تیمهای سحر با حضور در مناطق بحرانزده در زمان جنگ به آسیبدیدگان کمک میکنند تا استرس و شوک ناشی از حادثه را کاهش دهند
به گزارش سرمایه فردا، وقتی حادثهای تلخ مثل زلزله، سیل یا حتی انفجارهای ناشی از جنگ رخ میدهد، اولین چیزی که نگاهها را به خود جلب میکند، آوارهای فروریخته، خانههای ویران و جراحتهای جسمی است. اما در لایههای زیرین این ویرانیها، زخمهایی عمیقتر و پنهانتر دهان باز میکنند که اگر به موقع درمان نشوند، تا سالها بر روح و روان بازماندگان باقی میمانند. درست در همین نقطه است که گروهی از جوانان با کاورهای سرخ و سفید هلال احمر وارد میدان میشوند؛ کسانی که نه با بیل و کلنگ، بلکه با لبخند، عروسک و مهارتهای کلامی به جنگ ناامیدی میروند. گروههایی به نام «تیمهای سحر».
کلمه «سحر» در ساختار جمعیت هلال احمر، مخفف عبارت «سفیران حمایتهای روانی و اجتماعی» است. این تیمها بازوی اجرایی سازمان جوانان هلال احمر در زمان بحران هستند. ایده شکلگیری این تیمها به حدود یک دهه پیش برمیگردد. جرقه اولیه این حرکت در سال ۱۳۹۱ و پس از زلزله دردناک ورزقان زده شد. در آن زمان مسئولان متوجه شدند که امدادرسانی فقط در توزیع چادر و پتو خلاصه نمیشود و جامعه حادثهدیده، به خصوص کودکان و زنان، به شدت از نظر روحی آسیب دیدهاند. از آن پس، تیمهای سحر به صورت ساختارمند طراحی شدند تا به عنوان خط اول درمان روحی در مناطق آسیبدیده حضور یابند.
پیرحسین کولیوند، رئیس جمعیت هلال احمر، در خصوص اهمیت این تیمها بهویژه در شرایط سخت جنگی معتقد است که خدمترسانی نباید تنها به جنبههای مادی محدود شود. او با اشاره به رشادتهای این نیروها میگوید: «ما در این روزها عاشورا را به چشم دیدیم. تیمهای سحر نماد عطوفت و مهربانی در سختترین شرایط هستند. وظیفه این تیمها تنها بازی با کودکان نیست، بلکه آنها ماموریت دارند تا کرامت انسانی آسیبدیدگان را حفظ کرده و آرامش را به خانوادههایی که عزیزانشان را در حملات از دست دادهاند، بازگردانند. ما معتقدیم که اگر روحیه یک جامعه حادثهدیده بازسازی نشود، بازسازی فیزیکی خانهها هم سودی نخواهد داشت.» او تاکید دارد که این جوانان با شجاعت تمام، حتی در زمان تداوم خطر، در کنار مردم میمانند تا مانع از فروپاشی روانی جامعه شوند.
هدف از تاسیس تیمهای سحر، پیشگیری از پیشرفت آسیبهای روانی پس از بلایاست. وقتی فردی همه دارایی یا عزیزانش را در یک لحظه از دست میدهد، دچار شوک، ترس و ناامیدی مطلق میشود. تیمهای سحر وظیفه دارند با حضور در میان مردم، حس امنیت و امید را دوباره زنده کنند. آنها به دنبال این هستند که تابآوری جامعه را بالا ببرند و به افراد کمک کنند تا با واقعیت جدید کنار بیایند. در واقع کار این تیمها از زمانی شروع میشود که نیروهای امداد و نجات فیزیکی، عملیاتشان تمام شده و منطقه را ترک میکنند، اما تیمهای سحر برای مدت طولانیتری در کنار مردم میمانند.
فعالیت این سفیران در سه محور اصلی خلاصه میشود:
۱. حمایتهای روانی: شامل کمکهای اولیه روانشناختی، تخلیه هیجانی آسیبدیدگان و شناسایی افرادی که دچار اختلالات شدید شدهاند و ارجاع آنها به متخصصان.
۲. حمایتهای اجتماعی: تلاش برای بازسازی پیوندهای اجتماعی در محلههای آسیبدیده، سازماندهی کمکهای مردمی و ایجاد فضایی برای مشارکت خود مردم در بازسازی زندگیشان.
۳. فضای دوستدار کودک: برپایی چادرهای رنگارنگ، اجرای نمایش و بازیهای گروهی برای کودکان تا تلخی حادثه و صدای انفجارها را برای لحظاتی فراموش کنند.
این تیمها برخلاف تصور عموم، فقط برای تفریح اعزام نمیشوند. آنها آموزشهای سختی دیدهاند تا بدانند با پدری که فرزندش را در جنگ از دست داده یا کودکی که از زیر آوار بیرون آمده، چگونه صحبت کنند. آنها میدانند کجا باید سکوت کنند و کجا باید با یک آغوش، مانع از فروپاشی روانی یک انسان شوند.
در جریان جنگ اخیر که از اسفند ماه ۱۴۰۴ آغاز شد، نقش تیمهای سحر به شکلی بیسابقه پررنگ شد. با شدت گرفتن حملات به مناطق غیرنظامی، این تیمها در قالب پهنههای عملیاتی، به خصوص در تهران و شهرهای مرزی، مستقر شدند. آمارها نشان میدهد که بیش از دو هزار متخصص و داوطلب در قالب تیمهای سحر به صورت شبانهروزی فعالیت کردند. یکی از اقدامات کلیدی در این دوران، راهاندازی و تقویت سامانههای مشاوره تلفنی (مثل ۴۰۳۰) بود که در آن متخصصان سحر به بیش از ۱۵۰ هزار تماس مردمی پاسخ دادند.
آنها حدود ۱۳ هزار ساعت مشاوره روانشناسی به افرادی ارائه کردند که به دلیل حملات هوایی دچار اضطراب شدید، بیخوابی و ترس شده بودند. در مناطقی مثل پهنه مرکزی تهران که بیشترین فشار حملات را تحمل میکرد، تیمهای سحر در کنار تیمهای آواربردار حضور داشتند تا به محض نجات یافتن افراد از زیر آوار، مداخلات روانی را آغاز کنند. حضور در میان خانواده شهدای غیرنظامی و کمک به آنها برای پذیرش سوگ، از سختترین و در عین حال حیاتیترین وظایف سحر در این جنگ بوده است.
باید توجه داشت که تیمهای سحر، کلینیک روانپزشکی سیار نیستند. آنها درمانهای دارویی طولانیمدت انجام نمیدهند و قرار نیست جای روانشناسان بالینی را در بیمارستانها بگیرند. نقش آنها «مداخله در بحران» و «پیشگیری» است. کار آنها در واقع یک پل ارتباطی میان حادثه و زندگی سالم است؛ پلی که اجازه نمیدهد استرسهای اولیه به بیماریهای مزمن روانی تبدیل شود.
مقامات ارشد هلال احمر همواره تاکید داشتهاند که هویت این جمعیت با فعالیتهای بشردوستانه گره خورده است. پیش از جنگ اخیر، تیمهای سحر در حوادثی مثل زلزله خوی و حادثه معدن طبس امتحان خود را به خوبی پس داده بودند. در خوی، آنها با ایجاد ایستگاههای نشاط در اردوگاهها، مانع از غلبه فضای افسردگی بر زلزلهزدگان شدند. در طبس نیز با رویکردی مددکارانه به سراغ خانواده کارگران رفتند. این تجربیات باعث شد تا در زمان جنگ، این تیمها با آمادگی کامل و به صورت سازماندهی شده وارد عمل شوند.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا