به گزارش سرمایه فردا، تنگه هرمز برای ایران همواره بیش از یک آبراه باریک در نقشه جغرافیایی بوده است. در بحبوحه جنگهای اقتصادی و نظامی، این نقطه استراتژیک به مرکز ثقل معادلات قدرت تبدیل شده است. آنچه اغلب نادیده گرفته میشود، این واقعیت است که اهمیت تنگه هرمز برای تهران بسیار فراتر از مسئله عوارض یا درآمد مستقیم ناشی از عبور کشتیهاست. این تنگه، یک اهرم ژئوپلیتیک قدرتمند در برابر فشار حداکثری و تحریمهای غرب محسوب میشود؛ اهرمی که اگر به درستی از آن استفاده شود، میتواند معادلات جهانی انرژی و حتی سلطه چندیندهه دلار بر تجارت نفت را دستخوش تغییرات بنیادین کند.
برخلاف تصور عموم که کنترل تنگه هرمز را صرفاً به قصد اخذ عوارض یا باجگیری مالی میدانند، تحلیل عمیقتر نشان میدهد که هدف اصلی ایران از بستن (یا مدیریت فعالانه) این آبراه، ایجاد «قدرت چانهزنی» در برابر رفع تحریمها و آزادسازی منابع بلوکهشده است. در شرایطی که بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار از داراییهای ایران در بانکهای خارجی مسدود شده و صادرات نفت تحت شدیدترین محدودیتها قرار دارد، تنها اهرمی که میتواند غرب را به پای میز مذاکره واقعی بکشاند، همین «گروگانگیری استراتژیک» شاهراه حیاتی انرژی جهان است.
از نگاه تهران، تا زمانی که تنگه باز است و نفت کشتیهای دیگران عبور میکند، غرب انگیزه کافی برای امتیاز دادن ندارد. اما هنگامی که شعلههای آتش بر فراز نفتکشها بلند میشود و بازارهای جهانی دچار شوک قیمتی میگردند، ناگهان واشنگتن و متحدانش متوجه میشوند که تحریمهای یکطرفه هزینههای گزافی برای خودشان نیز داشته است. بنابراین، کنترل تنگه هرمز در استراتژی ایران نه یک هدف، که یک «ابزار مذاکرهای» با بالاترین سطح بازدارندگی است.
اما مهمتر از فشار فوری بر قیمت نفت، اثر بلندمدت کنترل تنگه بر سیستم مالی بینالمللی است. تا پیش از این، قانون نانوشته اما آهنین تجارت نفت این بود: «نفت میفروشی، باید دلار بگیری». این همان «پترودلار» است که از دهه ۱۹۷۰ میلادی به موتور اصلی هژمونی آمریکا تبدیل شد. دلار به عنوان تنها ارز ذخیره جهان، به آمریکا این قدرت را میدهد که بدون نگرانی از کسری بودجه، پول چاپ کند و تحریمهای یکجانبه اعمال نماید.
اما بستن تنگه هرمز (یا قرار گرفتن آن در معرض تهدید دائمی) قوانین این بازی دیرینه را تغییر میدهد. وقتی زمین بازی در شاهراه تجارت انرژی عوض میشود، کشورهای خریدار نفت (به ویژه چین، هند، ژاپن و کره جنوبی) دیگر نمیتوانند برای تأمین انرژی ایمن خود صرفاً به وعدههای واشنگتن تکیه کنند. آنها ناگزیر میشوند به دنبال «کریدورهای جایگزین پرداخت» بگردند. کریدورهایی که مستقیماً از دلار عبور نمیکنند.
نخستین و ملموسترین نشانه این تغییر، رشد سریع مبادلات نفت به یوان چین است. پکن در سالهای اخیر با امضای قراردادهای نفتی با روسیه، ونزوئلا و حتی عربستان سعودی که به یوان تسویه میشوند، گامهای بلندی در جهت «دلارزدایی» برداشته است. اما بحران تنگه هرمز به این روند شتابی انفجاری بخشیده است. شرکتهای چینی اکنون دیگر نه از روی تمایل، که از روی ناچاری به دنبال راههایی برای دور زدن نظام بانکی تحت تسلط آمریکا هستند، زیرا ریسک گیر افتادن نفتکشهایشان یا بلوکه شدن وجوه دلاریشان در بانکهای اروپایی به شدت افزایش یافته است.
در کنار چین، هند نیز با استفاده از سازوکار «تهاتر روپیه-ریال» و حتی تهاتر کالا به کالا (مثلاً صادرات برنج و دارو در ازای نفت) در حال گسترش مبادلات غیردلاری است. روسیه نیز که خود تحت شدیدترین تحریمهای دلاری است، انگیزه مضاعفی برای حذف دلار از تجارت انرژی خود با هند و چین دارد.
یکی دیگر از نتایج اجتنابناپذیر این تحول، تقویت پیمانهای پولی و بانکی منطقهای است. کشورهای حوزه خلیج فارس که تا دیروز با هراس از همسایه شمالی خود، از هرگونه اقدام علیه دلار سر باز میزدند، اکنون به این نتیجه رسیدهاند که نم توانند تمام تخممرغهای ژئوپلیتیک خود را در یک سبد به نام واشنگتن بگذارند. امارات متحده عربی به طور مخفیانه در حال مذاکره با هند برای تسویه حسابهای دوجانبه به روپیه و درهم است. عربستان نیز به صراحت اعلام کرده که آمادگی فروش نفت به غیر دلار را دارد (هرچند هنوز گام عملی برنداشته است). حتی قطر و عمان نیز به دنبال کریدورهای مالی جایگزین برای بقای اقتصادی خود در صورت تداوم بسته بودن تنگه هستند.
این پیمانهای پولی منطقهای، هرچند امروز در مراحل اولیه و آزمایشی خود هستند، اما پتانسیل آن را دارند که در یک بازه ۵ تا ۱۰ ساله، سهم دلار در تجارت جهانی انرژی را از سطح فعلی (بیش از ۸۰ درصد) به زیر ۵۰ درصد کاهش دهند. این یک «انقلاب ساکت» علیه پترودلار است که با بسته شدن تنگه هرمز جرقه خورد و با استقبال کشورهای جنوب جهانی شعلهور شد.
در نهایت، باید تأکید کرد که مزیت استراتژیک ایران از کنترل تنگه هرگز به «اخذ چند میلیارد دلار عوارض عبور» محدود نبوده و نیست. بلکه این اقدام، یک شطرنج پیشرفته با اهداف کلانتری است: شکستن انحصار دلار در تجارت انرژی. هرچند واشنگتن و متحدانش تلاش میکنند با «پروژ آزادی» یا تهدید نظامی تنگه را بازگشایی کنند، اما واقعیت میدانی آن است که زنگهای تغییر ساختاری در نظام مالی جهانی به صدا درآمده است.
چین، روسیه، هند و حتی برخی متحدان اروپایی دیگر باور ندارند که جهان پس از این بحران به همان نظم مالی پیش از جنگ بازگردد. آنها به دنبال «طرح B» هستند؛ طرحی که در آن دلار هنوز مهم است، اما دیگر «تنها» گزینه نیست. ایران با استفاده هوشمندانه از اهرم تنگه هرمز، در حال «سرعت بخشیدن» به این گذار تاریخی است. اینکه آیا این استراتژی موفق خواهد بود یا خیر، به شدت به نحوه مدیریت بحران در هفتهها و ماههای آینده و همچنین میزان انسجام و هماهنگی کشورهای هدف برای جایگزینی پترودلار بستگی دارد. اما یک چیز قطعی است: جهان شاهد زوال تدریجی سلطه مطلق دلار بر انرژی است و تنگه هرمز به یکی از میادین اصلی این نبرد تاریخی تبدیل شده است.
فیلم «عروس» روایت عاشقانه و جنایی هیولایی تنها در شیکاگوی تاریک است که میان عشق،…
خیلی از شرکتهای پیمانکاری که حقوق پرسنل خود را به موقع پرداخت نکرده بودند، از…
این روزها جامعه ما درباره زایمان ۷۰ هزار دلاری، مرخصی بیحقوق خبرهایی میشوند و حالا…
در مقطع کنونی برای عبور از کسری بودجه دولت باید کاهش هزینهها و تامین مالی…
سریال با نمایش جاسوسان داخلی درباره تهدیدهای پنهان امنیت ملی و آسیبهای اجتماعی هشدار میدهد…
روانپزشکان معتقدند نمایش جذاب اعتیاد میتواند قبح ناهنجاریها را در ذهن مخاطبان از بین ببرد