قتل پشت دعوای خیابانی

قتل پشت دعوای خیابانی

در یک حادثه موتورسیکلت و خود فرزین آسیبی ندیده بودند بااین‌حال فرزین خیلی عصبانی بود و از شدت خشم سرخ شده بود. اما داستان به اینجا ختم نشد.

به گزارش سرمایه فردا، حدود سه سال قبل راکب یک موتورسیکلت به نام فرزین در جریان درگیری خیابانی با صاحب یک خودروی عبوری به قتل رسید. بعد از این درگیری فرزین درحالی‌که از ناحیه قفسه سینه به‌شدت مجروح شده بود به بیمارستان منتقل شد و تحت معالجه قرار گرفت؛ اما به‌رغم تلاش کادر درمان به‌دلیل عمیق بودن ضربه وارد شده، فرزین به کام مرگ فرو رفت. به‌این‌ترتیب یک پرونده جنایی پیش روی مأموران پلیس و بازپرس ویژه قتل قرار گرفت و تیم جنایی برای رازگشایی از ماجرا بالای سر جسد فرزین در سردخانه بیمارستان حاضر شده و تحقیقات خود را آغاز کردند.

 تحقیقات ابتدایی

در جریان نخستین بررسی‌ها مشخص شد که فرزین ساعتی قبل از اینکه مورد اصابت ضربه چاقو قرار بگیرد، با صاحب یک خودرو در یکی از محله‌های حاشیه شهر تهران تصادف کرده بود.بعد با راننده آن خودرو درگیر شده و در جریان درگیری، آن راننده ناشناس به فرزین ضربه‌ای با چاقو زده و از مهلکه گریخته بود. در همین حال عده‌ای از اهالی محله که شاهد ماجرا بودند،بعد از این ماجرا فرزین را به بیمارستان رساندند.

یکی از آنها در تحقیقات نخستین به مأموران گفت: «آن روز در حال عبور از محل بودم که دیدم یکی از بچه محل‌های ما به نام فرزین با یک راننده خودروی سواری درگیر شده است. از بحث‌هایی که بین آنها ردوبدل می‌شد فهمیدم که آنها با همدیگر تصادف کرده‌اند و ظاهراً راننده ناشناس مقصر بود و حتی او را در حال معذرت‌خواهی دیدم.

اما نمی‌دانم چه شد که یک‌دفعه درگیری میان آنها بالا گرفت. من و چند نفر دیگر از رهگذران سعی می‌کردیم که آنها را از هم جدا کنیم تا ماجرا فیصله پیدا کند. اما ناگهان آن فرد با چاقو به فرزین ضربه زد. بعد پشت فرمان ماشینش نشست و پا به فرار گذاشت. سرعت او این‌قدر زیاد بود که ما نتوانستیم رد او را بزنیم یا مانع فرارش شویم. از طرفی فرزین خون‌آلود روی زمین افتاده بود و توجهمان به او جلب شده بود تا کمکش کنیم و جانش را نجات دهیم.»

 دستگیری امید

با اطلاعاتی که از ماجرا به دست آمد دستور بازبینی دوربین‌های مداربسته صادر شد و در تصاویر به دست آمده از دوربین‌های موجود در اطراف محل حادثه، شماره پلاک خودرویی که با فرزین تصادف کرده بود شناسایی شد.به‌این‌ترتیب راننده جوان به نام امید شناسایی و دستگیر شد. امید در همان برخورد ابتدایی با مأموران به جنایت ارتکابی اعتراف کرد.

به‌این‌ترتیب با تکمیل تحقیقات پرونده برای رسیدگی به شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد و با درخواست اولیای دم متهم به قصاص محکوم شد.اما باگذشت سه سال از جنایت خانواده امید موفق به جلب رضایت اولیای دم شده و آنها با بزرگواری از قصاص گذشت کردند. به‌این‌ترتیب متهم بار دیگر به لحاظ جنبه عمومی جرم پای میز محاکمه رفت.

 در دادگاه

در این جلسه رسیدگی امید با شرح ماجرا به دفاع از خود پرداخت. او گفت: «روز حادثه برای انجام کاری از محل کارم مرخصی گرفته بودم. کمی دیرم شده بود و برای رسیدن به محل مورد نظرم خیلی عجله داشتم. برای همین با سرعت در خیابان می‌راندم و در همین حین برای طی مسیر به داخل یک کوچه پیچیدم. چون سرعتم زیاد بود ناگهان با موتور فرزین برخورد کردم.

من به‌سرعت پیاده شدم و همان‌طور که شاهدان ماجرا گفتند شروع به معذرت‌خواهی کردم. می‌گفتم که ببخشید تقصیر من بود و می‌دانم سرعتم زیاد بود. موتورسیکلت و خود فرزین آسیبی ندیده بودند بااین‌حال فرزین خیلی عصبانی بود و از شدت خشم سرخ شده بود. او به سمت من هجوم آورد و من مرتب عذرخواهی می‌کردم؛ اما او دست‌بردار نبود. اهالی محل برای میانجیگری جلو آمدند و ما را از همدیگر دور می‌کردند اما بااین‌حال امید همچنان فریاد می‌زد.»

متهم ادامه داد: «من به سمت ماشینم رفتم و وقتی داشتم سوار می‌شدم باز هم امید سمتم هجوم آورد. در اینجا بود که من دیگر واقعاً عصبانی شدم و از داخل در خودرو چاقویی را که همراه داشتم برداشتم و با آن یک ضربه به فرزین زدم. باورم نمی‌شد که همان ضربه باعث مرگ او شود.»

متهم در دفاع آخر گفت: «من فرزین را نمی‌شناختم و هیچ کینه‌ای از او نداشتم. اصلاً نمی‌خواستم دستم به خون او آلوده شود و از این اتفاق خیلی پشیمانم. عذاب وجدان در شب‌های حبس لحظه‌ای من را رها نمی‌کند.»
قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهم برای صدور رای وارد شور شدند.

دیدگاهتان را بنویسید