کارشناسان مؤسسه سیاست بیتکوین نیز اعتقاد دارند که بیتکوین (و به تبع آن طلا و نفت روی بلاکچین) هنوز برای عوارض تنگه هرمز مناسب نیست و آنچه ایران واقعاً دنبال میکند، «تغییر تدریجی به سمت ریلهای مالی غیرقابل سانسور» است، نه طراحی مجدد چرخ.
آتریسا سپهریان: در خاورمیانه و آسیا، پروژههای استیبلکوین منطقهای یکی پس از دیگری قد علم کردهاند؛ وعده پولی مستقل از دلار، متکی به طلا، نفت یا سبدی از ارزهای محلی شکل گرفتهاست. اما این موضوع نشان میدهد که ماجرا استیبلکوین آینده اقتصاد جهانی هستند. تجربه تلخ چند سال اخیر نشان داده که هر گام در این مسیر، چالشهای فنی، بنبست حقوقی و معمای اعتماد در برابر ایده ساخت ارز دیجیتال وجود داشته اما پیشرفت زیادی نیز رخ داده است.
این روزها که دلار ۱۸۰ هزار تومانی سفرهها را کوچک کرده و تحریمها نفس تجارت خارجی را به شماره انداخته، شاید هر راه نجاتبخشی همچون راهاندازی استیبلوسوسهانگیز به نظر برسد. در یک طرف میز، حضور بیسابقه استیبلکوینهای خارجی رقیب پولهای ملی شدهاند. در طرف دیگر، همانطور که چرخهای نقدینگی ریال دیجیتال در بستر بلاکچینهای خارجی، برای اقتصادهای نوظهور همیشه یک شمشیر دو لبه بوده است. در بازارهای پرتلاطم ، مردم به «دلار دیجیتال» پناه میبرند و همین موضوع، بودجه و فرمان سیاست پولی را از دست بانکهای مرکزی خارج میکند. از سوی دیگر، تجربه قدرت «دلارزدایی» نیز در همین میدان تقویت پشتوانه پول با استیبلکوین ها رقم خورده است.
تزریق نقدینگی دلاری به بازار برای حمایت از ریال؛ دوم، ایجاد یک «لایه مالی سایه» برای تسویه حسابهای بینالمللی خارج از دسترس تحریمها. تا قبل از ژوئن ۲۰۲۵، این جریان از صرافی متمرکز نوبیتکس عبور میکرد.
اما اشتباه راهبردی هنگامی آشکار شد که هکرهای اسرائیلی نوبیتکس را هدف قرار دادند و به دنبال آن، تتر بلافاصله و بدون هیچ فرصتی برای اعتراض، حدود ۳۷ میلیون دلار از داراییهای بانک مرکزی را فریز کرد. این رویداد ثابت کرد که تتر نه یک ارز غیرمتمرکز، که یک شرکت آمریکایی با دکمه قرمز در اختیار وزارت خزانهداری است. بعد از این حادثه، بانک مرکزی استراتژی خود را عوض کرد و به جای اعتماد به صرافیهای متمرکز، از پلهای زنجیرهای و صرافیهای غیرمتمرکز برای مبهمسازی مسیر داراییها استفاده کرد. اما زخم این خیانت، هنوز تازه است. اگر تتر یک بار چنین کند، باز هم میکند. و این بار، شاید مبلغش خیلی بیشتر از ۳۷ میلیون دلار باشد. شاید صدها میلیون. شاید میلیاردها. و دیگر کسی نباشد که از بانک مرکزی دفاع کند.
ایده «استیبلکوین ریال» سالهاست در گوشهای از ذهن سیاستگذاران ایرانی جرقه میزند. نکته کلیدی اینجاست که چنین داراییای صرفاً «نسخه دیجیتال» همان ریال کاغذی است. تجربه کشورهای دیگر در این زمینه، چندان امیدوارکننده نبوده است.
«نگریت» نیجریه بهترین نمونه است. با وجود سرمایهگذاری سنگین، تنها درصد ناچیزی از مردم از این ارز دیجیتال ملی استقبال کردند، در حالی که میلیونها کاربر در نیجریه از تتر و یواسدیکوین برای فرار از سقوط بیرحمانه نایرا استفاده میکنند. این درس، فراتر از «حباب ملیگرایی» است. در اقتصادهای با تورم بالا، مردم به دنبال «واقعیت ارزش» هستند، نه «پرچم روی کاغذ». داخل ایران هم مردم گواه این حقیقت هستند. هر بار که ریال میدهند، «دلار» میخرند. نه تتر را به عنوان یک ابزار واسطه، که به عنوان یک «پناهگاه امن» واقعی.
سرمایهگذاران خرد نیاز به حفظ ارزش سرمایه دارند. اگر ریال دیجیتال در بازار آزاد ۱۸۰ هزار تومانی ارزشی معادل نیم سنت نداشته باشد، کشش کاربران برای خروج از «دلار دیجیتال» و بازگشت به ریال دیجیتال صفر خواهد بود. استیبلکوین ملی، یک مومیایی اقتصادی است. نمادی از مردهای که به بهترین نحو دفن شده، اما باز هم مرده است. جذابیت واقعی در بازارهای نوظهور، همیشه در مسیر فرار از بدبختی محلی بوده است. نه در مسیر دویدن به سمت همان بدبختی با یک لباس جدید.
جدیدترین ایده در تهران، استیبلکوین با پشتوانه «نفت» یا «طلا» است. در ظاهر ایده هوشمندانهای به نظر میرسد، اما در لایههای عملی یک کابوس لجستیکی است.
برخلاف تصور، بیتکوین هنوز برای پرداخت عوارض یک نفتکش ۲ میلیون دلاری توان عملیاتی ندارد. انستیتو سیاست بیتکوین اخیراً اعلام کرده که شبکه لایتنینگ حداکثر ظرفیت یک میلیون دلار را در بزرگترین تراکنش تاریخ خود جابهجا کرده است، در حالی که هر نفتکش مبلغی حدود ۲ میلیون دلار پرداخت میکند. «مسیریابی آن حجم ارزش غیرممکن است.» پس اگر نتوانیم یک تراکنش دو میلیون دلاری را روی بلاکچین ثبت کنیم، چطور میخواهیم اقتصاد یک کشور را روی آن بنا کنیم؟ این یک سؤال بیجواب است.
معضل پشتوانه فیزیکی: پشتوانه یک استیبلکوین باید قابل راستیآزمایی شفاف و نقدشونده باشد. صندوقهای طلا باید زیر ذرهبین حسابرسان مستقل جهانی قرار گیرند. وقتی صدها میلیون دلار طلا در خزانه بانک مرکزی به عنوان پشتوانه است، اعتماد جهانی به آن صفر است. مگر اینکه یک نهاد بینالمللی معتبر هر ساتوشی را مهر تأیید بزند. اما کدام نهاد بینالمللی حاضر است پای کار بیاید؟ همانهایی که تحریمهای آمریکا را اجرا میکنند؟
قانون نانوشته طلای سیاه: هر استیبلکوین پشتوانه نفتی بلافاصله در تیررس تحریمهای ثانویه آمریکا قرار میگیرد. واشنگتن هر نوع «ابزار مالی موازی» را با شدت بیشتری از سیستم بانکی در انزوا قرار میدهد. به این ترتیب، ایران ممکن است به جای خلق یک «ارز فرامرزی»، به بازارسازی برای تحریمهای جدید دامن بزند. کارشناسان مؤسسه سیاست بیتکوین نیز اعتقاد دارند که بیتکوین (و به تبع آن طلا و نفت روی بلاکچین) هنوز برای عوارض تنگه هرمز مناسب نیست و آنچه ایران واقعاً دنبال میکند، «تغییر تدریجی به سمت ریلهای مالی غیرقابل سانسور» است، نه طراحی مجدد چرخ. ما از اول باید مسیر را درست میرفتیم. نه اینکه حالا بخواهیم چرخ را از نو اختراع کنیم.
صرف نظر از زیرساخت، بزرگترین مانع، «باوری» است که مردم به آن پشتوانه دارند. در حال حاضر بازار داخلی قوانین نانوشته خود را دارد. کارشناس ارشد «بنیاد تحقیقاتی تیآرام» اشاره میکند که سپاه قدس مدتهاست از طریق پلتفرمهایی مانند «زدسکس» (تحریم شده توسط وزارت خزانهداری) حدود یک میلیارد دلار جابجایی مالی انجام داده است. آنها تمایلی به «ارز سیاسی» ندارند. مرور آخرین تصاویر زنجیرهای نشان میدهد که اکثر واردکنندگان و صرافیهای ایرانی عملاً از «بازار خاص» (تتر روی شبکه ترون) اطاعت میکنند، نه قیمتهای دستوری. برای شکست این انحصار ذهنی، دولت باید چنان اراده کند که «تتر» را با یک «کالای فیزیکی» جایگزین کند. اما آیا چنین ارادهای وجود دارد؟ سابقه نشان میدهد که نه. یا اگر بوده، در عمل گم شده است.
قانونگذاران کره جنوبی نیز با چنین تناقضی درگیر هستند. از یک سو واهمه از «دلاریزه شدن» اقتصاد و از سوی دیگر وابستگی تجارت خارجی به استیبلکوینهای ایالات متحده. پذیرش ارز دیجیتال بومی توسط بازارهای آزاد، نیازمند یک «دگردیسی اجباری» نیست؛ نیازمند «کارآیی» است. اگر استیبلکوین ریال قابلیت حفظ ارزش در برابر سبد کالاهای اساسی را داشته باشد، مردم خودشان به سمت آن میآیند. اما اگر ۱۰۰۰ ریال دیجیتال فردا فقط ۶۰۰ ریال قدرت خرید داشته باشد، اثربخشی این طرح صفر است. مردم احمق نیستند. آنها خوب میدانند که ارزش واقعی پولشان چقدر است. اگر ریال دیجیتال نتواند آن ارزش را حفظ کند، به همان سرعتی که آمد، فرار میکنند. و این بار، شاید دیگر هیچ وقت برنگردند.
ایران در یک بنبست ارزی گرفتار است. تکیه بر تتر، آسیبپذیری فاجعهبار در برابر «دکمه قرمز» آن و تحریمهای جدید را به همراه دارد. از سوی دیگر، طراحی استیبلکوین دولتی نیز سرشار از تلههای فنی و تورمی است. راهکار عاقلانه، یک نقشهراه ترکیبی است.
اول، الزام قانونی شفافیت. اگر «ریال دیجیتال» قرار است منتشر شود، ابتدا باید اجازه رقابت آزاد به بخش خصوصی داده شود و اسناد خزانه به عنوان پشتوانه در شرکتهای خارجی مستقل توثیق گردد. دوم، تمرکز بر زیرساخت غیرمتمرکز به جای اختراع چرخ، تقویت شبکه لایتنینگ برای بیتکوین میتواند مسیر پرداختهای کلان را فراهم کند. سوم، تثبیت اقتصاد کلان است مادامی که نرخ تورم نقطهبهنقطه در کالاهای اساسی ۱۰۰ درصد است، مردم در برابر «حباب دلاری» که نه یارانه میخواهد و نه نظارت، مقاومت میکنند. حل بحران پایه پولی و ناترازی بانکها، اولین گام برای بازگرداندن اعتبار به هر ابتکار پولی است.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا