به گزارش سرمایه فردا، ایران در یکی از حساسترین و پیچیدهترین شرایط چهار دهه اخیر خود قرار گرفته است. عبور ایمن از این شرایط، نیازمند همفکری دلسوزان ایران زمین است تا با یافتن راهکارهایی سنجیده و واقعبینانه، نه تنها کشور را از این وضعیت دشوار خارج کنند، بلکه افقهای تازهای پیش روی آحاد جامعه بگشایند و ایران را به جایگاه شایسته خود بازگردانند. این گزارش نگاهی دارد به تحلیل رفتار بازیگران اصلی صحنه بینالملل، جایگاه ایران در این معمای پیچیده و فرصتهایی که پیش روی کشور قرار دارد.
دولت دونالد ترامپ در عرصه سیاست خارجی سه اولویت اصلی را دنبال میکند: نخست، کاهش کسری بودجه عظیم آمریکا که به مرز ۳۹ تریلیون دلار رسیده است. دوم، مقابله با چین به عنوان اصلیترین رقیب استراتژیک واشنگتن. و سوم، حذف ریسک حمله هستهای از سوی بازیگرانی مانند ایران و کره شمالی. این سه اولویت، چارچوب اصلی رفتار آمریکا در قبال ایران را تعیین میکند.
چین به عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان، وابستگی شدیدی به واردات نفت و مواد غذایی دارد. این کشور برای تأمین انرژی خود به دو شاهراه حیاتی یعنی تنگه مالاکا و تنگه هرمز متکی است. همین آسیبپذیری باعث میشود چین تمایل چندانی به درگیریهایی که اقتصادش را تهدید کند، نداشته باشد. اگر تحریمهای آمریکا باعث تشدید کنترلها در تنگه مالاکا شود، چین ممکن است واردات نفت از ایران را کاهش جدی دهد یا ایران را به توافق با آمریکا ترغیب کند.
جنگ اوکراین و رشد سریع اقتصاد هند، تقاضای اروپا و هند را برای یافتن تأمینکنندگان جدید نفت و گاز افزایش داده است. با این حال، این مشتریان بالقوه نیز تحت تأثیر سیاستهای تحریمی واشنگتن قرار دارند. به عبارت دیگر، مذاکره مستقیم با اروپا یا هند نمیتواند جایگزین حل معضل اصلی یعنی تحریمهای آمریکا شود. تا وقتی تحریمهای اولیه آمریکا پابرجا باشد، هیچ شرکت بزرگ بینالمللی حاضر به سرمایهگذاری در ایران نخواهد بود.
ایران از سه مزیت رقابتی منحصربهفرد برخوردار است که تنها با در نظر گرفتن همزمان آنها میتوان به برنامهای متوازن، زمانمند و پایدار برای کاهش تحریمها و حرکت به سوی توسعه دست یافت.
نادیده گرفتن منابع عظیم نفت و گاز ایران، کشور را در سالهای پیشرو از یکی از مهمترین منابع درآمد ارزی محروم خواهد کرد. اما واقعیت این است که رشد صرفاً مبتنی بر منابع طبیعی، موقتی و شکننده است. تجربه کشورهای صادرکننده نفت نشان داده که در میانمدت، چنین رشدی با موانع جدی از جمله عدم همراهی روسیه، کشورهای منطقه و حتی آمریکا در بازگشت ایران به اقتصاد جهانی مواجه میشود. بنابراین، منابع هیدروکربنی باید نقطه شروع باشند، نه پایان مسیر.
در میانمدت، این نیروی انسانی متخصص است که میتواند نقشی کلیدی در توسعه پایدار ایران ایفا کند. چه آنهایی که در داخل کشور هستند و چه آنهایی که سالهاست در خارج از ایران زندگی و کار میکنند، همه میتوانند به بازسازی اعتماد و ایجاد توازن قدرت میان مردم و حکومت کمک کنند. ایران از نظر علمی و فناوری در منطقه حرف اول را میزند و این سرمایه عظیم انسانی، بزرگترین برگ برنده کشور در مسیر توسعه است.
بهرهبرداری درست از موقعیت ژئوپلیتیک ایران میتواند به ابزاری مؤثر برای جلب همراهی روسیه و دیگر صادرکنندگان نفت منطقه در مسیر توسعه کشور تبدیل شود. ایران به عنوان حلقه اتصال میان روسیه، آسیای میانه، هند و جنوب شرق آسیا، نقشی بیبدیل در کریدورهای انرژی و ترانزیت ایفا میکند. سرمایهگذاریهای مشترک شرکتهای آمریکایی-هندی، آمریکایی-اروپایی و چینی در توسعه صنعت نفت و گاز ایران میتواند زمینهساز حمایت قطبهای اقتصادی جهان از مسیر توسعه ایران باشد.
تمدن هفتهزارساله ایران، با غنای فرهنگی و تاریخی خود، میتواند نقش مهمی در بازسازی سرمایه اجتماعی در داخل و بهبود وجهه بینالمللی در خارج ایفا کند. دیپلماسی فرهنگی و استفاده از ظرفیتهای تمدنی، یکی از کمهزینهترین و مؤثرترین ابزارهای ایران برای نفوذ در جهان است.
موفقیت مذاکرات با واشنگتن به چند عامل کلیدی بستگی دارد که هر کدام به تنهایی میتوانند مسیر توافق را هموار یا مسدود کنند.
تجربههای مذاکرات علنی و محرمانه قبلی نشان داده که شرایط ناپایدار اقتصادی یا اجتماعی داخلی، امکان هرگونه توافق را به شدت کاهش میدهد. وقتی مردم با تورم افسارگسیخته، کاهش ارزش پول ملی و ناامیدی از آینده مواجه باشند، فضای لازم برای تصمیمگیریهای راهبردی از بین میرود. بنابراین، انجام برخی اصلاحات حداقلی در حوزه انرژی و ارز در اسرع وقت، نه یک انتخاب، که یک ضرورت اجتنابناپذیر است.
توافق بر سر سازوکاری رسمی برای نحوه هزینهکرد درآمدهای ارزی حاصل از رفع تحریمها، از اهمیت حیاتی برخوردار است. این درآمدها باید صرف سرمایهگذاری در بالادست نفت و گاز، بهینهسازی مصرف انرژی و تعریف پروژههای توسعهای مشترک در منطقه شود. بدون یک نقشه راه روشن، درآمدهای نفتی میتواند به جای توسعه، به تورم و فساد دامن بزند.
مذاکرات نیازمند برنامه مرحلهبهمرحله و زمانمند برای افزایش تعهدات هستهای ایران و کاهش تحریمهاست. در بلندمدت، انگیزههای اقتصادی نقش مهمی در کاهش پایدار تحریمها خواهند داشت. اما بیش از یک دهه تحریمهای فلجکننده موجب شده که اقتصاد ایران حتی در صورت کاهش تحریمها نیز آماده ورود یکباره به اقتصاد جهانی نباشد. ایجاد انگیزههای اقتصادی برای تداوم کاهش تحریمها، فرآیندی زمانبر است که نیازمند صبوری و برنامهریزی دقیق میباشد.
ایران در مقطع حساسی قرار دارد که همزمان با چالشهای بیسابقه و فرصتهای کمنظیری روبروست. سه مزیت رقابتی اصلی کشور یعنی منابع عظیم هیدروکربنی، نیروی انسانی متخصص و موقعیت ژئوپلیتیک حساس، اگر با یک برنامه توسعه واقعبینانه و زمانمند همراه شود، میتواند ایران را از شرایط کنونی خارج کرده و به جایگاه شایسته خود در منطقه و جهان بازگرداند.
در عرصه بینالملل، موفقیت در مذاکرات هستهای نیازمند درک دقیق از اولویتهای بازیگران اصلی است: آمریکا به دنبال کاهش هزینههای خود و حذف ریسک هستهای است، چین به دنبال ثبات در تأمین انرژی خود است و اروپا و هند به دنبال تنوعبخشی به منابع انرژی خود. ایران میتواند با استفاده هوشمندانه از این منافع متقابل، راهی برای خروج از بنبست تحریمها پیدا کند.
اما موفقیت این راهبرد، پیش از هر چیز به ثبات اقتصادی و اجتماعی داخلی وابسته است. اصلاحات اقتصادی، بازسازی سرمایه اجتماعی و ارائه چشماندازی روشن از آینده، پایههای هرگونه موفقیت در عرصه بینالملل خواهد بود. ایران امروز بیش از هر زمان دیگر به همدلی، همفکری و عقلانیت جمعی نیاز دارد تا از این گردنه سخت تاریخی عبور کند و به افقهای روشن پیش رو دست یابد.
بازار سرمایه ایران در حالی نزدیک به دو ماه است که تعطیل شده که کارشناسان…
پیام رئیس سازمان بورس به سهامداران این است که بازار به زودی باز میشود، اما…
تجربه جهان نشان میدهد که محیط زیست در دوران پساجنگ یا پسابحران، یا به حاشیه…
بلیت اکران آنلاین با احتساب مالیات به عددی رسیده که برای بسیاری از خانوادهها قابل…
تیمهای سحر با حضور در مناطق بحرانزده در زمان جنگ به آسیبدیدگان کمک میکنند تا…
کارشناسان میگویند استفاده از گونههای بومی و مقاوم به کمآبی میتواند کیفیت فضای سبز پایتخت…