به گزارش سرمایه فردا، سی و سومین روز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در حالی سپری میشود که ابعاد اقتصادی این درگیری، فراتر از مرزهای ایران، به متحدان منطقهای واشنگتن نیز رسیده است. یک رسانه صهیونیستی با اشاره به اختلالات ایجادشده در تنگه هرمز ناشی از تجاوز مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران، از فروپاشی امیدهای کشورهای حاشیه خلیج فارس خبر داده است. امیدهایی که در سالهای اخیر مسیر تنوعبخشی اقتصادی آنها را شکل داده بود، حالا جای خود را به واقعیتی تلخ دادهاند. عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر، سه قدرت اقتصادی منطقه، در یک ماه گذشته، محدودیتهای جدی در حوزه قدرت اقتصادی و شکنندگی زیرساختهای صادراتی خود را تجربه کردهاند. این گزارش نگاهی دارد به ابعاد این بحران و نقش صندوقهای ثروت ملی در حفظ این کشورها.
در سالهای اخیر، کشورهای حاشیه خلیج فارس تلاش گستردهای برای تنوعبخشی به اقتصاد خود انجام دادهاند. عربستان با طرح «چشمانداز ۲۰۳۰»، امارات با تبدیل شدن به قطب گردشگری و تجاری منطقه، و قطر با سرمایهگذاری در حوزه گاز و میزبانی رویدادهای بینالمللی، همگی به دنبال کاهش وابستگی به نفت بودند. اما جنگ یکماهه، این امیدها را به واقعیتی تلخ تبدیل کرده است.
در حالی که توجه جهانی همچنان بر قیمت انرژی در لندن و نیویورک متمرکز است، سیاستگذاران در خلیج فارس با چالشی عمیقتر مواجه هستند. آسیبها تنها به قیمت نفت محدود نمیشود. برای سه قدرت اقتصادی منطقه یعنی عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر، ماه گذشته محدودیتهایی را در حوزه قدرت اقتصادی و شکنندگی زیرساختهای صادراتی برملا کرده است. حملات ایران به تأسیسات انرژی، هدف قرار گرفتن زیرساختهای حیاتی و اختلال در تجارت، همگی نشانههایی از این آسیبپذیری هستند.
گرچه هنوز گزارشی رسمی از مجموع خسارتها منتشر نشده است، اما دادههای مختلف تصویری نگرانکننده ارائه میدهند. سه کشور عربستان، امارات و قطر بهتنهایی تاکنون حدود ۲۰ تا ۲۵ میلیارد دلار خسارت مستقیم و غیرمستقیم متحمل شدهاند. این رقم، قابل توجه و هشداردهنده است.
اما مهمتر از رقم خسارت، مفهوم پشت آن است. این خسارتها نهتنها به معنای کاهش درآمد، بلکه نشانهای از ترک برداشتن مهمترین دارایی اقتصادی منطقه خلیج فارس یعنی اعتبار ثبات در دورهای پر از ابهام است. کشورهای خلیج فارس سالها با تکیه بر ثبات سیاسی و امنیت اقتصادی، توانسته بودند سرمایهگذاران خارجی را جذب کنند. حالا این اعتبار، در آتش جنگ سوخته است. سرمایهگذاران خارجی به سرعت در حال خروج از منطقه هستند و این خروج، زخمی است که التیام آن زمان میبرد.
با وجود دورنمای تیره، سه کشور عربستان، امارات و قطر همچنان از یک پشتوانه مالی قدرتمند در قالب صندوقهای ثروت ملی برخوردارند. صندوق ثروت ملی عربستان حدود ۹۱۵ میلیارد دلار دارایی دارد. صندوقهای ابوظبی بیش از ۹۰۰ میلیارد دلار و صندوق قطر حدود ۵۸۰ میلیارد دلار را مدیریت میکنند.
این صندوقها دقیقاً برای چنین بحرانهایی طراحی شدهاند. آنها به دولتها اجازه میدهند تا بانکها را تثبیت، از شرکتهای دولتی حمایت و واردات ضروری را در صورت کاهش درآمد، تأمین کنند. در شرایطی که درآمدهای نفتی به دلیل کاهش صادرات و افزایش هزینههای تولید کاهش یافته، این صندوقها نقش «تنفس مصنوعی» را برای اقتصادهای منطقه ایفا میکنند.
با این حال، نکته مهم این است که استفاده از این صندوقها برای جبران خسارتهای جنگ، به معنای کاهش سرمایهگذاری در پروژههای بلندمدت تنوعبخشی اقتصادی است. هر دلاری که از صندوقهای ثروت ملی برای جبران خسارتهای جنگ هزینه شود، از سرمایهگذاری در طرحهای آیندهنگرانه مانند پروژههای انرژی تجدیدپذیر، گردشگری و فناوری کاسته خواهد شد.
یک ماه جنگ، برندگان و بازندگان مشخصی در منطقه داشته است. ایران با بستن تنگه هرمز و مدیریت هوشمندانه آن، توانسته است اهرم فشار قدرتمندی علیه دشمنان خود ایجاد کند. آمریکا و اسرائیل با وجود صرف ۲۶ میلیارد دلار هزینه، به هیچ یک از اهداف خود دست نیافتهاند. اما شاید بزرگترین بازندگان این بحران، متحدان منطقهای آمریکا یعنی عربستان، امارات و قطر باشند.
این کشورها که سالها با سرمایهگذاری در زیرساختها و تنوعبخشی اقتصادی، خود را برای دوران پس از نفت آماده میکردند، حالا با واقعیت تلخ جنگ روبرو شدهاند. زیرساختهای صادراتی آنها آسیب دیده، اعتبار ثبات اقتصادی آنها خدشهدار شده و سرمایهگذاران خارجی آنها فراری شدهاند. صندوقهای ثروت ملی آنها نیز که قرار بود موتور توسعه آینده باشند، حالا صرف جبران خسارتهای جنگ میشوند.
در مقابل، روسیه و آمریکا به عنوان صادرکنندگان بزرگ انرژی، از افزایش قیمت نفت سود بردهاند. چین و هند نیز به عنوان واردکنندگان بزرگ انرژی، با بحران مواجه شدهاند اما ذخایر استراتژیک آنها به آنها اجازه میدهد تا مدتی دوام بیاورند.
یک ماه از جنگ میگذرد و حالا تصویر روشنتری از برندگان و بازندگان این درگیری در دست است. کشورهای حاشیه خلیج فارس که روزگاری خود را مصون از خطرات منطقه میپنداشتند، حالا با واقعیت تلخی روبرو شدهاند. ۲۰ تا ۲۵ میلیارد دلار خسارت مستقیم و غیرمستقیم، ترک برداشتن اعتبار ثبات اقتصادی، فرار سرمایهگذاران خارجی و وابستگی به صندوقهای ثروت ملی برای جبران خسارتها، همه نشانههایی از عمق این بحران هستند.
صندوقهای ثروت ملی عربستان (۹۱۵ میلیارد دلار)، ابوظبی (بیش از ۹۰۰ میلیارد دلار) و قطر (۵۸۰ میلیارد دلار) که برای چنین روزهایی طراحی شدهاند، حالا نقش «تنفس مصنوعی» را برای اقتصادهای منطقه ایفا میکنند. اما این تنفس مصنوعی، هزینهای سنگین دارد: کاهش سرمایهگذاری در پروژههای بلندمدت تنوعبخشی اقتصادی که آینده این کشورها را تضمین میکرد.
در روزهایی که جنگ ادامه دارد و تنگه هرمز به دست ایران بسته است، شاید مهمترین درس این باشد که امنیت، کالایی نیست که با پول بتوان خرید. امنیت واقعی، تنها با احترام به حقوق ملتها و دوری از تجاوز و مداخله در امور دیگران به دست میآید. و کشورهای عربی منطقه، این درس را به قیمت بسیار سنگینی آموختهاند.
بازتعریف و معرفی جهانی هویت فرهنگی ایران در شرایط جنگی برای حفظ تمدن، تقویت جایگاه…
متهم در اولین برخورد با مأموران درحالیکه به او اتهام آدمربایی تفهیم شده بود بهکلی…
احمدرضا عابدزاده دانشآموز مدرسه راهنمایی شهید اندرزگو در ناحیه 2 آموزش و پرورش اصفهان یکی…
در آسیا، بسیاری از کشورها بهشدت تحت تأثیر بسته شدن تنگه هرمز قرار گرفتهاند و…
بازار سرمایه ایران در حالی نزدیک به دو ماه است که تعطیل شده که کارشناسان…
پیام رئیس سازمان بورس به سهامداران این است که بازار به زودی باز میشود، اما…