراسان به اسم «طیب» است؛ مردی که علی پروین همواره از او به عنوان الگوی خود یاد می‌کند.

 

میدان خراسان مشاهیر بسیاری را تحویل جامعه هنر، سینما، شعر و ادبیات، فوتبال‌، کشتی و ورزش داده است؛ از مرحوم محمد‌علی فردین بگیرید تا پرویز قلیچ‌خانی و مرتضی عقیلی و خدابیامرز نصرت، نصرت رحمانی…‌محمد‌ هم در محله دولاب (حوالی میدان خراسان) به دنیا آمد. نزدیک محل زندگی ‌محمد‌ پر از زمین‌های خاکی بود و پشت مسجد خداداد زمین معروف خاکی «غیایی» از دور خودنمایی می‌کرد.

از قدیمی‌‌ترین زمین‌‌های خاکی در محله باقرآباد (بزرگراه محلاتی امروز) که ‌‌سال ۱۳۳۴ به دست مسعود غیایی ساخته شد. زمینی که ستاره‌های بسیاری همچون سیدمهدی ابطحی، مجید جلالی، حمید مطهری و … را به فوتبال ایران معرفی کرد. تیم «وحدت» گربه سیاه استقلال و پرسپولیس در دهه ۶۰ هم از دل همین زمین خاکی متولد شد درحالی که ‌محمد‌ هم در آن بازی می‌کرد.

او رفیق علی پروین و وحید قلیچ بود. فوتبالیست خوبی هم بود که گلری هم می‌توانست اما… ‌محمد‌ نوجوانی بود با پارادوکس‌های فراوان که از یکسو پرسپولیسی بود و از طرف دیگر عاشق زنده‌نام ناصر حجازی! جوان پرسپولیسی دستی هم بر شعر و ادبیات داشت که در محله نصرت رحمانی عجیب نبود! ‌محمد‌ قصه ما در دوران دبیرستان در تئاتری به اسم «دیکته و زاویه» هم نقش بازی کرد که داستان شد و شانس آورد ساواک بعد از کلی سو‌ال و جواب متوجه شد این جوان کاره‌ای نبوده‌ .

بچه عارف اما نه فوتبالیست شد، نه شاعر و نه هنرپیشه و وقتی به خاطر عشق پدر به جهان پهلوان تختی به سمت کشتی رفت، آزاد‌کار هم نشد! آن زمان همه سمت کشتی آزاد می‌رفتند و فرنگی جایگاهی نداشت اما ‌محمد‌ مثل همیشه خلاف جهت آب شنا کرد و کشتی فرنگی را ‌ برگزید. در همان گیر و دار انقلاب شد و زمان ورود امام خمینی، ‌ کمیته‌ای برای محافظت و استقبال از ایشان تشکیل شد. با توجه به حضور طالقانی تعداد زیادی از کشتی‌گیران نیز در این کمیته حضور داشتند که فقط طالقانی در این بین معلوم است‌ اما تعداد زیادی از کشتی‌گیران در طول مسیر مراقبت می‌کردند تا حادثه‌ای رخ ندهد.

‌محمد‌ هم یکی از آنها بود که بعدها اسلحه به دست گرفت و به کمیته انقلاب اسلامی پیوست! او تنها مدال جهانی ایران در وزن ۶۸ کیلوگرم کشتی فرنگی و اولین مدال جهانی کشتی فرنگی ایران پس از انقلاب  را در جهانی سال ۱۸۸۳ کی‌یف به دست آورد. به ‌محمد‌ قول استخدام در شرکت نفت را دادند اما زیر قول خود زدند تا جوان رعنای «عارف» یاغی شود!

روزی مادرش پرسید: کشتی چه فایده‌ای دارد؟ و خودش هم کم‌کم به این نتیجه رسید که برود. ویزای ۱۵ روزه به مقصد آلمان گرفت اما ۱۵ سال در این کشور ماند و ‌به قول خودش در غربت مرتکب اشتباهاتی هم شد اما خدا دستش را گرفت.  و باز به قول خودش گناهکار و پشیمان برگشت در حالی که هیچ کس دیگر او را نمی‌شناخت اما باید بر‌می‌گشت. عروسی خواهرش بود و او هم برادر بزرگ‌تر و آمد که برگردد ولی ماند و شد؛ آقای خاص ورزش ایران!

از سرمربیگری تیم ملی جوانان و کشف حمید سوریان تا قهرمانی المپیک با ۳ طلای ناب کشتی فرنگی و معماری کشتی که نه، ورزش ایران!  آری، صحبت از «محمد بناست» بچه محله میدان خراسان که حالا مشغول معماری در آذربایجان است اما گذشته، طبقه و محله‌اش را فراموش نمی‌کند. مردی عارف‌مسلک و کاردرست که همواره می‌گوید: «به محله عارف و میدان خراسان افتخار می‌کنم.»

دیدگاهتان را بنویسید