کمبود دارو باعث شده بیماران به گروههای مجازی مراجعه کنند و داروهای ناشناخته و خطرناک را با ریسک بالا خریداری کنند.
رضا نیکنام؛ بازار سیاه دارو در ایران، دیگر فقط یک شایعه یا اغراق نیست. این روزها و بخصوص حالا که جنگ شده و قیمت داروها نیز به شکل محسوسی افزایش پیدا کرده و در عین حال گروهی از اقلام دارویی نیز کم شدهاند، اگر سری به گروههای مجازی بزنید یا پای صحبت بیماران ناامید بنشینید، قصههایی میشنوید که مو بر تن راست میکند.
قصههایی از کپسولهایی که خالی میشوند، تاریخهایی که دستکاری شده و داروهایی که به جای درمان، به کام مرگ میریزند. آنچه در ادامه میخوانید، روایتی است از دل تاریکترین معاملات پنهان سلامت در کشور. معاملاتی که یک پای آن قطعا سلامت و تندرستی شهروندان است. در میان انبوه پیامها، صداهایی هست که تا مدتها در ذهن میماند. اگر یکی دو ساعت پای یکی از همین گروههای مجازی بنشینید، خیلی زود با آدمهایی روبهرو میشوید که هرکدام قصهای دارند؛ قصههایی که نه با آمار و ارقام که با نفسهای بریدهبریده و امیدهای لرزان گره خورده است.
زهرای چهل و دو ساله انگشتانش روی صفحه کلید میلرزد و مینویسد:«مادرم دو ماه پیش رفت. سرطان پانکراس داشت. وقتی کیف کمری کوچکش را باز کردم، پر بود از مسکنهای قوی و آمپولهای گرانقیمتی که جواب شیمیدرمانی را بهتر میکرد. بردمشان بیمارستان، گفتند حق نداریم پس بگیریم. خواستم دور بریزم، اما دلم نیامد.»
وی در ادامه تشریح تجربهاش به «هفتصبح» میگوید: «عکس داروها را با قیمت ناچیز گذاشتم توی یک گروه. خانمی از اهواز پیام داد که پسرم شانزده سالش است، همین داروها را مصرف میکند. بسته را فرستادم. پولش را نخواستم. میدانم شاید کار درستی نکردم، اما نمیتوانستم بگذارم داروی مادرم خاک بخورد و خراب شود.»
درست چند خط پایینتر، علی پنجاه و یک ساله، راننده تاکسی اینترنتی، التماس میکند: «بابام هفتاد و هشت سالش است، بیماری ریوی دارد. یک اسپری مخصوص هست که باید هر روز بزند. دو ماه پیش توی داروخانهها نایاب شد. یک هفته بابا با تنگی نفس کلنجار میرفت، رنگ صورتش کبود میشد.
پسرخالهام گفت یک گروه تلگرامی هست که هر دارویی را میفروشند. باورم نشد، ولی چارهای نداشتم. یک پسر جوان آگهی داده بود«اسپری پدرم مانده، فوت کرده، چهار تا بسته دارم» تماس گرفتم و قرار گذاشتیم دم مترو. بستهها را داد دستم و گفت دو میلیون میشود. من آن لحظه جان بابا را با هیچ چیزی عوض نمیکردم. میدانم این کار غلط است، اما وقتی بابا نفسش بند میآید، این نگرانی که اسپری سالم است یا نه، یک دفعه یادت میرود.»
اما همه ماجراها به خیر و خوشی تمام نمیشود. فاطمه، کارمند سی و شش ساله، از تجربه تلختری در این زمینه میگوید:«برای خواهرم داروی خاص میخریدم. چند روز قبل و در ایام جنگ که این داروها گیر نمیآمد، توی یکی از کانالها، یک آقایی گفت مستقیم از شرکت پخش میآورد و بیست درصد ارزانتر میدهد.
سه قلم سفارش دادم، هشتصد و پنجاه هزار تومان. وقتی رسید، یک آمپول را که باز کردم، دیدم مایع داخلش کدر است. بردم داروخانه، گفتند تقلبی است و تاریخ مصرفش هم دستکاری شده. خدا را شکر که خواهرم استفاده نکرد. رفتم پیگیری، آن آقا شمارهاش را عوض کرده بود و گروه را ترک کرده بود. حالا دیگر به هیچ قیمتی از این گروهها دارو نمیخرم. اما میترسم… اگر یک روز واقعاً دارو نباشد و حال خواهرم بد شود، نمیدانم باید چه کار کنم. ته دلم میگویم شاید باز هم مجبور شوم.»
در این میان، آدمهایی هم هستند که از سر اجبار وارد این بازی شدهاند؛ نه فروشندههای دلسوز، نه خریداران ناامید، اما در میانه راه گیر افتادهاند. احسان، جوان بیست و نه سالهای که خودش را فقط «واسطه» مینامد، با صراحت میگوید:«میدانم قضاوتم میکنید، اما بگذارید توضیح بدهم. بین داروخانههای شهرستان و بعضی بیماران تهرانی واسطه میشوم.
گران نمیفروشم. بعضی داروها توی داروخانههای شهرستان مانده و کسی نمیخرد، ولی در تهران نایاب است. با ماشین خودم میآورم و ده درصد بالاتر از قیمت درج شده روی جعبه میدهم. میدانم این کار غیرقانونی است و خطرناک، چون من داروشناس نیستم. اما از طرف دیگر میبینم یک بیمار اگر این دارو را پیدا نکند، ممکن است بمیرد. بارها شده خواهش کردند و گریه کردند پشت تلفن. نمیتوانم بیتفاوت باشم. خودم از این وضع راضی نیستم. آرزو میکنم یک روز سیستم درست شود که دارو راحت به دست همه برسد. آن روز اولین نفری هستم که این کار را کنار میگذارم.»
بر اساس گزارشهای غیررسمی انجمنهای بیماران خاص، دستکم ۳۵ قلم داروی خاص در نیمه دوم سال ۱۴۰۴ در بازار کمبود شدید داشتند. با شروع سال ۱۴۰۵ و ادامه شرایط جنگی، اوضاع بحرانیتر هم شده است. داروهای شیمیدرمانی و هورمونی با ۶۰ درصد، پرتکرارترین جستجوها در این گروههای مجازی هستند.
مرتضی زمانپور، مشاور تغذیه و سلامت خانواده، به «هفتصبح» میگوید:«حدود ۸۵ درصد آگهیدهندگان، سوگوارانی هستند که نمیدانند با داروی عزیزشان چه کنند. اما بقیه، واسطههاییاند که دارو را ۴۰ تا ۵۰ درصد قیمت میخرند و با ۲۰ درصد تخفیف نسبت به بازار آزاد میفروشند.»
شاید در نگاه اول، این دادوستدها ساده به نظر برسد اما واقعیت تلختر است. دکتر سید حسین حسینی، پزشک متخصص بیماریهای عفونی، هشدار میدهد:«داروها شرایط نگهداری خاصی دارند. بسیاری از این داروها باید در دمای ۲ تا ۸ درجه نگهداری شوند. وقتی یک داروی بیولوژیک در دمای اتاق یا یخچال نامناسب بماند، دیگر اثری ندارد و میتواند سمی و کشنده باشد. تجربه نشان داده از هر ۱۰ مورد مسمومیت دارویی ناشی از مصرف داروهای تاریخگذشته یا نامناسب، ۳ مورد به این بازار مجازی مربوط میشود.»
در فرهنگ ایرانی، دور ریختن داروی عزیزان سفرکرده، عملی شرمآور است. «مگر میشود دور ریخت؟ شاید به درد کسی بخورد.» عیسی بیگدلی، روانشناس اجتماعی، توضیح میدهد:«این معضل دو لایه اصلی دارد، یکی ناتوانی سیستم در تأمین دارو و دیگری حس مسئولیت فردی که نمیخواهد داروی اضافه دور ریخته شود. تا زمانی که سیستم رسمی برای بازگرداندن داروهای مازاد وجود نداشته باشد، این چرخه نادرست ادامه مییابد.»
بازار سیاه دارو در ایران، تازه به دادوستد در گروههای مجازی ختم نمیشود. پشت پرده این معاملات، لایههای تاریکتری هم هست؛ لایههایی که گاهی به جای «درمان»، «سم» به دست بیماران میرسانند. دکتر ایرج خسرونیا، رئیس انجمن پزشکان عمومی، در گفتوگو با «هفت صبح»، از واقعیت تلخی پرده برمیدارد؛ کپسولها را خالی میکنند، مواد بیارزش یا مضر جایگزین میکنند، تاریخ مصرف را دستکاری میکنند و دارو را با قیمت گزاف به آدمهایی میفروشند که جان عزیزشان در گرو همان جعبه کوچک است. بخصوص در ایامی مانند الان که جنگ است و طبیعتا کمبودهایی هم ممکن است در زمینه دارو داشته باشیم.
به گفته خسرونیا، داروهایی که در بازار آزاد دست به دست میشوند، از چهار مسیر اصلی تأمین میگردند؛ شرکتهای دارویی (به صورت قاچاق یا انحراف از شبکه رسمی)، برخی داروخانهها (خروج غیرمجاز دارو از سیستم توزیع)، توسط بیماران و خانوادههای آنها (داروهای مازاد بر مصرف یا باقیمانده از بیمار فوتشده) و دلالان حرفهای (خرید انبوه از منابع نامشخص و احتکار برای فروش در زمان کمبود). اما خطرناکترین بخش ماجرا، جایی است که دارو به دست مردم عادی میرسد. مردمی که از سر ناچاری یا همدردی، داروهای اضافه خود را میفروشند، بدون آنکه بدانند چه بلایی سر آن بیماران خواهد آمد.
رئیس انجمن پزشکان عمومی با اشاره به روشهای پیچیده تقلب در بازار سیاه دارو هشدار میدهد:«گاهی اوقات دیده شده که داروی اصلی را از داخل کپسولها خالی کرده و مواد دیگری را جایگزین میکنند. سپس همان کپسولها را به عنوان داروی اصلی به مردم میفروشند. این مواد جایگزین، نه تنها فایدهای ندارند، بلکه گاهی بسیار مضر و خطرناک هستند.» این نوع تقلب، به ویژه در مورد داروهای گرانقیمت و کمیاب که بازار سیاه پررونقی دارند، بیشتر دیده میشود. بیمار سرطانی که آمپول شیمیدرمانی میخرد، ممکن است در واقع، تنها یک ویال آب مقطر یا مادهای بیاثر را تزریق کند. یا بدتر از آن، مادهای سمی که روند بیماری را تسریع میکند.
در این میان به نظر میرسد این چرخه پدیدهای است چند وجهی که نشانهایست از ناتوانی اقتصادی بیماران و از سوی دیگر، نمادی از شکاف عمیق فرهنگی و نبود سازوکاری برای بازیافت امن دارو. در چنین شرایطی تا زمانی که سامانهای رسمی، امن و قانونی برای بازگرداندن داروهای مازاد وجود نداشته باشد و تا وقتی بیماران برای یک قلم داروی حیاتی مجبور باشند به گروههای مجازی پناه ببرند، این نسخههای دارویی بیصاحب، همچنان در ویترین سیاه دنیای مجازی باقی خواهند ماند.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا