مونا موسوی:صنعت نفت ایران با بیش از یک قرن سابقه، این روزها در حساسترین مقطع تاریخی خود قرار گرفته است. پالایشگاههایی که روزگاری با تکنولوژی روز آمریکا ساخته شدند، حالا به خاطر فرسودگی و قطع دسترسی به فناوریهای نوین، با بازدهی پایینتر از استانداردهای جهانی کار میکنند. پتروشیمیها هم که روزی افتخار صنعتی کشور بودند، حالا فقط با ۶۰ تا ۷۰ درصد ظرفیت اسمیشان به کار ادامه میدهند. اما نزدیک شدن به یک توافق احتمالی بین ایران و آمریکا، روزنه امیدی برای این صنعت حیاتی گشوده است. تهران در میز مذاکره، پیشنهاد حضور شرکتهای آمریکایی در پروژههای نفت و گاز را مطرح کرده است. اما آیا این بار، برخلاف تجربه تلخ برجام، آیا شرکتهای خارجی واقعاً برمیگردند؟
بخش بزرگی از زیرساختهای نفت ایران، به نسلهای قبلی فناوری تعلق دارد. شش پالایشگاه از ده پالایشگاه اصلی کشور، قبل از انقلاب با تکنولوژی و لایسنس آمریکایی ساخته شدهاند. این پالایشگاهها در دهههای اخیر بهروز نشدهاند و حدود یکچهارم نفت خام ورودی به آنها به نفت کوره و قیر تبدیل میشود. در حالی که پالایشگاههای مدرن جهان این رقم را به حدود ۴ درصد رساندهاند. تلاش برای جایگزینی فناوری آمریکایی با نمونههای چینی یا ساخت داخل، آنچنان که باید موفق نبوده است.
در پتروشیمیها هم شرایط مشابه است. طبق آمار رسمی، ۸۵ درصد لایسنسهای فناوری مجتمعهای پتروشیمی ایران متعلق به شرکتهای اروپایی است. اما دههها فرسایش تجهیزات و قطع دسترسی به فناوریهای روز، باعث شده این مجتمعها با ظرفیتی حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد کار کنند. صنعت پتروشیمی ایران سالانه حدود ۱۶ میلیارد دلار صادرات دارد. اگر بتواند به ظرفیت اسمی خود نزدیک شود، درآمد ارزی کشور را حسابی بالا میبرد. از ۱۰۰ تفاهمنامهای که بعد از برجام برای مطالعه روی میادین نفت و گاز امضا شد، فقط ۴ مورد به قرارداد نهایی برای ۸ میدان ختم شد. این یعنی موانع جدی سر راه توسعه فناورانه وجود داشته است.
حمید حسینی، کارشناس صنعت نفت و عضو سابق کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران، در گفتوگو با خبرنگار هفت صبح، به یکی از مهمترین چالشهای صنعت نفت ایران اشاره کرد:« در حال حاضر مشکل تکنولوژی در پروژه فشارافزایی پارس جنوبی وجود دارد، در مقطع کنونی قطر نیز دارد فشارافزایی میکند تا تولیدش را از ۷۴ میلیون مترمکعب به ۱۲۰ میلیون مترمکعب برساند، اما ما مشکل فنی و تکنولوژی داریم. تجهیزاتی میخواهیم که شاید چینیها هم نتوانند به ما بدهند.»
به گفته حسینی،« اگر واقعاً مسائل ایران با آمریکا و غرب حل شود، در حوزه بالادست نفت و گاز خیلی میتوانیم کار کنیم. درآمد حاصل از رفع تحریمها آنقدر بالاست که درآمد تنگه هرمز در برابر آن حکم قلک را دارد و واقعاً قابل قیاس نیست. این یعنی پتانسیل درآمدی صنعت نفت ایران پس از رفع تحریمها، به مراتب بیشتر از درآمد فعلی ناشی از کنترل تنگه هرمز است.» حسینی در ادامه با اشاره به اینکه اگر گشایش در روابط ایران با دنیا و دسترسی به منابع مالی، تکنولوژی و تجهیزات مدرن ایجاد شود، کشور ظرف دو سه سال وضعیتش کاملاً متغیر میشود, تاکید کرد:
« صنعت نفت ایران برای حفظ تولید و افزایش آن، به شدت به تجهیزات پیشرفته و دانش فنی جدید نیاز دارد و تأخیر در این زمینه میتواند هزینههای سنگینی را به کشور تحمیل کند.» حسینی بر این نکته تاکید کرد« که فرصت به وجود آمده برای رفع تحریمها و دسترسی به فناوریهای جدید، نباید از دست برود و باید از آن برای توسعه پایدار صنعت نفت و بهبود وضعیت اقتصادی کشور بهره برد. ایران با استفاده از این فرصت میتواند ظرف دو تا سه سال وضعیت خود را به طور کامل متحول کند.»
ایران در مذاکرات جدید، استراتژی متفاوتی در پیش گرفته است. برخلاف برجام که بیشتر حول مسائل هستهای میچرخید، حالا تهران پیشنهاد همکاریهای کلان اقتصادی را هم مطرح کرده است. مقامات ایرانی صراحتاً گفتهاند که برای پایداری توافق، لازم است آمریکا در حوزههایی با بازدهی سریع و بالا هم سود ببرد. پیشنهادهایی مثل توسعه مشترک میادین نفت و گاز، سرمایهگذاری در معادن و حتی خرید هواپیماهای مسافربری آمریکایی روی میز است. ایران امیدوار است حضور شرکتهای آمریکایی، علاوه بر انتقال فناوری پیشرفته، اروپاییها، ژاپنیها و کرهایها را هم به بازار ایران بکشاند.
اما تجربه برجام و موانع ساختاری، این مسئله را سخت کرده است. در سال ۲۰۱۵، با وجود امضای برجام، شرکتهای آمریکایی هیچوقت پا به ایران نگذاشتند. حتی توتال فرانسه که قراردادی ۲ میلیارد دلاری برای توسعه فاز ۱۱ پارس جنوبی بسته بود، بعد از خروج آمریکا از برجام، پروژه را متوقف و از ایران خارج شد. شکست برجام نشان داد که حتی با وجود توافق، بازگشت واقعی شرکتهای بینالمللی به ایران، حداقل در کوتاهمدت، با موانعی روبهروست.
شرکتهای غربی معمولاً به دنبال قراردادهای «تقسیم تولید» هستند، اما قوانین ایران این مدل را قبول ندارد. شرکتهای خارجی فقط میتوانند به عنوان پیمانکار یا سرمایهگذار کار کنند و بعد از اتمام پروژه، باید تسویه کنند و بروند، این مدل برایشان جذاب نیست. تحریمهای ثانویه و نیاز به مجوز مانع دیگری است، حتی با یک توافق جدید، شرکتهای آمریکایی برای هر کاری در ایران باید از وزارت خزانهداری و بازرگانی آمریکا مجوز بگیرند. این پروسه پیچیده و وقتگیر، یک مانع جدی است. لغو تحریمهای ثانویه که شرکتهای غیرآمریکایی را هم از همکاری با ایران منع میکند، یکی از مهمترین گامهاست، اما تحقق آن با ابهامات حقوقی و سیاسی زیادی همراه است.
با همه این موانع، توافق احتمالی میتواند چند سناریوی مختلف رقم بزند. نخست اینکه تحریمهای ثانویه آمریکا لغو میشود و شرکتهای بزرگ اروپایی و آسیایی به ایران برمیگردند. پروژههای نیمهتمام مثل توسعه میادین مشترک گازی از سر گرفته میشوند و فناوریهای جدید (مخصوصاً در حوزه الانجی و افزایش ضریب بازیافت) وارد کشور میشود. تولید نفت و گاز بالا میرود و راندمان پالایشگاهها و پتروشیمیها بهتر میشود. سناریوی دیگر اینکه ممکن است توافق هستهای محدودی حاصل شود، اما شرکتهای آمریکایی و حتی اروپایی به خاطر موانع گفتهشده، سرمایهگذاری نکنند.
در این حالت، صنعت نفت همچنان به روسیه و چین وابسته میماند که فناوریهای پیشرفتهای نسبت به غرب ندارند. شرکتهای روسی الان حدود ۶ درصد از تولید نفت ایران را در دست دارند، اما نمیتوانند جای خالی شرکتهای غربی را در انتقال فناوریهای روز پر کنند. این سناریو یعنی ادامه وضع موجود با همان راندمان پایین و فناوری فرسوده. سناریوی واقعبینانه این است که شرکتهای کوچکتر و متخصص اروپایی (در حوزه الانجی، بازیابی گازهای مشعل و بهینهسازی پالایشگاهها) وارد میشوند. این شرکتها میتوانند با تشکیل شرکتهای مشترک با ایرانیها و استفاده از مکانیسمهای انتقال تکنولوژی، بخشهایی از صنعت نفت را نوسازی کنند. این سناریو به واقعیت نزدیکتر است، چون ایران به شدت به فناوری جدید نیاز دارد و شرکتهای غربی هم دنبال بازارهای تازه میگردند، اما ریسکهای سیاسی و حقوقی مانع حضور گستردهشان میشود.
صنعت نفت ایران در آستانه توافق احتمالی، با چالشهای جدی در حوزه فناوری و بهرهوری روبهرو است. فرسودگی تجهیزات، نداشتن دسترسی به تکنولوژیهای روز و ساختار پیچیده قراردادها، از مهمترین موانع توسعه این صنعت هستند. نتیجه نهایی به اراده سیاسی طرفین و توانایی ایران در ایجاد فضای کسبوکار شفاف و جذاب برای سرمایهگذاران خارجی بستگی دارد. آنچه مسلم است، این است که صنعت نفت ایران برای عبور از شرایط فعلی و رسیدن به اهداف بلندمدتش، بیش از هر زمان دیگری به سرمایهگذاری و فناوری مدرن نیاز دارد. هر تاخیر در این مسیر، یعنی از دست دادن فرصتهای بیشتر و ادامه روند فرسایشی در این صنعت حیاتی.
یکی دیگر از معیارهای مهم، نسبت ورود پول حقیقی به کل ارزش بازار است. این…
روزهای آینده، بازار نفت را با تحولات بزرگی همراه خواهد کرد. باید دید ایران چقدر…
در مجموع هفتهی شگفتانگیز بورس، با یک چهارشنبه متعادل مثبت بسته شد و سهامداران آخر…
مهرگان و شوینده، دو هلدینگ با پرتفوی متنوع و ارزش افزوده بالا هستند که با…
خبنیان (بنیان دیزل) در سال ۱۴۰۴ با یک بحران جدی سودآوری مواجه بوده است. سقوط…
حتاید یک سهم بنیادی با چشمانداز مثبت است که میتواند گزینه مناسبی برای سرمایهگذاری میانمدت…