جنگ اخیر، دستکم سه اثر منفی اقتصادی بر جای گذاشته است؛ خروج ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون مترمکعبی گاز از پارس جنوبی برای دو سال، تغییر ساختار زنجیره فولاد با مازاد در بالادست و کمبود در پاییندست، و همچنین رفتار متفاوت صندوقهای درآمد ثابت که با تقسیم سود ماهانه، بازدهی ۳۱ درصدی ثبت کردهاند. در کنار همه اینها، بازار طلا با حباب منفی نسبت به دلار مواجه است. گزارش پیشرو، هر یک از این پدیدهها را با نگاهی به ارقام، درصد تغییرات و سود و زیان صنایع تحلیل میکند.
به گزارش سرمایه فردا، در پی حملات به تأسیسات پارس جنوبی، کشور با کسری تولید گاز بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون مترمکعب در روز مواجه شده است. کارشناسان صنعت نفت برآورد میکنند که بازگشت این بخش به مدار تولید پایدار، حداقل ۲ سال زمان نیاز دارد. این وقفه، زنجیرهای از ناترازیها را در انرژی کشور فعال کرده است.
پیش از جنگ، تولید روزانه گاز ایران حدود ۸۵۰ تا ۹۰۰ میلیون مترمکعب بود. با خروج ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون مترمکعب (حدود ۱۷ تا ۲۲ درصد از کل تولید)، کشور اکنون با حفرهای عمیق در تأمین گاز روبروست. از نظر ارزش اقتصادی، هر میلیون مترمکعب گاز تحویلی به صنایع حدود ۵ تا ۷ هزار دلار ارزش افزوده دارد. بنابراین از دست رفتن ۱۵۰ میلیون مترمکعب در روز معادل کاهش درآمدی بین ۷۵۰ هزار تا ۱.۰۵ میلیون دلار در روز (حدود ۲۷ تا ۳۸ میلیون دلار در ماه و ۳۲۴ تا ۴۵۶ میلیون دلار در سال) است. این رقم فقط ارزش مستقیم گاز است و خسارت ناشی از توقف صنایع پاییندستی را شامل نمیشود.
نیروگاههای برق سیکل ترکیبی که برای تولید به گاز طبیعی وابسته هستند، دیگر گاز لازم را در اختیار نخواهند داشت.
نیروگاههای سیکل ترکیبی حدود ۴۰ تا ۴۵ درصد از برق کشور را تأمین میکنند. با کاهش گازرسانی به این نیروگاهها، راندمان تولید برق آنها بین ۲۰ تا ۳۰ درصد کاهش مییابد. به عبارت دیگر، برای تولید همان مقدار برق قبلی، نیاز به ۳۰ تا ۴۰ درصد سوخت جایگزین (گازوئیل یا مازوت) خواهد بود که هم گرانتر است و هم آلودگی بیشتر ایجاد میکند. ناترازی برق که پیش از جنگ حدود ۱۰ تا ۱۵ هزار مگاوات بود، اکنون حداقل ۲۰ تا ۲۵ درصد افزایش یافته و به محدوده ۱۲ تا ۱۸ هزار مگاوات رسیده است. هزینه تأمین سوخت جایگزین برای نیروگاهها ماهانه حدود ۳ تا ۵ هزار میلیارد تومان به بودجه کشور اضافه میکند.
گاز بسیاری از صنایع بزرگ مانند پتروشیمی، فولاد، سیمان و پالایشگاهها نیز مانند گذشته تأمین نخواهد شد. در فصل زمستان که مصرف خانگی افزایش مییابد، صنایع اولین قربانی قطعی گاز خواهند بود.
در زمستان ۱۴۰۵، پیشبینی میشود که صنایع بزرگ بین ۳۰ تا ۵۰ روز قطعی گاز داشته باشند. هر روز قطعی گاز برای صنعت فولاد به معنی کاهش تولید حدود ۲۰ تا ۳۰ هزار تن (ارزش تقریبی ۱۵ تا ۲۵ میلیون دلار) است. برای پتروشیمیها، هر روز قطعی گاز معادل کاهش ۵ تا ۱۰ میلیون دلار درآمد صادراتی است. جمع این ضرر برای هر روز زمستان بین ۲۵ تا ۴۰ میلیون دلار برآورد میشود. در مجموع، زمستان پیشِ رو میتواند تا ۱.۵ تا ۲ میلیارد دلار خسارت مستقیم به صنایع تحمیل کند.
✅ ناترازی گاز: افزایش ۱۷ تا ۲۲ درصدی کسری
✅ ناترازی برق: افزایش ۲۰ تا ۲۵ درصدی کسری
✅ هزینه سالانه گاز ازدسترفته: ۳۲۴ تا ۴۵۶ میلیون دلار
✅ خسارت زمستانی صنایع: ۱.۵ تا ۲ میلیارد دلار
در پی آسیب به دو غول فولادی کشور یعنی فولاد مبارکه و فولاد خوزستان، ساختار زنجیره فولاد به طور کامل دگرگون شده است.
شرکتهایی مانند کچاد (چادرملو)، کگل (گلگهر) و کنور (سنگآهن مرکزی) که مواد اولیه (گندله، کنسانتره، سنگآهن) تولید میکنند، حالا با مازاد محصول مواجه شدهاند. دلیل آن روشن است: کارخانههای پاییندستی (فولاد مبارکه و فولاد خوزستان) که مصرفکننده اصلی این مواد بودند، توان تولید خود را از دست دادهاند.
میزان مصرف سنگآهن توسط فولاد مبارکه و فولاد خوزستان حدود ۱۰ تا ۱۲ میلیون تن در سال بود. با کاهش تولید این دو مجتمع (تخمین زده میشود بین ۳۰ تا ۵۰ درصد)، نیاز آنها به مواد اولیه نیز به همان نسبت کاهش یافته است. بنابراین، کچاد، کگل و کنور با مازاد عرضه حدود ۳ تا ۵ میلیون تن در سال روبرو هستند. این شرکتها دو راه دارند: یا کاهش تولید (به معنای کاهش ۲۰ تا ۳۰ درصدی درآمد) یا صادرات مازاد. در صورت صادرات، با توجه به قیمت جهانی سنگآهن (حدود ۱۰۰ تا ۱۲۰ دلار هر تن)، میتوانند درآمدی بین ۳۰۰ تا ۶۰۰ میلیون دلار کسب کنند. اما صادرات نیز با مشکلات حملونقل و محاصره دریایی همراه است.
برعکس بالادست، زنجیره پاییندست فولاد (تولیدکنندگان مقاطع، ورق، میلگرد، تیرآهن) با مازاد تقاضا مواجه هستند. چرا؟ چون تولید فولاد مبارکه و فولاد خوزستان که خوراک اولیه این واحدها را تأمین میکرد، ریزش کرده و حالا تقاضا برای محصولات نهایی بیشتر از عرضه است.
کاهش تولید تختال و اسلب توسط دو مجتمع بزرگ به میزان ۳۰ تا ۵۰ درصد (حدود ۵ تا ۷ میلیون تن در سال) باعث شده که نوردکاران پاییندستی با کمبود خوراک روبرو شوند. قیمت محصولات نهایی مانند ورق گرم و سرد بین ۲۰ تا ۳۵ درصد نسبت به قبل از جنگ افزایش یافته است. سود هر واحد پاییندستی که بتواند خوراک جایگزین (وارداتی یا از سایر منابع) تأمین کند، ماهانه حدود ۱۰۰ تا ۳۰۰ میلیارد تومان افزایش یافته است. اما مشکل اصلی این است که به دلیل کمبود خوراک، بسیاری از واحدهای پاییندست با کاهش ۲۰ تا ۴۰ درصدی ظرفیت اسمی کار میکنند.
✅ بالادست (کچاد، کگل، کنور): مازاد ۳ تا ۵ میلیون تن – نیاز به صادرات یا کاهش تولید
✅ پاییندست: مازاد تقاضا – افزایش قیمت ۲۰ تا ۳۵ درصدی – اما کمبود خوراک
✅ سود انتقالی از بالادست به پاییندست: حدود ۱۰۰ تا ۳۰۰ میلیارد تومان در ماه
در میان آشفتگی بازارها، صندوقهای درآمد ثابت با عملکرد قابل قبول خود توجه سرمایهگذاران را جلب کردهاند. اما برخی سرمایهگذاران از منفی بودن این صندوقها در نقشه بازار تعجب میکنند.
منفی دیده شدن برخی از صندوقهای درآمد ثابت در نقشه بازار به دلیل ماهیت تقسیم سود آنهاست و نشانه عملکرد منفی نیست. برخی صندوقها نیمه هر ماه و برخی ابتدا هر ماه نسبت به تقسیم سود بین سرمایهگذاران خود اقدام میکنند. در روزهای نزدیک به تقسیم سود، قیمت واحد صندوق (NAV) به اندازه سود قابل تقسیم، کاهش مییابد (اصطلاحاً «کاهش قیمت برای واریز سود») و پس از واریز، مجدداً مسیر صعودی خود را طی میکند.
· صندوق پارند و صندوق کمند از صندوقهای درآمد ثابت با مکانیسم تقسیم سود ماهیانه هستند. این دو صندوق در ۱۵ هر ماه نسبت به واریز سود به حساب سرمایهگذاران خود اقدام میکنند.
✅ صندوق آسان (متعلق به تأمین سرمایه امید): بهترین عملکرد یکساله اخیر را با ثبت بازدهی ۳۱.۱۸ درصدی و با خالص ارزش دارایی (NAV) ۴,۱۰۰ میلیارد تومانی داشته است. این بازدهی نسبت به تورم نقطهبهنقطه (حدود ۳۵ تا ۴۰ درصد) کمی پایینتر است، اما نسبت به بسیاری از صندوقهای سهامی که افت ۲۰ تا ۵۰ درصدی داشتهاند، عملکردی بسیار مطلوب محسوب میشود.
✅ صندوق کمند (بزرگترین صندوق درآمد ثابت با مکانیسم تقسیم سود): با دارایی حدود ۱۲ تا ۱۵ هزار میلیارد تومانی، بازدهی یکساله حدود ۲۷ تا ۲۹ درصد ثبت کرده است.
اگر یک صندوق درآمد ثابت را در نقشه بازار با قیمتی پایینتر از روز قبل مشاهده کردید، ابتدا تقویم تقسیم سود آن را چک کنید. این کاهش قیمت (معمولاً بین ۲ تا ۳ درصد در روزهای تقسیم سود) موقتی است و معادل سودی است که به حساب شما واریز میشود.
در حال حاضر، انس جهانی طلا در محدوده ۴,۶۷۶ دلار (هر اونس) قرار دارد. بر اساس نرخ اتحادیه طلا، هر گرم طلای ۱۸ عیار معادل ۱۹,۴۷۲,۳۰۰ تومان قیمت خورده است.
در فرمول محاسبه قیمت طلا در ایران، دلار مبنایی که استفاده شده حدود ۱۷۳,۰۰۰ تومان است. با توجه به اینکه نرخ دلار در بازار آزاد در حال حاضر بالاتر از این رقم است (مثلاً حدود ۱۸۵ تا ۱۹۵ هزار تومان)، نتیجه جالبی به دست میآید: حباب منفی در قیمت طلا داریم.
حباب منفی یعنی قیمت فعلی طلا در بازار ایران ۵ تا ۱۰ درصد پایینتر از ارزش واقعی خود بر اساس نرخ دلار آزاد است. به عبارت دیگر، اگر دلار به سطح فعلی خود باقی بماند، طلا حداقل ۵ تا ۱۰ درصد پتانسیل افزایش قیمت دارد. حتی اگر فرض کنیم که دلار به محدوده سقف قبلی خود (مثلاً ۱۶۵ تا ۱۷۰ هزار تومان) کاهش پیدا کند، باز هم قیمت واقعی طلا تقریباً در همین محدوده فعلی (حدود ۱۹ تا ۲۰ هزار تومان به ازای هر گرم ۱۸ عیار) خواهد بود. یعنی کف قیمت طلا در این محدوده شکل گرفته است و بر خلاف تصور برخی، جای نگرانی برای ریزش شدید بیشتر وجود ندارد.
برای سرمایهگذاران خرد، شرایط فعلی بازار طلا یک «فرصت نسبی» محسوب میشود:
✅ حباب منفی: امنیت از کاهش بیشتر
✅ حمایت از کف: در صورت کاهش دلار، طلا افت شدیدی نمیکند
✅ در صورت افزایش دلار یا انس جهانی، طلا رشد قابل توجهی خواهد داشت (سناریوی محتملتر)
بخش پدیده اصلی درصد تغییر برآورد خسارت/سود سالانه
انرژی (گاز) کاهش ۱۵۰-۲۰۰ میلیون مترمکعب در روز ۱۷-۲۲٪ کسری ۳۲۴-۴۵۶ میلیون دلار
انرژی (برق) افزایش ناترازی ۲۰-۲۵٪ بدتر شدن ۳-۵ هزار میلیارد تومان سوخت جایگزین
صنایع در زمستان ۳۰-۵۰ روز قطعی گاز کاهش تولید ۳۰-۵۰٪ ۱.۵-۲ میلیارد دلار
زنجیره فولاد (بالادست) مازاد ۳-۵ میلیون تن محصول کاهش تقاضا ۳۰-۵۰٪ نیاز به صادرات ۳۰۰-۶۰۰ میلیون دلاری
زنجیره فولاد (پاییندست) کمبود خوراک، افزایش قیمت ۲۰-۳۵٪ کاهش ظرفیت ۲۰-۴۰٪ سود اضافی ۱۰۰-۳۰۰ میلیارد تومان در ماه
صندوقهای درآمد ثابت بازدهی ۳۱.۱۸٪ (آسان) مثبت و پایدار مناسب برای سرمایهگذاری محافظهکارانه
بازار طلا حباب منفی ۵-۱۰٪ کف قیمت شکل گرفته پتانسیل رشد همراه با دلار و انس جهانی
در شرایط کنونی، صندوقهای درآمد ثابت (مانند آسان، کمند، پارند) برای سرمایهگذاران ریسکگریز گزینه مناسبی با بازدهی ۲۵ تا ۳۱ درصد هستند. بازار طلا با حباب منفی، گزینهای برای حفظ ارزش با پتانسیل رشد ملایم است. سهام شرکتهای پاییندست فولاد که از افزایش قیمت محصولات خود سود میبرند، میتوانند بازدهی کوتاهمدت داشته باشند. اما در بخش بالادست فولاد و صنایع گازبَر، احتیاط بیشتری لازم است.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا