به گزارش سرمایه فردا، خودروی ایران در ۱۰ ماهه منتهی به اسفند ۱۴۰۳، تصویری دو قطبی و عجیب را به نمایش گذاشته است. از یک سو، غول صنعت خودروسازی کشور با درآمدی نجومی به ارزش ۴۱۶ هزار میلیارد تومان و رشد ۶۹ درصدی، رکوردی تاریخی ثبت کرده و از سوی دیگر، برخی شرکتهای زنجیرهای و وابسته، سقوطی تا ۸۹ درصدی را تجربه کردهاند. بررسی عملکرد ۱۰ شرکت بزرگ خودرویی نشان میدهد مجموع درآمد این صنعت با رشد ۳۹ درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل، به بیش از ۶۱۹ هزار میلیارد تومان رسیده است. اما نکته قابل تأمل، شکاف عمیق میان خودروسازان بزرگ و قطعهسازان وابسته به آنهاست؛ جایی که برخی شرکتها با رشد ۱۷۳ درصدی و برخی دیگر با افت ۸۹ درصدی مواجه شدهاند. در این گزارش، تکتک این شرکتها را از نظر میزان درآمد و درصد تغییر واکاوی میکنیم و سود و زیان پنهان پشت هر نماد را نقد میکنیم.
غول بیرقابت صنعت خودروی ایران، یعنی ایران خودرو، با درآمد خیرهکننده ۴۱۶,۸۹۹ میلیارد تومانی در ۱۰ ماهه امسال، نه تنها بزرگترین شرکت از نظر حجم درآمد در میان تمام خودروسازان است، بلکه با رشد ۶۹ درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل، توانسته همگام با میانگین رشد صنعت پیش برود. این یعنی درآمد ایران خودرو نسبت به سال قبل بیش از یک و نیم برابر شده است. تحلیل این جهش نشان میدهد که افزایش نرخ فروش محصولات، عبور از زیان انباشته و تسویه بخشی از بدهیهای معوق، محرک اصلی این عملکرد بوده. اما نقد منصفانه این است که این رشد انفجاری عمدتاً ناشی از افزایش قیمتهای دستوری و تورمی است، نه افزایش واقعی تولید و فروش فیزیکی. سهامداران باید توجه داشته باشند که اگر سیاستهای قیمتگذاری دستوری تغییر کند، حاشیه سود ایران خودرو ممکن است به سرعت تحت تأثیر قرار گیرد. با این حال، عبور از سقف ۴۰۰ هزار میلیارد تومان، یک رکورد تاریخی برای این خودروساز بزرگ محسوب میشود و نشان میدهد که دوران نقاهت ایران خودرو پس از سالها زیاندهی، احتمالاً به پایان رسیده است.
بهمن موتور با درآمد تنها ۵۵۰ میلیارد تومانی و افت فاجعهبار ۸۹ درصدی، بدترین عملکرد را در میان تمام شرکتهای این فهرست ثبت کرده است. در حالی که میانگین صنعت ۳۹ درصد رشد کرده، بهمن موتور تقریباً تمام درآمد خود را از دست داده و به کف تاریخی رسیده است. این سقوط آزاد چه معنایی دارد؟ بهمن موتور که روزگاری با محصولاتی مانند ریچ، سایپا ۱۳۱ و وانت نیسان سهم قابل توجهی از بازار داشت، حالا در آستانه حذف از صنعت خودرو قرار گرفته است. نقد جدی به مدیریت این شرکت وارد است؛ چرا که نتوانسته خود را با شرایط جدید صنعت، از جمله قطع همکاری با برخی برندهای خارجی و تغییر استانداردهای آلایندگی، تطبیق دهد. سهامداران خبهمن باید بدانند که با این روند، احتمال توقف تولید و حتی واگذاری اجباری این شرکت به بخش خصوصی یا تعاونیها بسیار بالاست. این سهم دیگر حتی برای ریسکپذیرترین سرمایهگذاران هم جذابیتی ندارد.
سایپا، دومین خودروساز بزرگ کشور، با درآمد ۷۶,۰۷۹ میلیارد تومانی و افت ۱۳ درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل، عملکردی ناامیدکننده و برخلاف جهت حرکت صنعت ثبت کرده است. در حالی که رقیب سنتیاش یعنی ایران خودرو با رشد ۶۹ درصدی جهش کرده، سایپا نه تنها رشد نکرده، بلکه ۱۳ درصد از درآمد خود را از دست داده است. نقد اصلی به سایپا این است که سبد محصولاتش عمدتاً شامل خودروهای پایینرده و قدیمی مانند تیبا، ساینا و کوییک است که با افزایش قیمتها، مشتریان خود را به سمت محصولات رقبا از دست داده است. همچنین مشکلات مزمن در تأمین قطعات و کیفیت پایین مونتاژ، باعث کاهش اعتماد عمومی و در نتیجه کاهش فروش شده است. سهامداران سایپا باید نگران باشند که اگر این روند ادامه پیدا کند، احتمالاً سهم بازار این شرکت بیش از پیش به نفع ایران خودرو و خودروسازان خصوصی کوچکتر کاهش خواهد یافت.
کاوه موتور با درآمد ۷,۲۰۰ میلیارد تومانی و رشد خیرهکننده ۱۷۳ درصدی، بالاترین نرخ رشد را در میان تمام شرکتهای این فهرست به خود اختصاص داده است. این یعنی درآمد این شرکت نسبت به سال قبل تقریباً دو برابر و سهچهارم شده، رشدی انفجاری که حتی در صنعت خودروی ایران بیسابقه است. کاوه موتور که عمدتاً به عنوان تولیدکننده قطعات و مونتاژکننده خودروهای تجاری شناخته میشود، توانسته با بهرهگیری از واردات قطعات از چین و مونتاژ با قیمت رقابتی، سهم بازار قابل توجهی را تصاحب کند. اما نقد این عملکرد این است که آیا این رشد انفجاری پایدار خواهد بود یا فقط نتیجه یک دوره رونق موقت ناشی از کمبود عرضه خودروهای چینی در بازار؟ کارشناسان معتقدند اگر واردات خودرو آزاد شود، کاوه موتور ممکن است مزیت رقابتی خود را از دست بدهد. با این حال، فعلاً کاوه موتور ستاره بینظیر این فصل است و سهامدارانش سودهای هنگفتی کسب کردهاند.
شرکت دیزل سنگین (خدیزل) با درآمد ۱۸,۴۷۸ میلیارد تومانی و رشد ۱۲۵ درصدی، دومین رشد بالای فهرست را ثبت کرده و نشان داده که صنعت خودروهای سنگین و تجاری برخلاف خودروهای سواری برخی شرکتها، در مسیر صعودی پرقدرتی حرکت میکند. تولید کامیون، اتوبوس و مینیبوس که در سالهای گذشته به دلیل تحریم و نبود قطعات با رکود مواجه بود، حالا با احیای خطوط تولید و افزایش نرخها، جان تازهای گرفته است. نقد این عملکرد این است که رشد ۱۲۵ درصدی خدیزل عمدتاً ناشی از افزایش قیمتهای دستوری و عقبافتادگی تقاضا از سالهای قبل است و احتمالاً در سال آینده تکرار نخواهد شد. با این حال، سهامداران خدیزل میتوانند به ادامه روند صعودی در کوتاهمدت امیدوار باشند.
خاور که عمدتاً به عنوان تولیدکننده کامیونت و وانتهای تجاری شناخته میشود، با درآمد ۳۴,۵۷۹ میلیارد تومانی و رشد ۶۶ درصدی، عملکردی حتی بهتر از میانگین صنعت (۳۹ درصد) داشته و توانسته نزدیک به ایران خودرو رشد کند. این موفقیت نشان میدهد که بازار خودروهای تجاری سبک و نیمهسنگین، برخلاف خودروهای سواری برخی شرکتها، از رونق مناسبی برخوردار است. نقد این عملکرد این است که خاور وابستگی شدیدی به تأمین قطعات از طریق کانالهای رسمی دارد و هرگونه اختلال در واردات میتواند خط تولید این شرکت را متوقف کند. سهامداران باید مراقب اخبار مربوط به تحریمها و تخصیص ارز باشند.
شرکت تایرا با درآمد ۲۷,۹۵۲ میلیارد تومانی و رشد تنها ۹ درصدی، یکی از ضعیفترین نرخهای رشد را در میان شرکتهای این فهرست ثبت کرده است. در حالی که خودروسازان بزرگ با رشد ۶۹ درصدی جهش کردهاند، تأمینکننده اصلی تایر برای این خودروها نتوانسته حتی به یکدهم این نرخ هم دست پیدا کند. نقد اصلی به تایرا این است که به دلیل قیمتگذاری دستوری تایر و عدم توانایی در افزایش قیمتها همگام با تورم، حاشیه سود این شرکت به شدت تحت فشار قرار گرفته است. سهامداران تایرا باید توجه داشته باشند که اگر دولت سیاست آزادسازی قیمت تایر را اجرا نکند، احتمالاً این شرکت در ماههای آینده با کاهش سودآوری و حتی زیان مواجه خواهد شد.
زامیاد که عمدتاً به عنوان تولیدکننده وانت نیسان و پیکان وانت شناخته میشود، با درآمد ۲۰,۷۲۵ میلیارد تومانی و افت ۱۹ درصدی، عملکردی بسیار ضعیفتر از میانگین صنعت ثبت کرده است. نقد به زامیاد این است که نتوانسته خود را با استانداردهای جدید آلایندگی و الزام به نصب سامانههای ایمنی (مانند ترمز ضدقفل) تطبیق دهد و در نتیجه، تیراژ تولید آن به شدت کاهش یافته است. سهامداران زامیاد باید نگران باشند که اگر این شرکت نتواند محصولات خود را به روز کند، احتمالاً به تدریج از بازار حذف خواهد شد و سرمایهگذاری در این سهم به شدت پرریسک خواهد بود.
پارس خودرو که زمانی با محصولاتی مانند تندر ۹۰ و دنا و رانا سهم قابل توجهی از بازار داشت، با درآمد ۱۵,۹۰۸ میلیارد تومانی و افت ۳۳ درصدی، یکی از بدترین عملکردها را در میان شرکتهای این فهرست ثبت کرده است. این سقوط ۳۳ درصدی در حالی رخ داده که ایران خودرو (شرکت مادر) با رشد ۶۹ درصدی جهش کرده است. نقد اصلی به پارس خودرو این است که سبد محصولاتش عمدتاً شامل خودروهای قدیمی و بدون مشتری جدید است و نتوانسته خود را با سلیقه روز بازار تطبیق دهد. همچنین اختلاف مدیریتی با ایران خودرو و عدم دریافت به موقع قطعات و سامانههای فنی، باعث کاهش تیراژ تولید شده است. سهامداران پارس خودرو باید به این نکته توجه کنند که این شرکت احتمالاً در آینده نزدیک با ایران خودرو ادغام خواهد شد و ارزش سهامشان ممکن است تحت تأثیر تصمیمات هیئت مدیره شرکت مادر قرار گیرد.
کمبا با درآمد ۱,۴۵۵ میلیارد تومانی و رشد ۳۸ درصدی، تقریباً همگام با میانگین صنعت (۳۹ درصد) حرکت کرده و عملکردی متوسط و قابل قبول داشته است. کمبا که عمدتاً در زمینه تولید قطعات خودرو فعالیت میکند، توانسته از افزایش تقاضا برای قطعات یدکی در بازار آزاد سود ببرد. نقد این عملکرد این است که رشد ۳۸ درصدی کمبا در مقایسه با رشد ۱۷۳ درصدی کاوه موتور بسیار ناچیز است و نشان میدهد که مدیریت محافظهکارانه این شرکت، مانع از جهش بزرگتر آن شده است. سهامداران کمبا باید انتظار بازدهی متوسط و بدون شگفتی را داشته باشند.
مجموع درآمد ۱۰ شرکت بزرگ خودرویی در ۱۰ ماهه ۱۴۰۳ به ۶۱۹,۸۲۶ میلیارد تومان رسیده که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۳۹ درصد رشد داشته است. این یک رشد مثبت اما نه چندان انفجاری برای صنعت خودرو محسوب میشود، به ویژه اگر آن را با رشد ۶۹ درصدی صنعت سیمان مقایسه کنیم. اما نکته مهم و هشداردهنده، شکاف عمیق میان شرکتهای این فهرست است.
اول، قطب برنده: ایران خودرو، خکاوه و خدیزل. این سه شرکت با رشدهای ۶۹، ۱۷۳ و ۱۲۵ درصدی، پیشتازان بیچونوچرای این رقابت هستند. ایران خودرو به لطف مقیاس عظیم خود، خکاوه به لطف مونتاژ خودروهای چینی و خدیزل به لطف احیای صنعت خودروهای سنگین، توانستهاند سودهای هنگفتی کسب کنند. سرمایهگذاران هوشمند سبد خود را به سمت این سه شرکت سنگین میکنند.
دوم، قطب بازنده: خبهمن، خساپا، خزامیا، خپارس. این چهار شرکت با افتهای ۸۹، ۱۳، ۱۹ و ۳۳ درصدی، قربانیان اصلی تغییرات ساختاری در صنعت خودرو هستند. بهمن موتور در آستانه حذف، سایپا در حال از دست دادن سهم بازار، زامیاد به دلیل عدم تطابق با استانداردها و پارس خودرو به دلیل کهنه بودن محصولات، همگی در مسیر نزولی قرار گرفتهاند. سهامداران این شرکتها باید هرچه سریعتر نسبت به خروج از این سهمهای پرریسک اقدام کنند.
سوم، توصیه به سرمایهگذاران. صنعت خودرو ایران با رشد ۳۹ درصدی، یک دوره گذار را پشت سر میگذارد. برخی شرکتها با جهشهای تاریخی روبرو هستند و برخی دیگر در حال سقوط آزاد. سهامداران باید به جای نگاه به میانگین صنعت، عملکرد تک تک شرکتها را با دقت تحلیل کنند. خکاوه با رشد ۱۷۳ درصد، خدیزل با ۱۲۵ درصد و خودرو با ۶۹ درصد، سه گزینه امن و پرسود هستند. در مقابل، خبهمن با افت ۸۹ درصد یک فاجعه محض است و خساپا، خزامیا و خپارس نیز ریسک بالایی دارند.
چهارم، هشدار درباره آینده. با توجه به آزادسازی احتمالی واردات خودرو در ماههای آینده، شرکتهایی که عمدتاً به مونتاژ خودروهای چینی مشغولند (مانند خکاوه) ممکن است مزیت رقابتی خود را از دست بدهند. همچنین با افزایش قیمت حاملهای انرژی و احتمال قطعی برق، هزینه تولید در تمام خودروسازان افزایش خواهد یافت و حاشیه سود آنها تحت فشار قرار میگیرد.
در نهایت، صنعت خودرو ایران با این رشد ۳۹ درصدی، یک رونق متوسط را تجربه میکند، اما این رونق عادلانه نیست. برخی شرکتها در حال فتح قلههای جدیدند و برخی دیگر در حال سقوط به ورطه نابودی. سهامداران هوشمند کسانی هستند که برندگان واقعی را از بازندگان جدا میکنند و سبد خود را به سمت شرکتهایی با رشد پایدار و مدیریت قوی سنگین میکنند. تا آن زمان، نظارهگر باشکاف روزافزون میان ایران خودرو و بهمن موتور، میان خکاوه و خساپا، میان اوج و حضیض در یک صنعت خواهیم بود.
صنعت قطعهسازی خودروی ایران در ۱۰ ماهه منتهی به اسفند ۱۴۰۳، عملکردی نه چندان انفجاری اما فراتر از انتظار برخی تحلیلگران داشته است. بررسی عملکرد ۲۷ شرکت بزرگ این صنعت نشان میدهد مجموع درآمدها با رشد ۲۵ درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل، به بیش از ۷۹ هزار میلیارد تومان رسیده است. با این حال، نکته قابل تأمل، شکاف عمیق میان شرکتهای این فهرست است؛ جایی که یک قطعهساز با رشد خیرهکننده ۱۴۵ درصدی رکورد زده و دیگری با افت ۳۷ درصدی در قعر جدول ایستاده است. در این گزارش، تکتک این شرکتها را از نظر میزان درآمد و درصد تغییر واکاوی میکنیم و سود و زیان پنهان پشت هر نماد را نقد میکنیم.
شرکت نامآوران با درآمد ۱,۳۱۹ میلیارد تومانی و رشد خیرهکننده ۱۴۵ درصدی، بالاترین نرخ رشد را در میان تمام ۲۷ شرکت این فهرست به خود اختصاص داده است. این یعنی درآمد این شرکت نسبت به سال قبل بیش از دو برابر و نزدیک به دو و نیم برابر شده، رشدی انفجاری که در صنعت قطعهسازی کمسابقه است. ناما که عمدتاً در زمینه تولید قطعات پلاستیکی و لاستیکی خودرو فعالیت میکند، توانسته با بهرهگیری از افزایش قیمت مواد اولیه و انعقاد قراردادهای جدید با ایران خودرو و سایپا، جهش قابل توجهی را تجربه کند. نقد این عملکرد این است که آیا این رشد انفجاری پایدار خواهد بود یا فقط نتیجه یک دوره رونق موقت ناشی از کمبود قطعات در بازار است؟ کارشناسان معتقدند اگر خودروسازان به سمت تأمین قطعات از شرکتهای دیگر حرکت کنند، ناما ممکن است مزیت رقابتی خود را از دست بدهد. با این حال، فعلاً ناما ستاره بینظیر این فصل است و سهامدارانش از سودهای هنگفتی بهرهمند شدهاند.
پویش خودرو با درآمد ۵,۰۸۵ میلیارد تومانی و رشد ۸۳ درصدی، دومین نرخ رشد بالای فهرست را ثبت کرده و نشان داده که صنعت قطعهسازی هنوز هم میتواند جهشهای قابل توجهی را تجربه کند. خپویش که عمدتاً در زمینه تولید قطعات موتوری و سیستمهای انتقال قدرت فعالیت میکند، توانسته از افزایش تولید خودروهای سنگین و نیمهسنگین سود ببرد. نقد این عملکرد این است که رشد ۸۳ درصدی خپویش در حالی رخ داده که میانگین صنعت فقط ۲۵ درصد است، یعنی خپویش سه برابر میانگین رشد کرده است. سهامداران خپویش باید به این نکته توجه کنند که این شرکت احتمالاً در ماههای آینده نیز به رشد خود ادامه خواهد داد، اما با سرعت کمتر.
شرکت کارخانجات تولیدی با درآمد ۹۳۳ میلیارد تومانی و رشد ۶۱ درصدی، یکی از جهشهای بالای فهرست را ثبت کرده است. با توجه به حجم نسبتاً کوچک این شرکت، رشد ۶۱ درصدی نشان میدهد که خکار توانسته با تمرکز بر قطعات خاص و کمیاب، جایگاه مناسبی در بازار پیدا کند. نقد این عملکرد این است که درآمد ۹۳۳ میلیارد تومانی خکار در مقایسه با غولهایی مانند خمهر و خوساز (با درآمدهای نزدیک به ۱۰ هزار میلیارد تومان) بسیار ناچیز است و این شرکت هنوز فاصله زیادی با صدرنشینان دارد.
شرق خودرو با درآمد ۶,۳۰۴ میلیارد تومانی و رشد ۴۷ درصدی، تقریباً دو برابر میانگین صنعت رشد کرده و یکی از بهترین عملکردها را در میان شرکتهای بزرگ این فهرست ثبت کرده است. خشرق که عمدتاً در زمینه تولید قطعات بدنه و سیستمهای تعلیق فعالیت میکند، توانسته از افزایش تولید خودروهای سواری بهره ببرد. نقد این عملکرد این است که با وجود رشد ۴۷ درصدی، خشرق نتوانسته به رکوردهایی مانند خپویش (۸۳ درصد) یا ناما (۱۴۵ درصد) دست پیدا کند و این نشان میدهد که مدیریت محافظهکارانهای دارد.
مهرکام پارس با درآمد ۹,۶۸۱ میلیارد تومانی، بزرگترین شرکت این فهرست از نظر حجم درآمد است و با رشد ۴۱ درصدی، تقریباً همگام با خوساز (۴۰ درصد) و بهتر از میانگین صنعت (۲۵ درصد) حرکت کرده است. این شرکت که عمدتاً در زمینه تولید قطعات پلاستیکی و تزریقی خودرو فعالیت میکند، توانسته جایگاه خود را به عنوان یکی از تأمینکنندگان اصلی ایران خودرو و سایپا حفظ کند. نقد این عملکرد این است که با این حجم عظیم درآمد، انتظار میرفت رشد بالاتری را تجربه کند. چرا خمهر نتوانسته مانند ناما (با رشد ۱۴۵ درصد) جهش کند؟ شاید ساختار بزرگ و بوروکراتیک این شرکت، مانع از تصمیمگیری سریع برای بهرهبرداری از فرصتهای جدید شده است.
سازه گستر با درآمد ۹,۱۳۱ میلیارد تومانی و رشد ۴۰ درصدی، دومین شرکت بزرگ این فهرست از نظر حجم درآمد است و عملکردی بسیار نزدیک به خمهر (۴۱ درصد) داشته است. این دو غول قطعهسازی، با فاصله قابل توجه از سایر رقبا، قطبهای اصلی این صنعت محسوب میشوند. نقد این عملکرد این است که با وجود رشد ۴۰ درصدی، خوساز نتوانسته از رکوردهای انفجاری برخی شرکتهای کوچکتر پیروی کند و این سؤال را ایجاد میکند که آیا این شرکت به سقف رشد خود رسیده است؟
رینگسازی با درآمد ۵,۵۳۴ میلیارد تومانی و رشد ۴۳ درصدی، عملکردی بهتر از میانگین صنعت و نزدیک به خشرق و خمهر داشته است. با توجه به افزایش تولید خودرو در کشور، تقاضا برای رینگهای فولادی و آلومینیومی افزایش یافته و خرینگ توانسته از این موج سود ببرد. نقد این عملکرد این است که رشد ۴۳ درصدی در حالی رخ داده که برخی رقبای کوچکتر رشدهای بالای ۸۰ درصد را ثبت کردهاند، بنابراین خرینگ پتانسیل رشد بیشتری داشته اما نتوانسته از آن بهره ببرد.
برنا با درآمد ۲,۸۳۲ میلیارد تومانی و رشد ۴۴ درصدی، یکی از جهشهای خوب این فهرست را ثبت کرده و نشان داده که شرکتهای متوسط نیز میتوانند بهتر از میانگین صنعت عمل کنند. نقد این عملکرد این است که با وجود رشد ۴۴ درصدی، درآمد خبرنا هنوز به یک سوم خمهر و خوساز هم نمیرسد و این شرکت فاصله زیادی با صدرنشینان دارد.
محرکه با درآمد ۷,۳۴۸ میلیارد تومانی و رشد ۳۶ درصدی، یکی از شرکتهای بزرگ و موفق این فهرست است که توانسته بهتر از میانگین صنعت (۲۵ درصد) عمل کند. خمحرکه که عمدتاً در زمینه تولید سیستمهای انتقال قدرت و گیربکس فعالیت میکند، از افزایش تولید خودروهای سنگین سود برده است. نقد این عملکرد این است که با وجود درآمد ۷,۳۴۸ میلیارد تومانی، رشد ۳۶ درصدی در مقایسه با رشد ۸۳ درصدی خپویش (که در حوزه مشابه فعالیت میکند) پایینتر است و نشان میدهد خمحرکه نتوانسته از تمام ظرفیت خود استفاده کند.
محورسازان با درآمد ۲,۹۸۷ میلیارد تومانی و رشد ۳۰ درصدی، کمی بهتر از میانگین صنعت عمل کرده اما نه چندان قابل توجه. خمحور که عمدتاً در زمینه تولید اکسل و محورهای خودرو فعالیت میکند، توانسته از افزایش تولید خودروهای سنگین سود ببرد اما نتوانسته جهش بزرگی را تجربه کند.
فنرسازی با درآمد ۱,۰۹۵ میلیارد تومانی و رشد ۳۲ درصدی، عملکردی متوسط و قابل قبول داشته است. با توجه به اینکه فنرها جزو قطعات مصرفی و تعویضپذیر خودرو هستند، افزایش تقاضا در بازار آزاد میتواند دلیل این رشد باشد. نقد این عملکرد این است که رشد ۳۲ درصدی فنر در مقایسه با رشد ۶۱ درصدی خکار پایینتر است و نشان میدهد این شرکت نتوانسته از تمام فرصتهای بازار استفاده کند.
نور با درآمد ۸۶۲ میلیارد تومانی و رشد ۲۲ درصدی، پایینتر از میانگین صنعت (۲۵ درصد) عمل کرده است. این عملکرد ضعیفتر از حد انتظار نشان میدهد که خنور یا با مشکل تأمین مواد اولیه مواجه بوده یا نتوانسته قیمتهای خود را همگام با بازار افزایش دهد. سهامداران خنور باید نگران باشند که اگر این روند ادامه پیدا کند، احتمالاً این سهم در مقایسه با رقبا بازدهی کمتری خواهد داشت.
ریختهگری با درآمد ۱,۱۵۹ میلیارد تومانی و رشد ۲۳ درصدی، باز هم پایینتر از میانگین صنعت عمل کرده است. با توجه به اینکه ریختهگری یکی از فرآیندهای پایه در تولید قطعات خودرو است، انتظار میرفت رشد بالاتری را تجربه کند. نقد این عملکرد این است که شاید افزایش قیمت مواد اولیه (چدن، فولاد و آلومینیوم) حاشیه سود این شرکت را تحت فشار قرار داده و مانع از رشد بیشتر آن شده است.
چرخشگر با درآمد ۱,۷۹۴ میلیارد تومانی و رشد تنها ۱۳ درصدی، یکی از ضعیفترین عملکردها را در میان شرکتهای این فهرست ثبت کرده است. در حالی که میانگین صنعت ۲۵ درصد رشد کرده، خچرخش نتوانسته حتی به نیمی از این نرخ هم دست پیدا کند. نقد جدی به مدیریت این شرکت وارد است؛ چرا که با وجود فعالیت در حوزه سیستمهای چرخشی و تعلیق، نتوانسته از افزایش تولید خودرو بهره ببرد. سهامداران خچرخش باید به این نکته توجه کنند که این سهم در مقایسه با سایر قطعهسازان، پتانسیل رشد کمتری دارد.
موتورسازان با درآمد ۵,۱۶۶ میلیارد تومانی و رشد ۱۷ درصدی، پایینتر از میانگین صنعت عمل کرده است. با توجه به اینکه تولید موتور یکی از حیاتیترین بخشهای خودروسازی است، انتظار میرفت خموتور رشد بسیار بالاتری را تجربه کند. نقد این عملکرد این است که شاید مشکلات تأمین قطعات موتوری از چین یا کاهش سفارشات از سوی ایران خودرو و سایپا، دلایل اصلی این رشد ضعیف باشد.
فنر سازی با درآمد ۷۰۰ میلیارد تومانی و رشد ۱۷ درصدی، عملکردی مشابه خموتور داشته و پایینتر از میانگین صنعت عمل کرده است. با توجه به حجم نسبتاً کوچک این شرکت، انتظار میرفت رشد بیشتری را تجربه کند. نقد این عملکرد این است که خفنر نتوانسته از افزایش تقاضا برای فنرهای سنگین در بازار خودروهای تجاری بهره ببرد.
تراکتورسازی با درآمد ۴,۲۶۹ میلیارد تومانی و رشد تنها ۱ درصدی، تقریباً در رکود کامل به سر میبرد. این یعنی درآمد این شرکت نسبت به سال قبل تقریباً بدون تغییر باقی مانده، در حالی که میانگین صنعت ۲۵ درصد رشد کرده است. نقد جدی به ختراک وارد است؛ چرا که نتوانسته از افزایش قیمتها و تقاضای فصلی برای تراکتور و ماشینآلات کشاورزی بهره ببرد. سهامداران ختراک باید نگران باشند که اگر این روند ادامه پیدا کند، احتمالاً این شرکت با زیان مواجه خواهد شد.
توربوشارژ با درآمد ۲,۳۶۲ میلیارد تومانی و رشد تنها ۱ درصدی، مشابه ختراک در رکود کامل به سر میبرد. با توجه به اینکه توربوشارژها جزو قطعات پرفروش در خودروهای مدرن هستند، چرا ختور نتوانسته از این موج استفاده کند؟ نقد این عملکرد این است که شاید خطوط تولید این شرکت فرسوده شده و نتوانسته پاسخگوی تقاضا باشد، یا اینکه قراردادهای آن با خودروسازان کاهش یافته است.
لنت ترمز با درآمد ۵۲۲ میلیارد تومانی و رشد تنها ۹ درصدی، یکی از ضعیفترین عملکردها را ثبت کرده است. لنت ترمز جزو قطعات مصرفی و پرفروش خودرو است، بنابراین انتظار میرفت رشد بسیار بالاتری را تجربه کند. نقد به خلنت این است که نتوانسته از افزایش تقاضا در بازار آزاد بهره ببرد و شاید کیفیت پایین محصولاتش باعث کاهش اعتماد مشتریان شده است.
نصیر با درآمد ۵۰۷ میلیارد تومانی و رشد ۶ درصدی، دومین رشد پایین فهرست را ثبت کرده و نشان داده که در آستانه رکود قرار دارد. نقد به خنصیر این است که با وجود فعالیت در حوزه قطعات استراتژیک، نتوانسته جایگاه مناسبی در بازار پیدا کند و احتمالاً سهم بازار خود را به رقبا واگذار کرده است.
پلاستک با درآمد ۴,۰۵۷ میلیارد تومانی و افت ۱۳ درصدی، یکی از بازندگان بزرگ این فهرست است. در حالی که میانگین صنعت ۲۵ درصد رشد کرده، پلاستک ۱۳ درصد از درآمد خود را از دست داده است. نقد به پلاستک این است که شاید وابستگی شدید به سایپا (که خودش با افت ۱۳ درصدی در صنعت خودرو مواجه بوده) باعث این سقوط شده است. سهامداران پلاستک باید نگران باشند که اگر سایپا به روند نزولی خود ادامه دهد، پلاستک نیز بیشتر سقوط خواهد کرد.
اهن با درآمد ۱,۲۱۱ میلیارد تومانی و افت ۱۱ درصدی، دومین شرکت پرافت فهرست است. این افت نشان میدهد که خاهن نتوانسته خود را با شرایط جدید صنعت قطعهسازی تطبیق دهد و احتمالاً سهم بازار خود را به رقبای قدرتمندتر مانند خمهر و خوساز واگذار کرده است.
کمک فنر با درآمد ۱,۲۸۶ میلیارد تومانی و افت ۱۰ درصدی، سومین شرکت پرافت فهرست است. کمک فنرها جزو قطعات حیاتی خودرو هستند، بنابراین این افت نشان میدهد که خکمک یا با کاهش سفارشات از سوی خودروسازان مواجه شده یا نتوانسته قیمتهای خود را افزایش دهد.
اذین با درآمد ۱,۴۴۹ میلیارد تومانی و افت ۳۷ درصدی، بدترین عملکرد را در میان تمام ۲۷ شرکت این فهرست ثبت کرده است. این سقوط آزاد چه معنایی دارد؟ اذین که عمدتاً در زمینه تولید قطعات داخلی و تزئینی خودرو فعالیت میکند، نتوانسته خود را با سلیقه روز بازار و استانداردهای جدید تطبیق دهد. سهامداران خاذین باید بدانند که با این روند، احتمال توقف تولید و حتی ورشکستگی این شرکت بسیار بالاست. این سهم حتی برای ریسکپذیرترین سرمایهگذاران هم جذابیتی ندارد.
خزر با درآمد ۱,۴۲۰ میلیارد تومانی و افت ۴ درصدی، یکی دیگر از بازندگان این فهرست است. افت ۴ درصدی شاید در ظاهر کم باشد، اما در شرایطی که میانگین صنعت ۲۵ درصد رشد کرده، این افت معادل یک فاجعه است. نقد به خزر این است که نتوانسته از فرصتهای ایجاد شده استفاده کند و احتمالاً سهم بازار خود را به رقبا واگذار کرده است.
فناور با درآمد فقط ۵۵ میلیارد تومانی و افت ۲۹ درصدی، دومین عملکرد فاجعهبار را بعد از خاذین ثبت کرده است. با این حجم ناچیز درآمد و افت شدید، به نظر میرسد خفناور در آستانه تعطیلی و خروج از بورس قرار دارد. سهامداران این شرکت باید هرچه سریعتر نسبت به خروج از این سهم پرریسک اقدام کنند.
پلاست با درآمد ۴۷۷ میلیارد تومانی و رشد ۲۰ درصدی، پایینتر از میانگین صنعت (۲۵ درصد) عمل کرده است. با توجه به حجم کوچک این شرکت، انتظار میرفت رشد بالاتری را تجربه کند، اما نتوانسته از تمام پتانسیل خود استفاده کند.
مجموع درآمد ۲۷ شرکت بزرگ قطعهسازی در ۱۰ ماهه ۱۴۰۳ به ۷۹,۵۴۷ میلیارد تومان رسیده که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۲۵ درصد رشد داشته است. این رشد در حالی رخ داده که صنعت خودرو (به عنوان مشتری اصلی قطعهسازان) با رشد ۳۹ درصدی مواجه بوده است. یعنی قطعهسازان نتوانستهاند همگام با خودروسازان رشد کنند و فاصله معناداری با آنها پیدا کردهاند.
اول، قطب برنده: ناما، خپویش، خکار، خشرق. این چهار شرکت با رشدهای ۱۴۵، ۸۳، ۶۱ و ۴۷ درصدی، پیشتازان بیچونوچرای این رقابت هستند. ناما با جهش انفجاری خود رکورددار مطلق است و خپویش نیز عملکردی فراتر از انتظار داشته است. سرمایهگذاران هوشمند سبد خود را به سمت این چهار شرکت سنگین میکنند.
دوم، قطب بازنده: خاذین، خفناور، پلاسک، خاهن، خکمک، خزر. این شش شرکت با افتهای ۳۷، ۲۹، ۱۳، ۱۱، ۱۰ و ۴ درصدی، قربانیان اصلی تغییرات ساختاری در صنعت قطعهسازی هستند. اذین و فناور در آستانه حذف، پلاستک به دلیل وابستگی به سایپا، اهن و کمک فنر به دلیل کاهش سفارشات، و خزر به دلیل عدم تطابق با استانداردها، همگی در مسیر نزولی قرار گرفتهاند. سهامداران این شرکتها باید هرچه سریعتر نسبت به خروج از این سهمهای پرریسک اقدام کنند.
سوم، قطب متوسط: خمهر، خوساز، خمحرکه، خرینگ، خبرنا. این پنج شرکت با رشدهای ۴۱، ۴۰، ۳۶، ۴۳ و ۴۴ درصدی، عملکردی بهتر از میانگین صنعت داشتهاند اما نتوانستهاند جهشهای انفجاری را تجربه کنند. این شرکتها گزینههای امن و کمریسک برای سرمایهگذاری هستند.
چهارم، قطب ضعیف: ختراک، ختور، خنصیر، خریخت، خنور، خموتور، خفنر، خلنت، پلاست. این ۹ شرکت با رشدهای زیر ۲۵ درصد (و در برخی موارد زیر ۱۰ درصد)، عملکردی ضعیفتر از میانگین صنعت داشتهاند. سهامداران این شرکتها باید محتاط باشند و احتمالاً بهتر است سرمایه خود را به سمت شرکتهای برنده منتقل کنند.
پنجم، هشدار درباره آینده. با توجه به آزادسازی احتمالی واردات خودرو و قطعات در ماههای آینده، شرکتهایی که کیفیت پایین و قیمت بالایی دارند (مانند خاذین، خفناور و پلاسک) ممکن است به کلی از بازار حذف شوند. همچنین با افزایش قیمت حاملهای انرژی و احتمال قطعی برق، هزینه تولید در تمام قطعهسازان افزایش خواهد یافت و حاشیه سود آنها تحت فشار قرار میگیرد.
در نهایت، صنعت قطعهسازی ایران با این رشد ۲۵ درصدی، یک رونق متوسط را تجربه میکند، اما این رونق عادلانه نیست. برخی شرکتها در حال فتح قلههای جدیدند (ناما و خپویش) و برخی دیگر در حال سقوط به ورطه نابودی (خاذین و خفناور). سهامداران هوشمند کسانی هستند که برندگان واقعی را از بازندگان جدا میکنند و سبد خود را به سمت شرکتهایی با رشد پایدار و مدیریت قوی سنگین میکنند. در غیر این صورت، تماشاگر سقوط سرمایه خود در سهمهایی مانند خاذین و خفناور خواهند بود که دیگر راه بازگشتی برای آنها متصور نیست.
تجربه جهان نشان میدهد که محیط زیست در دوران پساجنگ یا پسابحران، یا به حاشیه…
بلیت اکران آنلاین با احتساب مالیات به عددی رسیده که برای بسیاری از خانوادهها قابل…
تیمهای سحر با حضور در مناطق بحرانزده در زمان جنگ به آسیبدیدگان کمک میکنند تا…
کارشناسان میگویند استفاده از گونههای بومی و مقاوم به کمآبی میتواند کیفیت فضای سبز پایتخت…
پرونده قتل مشکوک یک کشاورز با نبود ادله قطعی و ناتوانی در اجرای قسامه به…
تصویری از بحران فعلی اقتصاد جهانی پیچیده است. آنچه امروز میتوان گفت این است که…