به گزارش سرمایه فردا، این روزها خبر دلارزدایی حسابی داغ است. بریکس از ارز جدیدش میگوید، روسیه و چین تجارتشان را با یوان و روبل انجام میدهند و ایران هم در تنگه هرمز عوارض را به ریال، یوان و رمزارز دریافت میکند. آمارها نشان میدهد سهم دلار از ذخایر ارزی جهان به ۵۶.۱ درصد رسیده و سهمش از تراکنشهای سوئیفت هم به ۴۳.۸ درصد سقوط کرده است. همه اینها نقاشی از یک امپراتوری رو به افول را نشان میدهد. اما فایننشال تایمز در گزارشی تازه، نقطه مقابل را به تصویر کشیده. بر اساس این گزارش، سپردههای دلاری خارج از آمریکا از مرز ۱۴ تریلیون دلار عبور کرده است. یعنی دلار نه تنها از رقبا جلوتر است، بلکه این فاصله دارد بیشتر هم میشود. نتیجه، پادشاه دلار همچنان بر تخت سلطنت نشسته است. گزارشی از دو روی یک سکه و اینکه چرا پادشاه دلار قصد تاج و تختاش را ترک نمیکند.**
از یک طرف، اخبار دلارزدایی حسابی سروصدا کرده است. بریکس از راهاندازی ارز جدیدش صحبت میکند. مسکو و پکن تجارتشان را با یوان و روبل تمام میکنند. تهران هم در تنگه هرمز، عوارض را با ریال، یوان و رمزارز دریافت میکند. آمارهای تازه میگویند سهم دلار از ذخایر ارزی جهان در بهار ۲۰۲۶ به ۵۶.۱ درصد رسیده . سهم دلار از تراکنشهای سوئیفت هم در همین مدت، به ۴۳.۸ درصد سقوط کرده است. این ارقام، تصویر یک امپراتوری در حال زوال را ترسیم میکنند.
اما از آن طرف، یک واقعیت انکارناپذیر داریم. تقاضا برای دلار نه تنها کم نشده، که بیشتر هم شده است. فایننشال تایمز گزارش میدهد که حجم سپردههای دلاری خارج از آمریکا از مرز ۱۴ تریلیون دلار گذشته. این رقم با کل تولید ناخالص داخلی چین و ژاپن در یک سال برابری میکند. یعنی مردم، شرکتها و دولتهای خارج از آمریکا، بیش از ۱۴ هزار میلیارد دلار پولشان را در حسابهای بانکی بیرون از ایالات متحده نگهداری میکنند. این یعنی دلارزدایی، اگر هم واقعاً دارد اتفاق میافتد، خیلی آرامتر و پیچیدهتر از چیزی است که رسانهها وانمود میکنند. در این گزارش، هر دو روی سکه «دلارزدایی» را ورق میزنیم و میبینیم چرا پادشاه دلار، با وجود این همه حرف و حدیث، هنوز تختش را پس نداده است.
بیایید اول سراغ ادعاهای دلارزدایی برویم و ببینیم چقدر پایه و اساس دارند. اولین مدرک، کاهش سهم دلار از ذخایر ارزی جهان است. طبق گزارش Ultima Markets، سهم دلار از کل ذخایر ارزی جهان از ۷۱ درصد در سال ۱۹۹۹ به حدود ۵۷ درصد در اواخر ۲۰۲۵ رسیده و در بهار ۲۰۲۶ به ۵۶.۱ درصد کاهش یافته است . این کاهش، هرچند آرام، اما پیوسته بوده. دومین مدرک، افت سهم دلار در تراکنشهای سوئیفت است. در بهار ۲۰۲۶، سهم دلار از ۴۷.۵ درصد به ۴۳.۸ درصد پایین آمده . این بزرگترین کاهش سهماهه در تاریخ گزارشدهی سوئیفت است.
مدرک سوم، رشد معاملات غیردلاری در نقاط مختلف جهان است. در خاورمیانه، سهم تراکنشهای فرامرزی با ارزهای غیردلاری از ۱۸ درصد به ۳۱ درصد رسیده. در آسیا، این رقم از ۳۵ درصد به ۴۲ درصد افزایش یافته است. یعنی کشورها دارند به فکر جایگزینهایی برای دلار در تجارتهای دوطرفه میافتند. چین و روسیه، هند و روسیه، ایران و چین و حتی کشورهای اروپایی با چین، توافقهای ارزی دوطرفه امضا کردهاند. یوان دیجیتال و تلاش چین برای جهانیکردن پولش هم از دیگر نشانههای این جریان است. همه اینها، تصویری از یک نظام مالی در حال تحول را نشان میدهد. شاید در دهههای آینده، همین تحولات، دلار را از قدرت بیچونوچرایش پایین بکشد. اما این «دهههای آینده»، کلیدواژه مهمی است. در کوتاهمدت، ماجرا کاملاً فرق میکند.
در برابر این همه حرف و حدیث، یک رقم نفسگیر ایستاده است: ۱۴ تریلیون دلار. این یعنی ارزش کل سپردههای دلاری خارج از آمریکا. مردم، شرکتها و دولتهای سراسر جهان، بیش از ۱۴ هزار میلیارد دلار پولشان را در حسابهای بانکی بیرون از آمریکا خواباندهاند. حالا این رقم را مقایسه کنیم. کل طلای جهان حدود ۱۲ تریلیون دلار ارزش دارد. یعنی اعتماد مردم به دلار، از کل طلای موجود در جهان بیشتر است. کل بازار رمزارزها هم حدود ۲.۵ تریلیون دلار است. یعنی دلار به تنهایی، ۵.۶ برابر کل بازار کریپتو ارزش دارد. صندوق بینالمللی پول تخمین زده که دلار در ۸۹ درصد از معاملات ارزی جهان، در یک طرف معادله قرار دارد . از هر ده معامله ارزی، نه تای آن به دلار مربوط میشود.
این یعنی اگر دلارزداییِ واقعی قرار باشد اتفاق بیفتد، خیلی آهسته و تدریجی خواهد بود. چرا؟ به سه دلیل ساده. دلیل اول، تورم پایین و ثبات اقتصادی آمریکاست. با همه گرانیهای سالهای اخیر، آمریکا هنوز یکی از باثباتترین اقتصادهای دنیاست. سرمایهگذارها در زمان بحران، دنبال یک پناهگاه امن میگردند و دلار، هنوز امنترین گزینه است. دلیل دوم، عمق و نقدشوندگی بازار دلار است. بازار اوراق قرضه خزانهداری آمریکا با ۲۵ تریلیون دلار ارزش، بزرگترین و نقدشوندهترین بازار اوراق قرضه جهان است. سرمایهگذارها هر وقت بخواهند، میتوانند میلیاردها دلار از این اوراق را بخرند یا بفروشند. نه بازار طلا، نه رمزارزها، چنین نقدشوندگی ندارند. دلیل سوم، ریسکهایی که سراغ رقبا میرود. یورو با بحران بدهی اروپا و رکود اقتصادی درگیر است. یوان چین تحت کنترل شدید دولت قرار دارد و آزادانه قابل معامله نیست. طلا نقدشوندگی پایینی دارد و رمزارزها هم حسابی پرنوسان و پرریسک هستند. کنار همه اینها، دلار هنوز «کمریسکترین» انتخاب است.
خب، پس دلار در آینده چه میشود؟ تحلیلگران فایننشال تایمز میگویند سناریوی واقعبینانه «کاهش تدریجی سهم دلار» است، نه «سقوط آزاد». طبق پیشبینیها، سهم دلار از ذخایر ارزی جهان ممکن است تا سال ۲۰۳۰ به ۵۰ تا ۵۵ درصد پایین بیاید. اما همین رقم هم از سهم هر رقیب دیگر خیلی بیشتر است (یورو ۲۰ درصد، یوان ۵ درصد). پس دلار باز هم «پادشاه باقی میماند»، حتی اگر دیگر آن «قدرت مطلق» قدیم را نداشته باشد. سه عامل میتواند سرعت این روند را بیشتر کند.
عامل اول، بحران بدهی آمریکاست. اگر کنگره بر سر سقف بدهی به توافق نرسد و دولت مجبور به تعطیلی شود، یا اگر مؤسسههای رتبهبندی، نمره اعتباری آمریکا را پایین بیاورند، سرمایهگذارها ممکن است از دلار فرار کنند. عامل دوم، ناکارآمدی تحریمهای دلاری است. کشورهایی که از تحریمهای آمریکا عصبانیاند مثل روسیه، چین، ایران و ونزوئلا، انگیزه بیشتری برای پیدا کردن جایگزین دلار پیدا میکنند و ممکن است یک بازار موازی درست کنند. عامل سوم، ظهور یک ارز جایگزین قدرتمند است. اگر چین بتواند یوان را کاملاً قابل تبدیل کند و بازار سرمایهاش را به روی خارجیها باز کند، و اگر اتحادیه اروپا بتواند بحران خودش را حل کند و اوراق قرضه مشترک منتشر کند، آن وقت یورو و یوان رقبای جدیتری میشوند. ولی وقوع هر سه این اتفاقات با هم، خیلی بعید است. بنابراین در میانمدت (۵ تا ۱۰ سال آینده)، دلار همچنان صدرنشین باقی میماند.
رقم ۱۴ تریلیون دلاری سپردههای دلاری خارج از آمریکا، بزرگترین سند برای اثبات ماندگاری سلطه دلار است. با وجود همه تلاشها برای دلارزدایی و کاهش نقش دلار در معاملات جهانی، تقاضا برای دلار هنوز فوقالعاده بالاست. سرمایهگذارها و دولتها در سراسر دنیا، وقت بحران باز هم به دلار پناه میبرند. دلار در حدود ۹۰ درصد از معاملات ارزی جهان نقش دارد . مردم و شرکتها، ۱۴ تریلیون دلار از داراییهایشان را به صورت نقد و سپردههای کوتاهمدت دلاری نگهداری میکنند. همه اینها یعنی دلار نه تنها «سقوط نکرده»، بلکه هنوز «با قدرت حکومت میکند».
البته آینده دلار آنقدرها هم بد نیست. افت سهم دلار از ذخایر ارزی (از ۷۱ درصد به ۵۶ درصد) یک روند طبیعی و اجتنابناپذیر است. جهان به سمت «چندقطبی ارزی» حرکت میکند. سهم یورو، یوان و حتی ارزهای دیجیتال بانکهای مرکزی در آینده بیشتر خواهد شد. اما رسیدن به جایگاهی که یک ارز دیگر بتواند واقعاً با دلار رقابت کند، دههها طول خواهد کشید. تا آن روز، پادشاه دلار باز هم بر تخت سلطنت میماند و با قدرت تمام، بر معادلات مالی جهان حکمرانی میکند. سرمایهگذارها و سیاستگذارها باید این واقعیت را بپذیرند و به جای اینکه آرزوی مرگ زودهنگام دلار را بکنند، روی مدیریت ریسک ارزی و متنوع کردن سبد داراییهایشان تمرکز کنند. پادشاه دلار استعفا نمیدهد. فقط شاید تاجش را کمی کج کند. اما باز هم سر جایش میماند.
برای رسیدگی به قتل، بعد از تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست پرونده برای رسیدگی به…
اسطورهای 41 ساله که از ناحیه تاندون آشیل مصدوم نشده اما تبدیل به پاشنه آشیل…
دعوت از پاپ لئون چهاردهم یک «بازی بزرگ» در زمین دیپلماسی مذهبی و فرهنگی است.…
جنگ و تحریم، شوک بزرگی به بازار کار ایران وارد کرده است. تعدیل نیرو و…
«عملیات خشم اقتصادی» آمریکا علیه ایران، ابعاد تازهای به خود گرفته است. هدف قرار دادن…
بازار ارزهای دیجیتال در وضعیت بلاتکلیفی قرار دارد. بیتکوین در تلاش برای حفظ سطح ۷۷,۰۰۰…