صنعت غذا

نبرد سه در غپونه ؛ روایتی از تقابل تکنیکال، تابلوخوانی و بنیاد

به گزارش سرمایه فردا، سهمی که ۷ سال رنج کشید، حالا در سقف تاریخی ایستاده است غپونه، یکی از نمادهای گروه روغن خوراکی، سابقه ۷ ساله حضور در بازار سرمایه را دارد. نکته جالب درباره این سهم این است که در تمام این ۷ سال، هرگز وارد یک روند صعودی یا نزولی پایدار نشده است. همیشه در یک محدوده قیمتی مشخص، بالا و پایین رفته؛ رشد کرده، اصلاح کرده، باز هم رشد کرده و باز هم اصلاح کرده. در اصطلاح تکنیکال به این وضعیت «رنج» (Range) می‌گویند.

اما این روزها، غپونه پس از سال‌ها رنج، یک رشد قابل توجه را تجربه کرده و به سقف کانال تاریخی خود رسیده است. سوال اصلی اینجاست: حالا چه اتفاقی می‌افتد؟

تله تکنیکال؛ وقتی تحلیلگر از سقف کانال می‌ترسد

تحلیلگران تکنیکال که رفتار قیمت در گذشته را مبنا قرار می‌دهند، یک قانون ساده دارند: اگر سهمی ۷ سال در یک کانال رنج بوده و حالا به سقف آن کانال رسیده، احتمال اصلاح از این ناحیه بسیار بالاست. پس منطق تکنیکال این است: «اینجا بفروشید.»

این دیدگاه در بازار سرمایه ایران بسیار رایج است. چون آموزش تکنیکال معمولاً به صورت سطحی و با تمرکز صرف بر الگوهای بصری ارائه می‌شود. در حالی که تحلیل تکنیکال واقعی، فقط نگاه به نمودار گذشته نیست؛ بلکه می‌توان شاخص‌های بنیادی را هم در قالب ابزارهای تکنیکال بررسی کرد. اما متأسفانه این تصور اشتباه در کشور ما جا افتاده که تکنیکال یعنی «همین خطوط و الگوها».

تابلوخوانی؛ شتاب‌دهنده به روند فروش

در کنار تکنیکالیست‌ها، تابلوخوان‌ها هم وارد میدان می‌شوند. آنها به حجم معاملات، ورود و خروج پول حقیقی و حقوقی نگاه می‌کنند. وقتی می‌بینند حجم معاملات نسبت به میانگین افزایش یافته و سهم به سقف رسیده، نتیجه می‌گیرند که «سیو سود» شروع شده است. آنها هم تصمیم به فروش می‌گیرند.

حالا تصور کنید: تکنیکالیست‌ها می‌فروشند، تابلوخوان‌ها هم می‌فروشند. این فروش جمعی، صف خرید را تبدیل به صف فروش می‌کند. و تابلوخوان در لحظه می‌بیند که «خروج پول حقیقی» سنگین شده و با وحشت بیشتر می‌فروشد. این همان اشتباهی است که بارها در بازار تکرار شده است.

ورود بنیادی‌کار؛ با تحلیلی کاملاً متفاوت

اما یک گروه سوم هم وجود دارد: تحلیلگران بنیادی. نگاه آنها با دو گروه قبلی کاملاً متفاوت است.

اولین نکته: سقف قدیم با سقف جدید فرق دارد. آخرین باری که غپونه در سقف تاریخی خود بود، سود سالانه شرکت حدود ۷۳ میلیارد تومان بود. الان که دوباره به سقف رسیده، سود شرکت به ۲۳۲ میلیارد تومان رسیده است. یعنی شرکت سه برابر بزرگتر شده، اما قیمت سهام هنوز بزرگ نشده است.

دومین نکته: عملکرد فوقالعاده اخیر. فروش فروردین ماه ۴۱۴ میلیارد تومان و فروش اردیبهشت ماه ۹۹ میلیارد تومان بوده است. هر دو رکورد فروش شرکت را جابه‌جا کرده‌اند.

سومین نکته: صنعت در رونق است. غپونه در گروه روغن خوراکی فعالیت می‌کند. «کوروش» به عنوان لیدر این صنعت، سال ۴۴ را با رشد سه برابری پشت سر گذاشته است. یعنی روند صنعت صعودی است.

چهارمین نکته: برآورد سود نجومی. اگر فروش دو ماهه اول سال را مبنا قرار دهیم و آن را برای کل سال پیش‌بینی کنیم، به رقمی نزدیک به ۹۶۰ میلیارد تومان سود سالانه می‌رسیم. این یعنی پتانسیل رشد خیره‌کننده.

نبرد در روز معاملاتی؛ روایتی از یک بازی گردن‌کشی

حالا بیایید یک روز معاملاتی را تصور کنیم. صبح بازار، تکنیکالیست‌ها و تابلوخوان‌ها مشغول فروش هستند. ساعت ۱۱ و نیم، خروج پول سنگین است. اما ناگهان، بنیادی‌کارها وارد می‌شوند. آنها صبح مشغول خرید از اولویت‌های اول خود (مثلاً «شبنم») بوده‌اند و حالا نوبت به اولویت دوم یا سوم رسیده است.

تابلوخوان که تا ۱۱ و نیم خروج دیده، حالا در ساعات پایانی ورود پول می‌بیند. گیج می‌شود. «مگر همه چیز در تابلو مشخص نیست؟ پس چرا الان ورود پول می‌بینم؟» او که قاطعیت قبلی خود را از دست داده، تصمیم می‌گیرد فعلاً کاری نکند.

اما بنیادی‌کار با اطمینان کامل وارد شده است. او گزارش فروش را چک کرده، روند صنعت را دیده و برآورد سود انجام داده است. او می‌داند که این سقف، آن سقف نیست.

سناریوی آینده؛ چه چیزی باعث خروج بنیادی‌کار می‌شود؟

بنیادی‌کار بر خلاف دو گروه دیگر، با دلایل محکم وارد و خارج می‌شود. سه سناریو برای خروج او وجود دارد:

۱. گزارش فروش ضعیف ماهانه: اگر در خرداد یا تیرماه، فروش شرکت به زیر ۷۰۰ میلیارد تومان سقوط کند، بنیادی‌کار خارج می‌شود.

۲. افت شدید حاشیه سود در گزارش فصلی: گزارش سه ماهه اول (بهار) معمولاً اواخر تیر یا اوایل مرداد منتشر می‌شود. اگر حاشیه سود از ۹ درصد فعلی به ۳ درصد کاهش یابد، «حد ضرر بنیادی» فعال می‌شود.

۳. ریزش کلی بازار: گاهی سهم خوب است، اما کل بازار درگیر ریزش می‌شود. در آن صورت، بنیادی‌کار موقتاً خارج می‌شود، نه به خاطر ضعف سهم، بلکه به خاطر شرایط بازار.

داستان غپونه، نمادی از یک واقعیت بزرگتر در بازار سرمایه ایران است. تکنیکالیست، سقف ۷ ساله را می‌بیند و می‌فروشد. تابلوخوان، خروج پول حقیقی را می‌بیند و می‌فروشد. بنیادی‌کار اما گزارش فروش را می‌بیند، صنعت را تحلیل می‌کند، و خرید می‌کند.

کدام یک درست عمل می‌کند؟ پاسخ به سبک معاملاتی و افق زمانی شما بستگی دارد. اما یک چیز قطعی است: در بازارهای مالی، «اتفاق نظر» همیشه به معنای درستی نیست. گاهی بیشترین سود نصib کسی می‌شود که مخالف جمع فکر می‌کند.

modir

Recent Posts

داستان تیم ملی فوتبال

مهدی یکتا:  چند روزی از بازی پاری‌سن‌ژرمن و آرسنال گذشته اما اخبار و حواشی آن…

4 دقیقه ago

خبرسازی علی رییس‌جمهور

دولت دکتر پزشکیان در روزهای سخت نشان داد که کنار مردم می‌ایستد؛ امروز هم با…

12 دقیقه ago

گرانفروشی بدون پاسخ

تاصیکو در یک نگاه؛ ارزش خالص دارایی‌ها و پتانسیل رشد ۵۵ درصدی دارد همین مسأله…

29 دقیقه ago

راز زرماکارون؛ چگونه تولید کمتر، درآمد بیشتر به همراه آورد؟

زرماکارون در سال ۱۴۰۴ موفق شده است با وجود کاهش تولید، درآمد خود را ۶۱…

35 دقیقه ago

سرمایه‌گذاری بدون استرس؛ روش DCA و تجربه ۵۶ ماه در سه بازار مختلف

چه دارایی‌ای دارید، چه دارایی‌ای می‌خواهید، و افق زمانی شما چقدر است؟ با این سه…

38 دقیقه ago

سفره ایرانی کوچک‌تر شد

سفره مردم کوچک‌تر شده، غذاها بی‌روغن‌تر و بی‌تخم‌مرغ‌تر شده‌اند، و نسل آینده ممکن است قربانی…

57 دقیقه ago