پرونده قتل مرموز پایتخت

تحقیقات در پرونده درحالی‌که همه متهمان منکر اتهام دست داشتن در درگیری منجر به مرگ داشتند ادامه پیدا کرد تا اینکه با ادله و مستندات به دست آمده برائت متهمان یکی‌یکی به اثبات رسید

فاطمه شیخ علیزاده: اواسط سال ۹۰ بود که یک پرونده جنایی روی میز بازپرس جنایی قرار گرفت. ماجرا از جایی آغاز شده بود که خانواده یک جوان معتاد به نام فرزاد با مراجعه به پلیس شکایت خود را از مسئولان کمپی که فرزاد آنجا بستری بود مطرح کردند.آنها در گزارش ابتدایی خود گفتند: «مدتی قبل فرزاد را برای ترک اعتیاد به یک کمپ واقع در غرب تهران فرستادیم. او می‌دانست که شرایط ترک کردن راحت نیست و تمایلی به بستری شدن در کمپ نداشت؛ اما ما می‌دانستیم که این کار برای او بهتر است.

اعتیادش خیلی شدید شده بود و علاوه بر هزینه‌تراشی برای خانواده، سلامتی و حتی آینده‌اش در مخاطره بود. برای همین او را با وجود مخالفتی که داشت به کمپ فرستادیم. در خانواده ما کسی مبتلا به اعتیاد نشده بود و تحمل این وضعیت فرزاد برای همه ما سخت بود.» این فرد ادامه داد: «بعد از انتقال فرزاد به کمپ، چند روز یک بار از او خبر می‌گرفتیم تا اینکه یک روز به ما زنگ زدند و گفتند حال او بد شده و او را به بیمارستان منتقل کرده‌اند. ما با عجله خودمان را به بیمارستان رساندیم؛ اما متوجه شدیم وقتی او را به بیمارستان برده بودند، جانش را از دست داده بود.»

‌تحقیقات ابتدایی

با طرح این شکایت تحقیقات تیم جنایی کلید خورد. در بررسی‌های ابتدایی کادر درمان بیمارستان هدف تحقیقات قرار گرفتند و مشخص شد که ادعای خانواده فرزاد درست بوده و این جوان پیش از رسیدن به بیمارستان جان‌باخته بود.به‌این‌ترتیب مسئولان کمپ، از جمله کسانی که فرزاد را به بیمارستان منتقل کردند، شناسایی و دستگیر شدند. شمار متهمان به یازده نفر رسید و بررسی‌ها برای آنچه منجر به مرگ فرزاد شده بود آغاز شد.

در جریان این بررسی‌ها مشخص شد که روز حادثه فرزاد بی‌قراری کرده و قصد خروج از کمپ را داشته که مسئولان مانع او شدند. در همین حین تعدادی از کارکنان کمپ اقدام به ضرب‌وجرح او کردند و برای اینکه فرزاد را مهار کنند؛ او را به یک میله وسط کمپ بسته بودند. دقایقی بعد متوجه شدند که فرزاد دیگر حرکت نمی‌کند و متوجه حال وخیم او شده بودند. به‌سرعت اقدام به انتقال فرزاد به بیمارستان کردند؛ اما دیگر دیر شده بود و فرزاد جانش را از دست داد.در ادامه تحقیقات جنایی، گزارش پزشکی قانونی بعد از انجام معاینات و آزمایش‌های لازم جسد، ضمیمه پرونده شد. در این گزارش کارشناسان علت تامه فوت فرزاد را خفگی وضعیتی او ناشی از عدم رسیدن اکسیژن کافی به مغز عنوان کردند.

حکم قصاص

تحقیقات در پرونده درحالی‌که همه متهمان منکر اتهام دست داشتن در درگیری منجر به مرگ داشتند ادامه پیدا کرد تا اینکه با ادله و مستندات به دست آمده برائت متهمان یکی‌یکی به اثبات رسید و در نهایت تنها ۴متهم پای میز محاکمه رفتند.طولانی‌شدن این رسیدگی به لحاظ زمانی، سبب شد در این فاصله مادر مقتول که تنها ولی دم پرونده بود فوت کند و پس از او دختر و پسرش یعنی خواهر و برادر فرزاد به‌عنوان ورثه مادرشان ولی دم شناخته شدند.

اما برادر فرزاد هم چند سال بعد فوت کرد و دخترش به‌عنوان تنها وارث او به‌عنوان ولی دم فرزاد شناخته شد و حالا پرونده تنها دو ولی دم دارد که یکی خواهر فرزاد و یکی برادرزاده او است.با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست هر چهار متهم پرونده به اتهام مشارکت در قتل عمدی در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه رفتند. این در حالی بود که هر دو ولی دم خواستار قصاص متهمان بودند.

‌رأی نهایی

پرونده قتل فرزاد با صدور رأی قصاص برای هر چهار متهم راهی دیوان عالی کشور شد؛ اما قضات عالی‌رتبه با ایراد نقص در تحقیقات بار دیگر پرونده را برای رسیدگی به شعبه بدوی ارجاع دادند.به‌این‌ترتیب متهمان پای میز محاکمه رفتند و یکی از آنها در دفاع از خود گفت: «من اتهام قتل را قبول ندارم. روز حادثه ما برای آرام‌کردن فرزاد با او درگیر شدیم؛ اما شدت ضربات ما تا حدی نبود که او از پای دربیاید. از سویی وقتی او را به میله بستند حالش خوب بود.»

متهمان دیگر نیز در اظهارات مشابه از قبول اتهام خودسر باز زدند. قضات دادگاه باتوجه‌به ادله موجود در پرونده هر چهار متهم را گناهکار شناخته و با تشخیص قتل شبه‌عمد آنها را محکوم به پرداخت سهم دیه و تحمل حبس کردند.

دیدگاهتان را بنویسید