دلایل افزایش قیمت گندم در سال ۲۰۲۶ 

قیمت گندم به بالاترین سطح از ژوئن ۲۰۲۴ رسیده است. جهش ۴.۱ درصدی در یک روز، رکوردی که زنگ خطر را برای کل جهان به صدا درآورده است. خشکسالی در آمریکا و افزایش هزینه کود، دو عاملی هستند که عرضه را تحت فشار قرار داده‌اند. در سمت تقاضا، کشورهای واردکننده برای تأمین نیاز خود، در رقابتی تنگاتنگ قرار گرفته‌اند و قیمت‌ها را بالاتر می‌برند.

به گزارش سرمایه فردا، قیمت گندم از ژوئن ۲۰۲۴ تاکنون اینقدر بالا نبوده است. قراردادهای آتی گندم نرم زمستانه قرمز در بازار شیکاگو جهشی ۴.۱ درصدی داشته و رکورد جدیدی ثبت کرده است. دو عامل اصلی این جهش را رقم زده‌اند: خشکسالی در آمریکا که مزارع گندم را خشک کرده و افزایش سرسام‌آور هزینه کود که کشاورزان را مجبور کرده سطح زیر کشت را کاهش دهند. حالا نگرانی از کمبود عرضه در ماه‌های آینده، بازار را به التهاب کشیده است. گزارشی از بحران گندم در سال ۲۰۲۶ و پیامدهای آن برای قیمت نان در سراسر جهان.

طوفان در مزارع آمریکا، آتش در سفره جهان

وقتی کشاورز آمریکایی در دشت‌های کانزاس و تگزاس به آسمان نگاه می‌کند، خبری از ابرهای باران‌زا نیست. پاییز گذشته، مزارع گندم کاشته شدند، اما بارش‌ها به اندازه کافی نبوده است. حالا این مزارع در حال خشک شدن هستند. چشم‌انداز بهبود چندان امیدوارکننده نیست. از سوی دیگر، قیمت کود (که برای رشد گندم حیاتی است) سر به فلک کشیده. کشاورزان ترجیح می‌دهند به جای گندم، محصولاتی بکارند که به کود کمتری نیاز دارند، مثل سویا و ذرت. نتیجه؟ کاهش سطح زیر کشت گندم و کاهش عملکرد در مزارع باقی‌مانده. این دو عامل دست به دست هم داده‌اند تا قیمت گندم را به بالاترین سطح از ژوئن ۲۰۲۴ برسانند. جهشی ۴.۱ درصدی در یک روز، رکوردی که تحلیلگران را شوکه کرده است. اما این فقط یک آمار نیست. پشت این عدد، نگرانی از کمبود نان در کشورهای واردکننده گندم (مثل مصر، اندونزی و نیجریه) نهفته است. و تورم مواد غذایی که دوباره شعله‌ور می‌شود. گزارشی از جزئیات این بحران و تأثیر آن بر سفره مردم.

 خشکسالی در دشت‌های آمریکا؛ مزارعی که تشنه‌اند

بخش بزرگی از گندم آمریکا در «دشت بزرگ» (Great Plains) کشت می‌شود؛ منطقه‌ای که از تگزاس تا داکوتای شمالی امتداد دارد. این منطقه در پاییز ۲۰۲۵ با خشکسالی شدیدی مواجه شد. بارندگی کمتر از نرمال، رطوبت خاک را به شدت کاهش داد. مزارعی که گندم زمستانه در آنها کاشته شده، حالا در حال خشک شدن هستند. بر اساس گزارش سرویس هواشناسی ملی آمریکا (NOAA)، حدود ۴۰ درصد از منطقه تولید گندم زمستانه در شرایط «خشکسالی متوسط تا شدید» قرار دارد. در برخی مناطق کانزاس (بزرگ‌ترین تولیدکننده گندم آمریکا)، وضعیت «خشکسالی فوق‌العاده» (Exceptional Drought) اعلام شده است. این بدترین درجه خشکسالی است و به ندرت اتفاق می‌افتد. خشکسالی فقط به مزارع فعلی آسیب نمی‌زند. چشم‌انداز بهبود برای ماه‌های آینده نیز چندان روشن نیست. پیش‌بینی‌های فصلی نشان می‌دهد که بارندگی در بهار ۲۰۲۶ نیز کمتر از نرمال خواهد بود. یعنی گندم‌هایی که الان در حال رشد هستند، با کمبود آب مواجه‌اند و عملکرد (تولید در هر هکتار) به شدت کاهش می‌یابد. برخی کشاورزان حتی از الان تسلیم شده‌اند و مزارع خود را رها کرده‌اند. نتیجه نهایی: کاهش چشمگیر تولید گندم آمریکا در فصل برداشت ۲۰۲۶ (ژوئن تا آگوست). وزارت کشاورزی آمریکا (USDA) در جدیدترین گزارش خود، پیش‌بینی تولید گندم زمستانه را ۱۵ درصد کاهش داده است. این رقم بزرگی است، رقمی که بازار جهانی را به لرزه می‌اندازد.

کود گران‌تر از طلا؛ کشاورزان به دنبال محصولات کم‌مصرف

اما خشکسالی تنها عامل این بحران نیست. «قیمت کود» نیز به شدت افزایش یافته است. همانطور که در گزارش‌های قبلی اشاره شد، قیمت اوره (مهم‌ترین کود نیتروژنی) از زمان بسته شدن تنگه هرمز، بیش از ۵۰ درصد گران شده است. در برخی بازارهای محلی، حتی ۱۰۰ درصد هم افزایش داشته است. گندم یک «محصول پرنیاز به کود» است. برای تولید یک تن گندم، به طور متوسط حدود ۵۰ تا ۶۰ کیلوگرم نیتروژن خالص (معادل ۱۲۰ تا ۱۵۰ کیلوگرم اوره) نیاز است. با افزایش ۱۰۰ درصدی قیمت کود، هزینه تولید گندم نیز به شدت افزایش یافته است. کشاورزان آمریکایی (و سایر نقاط جهان) حالا با یک معادله ساده مواجه شده‌اند: اگر کود گران است و قیمت گندم به اندازه کافی بالا نرفته، پس صرفه اقتصادی ندارد گندم بکارند. در عوض، محصولاتی مثل سویا و ذرت که به کود کمتری نیاز دارند، جذابیت بیشتری پیدا کرده‌اند. بنابراین، سطح زیر کشت گندم در فصل بهار ۲۰۲۶ نیز کاهش یافته است. کشاورزان ترجیح داده‌اند زمین‌های خود را به محصولات کم‌مصرف اختصاص دهند. نتیجه نهایی: کاهش دوگانه عرضه گندم؛ هم کاهش عملکرد در مزارع موجود، هم کاهش سطح زیر کشت. چنین ترکیبی در سال‌های اخیر بی‌سابقه است. بازار به سرعت عکس‌العمل نشان داد و قیمت‌ها را بالا برد. اما سوال اینجاست که آیا این افزایش قیمت موقتی است یا ماندگار؟ پاسخ به دو عامل بستگی دارد: ادامه جنگ و محاصره دریایی (که قیمت کود را بالا نگه می‌دارد) و ادامه خشکسالی در آمریکا (که امیدی به بهبود تولید نمی‌دهد). اگر هر دو عامل ادامه پیدا کنند، قیمت گندم می‌تواند تا ۵۰ درصد دیگر هم افزایش یابد. چنین رقمی برای کشورهای واردکننده گندم، فاجعه‌بار است.

بازار جهانی در التهاب؛ از مصر تا اندونزی

آمریکا بزرگ‌ترین صادرکننده گندم در جهان است (حدود ۳۰ درصد صادرات جهانی). هر اتفاقی در مزارع آمریکا بیفتد، مستقیماً بر قیمت جهانی تأثیر می‌گذارد. علاوه بر آمریکا، دیگر تولیدکنندگان بزرگ گندم (روسیه، اوکراین، فرانسه و استرالیا) نیز با مشکلات مشابهی مواجه هستند. روسیه و اوکراین به دلیل جنگ، نه تنها تولیدشان کاهش یافته، بلکه صادراتشان نیز مختل شده است. فرانسه نیز با خشکسالی مواجه است. استرالیا هم با سیل و آفات دست و پنجه نرم می‌کند. در نتیجه، عرضه جهانی گندم در سال ۲۰۲۶، حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد کاهش می‌یابد. این یک شوک بزرگ عرضه است. کشورهای واردکننده گندم (مثل مصر، اندونزی، نیجریه، ترکیه و حتی چین) حالا نگران تأمین نیاز خود هستند. آنها در حال رقابت برای خرید گندم موجود هستند و این رقابت، قیمت‌ها را بالاتر می‌برد. مصر که بزرگ‌ترین واردکننده گندم جهان است (سالانه حدود ۲۰ میلیون تن)، در مناقصه اخیر مجبور شد گندم را با قیمت ۴۵۰ دلار در هر تن بخرد؛ در حالی که یک سال پیش، همین گندم را ۳۰۰ دلار می‌خرید.

افزایش ۵۰ درصدی قیمت در یک سال، یعنی هزینه واردات گندم مصر از ۶ میلیارد دلار به ۹ میلیارد دلار رسیده است. این بودجه اضافی از کجا باید تأمین شود؟ یا از محل کاهش یارانه‌های دیگر، یا از محل افزایش قیمت نان برای مردم. هر دو گزینه، به ناآرامی اجتماعی منجر خواهد شد. تجربه سال ۲۰۱۱ در مصر نشان داد که گرانی نان می‌تواند یک انقلاب به پا کند. حالا نگرانی از تکرار آن حوادث، بازار گندم را ملتهب کرده است. سفته‌بازان نیز از این فضا سوءاستفاده می‌کنند و با خرید گندم، قیمت‌ها را بیشتر بالا می‌برند. یک چرخه معیوب که تا زمانی که عرضه افزایش پیدا نکند، ادامه خواهد داشت.

 تأثیر بر ایران؛ وابستگی به واردات و قیمت نان

ایران نیز از این بحران بی‌نصیب نمانده است. ایران سالانه حدود ۷ تا ۸ میلیون تن گندم وارد می‌کند. بخشی از این گندم از روسیه، آلمان و فرانسه تأمین می‌شود. با افزایش قیمت جهانی گندم، هزینه واردات ایران نیز به شدت افزایش یافته است. برآوردها حاکی از آن است که ایران امسال باید حدود ۳ میلیارد دلار بیشتر از سال قبل برای واردات گندم هزینه کند. این در حالی است که درآمدهای ارزی کشور به دلیل تحریم‌ها و بسته شدن تنگه هرمز، به شدت کاهش یافته است. دولت یا باید ارز بیشتری به واردات گندم اختصاص دهد (و از سایر واردات کم کند)، یا قیمت نان را افزایش دهد. هر دو گزینه دردناک هستند. در داخل ایران نیز، کشاورزان با مشکل کمبود آب (به دلیل خشکسالی) و گرانی کود مواجه هستند. تولید داخلی گندم در سال ۲۰۲۶ احتمالاً کاهش خواهد یافت. پس وابستگی به واردات بیشتر می‌شود. نتیجه نهایی: فشار بر بودجه دولت و فشار بر سفره مردم. نان که قوت غالب مردم ایران است، گران‌تر می‌شود. دولت باید هر چه سریع‌تر تدبیری بیندیشد. یا افزایش یارانه نان، یا افزایش قیمت نان. گزینه اول مستلزم چاپ پول و تورم بیشتر است. گزینه دوم مستلزم نارضایتی عمومی. به نظر می‌رسد دولت مسیر میانی را انتخاب کند: افزایش یارانه نان به صورت هدفمند، و افزایش قیمت نان برای اقشار مرفه. اما چنین راهکاری در عمل، به سختی قابل اجراست.

گندم، نماد بحران غذایی جهان در سال ۲۰۲۶

قیمت گندم به بالاترین سطح از ژوئن ۲۰۲۴ رسیده است. جهش ۴.۱ درصدی در یک روز، رکوردی که زنگ خطر را برای کل جهان به صدا درآورده است. خشکسالی در آمریکا و افزایش هزینه کود، دو عاملی هستند که عرضه را تحت فشار قرار داده‌اند. در سمت تقاضا، کشورهای واردکننده برای تأمین نیاز خود، در رقابتی تنگاتنگ قرار گرفته‌اند و قیمت‌ها را بالاتر می‌برند. نتیجه، افزایش قیمت نان در سراسر جهان. برای کشورهای فقیر (مثل مصر و نیجریه) این افزایش قیمت می‌تواند به معنای قحطی و ناآرامی باشد. برای کشورهای ثروتمندتر (مثل چین و اروپا)، افزایش تورم و فشار بر بودجه خانوار. ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. با کاهش درآمدهای ارزی و افزایش هزینه واردات، دولت باید تصمیم سختی بگیرد: یا یارانه نان را افزایش دهد (و تورم را تشدید کند) یا قیمت نان را بالا ببرد (و نارضایتی عمومی را تحریک کند).

شاید بزرگ‌ترین درس این بحران، آسیب‌پذیری سیستم غذایی جهان در برابر شوک‌های همزمان (جنگ، خشکسالی، گرانی کود) باشد. جهان برای دهه‌ها به «جاست این تایم» (فقط به موقع) بودن زنجیره تأمین غذا عادت کرده بود. اما حالا این استراتژی جواب نمی‌دهد. دیگر خبری از «فقط به موقع» نیست، حالا نوبت «فقط برای اطمینان» (Just in Case) است. کشورها باید ذخایر استراتژیک گندم خود را افزایش دهند و به سمت خودکفایی نسبی حرکت کنند. در غیر این صورت، هر بحران کوچکی می‌تواند میلیون‌ها نفر را به مرز گرسنگی بکشاند. و گندم، اولین قربانی این بحران خواهد بود. نان، همیشه نماد زندگی بوده است. حالا دارد به نماد بحران تبدیل می‌شود. جهان باید به هوش باشد. وگرنه دیر خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید