سیاست و دیپلماسی

افزایش بدهی اقتصادی آمریکا؛ پیامدهای اقتصاد آمریکا برای جهان

به گزارش سرمایه فردا، آمریکا به نقطه عطفی تاریخی در بدهی ملی خود رسید. بدهی ایالات متحده از مرز ۳۹ تریلیون دلار عبور کرد؛ رقمی که در ۱۰ سال گذشته تقریباً دو برابر شده است. اگر نگاهی به روند این رشد بیندازیم، تصویر ترسناکی پیش روی ما قرار می‌گیرد: رسیدن به اولین ۱۰ تریلیون دلار ۲۷ سال طول کشید، اما امروز هر تریلیون دلار تنها در چند ماه به بدهی ملی اضافه می‌شود. این گزارش نگاهی دارد به ابعاد این بحران، دلایل رشد انفجاری بدهی و پیامدهای آن برای اقتصاد آمریکا و جهان.

 

بدهی ۳۹ تریلیون دلاری؛ رکوردی که تاریخ را شرمنده کرد

در پایان سال مالی ۲۰۲۵، بدهی ملی ایالات متحده از مرز ۳۹ تریلیون دلار عبور کرد. برای اینکه بفهمیم این رقم چقدر بزرگ است، بد نیست بدانیم که در سال ۲۰۱۶، بدهی آمریکا ۱۹.۵ تریلیون دلار بود. یعنی در کمتر از یک دهه، بدهی ملی این کشور دو برابر شده است. اما وقتی به تاریخچه رشد بدهی نگاه می‌کنیم، تصویر تلخ‌تری نمایان می‌شود. ۲۷ سال طول کشید تا آمریکا به اولین ۱۰ تریلیون دلار بدهی برسد. از ۱۰ تریلیون به ۲۰ تریلیون، تنها ۱۰ سال زمان برد. از ۲۰ تریلیون به ۳۰ تریلیون، کمتر از ۵ سال فاصله بود. و حالا، از ۳۰ تریلیون به ۳۹ تریلیون، کمتر از ۳ سال طول کشیده است. هر تریلیون دلار جدید بدهی، با سرعتی بی‌سابقه به انباشت بدهی افزوده می‌شود. این یعنی موتور رشد بدهی نه تنها خاموش نشده، که دارد هر روز تندتر می‌چرخد.

برای اینکه بفهمیم این بدهی چقدر سنگین است، کافی است آن را با تولید ناخالص داخلی آمریکا مقایسه کنیم. نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی ایالات متحده که در سال ۲۰۰۸ حدود ۶۷ درصد بود، امروز به بیش از ۱۲۲ درصد رسیده است. یعنی اقتصاد آمریکا بیش از یک سال و دو ماه تمام درآمد خود را صرف بازپرداخت بدهی‌های انباشته کرده است.

 

چرا بدهی آمریکا اینقدر سریع رشد کرده است؟

دولت آمریکا از سال ۲۰۰۲ به بعد، هر سال با کسری بودجه مواجه بوده است. یعنی هزینه‌های دولت هر سال از درآمدهایش بیشتر بوده و برای جبران این کسری، مجبور به استقراض شده است. کسری بودجه در سال ۲۰۲۵ به حدود ۱.۸ تریلیون دلار رسید که ۷ درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل می‌دهد.

جنگ‌های آمریکا در خاورمیانه هزینه‌های سرسام‌آوری داشته است. جنگ افغانستان، عراق و حالا جنگ با ایران، میلیاردها دلار هزینه به بودجه نظامی آمریکا تحمیل کرده است. بر اساس گزارش‌های منتشر شده، هزینه جنگ با ایران در سه هفته اول به حدود ۵۰ میلیارد دلار رسیده است.

سیاست‌های کاهش مالیات در دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ و ادامه آن در دولت بایدن، درآمدهای دولت را کاهش داده است. کاهش مالیات بر شرکت‌ها و افراد پُردرآمد، سالانه حدود ۵۰۰ میلیارد دلار از درآمدهای دولت کاسته است.

با پیر شدن جمعیت آمریکا، هزینه‌های تأمین اجتماعی و برنامه‌های سلامت مانند Medicare و Medicaid به شدت افزایش یافته است. این برنامه‌ها حدود ۴۰ درصد از کل هزینه‌های دولت فدرال را تشکیل می‌دهند.

قسمت بزرگی از بدهی جدید، صرف پرداخت بهره بدهی‌های قدیمی می‌شود. با افزایش نرخ بهره توسط فدرال رزرو، هزینه بهره بدهی ملی نیز به شدت افزایش یافته است. در سال ۲۰۲۵، هزینه بهره بدهی آمریکا به حدود ۱ تریلیون دلار رسید که بیش از بودجه دفاعی این کشور است.

 

چه کسی بدهی آمریکا را خریداری می‌کند؟

بدهی آمریکا از طریق فروش اوراق قرضه خزانه‌داری تأمین می‌شود. خریداران اصلی این اوراق به دو گروه تقسیم می‌شوند. گروه اول سرمایه‌گذاران داخلی هستند که ۷۰ درصد از اوراق را در اختیار دارند؛ صندوق‌های بازنشستگی، بانک‌ها، صندوق‌های سرمایه‌گذاری و مردم عادی آمریکا. گروه دوم سرمایه‌گذاران خارجی هستند که ۳۰ درصد اوراق را خریداری می‌کنند؛ ژاپن با حدود ۱.۲ تریلیون دلار، چین با حدود ۸۵۰ میلیارد دلار، بریتانیا، بلژیک و لوکزامبورگ از بزرگ‌ترین دارندگان اوراق قرضه آمریکا هستند.

نکته قابل توجه اینکه چین طی سال‌های اخیر خرید اوراق قرضه آمریکا را کاهش داده و تنوع‌بخشی به ذخایر ارزی خود را آغاز کرده است. این روند می‌تواند در بلندمدت چالش‌هایی برای تأمین مالی بدهی آمریکا ایجاد کند.

 

پیامدهای بدهی انفجاری برای اقتصاد آمریکا

با افزایش بدهی و بالا ماندن نرخ بهره، هزینه بهره بدهی ملی هر سال رکورد جدیدی می‌زند. بر اساس پیش‌بینی‌ها، هزینه بهره بدهی تا سال ۲۰۳۰ به بیش از ۲ تریلیون دلار در سال خواهد رسید. این یعنی بخش بزرگی از بودجه دولت صرف پرداخت بهره بدهی می‌شود و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها، آموزش و سلامت کاهش می‌یابد.

بدهی بالا معمولاً با تورم همراه است. دولت برای کاهش ارزش واقعی بدهی خود، انگیزه‌هایی برای ایجاد تورم دارد. تورم بالا یعنی قدرت خرید مردم کاهش می‌یابد و هزینه زندگی افزایش پیدا می‌کند.

اگرچه آمریکا تاکنون هرگز بدهی خود را نکول نکرده است، اما افزایش بدهی ریسک نکول را افزایش می‌دهد. هر بار که کنگره بر سر افزایش سقف بدهی به بن‌بست می‌رسد، بازارهای مالی با نگرانی واکنش نشان می‌دهند و هزینه استقراض دولت افزایش می‌یابد.

بدهی بالا می‌تواند اعتبار آمریکا در جهان را کاهش دهد. اگر سرمایه‌گذاران خارجی اعتماد خود را به توانایی آمریکا در بازپرداخت بدهی از دست بدهند، ممکن است خرید اوراق قرضه را کاهش دهند که این خود منجر به افزایش هزینه استقراض و کاهش ارزش دلار می‌شود.

 

تأثیر بر جهان و آینده دلار

دلار آمریکا هنوز هم ارز اصلی ذخیره جهان است و حدود ۶۰ درصد از ذخایر ارزی کشورهای جهان به دلار است. اما افزایش بدهی آمریکا می‌تواند این موقعیت را تضعیف کند. کشورهایی مانند چین و روسیه به دنبال جایگزینی برای دلار هستند و افزایش بدهی آمریکا این روند را تسریع می‌کند.

بدهی بالای آمریکا و نرخ بهره بالا، هزینه استقراض برای کشورهای در حال توسعه را نیز افزایش می‌دهد. بسیاری از این کشورها وام‌های خود را به دلار دریافت کرده‌اند و افزایش نرخ بهره در آمریکا، هزینه بازپرداخت این وام‌ها را افزایش می‌دهد. این موضوع می‌تواند به بحران بدهی در کشورهای فقیر منجر شود.

جنگ کنونی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، فشار بیشتری بر بودجه آمریکا وارد کرده است. هزینه روزانه این جنگ برای آمریکا حدود ۲ میلیارد دلار برآورد می‌شود. اگر این جنگ طولانی شود، میلیاردها دلار دیگر به انبوه بدهی آمریکا اضافه خواهد شد.

 

جمع‌بندی و چشم‌انداز

بدهی ۳۹ تریلیون دلاری آمریکا یک زنگ خطر جدی برای اقتصاد جهان است. رشد انفجاری بدهی در یک دهه گذشته، نشان‌دهنده ساختاری ناپایدار در اقتصاد این کشور است. هر تریلیون دلار جدید بدهی با سرعتی فزاینده به انباشت بدهی افزوده می‌شود و هزینه بهره آن نیز هر سال رکورد جدیدی می‌زند.

در کوتاه‌مدت، آمریکا همچنان می‌تواند بدهی خود را تأمین مالی کند، زیرا دلار هنوز ارز ذخیره جهان است و سرمایه‌گذاران به اعتبار آمریکا اعتماد دارند. اما در بلندمدت، ادامه این روند می‌تواند به کاهش اعتبار آمریکا، افزایش تورم و تضعیف جایگاه دلار در جهان منجر شود.

برای ایران، این تحولات دو جنبه دارد: از یک سو، جنگ با آمریکا و اسرائیل هزینه‌های سنگینی بر بودجه این کشورها تحمیل می‌کند که می‌تواند توان آنها را در ادامه جنگ تضعیف کند. از سوی دیگر، افزایش بدهی و تورم در آمریکا می‌تواند به بی‌ثباتی بیشتر اقتصاد جهانی و تشدید فشار بر ایران منجر شود.

 

modir

Recent Posts

واکنش به تخریب محیط‌زیست در جنگ

تجربه جهان نشان می‌دهد که محیط زیست در دوران پساجنگ یا پسابحران، یا به حاشیه…

7 ساعت ago

گرانی دوباره بلیت سینما

بلیت اکران آنلاین با احتساب مالیات به عددی رسیده که برای بسیاری از خانواده‌ها قابل…

7 ساعت ago

راهکار کاهش شوک حملات جنگ

تیم‌های سحر با حضور در مناطق بحران‌زده در زمان جنگ به آسیب‌دیدگان کمک می‌کنند تا…

8 ساعت ago

راهکار بهبود کیفیت فضای سبز

کارشناسان می‌گویند استفاده از گونه‌های بومی و مقاوم به کم‌آبی می‌تواند کیفیت فضای سبز پایتخت…

9 ساعت ago

پرونده قتل پرابهام

پرونده قتل مشکوک یک کشاورز با نبود ادله قطعی و ناتوانی در اجرای قسامه به…

11 ساعت ago

اقتصاد جهان در آتش نفت؛ روایتی از تورم و رکود در روزهای بسته شدن تنگه هرمز

تصویری از بحران فعلی اقتصاد جهانی پیچیده است. آنچه امروز می‌توان گفت این است که…

11 ساعت ago