به گزارش سرمایه فردا، بازار سهام در روزهای اخیر رکورد تاریخی جدیدی ثبت کرده و از سقف قبلی شاخص عبور کرده است. جریان پول با قدرتی فراتر از انتظار وارد بازار شده و همه نگاهها را خیره کرده است. اما سه عامل مهم، تعیینکننده مسیر آینده هستند: خبرهای سیاسی، رفتار حقوقیها، و مهمتر از همه، «ارزندگی» بنیادی شرکتها. در این گزارش، دیدگاه یک کانال تحلیلی را مرور میکنیم که معتقد است «شجاعت چند هفته پیش بازار» ممکن است با هر خبر منفی سیاسی از بین برود. با این حال، خریداران فعلی به آینده مذاکرات خوشبین هستند و وزن ریسکهای سیاسی را کمتر از فرصتهای بنیادی میدانند. اما آیا این خوشبینی پایدار خواهد ماند؟
طبق تحلیل، سه عامل اصلی تعیینکننده جهت بازار در روزهای آینده خواهند بود. اولین و همیشگیترین عامل، «اخبار سیاسی» است. تا به این لحظه، نشانهای از جنگ دوباره دیده نمیشود، اما آتشبس نیز برای همیشه ادامه نخواهد داشت. اگر دوباره آتش جنگ و تحولات نظامی شعلهور شود، عاملی خواهد بود که بعد از رشد اخیر، عرضهها را افزایش میدهد و دستهای خریدار را لرزان میکند. آن شجاعتی که چند هفته پیش در دل بازار وجود داشت، از بین خواهد رفت.
عامل دوم، «عرضه حقوقیها» است. اما به نظر میرسد این عامل در فضای فعلی بسیار کنترل شده پیش میرود و جای نگرانی چندانی وجود ندارد. عرضه حقوقی به معنای قربانی کردن بیحد و حصر نمادها در قیمتهای فعلی بدون در نظر گرفتن فضای بنیادی است. خوشبختانه طی این مدت چنین رفتاری دیده نشده و بعید است از این به بعد هم شاهد آن باشیم.
سومین و به اعتقاد تحلیلگران «مهمترین عامل»، «ارزندگی» است. بازار رشد کرد چون ارزنده بود. هر اتفاقی که توجیه بین قیمت و ارزندگی را از بین ببرد، نمیتواند به شکل دائمی ادامهدار باشد. بنابراین مهمترین کار، دنبال کردن خبرهای سیاسی (کی بخریم، کی بفروشیم) نیست. مهمترین کار این است که بدانیم سهمی که امروز پیش روی ماست، چه وضعیتی دارد و چه سناریویی میتواند به چه قیمتهایی برسد. داشتن یک برآورد سود اولیه و یک مدل پی به ای (P/E) ساده برای شروع کار کافی است.
این تحلیل، به معنای هشدار برای ریزش یا عرضه در بازار نیست. فقط بر این نکته تأکید دارد که در خرید باید محتاط بود و به هر قیمتی و با هر شکلی نباید سراغ هر سهمی رفت. نقاط فعلی، نقاطی است که باید چشمان خود را باز کرد تا در بازاری که رشد کرده، گرفتار نمادهای غیرمنطقی نشد. تا اینجا بازدهی اکثر بازار کم و بیش شبیه هم بوده، اما از اینجا به بعد هر صنعتی و هر نمادی ممکن است راه خود را برود.
یکی از پرسشهای مکرر این روزها، درباره صندوقهای طلا است. تحلیلگر معتقد است که صندوقهای طلا در چند ماه اخیر بازدهی حتی کمتر از اوراق داشتهاند و بعضاً زیان محقق کردهاند. اما این به معنای خروج این صندوقها از دایره توجه نیست.
در حال حاضر، صندوقهای طلا ریسک افت عجیب و غریبی ندارند. اما دقیقاً شبیه چند ماه اخیر، ممکن است ما را در سطحی از قیمتها متوقف کنند. یعنی ممکن است بازدهی شما حتی منفی باشد، اما منفی اندک. بنابراین اگر کسی میخواهد با دید حفظ ارزش پول به این موضوع نگاه کند، اتفاقاً صندوق طلا در قیمتهای فعلی که حباب آن خارج شده و حتی حباب منفی دارد، دارایی بدی نیست. اما باید توجه داشت که هر اتفاق و رویدادی به خصوص بحث توافق سیاسی، ممکن است فشار روی این دارایی را بیشتر و رشد آن را کندتر کند.
استراتژی پیشنهادی: اگر فکر میکنید اوضاع بر هم میریزد، توافقی در کار نیست و اوضاع دوباره پرچالش میشود، وزن صندوقهای طلا را افزایش دهید. در غیر این صورت، چشمانداز فعلی افزایش وزن صندوقهای طلا را نشان نمیدهد. اگر اخباری منتشر شود که فضای سیاسی را پرچالش کند، آنگاه کم کم جریان پول روند معکوس گرفته و از سمت بازار سهام به سمت طلا میرود.
هیچ آدم عاقلی نافی بازار طلا نیست. هنر درست معاملهگری، حرکت بین بازارها و تشخیص درست ریسکها و فرصتهاست. در حال حاضر فرصتهای بازار سهام میتواند بیشتر از ریسکهای آن باشد و فضا برای کسب بازدهیها با پذیرش ریسک در بازار سهام بیشتر است. اما همین لحظه که این را میخوانید، هر خبری، یک توییت، یک نوشته میتواند این روند را تغییر دهد. طلا به عنوان حفظکننده دارایی شما در این هفتهها و ماهها، دارایی نسبتاً امنی است، اما ممکن است زمان و سرمایه شما را مدتها معطل خود نگه دارد.
اتفاق مهمی که امروز برای بازار رخ داد، عبور از سقف قبلی شاخص بود. انتظار میرفت زد و خورد بیشتری در این نقاط صورت گیرد، اما به نظر فعلاً زور جریان پول، تورم و شرایط بنیادی بر همه ریسکها و خبرها میچربد. شاخص احتمالاً اهداف بالاتری را برای خود تارگت میکند.
برخی از بیرون در حال هشدار دادن و آلارم دادن از سرعت رشد بازار هستند. اما واقعیت این است که جریان پول همچون سیل سهمگین و فراتر از انتظار ورود کرده است. دلیل این غافلگیری، این است که بیرون از آزمایشگاه بورس، فضا به شکلی واقعی تورم را در همه داراییها لحاظ کرده است. شخصی با فروش یک ویلا یا خانه یا حتی ماشین، به اعداد چند ده میلیاردی میرسد و وقتی این پول را روی میز بازار سهام میگذارد، این اعداد بزرگ به نظر میرسد. چون اتاق بازار ما کوچک است و این جریان پول بزرگ به نظر میآید، در حالی که بیرون از این فضا، این پول کاملاً با تورم حرکت کرده است.
این مشکل بازار سرمایه بوده که به دلیل ندانمکاریهای دولت و کشتن حاشیه سود شرکتها، رفتار سود و زیانی را از توجیه انداخته و فضا را متفاوت کرده است. آن جریان پول تا حدودی محاسبه میکند که این بازار نسبت به بقیه بازارها ارزانتر بوده و به همین دلیل وارد میشود. پس نباید از شدت جریان پول تعجب کرد.
خطکش اصلی باید «ارزندگی» باشد. جریان پولی که بر مدار ارزندگی رفتار کند، در نهایت موفق خواهد بود. سرعت رشد بازار شاید برای برخی غیرمنتظره بوده، اما سرعت تورم هم همینقدر غیرمنتظره بوده است. اکثر شرکتها نسبت به مدت مشابه سال قبل ۲ تا ۳ برابر فروش بیشتری داشتهاند، اما نسبت قیمت به سود با وجود سودآوری و تورم، متناسب با این اعداد نبوده است.
این روزها زمزمههایی برای تغییر دامنه نوسان به گوش میرسد. اما تحلیلگر معتقد است تغییر دامنه نوسان به مقدماتی احتیاج دارد که هنوز فراهم نشده است. نکته جالب اینجاست که «هیچکس از سود کردن ناراحت نمیشود». همه آرزوی بازاری خوب با سرعت رشد منطقی و قوی را دارند. اما در فوتبال یک نظریه وجود دارد: به ترکیب تیم برنده نباید دست زد. وقتی تیمی دارد نتیجه میگیرد و همه چیز طبق یک الگو و مسیر درست پیش میرود، چرا باید تغییری در آن ایجاد کرد؟ در حال حاضر دامنه نوسان ۳ درصد روی معاملات بازار نشسته و این موضوع به نوعی «ترکیب برنده» فعلی بازار است.
البته قطعاً دامنه نوسان باید به سمت باز شدن حرکت کند و هیچکس از این موضوع دفاع نمیکند. اما دو اتفاق باید رخ دهد تا زمینهسازی برای افزایش دامنه نوسان صورت گیرد. اول، «تحولات سیاسی». اتفاقات دیشب تا امروز به همه نشان داد که سیاست چقدر در بازار اثرگذار است و چه تغییراتی میتواند ایجاد کند. پس یکی از مهمترین مقدمات تغییر دامنه نوسان، حل و فصل شدن ریسکهای سیاسی است.
دوم، «فضای بنیادی». فعلاً در یک ابرخوشبینی عجیب قرار گرفتهایم که چشم و گوشمان به روی بسیاری از واقعیتها بسته شده است: از ریسک سیاسی بگیر تا محاصره اقتصادی، نرخ بهره ۵۰ درصد، سیاستهای سرکوب ارزی و نرخگذاری دستوری. وقتی باید سراغ باز کردن دامنه نوسان رفت که خیالمان از تحولات بنیادی اقتصادی شرکتها نیز راحت باشد. بهتر است انرژی و تمرکز به جای تاکید روی دامنه نوسان، بر شفافیت بیشتر شرکتها از اتفاقات و رویدادهای اخیر باشد تا فضای بازار روشنتر و جریان غافلگیری کمتر شود. ترکیب فعلی شاید سرعت تیک تاک معروف را نداشته باشد، اما با مدل علی پروینی هم کار را پیش میبرد.
کیوساکی یک سرمایهگذار باهوش و یک نویسنده موفق است، اما پیشبینیهای او بیشتر شبیه «رویاپردازی»…
بانک اقتصاد نوین در شرایط اقتصادی پرتنش و با وجود جنگ و تحریم، عملکرد نسبتاً…
خط سیر چهارساله سبد مخارج شهری نشان میدهد که جامعه، سلامت خود را فدای مسکن…
جریان ورودی ارز به کشور، جریان خروجی ارز برای واردات، و جریان ذخایر ارزی قابل…
در مقایسه با میانگین صنعت بانکی، وپست یکی از گزینههای نسبتاً قابل قبول محسوب میشود.…
اگر اقتصاد آمریکا واقعاً قدرتمند بماند و فدرال رزرو نرخ بهره را تا سال ۲۰۲۷…