طنز از تراژدی سیاوش

حامد شیخی با تلفیق شخصیت «سیاه» و اسطوره سیاوش، روایتی طنزآمیز از یک تراژدی کهن ارائه می‌دهد؛ نمایشی که همزمان با تنش‌های اجتماعی، معنایی تازه پیدا کرده است

به گزارش سرمایه فردا، تلفیق اسطوره و نمایش‌های آیینی-سنتی ایران، همواره یکی از جذاب‌ترین و در عین حال پرخطرترین مسیرها برای کارگردانان تئاتر بوده است. نزدیک شدن به شمایل «سیاه» (مبارک) در نمایش‌های تخت‌حوضی و پیوند دادن آن با یکی از تراژیک‌ترین و پاک‌ترین اسطوره‌های شاهنامه، یعنی «سیاوش»، ایده‌ای جسورانه است که حامد شیخی، نویسنده و کارگردان تئاتر، در اثر جدید خود با نام «سیاه‌وَش» به سراغ آن رفته است. نمایشی که قرار بود کاملاً حال و هوای نوروزی داشته باشد، اما تقارن آن با اخبار پرالتهاب و شرایط خاص اجتماعی، مسیر آن را به سمت تجربه‌ای متفاوت سوق داد. آنچه در ادامه می‌خوانید، ماحصل گفت‌وگوی ما با حامد شیخی است؛ گفت‌وگویی درباره اسطوره، چالش‌های اجرای تئاتر در روزهای پرالتهاب، خط قرمزها و اقتصاد هنر در سال‌های اخیر.

سیاه؛ مسافری از جهانی دیگر برای روایت یک سوگ باستانی

یکی از جذاب‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین وجوه نمایش «سیاه‌وَش»، ایده مرکزی آن است. در تاریخ نمایش‌های سنتی ایران، «سیاه» نمادی از رک‌گویی، طنزپردازی و نقد اجتماعی بوده است؛ شخصیتی که با صورت دوده گرفته و لباس سرخ، تلخ‌ترین حقایق را با زبانی شیرین و گزنده بیان می‌کند. اما حامد شیخی در این نمایش، رویکردی متفاوت و پژوهش‌محور را گرفته است. او درباره ریشه‌های شکل‌گیری این ایده می‌گوید: «من در مقالات و صحبت‌هایی از بزرگان و پژوهشگران تئاتر خوانده و شنیده بودم که شخصیت «سیاه» در واقع نمادی از «سیاوش» است. این موضوع در جاهای مختلفی مکتوب شده بود که سیاه از یک جهان دیگر می‌آید.»

شیخی با اشاره به نمادشناسی دقیق این شخصیت، تحلیل عمیق‌تری ارائه می‌دهد و معتقد است که تمام اجزای ظاهری سیاه، ریشه در یک سوگ و حماسه باستانی دارد: «صورت سیاه او به این دلیل است که عزادار سیاوش است. لباس قرمزی که بر تن دارد، نمادی از خون به ناحق ریخته شده سیاوش و همچنین نماد آن آتشی است که سیاوش از آن عبور کرد تا پاکی و بی‌گناهی خود را به اثبات برساند.»

بر اساس همین خوانش اسطوره‌ای و نمادین، شیخی تصمیم می‌گیرد تا با استفاده از ظرفیت‌های کمدی، تراژدی را به شکلی دیگر روایت کند: «بر این اساس، من تصمیم گرفتم با یک نگاه طنز، این سیاه را همان سیاوش نشان دهم. در این نمایش، سیاه از یک جهان دیگر می‌آید تا نقش سیاوش را در قصه اصلی او بازی کند. ما در طول تمرینات و اجرا دیدیم که این جابه‌جایی شخصیت‌ها، چه موقعیت‌های کمیک و فوق‌العاده‌ای می‌تواند ایجاد کند. این تمهید باعث شد تا تلخی گزنده ماجرای سوگ سیاوش تا حدودی از بین برود و فضا بیشتر به سمت شیرینی و پویایی مراسم «کین سیاوش» حرکت کند؛ مراسمی که از دیرباز همیشه در ایام نوروز برگزار می‌شده است.»

 تئاتر در سایه جنگ؛ فردایی تضمین نشده است

زمان‌بندی اجرای تئاتر، همواره یکی از عوامل کلیدی در موفقیت یا شکست آن است. شیخی از ابتدا برنامه‌ریزی کرده بود تا به دلیل ارتباط مفهومی داستان با آیین‌های نوروزی، «سیاه‌وَش» را در تعطیلات سال نو روی صحنه ببرد. اما تقارن این اجرا با جنگ رمضان شرایط را به کلی تغییر داد.کارگردان «سیاه‌وَش» با اشاره به این همزمانی تاریخی و دراماتیک می‌گوید: «با توجه به ایام نوروز، من می‌خواستم این نمایش را دقیقاً در همین ایام اجرا کنم. اما ناگهان با اخبار جنگ و تعطیلی‌های ناخواسته تئاتر مواجه شدیم.

با این حال، در دل این بحران، متوجه مشابهت‌های حیرت‌انگیز و بسیار خوبی بین قصه باستانی نبرد ایرانیان و تورانیان با این جنگ‌ها و تنش‌های امروز میان ایران، اسرائیل و آمریکا شدیم. دیدیم که این مشابهت‌ها چقدر می‌تواند به ما کمک کند تا از اتفاقات روز جامعه نیز بهره‌برداری طنز و انتقادی داشته باشیم. به همین دلیل به این نتیجه رسیدیم که اجرای نمایش در این مقطع زمانی اشتباه نیست و به لحاظ محتوایی دقیق‌ترین و درست‌ترین زمان ممکن است.»

اما اجرای تئاتر در شرایطی که سایه جنگ بر سر کشور سنگینی می‌کند، با چالش‌های روانی و اجرایی عظیمی همراه است. شیخی از مهم‌ترین چالش این روزهای خود و گروهش می‌گوید: «مهم‌ترین چالش ما در حال حاضر همین مسئله عدم قطعیت است. همه مدام می‌پرسند که آیا جنگ می‌شود یا نمی‌شود؟ قرار است چه اتفاقی بیفتد؟ واقعیت این است که ما هنوز نمی‌دانیم؛ یعنی حتی نمی‌دانیم امشب قرار است شب آخر اجرایمان هم باشد یا نه؟ هیچ‌کس نمی‌داند تا فردا چه پیش می‌آید. ما باید شب‌های زیادی به روی صحنه برویم، اما شرایط به قدری شکننده است که فقط امیدواریم همه چیز آرام بماند تا بتوانیم اجراهایمان را به پایان برسانیم.»

وقتی از او می‌پرسیم که آیا امکان نداشت اجرای نمایش را به زمان آرام‌تری موکول کند، او با قاطعیت این ایده را رد می‌کند. شیخی با اشاره به تجربیات گذشته‌اش توضیح می‌دهد: «اولاً اگر زمان را تغییر می‌دادیم، به طور کامل از حال و هوای نوروز که بستر اصلی قصه است خارج می‌شدیم. ثانیاً، مگر ما از آینده خبر داریم؟ من تئاتر قبلی‌ام، «میرزا رضا»، را در بهمن ماه روی صحنه بردم. آن زمان هم به خاطر حوادث دی‌ماه، همه به ما می‌گفتند اجرا را کنسل کن و بگذار برای بعد از نوروز؛ می‌گفتند مردم حال و حوصله دیدن تئاتر ندارند. من همان موقع هم گفتم که هیچ تضمینی وجود ندارد که شرایط بعد از نوروز بهتر باشد. نمایش میرزا رضا اشاراتی به اتفاقات دی‌ماه داشت و باید دقیقاً در همان زمان اجرا می‌شد. امروز هم می‌بینیم که شرایط بهتر از آن موقع نیست. ما از آینده خبر نداریم، پس باید در لحظه کارمان را انجام دهیم.»

 عبور از هزارتوی ممیزی با زبان طنز

ورود به مباحث حساس سیاسی و تطبیق آنها با اسطوره‌های باستانی، همواره توجه نهادهای نظارتی را به خود جلب می‌کند. شیخی تأیید می‌کند که در نمایش «سیاه‌وَش»، اشارات مستقیمی به شرایط ملتهب کنونی و تقابل ایران با دشمنانش وجود دارد: «در نمایش به جنگ اشاره شده است. مخصوصاً قیاسی که بین جنگ ایران و توران با جنگ‌های امروزی خودمان وجود دارد، به شدت پررنگ است. همچنین بحث مذاکرات؛ اینکه آیا باید مذاکره کرد یا نباید مذاکره کرد؟ همه این مفاهیم با یک نگاه طنز در دل نمایش گنجانده شده‌اند.»


اما این صراحت لهجه، بدون هزینه نبوده است. گروه نمایشی در مسیر اخذ مجوزها با چالش‌های متعددی روبه‌رو شد. شیخی با اشاره به فشارهای ممیزی توضیح می‌دهد که مجبور شده‌اند بسیاری از مفاهیم را در لفافه بیان کنند: «ما گرفتار ممیزی‌های زیادی شدیم. مثلاً به ما تذکر دادند که خیلی نام آتش‌بس را نیاوریم و به صورت مستقیم به آن اشاره نکنیم. گفتند نباید جوری القا شود که حتماً باید آتش‌بس صورت گیرد، چرا که در شرایط فعلی ممکن است این مفهوم به مذاق قشری از مردم یا مسئولان خوش نیاید و عده‌ای دوست داشته باشند تقابل و جنگ ادامه پیدا کند. به ما گفتند باید سلیقه هر دو طرف ماجرا را به نوعی در نظر بگیریم و با احتیاط از کنار این مفاهیم عبور کنیم.»

 دیکتاتوری مهربانانه در پشت صحنه

در روزگاری که اضطراب‌های بیرونی به شدت بر روان افراد تأثیر می‌گذارد، حفظ انسجام و آرامش یک گروه نمایشی نیازمند مدیریتی قاطع و روانشناسانه است. حامد شیخی در پاسخ به این سوال که وظیفه کارگردان و بازیگران در این تجربه جمعی سخت چیست، دیدگاه‌های سخت‌گیرانه‌ای را مطرح می‌کند.او معتقد است که اولین و مهم‌ترین وظیفه یک کارگردان، یک‌دست نگه داشتن گروه است و در این راه هیچ‌گونه مماشاتی را نمی‌پذیرد. شیخی با تشریح روش کاری خود می‌گوید: «ببینید، اول از همه باید گروه را همدل نگه داشت. بارها پیش آمده که یک نفر در گروه ساز مخالف می‌زند. من معتقدم آن شخص را باید بلافاصله حذف کرد. گاهی یک آدم وارد گروه می‌شود و سعی می‌کند از بین بچه‌های خوب، برای خودش یک تیم و باند درست کند.

این کار خیلی سریع دو دستگی ایجاد می‌کند. کارگردان باید هوشمندانه آن آدم را پیدا کند و او را کنار بگذارد؛ چون اگر این کار را نکنیم، روند اجراها به مشکل اساسی برمی‌خورد.» او تأکید می‌کند که این آسیب را بارها در تئاترهایی که صرفاً به عنوان بازیگر در آنها حضور داشته نیز دیده است: «بارها به کارگردانان دیگر گوشزد کرده‌ام که مواظب این یارگیری‌ها و باندبازی‌ها در پشت صحنه باشند، اما گوش ندادند و متأسفانه اجراهایشان چنان روند فرسایشی و بدی به خود گرفت که من به عنوان بازیگر فقط منتظر بودم زودتر شب‌های اجرا تمام شود. این مسائل باعث یک کرختی و بی‌انگیزگی مهلک در گروه می‌شود. به همین دلیل، همیشه آدم‌هایی را انتخاب می‌کنم که از جنس هم باشند، دنبال حاشیه نباشند و اتفاقات و تنش‌های بیرون از سالن تئاتر را با خود به داخل تمرین و اجرا نیاورند.»

 اقتصاد تئاتر در محاصره تورم و فیلترینگ

بخش پایانی این گفت‌وگو، به یکی از دردناک‌ترین دغدغه‌های هنرمندان، یعنی اقتصاد تئاتر اختصاص یافت. تئاتر ایران که پیش از این نیز همواره با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می‌کرد، پس از حوادث دی‌ماه و متعاقب آن افزایش تورم و اعمال محدودیت‌های شدید در فضای مجازی، با یک بحران عمیق اقتصادی مواجه شده است.شیخی در تحلیل شرایط اقتصادی تئاتر در ماه‌های گذشته می‌گوید: «تا قبل از شهریور ماه، تئاتر اقتصاد نسبتاً پویایی داشت. اما از مهرماه به بعد، ما از یک طرف گرفتار موج جدید گرانی‌ها شدیم و از طرف دیگر، با تبعات اعتراضات و ناآرامی‌ها مواجه گشتیم. این مسائل باعث افت شدید اقتصاد تئاتر شد. علاوه بر این، ما با چالش بزرگ محدودیت در فضای مجازی و اینستاگرام روبه‌رو هستیم.»

او با اشاره به یک پدیده عجیب و تلخ در حوزه تبلیغات تئاتر پس از ناآرامی‌های اجتماعی ادامه می‌دهد: «بعد از قضایای دی‌ماه، تبلیغ کردن در فضای مجازی برای ما تبدیل به یک شمشیر دو لبه شد. تبلیغات ما روی قشری از مخاطبان تأثیر معکوس داشت. یعنی وقتی برای تئاتر تبلیغ می‌کردیم، عده‌ای به جای اینکه استقبال کنند، به ما اهانت می‌کردند که چرا در این شرایط تئاتر کار می‌کنید! انگار ما اصلاً فضای مجازی را برای تبلیغات از دست داده بودیم.»

با وجود تمام این بن‌بست‌ها، شیخی معتقد است که تئاتر راه تنفس خود را پیدا کرده است. او از تغییر الگوی رفتار مخاطبان حرفه‌ای تئاتر سخن می‌گوید: «امروز موقعیت به گونه‌ای شده است که تماشاگری که واقعاً دغدغه دیدن تئاتر دارد، دیگر در اینستاگرام و صفحات زرد مجازی به دنبال کار خوب نمی‌گردد. مخاطب جدی، مستقیم به سراغ سایت‌هایی مثل تیوال می‌رود یا اخبار را از طریق خبرگزاری‌ها و رسانه‌های معتبر فرهنگی پیگیری می‌کند. زحمتی که روزنامه‌نگاران و رسانه‌های تخصصی در پوشش اخبار تئاتر می‌کشند، امروز به اصلی‌ترین و موثرترین بازوی تبلیغاتی ما تبدیل شده است.»

در نهایت، نمایش «سیاه‌وَش» با وجود تمام موانع ممیزی، دلهره‌های ناشی از اخبار جنگ، بحران‌های اقتصادی و سایه سنگین اتفاقات اجتماعی، روی صحنه رفته است؛ تلاشی ستودنی از حامد شیخی و گروهش که نشان می‌دهد هنرمند تئاتر، حتی در نامعلوم‌ترین شب‌های تاریخ، رسالت خود را فراموش نمی‌کند و چراغ صحنه را به امید فردایی روشن‌تر، با چنگ و دندان روشن نگه می‌دارد.

دیدگاهتان را بنویسید