تغییر شغل در جامعه با تغییر افکار و حتی فرهنگ جامعه آغاز میشود در سالهای اخیر زنان نقش بیشتری در جامعه پیدا کرده و شغلها را تصاحب کردهاند.
به گزارش سرمایه فردا، در طول یک دهه گذشته، بازار کار ایران تغییراتی اساسی را در مورد حضور اجتماعی زنان تجربه کرده است. اگر تا پیش از این، اشتغال زنان تنها در محیطهای آموزشی، بهداشتی و اداری تعریف میشد، امروزه دیوارهای سنتی بین «مشاغل زنانه» و «مشاغل مردانه» فرو ریخته است. زنان ایرانی اکنون در عرصههایی قدم میگذارند که پیشتر ورود به آنها نه تنها غیرمعمول، بلکه گاهی ممنوع به نظر میرسید. این گزارش به بررسی ابعاد مختلف این پدیده، از ورزشهای خشن گرفته تا مشاغل سخت فنی و جادهای میپردازد و ریشههای جامعهشناختی و روانشناختی این تحول بزرگ را واکاوی میکند.
یکی از چشمگیرترین تغییرات در حوزه فعالیت زنان، رو آوردن به ورزشهای رزمی سنگین و خشن مثل بوکس، مویتای و هنرهای رزمی ترکیبی (MMA) است. بر اساس گزارشهای رسانههای ورزشی، تمایل دختران جوان به ثبتنام در رشتههای رزمی در ۵ سال اخیر رشد ۳۰ درصدی داشته است.
«سحر»، یکی از مربیان رشته کیکبوکسینگ، در مورد چرایی این افزایش آماری میگوید: «دیگر دوران ورزشهای صرفاً فانتزی تمام شده است. دخترانی که پیش من میآیند، به دنبال تخلیه خشم، افزایش قدرت دفاع شخصی و اثبات توانایی بدنی خود هستند. آنها نمیخواهند ضعیف دیده شوند.» این تغییر نشان میدهد که تعریف «زنانگی» دیگر با «شکنندگی» گره نخورده است. زنان در رینگهای مبارزه، نه تنها برای مدال، بلکه برای تغییر نگاه جامعه به قدرت بدنیشان میجنگند.
در کلانشهرهایی مثل تهران، ترافیک سنگین باعث شده تا «پیک موتوری» به یکی از پردرآمدترین مشاغل خدماتی تبدیل شود. هرچند هنوز چالشهای قانونی برای گواهینامه موتور سیکلت زنان وجود دارد، اما مشاهدات میدانی و گزارشهای منتشر شده در شبکههای اجتماعی نشان میدهد که تعداد زنان «موتورسوار» که جابهجایی بسته و کالا را انجام میدهند، به شدت رو به افزایش است.
این زنان اغلب در قالب اپلیکیشنهای جابهجایی کالا فعالیت میکنند. یکی از این زنان در مورد انگیزه اش از پیوستن به ناوگان پیک های موتوری میگوید: «وقتی با کلاه کاسکت و موتور هستم، خیلیها متوجه زن بودنم نمیشوند، اما وقتی بسته را تحویل میدهم و کلاه را برمیدارم، تعجب را در چشمهایشان میبینم. من این کار را انتخاب کردم چون هم هیجان دارد و هم درآمدش از کارگری در تولیدیها بیشتر است.» این حضور، نشاندهنده شکستنِ مرزهای فیزیکی در شهر است.
اما اینها تنها مشاغلی نیستند که طی سالهای اخیر به آن اقبال زیادی داشته اند. امروزه در گوشه و کنار شهرها، کارگاههای نجاری، آهنگری و حتی تعمیرگاههای خودرویی را میبینیم که توسط زنان اداره میشوند.
از سوی دیگر، طبق آمارهای غیررسمی، تعداد زنان دارای گواهینامه پایه یک در ایران رشد صعودی داشته است. زنانی که در جادههای ترانزیتی بار جابهجا میکنند، میگویند که نگاه همکاران مردشان نسبت به سالهای قبل محترمانهتر شده است. آنها حالا به عنوان بخشی از صنف رانندگان جادهای شناخته میشوند.
نصاب وسایل برقی نیز یکی دیگر از مشاغلی است که طی یکی – دو سال اخیر به شدت مورد استقبال زنان بوده است. ورود زنان به کارهای نصب تجهیزات و وسایل برقی یا وسایل خانه (مثل دوربینهای مداربسته، لولهکشی یا دکوراسیون داخلی) به دلیل «دقتِ بالاتر» آنها، حالا مشتریان بالایی دارد. دلیل آن هم واضح است؛ بسیاری از مشتریان زن ترجیح میدهند برای کارهای فنیِ داخل خانه، از متخصصان زن استفاده کنند که این خود بازار کار جدیدی را خلق کرده است.
از نظر جامعهشناسی، این پدیده را نمیتوان تنها به یک دلیل ساده ربط داد بلکه عوامل مختلفی دست به دست هم دادهاند تا این تغییر شکل بگیرد. عواملی که شاید بتوان اصلی ترین آنها را در زیر خلاصه کرد:
وقتی ساختار اقتصادی یک جامعه دچار تورم و بحران میشود، «بقای مالی» اولویت اول میشود. در این شرایط، خانوادهها دیگر نمیتوانند بر سر جنسیتِ شغل بحث کنند. اگر رانندگی یا کار در کارگاه نجاری درآمد بیشتری دارد، خانوادهها با آن کنار میآیند. در واقع، نیاز اقتصادی به عنوان یک نیروی محرک، سنتهای دستوپاگیر را عقب رانده است.
جامعهشناسان معتقدند نسل جدید زنان (دهه هفتاد و هشتاد)، دیگر هویت خود را صرفاً در «مادر بودن» یا «خانهداری» نمیبینند. آنها به دنبال «تمایز» هستند.
گسترش شبکههای اجتماعی باعث شده تا زنان ایرانی با تجربههای مشابه در سراسر جهان آشنا شوند. به باور جامعه شناسان، وقتی زنی در یک روستای دورافتاده یا در قلب تهران میبیند که در کشورهای دیگر، زنان در معادن کار میکنند یا خلبان جنگنده هستند، سقف ذهنی او فرو میریزد. رسانهها با نمایش «الگوهای موفق»، این پیام را منتقل کردهاند که هیچ فضای مردانهای وجود ندارد که نفوذناپذیر باشد.
این تغییراما یک بعد روانشناختی هم دارد. به عبارتی ز دیدگاه روانشناسی، رو آوردن زنان به مشاغل سخت و ورزشهای خشن، تنها یک انتخاب شغلی نیست، بلکه ریشههای عمیق در ساختار شخصیتی و نیازهای روانی آنها دارد. به عنوان مثال در بسیاری از مشاغل سنتی، زنان نقشهای پیرو یا کمکی داشتند. اما در مشاغلی مثل رانندگی تریلی یا مدیریت یک کارگاه فنی، زن «تصمیمگیرنده نهایی» است. روانشناسان میگویند این احساسِ «کنترل بر ابزار و محیط»، اعتمادبهنفس آسیبدیده در محیطهای سنتی را ترمیم میکند. در مورد رو آوردن زنان به ورزش های خشن نیز، مثل بوکس یا رانندگی در جادههای پرخطر، نوعی «مکانیسم مقابلهای» با استرسهای اجتماعی است. زنانی که در زندگی روزمره تحت فشارهای روانی هستند، با حضور در این عرصهها، قدرت درونی خود را بازمییابند و احساس میکنند که میتوانند بر ترسهای خود غلبه کنند.
اما شاید مهمترین دلیل روانشناختی این تصمیم رسیدن به خودباوری است. بسیاری از زنان در گذشته یاد گرفته بودند که «نمیتوانند» کارهای سخت فیزیکی انجام دهند. روانشناسیِ این تغییر نشان میدهد که موفقیت در یک کار سخت (مثل تعمیر یک موتور پیچیده)، «درماندگی ذهنی» را به «توانمندی آموختهشده» تبدیل میکند.
نگاهی به آمارها به خوبی بیانگر این تغیییر رویکرد شغلی در جامعه زنان است. براساس برخی گزارش ها، تعداد زنان در رشتههای رزمی نسبت به دهه قبل حدود ۳ برابر شده است. همچنین حضور زنان در مشاغل آزاد فنی و خدماتی (مثل پیک و نصب تجهیزات) در کلانشهرها رشد ۲۵ درصدی سالانه را تجربه میکند. از سویی گزارش هایی مشابه تاکید می کنند؛ . تقاضا برای دریافت گواهینامههای تخصصی و پایههای سنگین میان زنان، از حالت «تفننی» به حالت «اشتغالمحور» تغییر یافته است.
با وجود تمام این پیشرفتها ولی تغییر رویکرد زنان در نعیین حرفه و شغل هنوز هم با چالش هایی برای آنها همراه است. به عنوان مثال زنانی که امروز به این مشاغل رو می آوردند باید در دو جبهه بجنگند؛ هم در شغلِ سختشان و هم در مسئولیتهای سنتیِ داخل خانه. از سویی هنوز در بسیاری از پایانهها یا محیطهای صنعتی، امکانات رفاهی متناسب با حضور زنان (مثل استراحتگاه یا سرویس بهداشتی جداگانه) پیشبینی نشده است.
رویکرد کنونی گرچه گاهی از سرِ اجبار اقتصادی شروع شده اما، حالا به یک «فرهنگِ جدید» تبدیل شده است. فرهنگی که بیشتر بر پایه آشتی دادن تصادهاست. از آشتی دادنِ «طب سنتی» با «علم مدرن» در سازمان غذا و داروتا آشتی دادنِ «زنانگی» با «مشاغل سخت». این یعنی ما در حال حرکت به سمتی هستیم که در آن، «مهارت» و «علم» تنها خطکشهای قضاوت هستند.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا