بورس

قدرت مطلق تقاضای سهام در بهار ۱۴۰۵

به گزارش سرمایه فردا، خرداد ۱۴۰۵ را باید یکی از نادرترین روزهای تاریخ معاملات بورس تهران نامید. روزی که ۹۹ درصد از نمادهای قابل معامله سبزپوش بودند و عملاً هیچ نماد منفی در تابلوی معاملات دیده نمی‌شد. این پدیده، نشانه غلبه کامل و مطلق تقاضا بر عرضه است.

شاخص کل بورس تهران در پایان این روز به سطح ۴ میلیون و ۳۰۰ هزار واحد رسید و شاخص هم‌وزن نیز از مرز یک میلیون و ۱۵۰ هزار واحد در ده خرداد عبور کرد.

سرانه خرید ۱۱۶ میلیون تومانی؛ پول هوشمند کجا ایستاده؟

یکی از مهم‌ترین شاخص‌های تحلیل جریان سفارشات (Order Flow)، نسبت سرانه خرید به فروش سرمایه‌گذاران حقیقی است. در این روز، سرانه خرید حقیقی به ۱۱۶.۹ میلیون تومان رسید، در حالی که سرانه فروش به ۴۱.۸ میلیون تومان کاهش یافت.

حاصل این دو عدد، نسبتی به میزان ۲.۸ واحد است؛ یعنی خریداران بیش از دو برابر و نیم فروشندگان قدرت داشته‌اند. این واگرایی معنادار، برتری غیرقابل انکار تقاضا را تأیید می‌کند.

در ادبیات تحلیل تکنیکال، کاهش سرانه فروش با مفهوم «Supply Exhaustion» یا «تسلیم عرضه» شناخته می‌شود. یعنی فروشندگان بزرگ دیگر توان یا تمایلی برای ادامه عرضه ندارند و به تدریج از بازار خارج می‌شوند. این الگو معمولاً در مراحل تثبیت یا تداوم روندهای صعودی قدرتمند دیده می‌شود.

ارزش صف‌های خرید از دو برابر کل معاملات گذشت

در شرایطی که بازار با انبوهی از صف‌های خرید مواجه است، معیار سنجش عمق واقعی تقاضا، «ارزش صف‌های خرید» است، نه حجم معاملات ثبت‌شده. چرا که بخش بزرگی از خریداران موفق به معامله نشده‌اند و سفارشاتشان در صف باقی مانده است.

ارزش صف‌های خرید امروز به رقم بی‌سابقه حدود ۲۱,۰۰۰ میلیارد تومان (۲۱ همت) رسید. این رقم بیش از دو برابر کل ارزش معاملات بازار است. این متغیر در سه روز گذشته شتاب افزایشی داشته و نشانه فقدان عرضه برای تأمین سفارش‌های خرید است؛ نه ضعف بازار.

در کنار این موضوع، جریان ورود پول حقیقی نیز با ثبت رقم ۴,۹۶۵.۵ میلیارد تومان (نزدیک به ۵ همت)، اعتماد عمیق سرمایه‌گذاران خرد به بازار را تأیید کرد.

سه محرک اصلی؛ پشت پرده قدرت تقاضا

تحلیلگران سه جریان موازی و یک جریان بالقوه را به عنوان محرک‌های اصلی این صعود قدرتمند شناسایی کرده‌اند:

الف) کاهش ریسک ژئوپلیتیک: بهبود چشم‌انداز مذاکرات و کاهش تنش‌های سیاسی، ریسک‌گریزی سرمایه‌گذاران را به شکل محسوسی کاهش داده است. سرمایه‌ای که ماه‌ها در پناهگاه‌های امن (طلا، ارز، صندوق‌های درآمد ثابت) خوابیده بود، حالا جرأت بازگشت به بازار سهام را پیدا کرده است.

ب) گزارش‌های مالی قوی اردیبهشت: انبوه گزارش‌های فروش ماهانه شرکت‌ها که این روزها منتشر می‌شود، به‌ویژه در گروه‌های دارو، سیمان، غذایی و زراعت، ارزندگی بنیادی بازار را یادآوری کرده است. سرمایه‌گذاران دیده‌اند که بسیاری از شرکتها با وجود همه مشکلات، فروش و سودآوری چشمگیری داشته‌اند.

ج) ظرفیت بالقوه ورود نقدینگی: حجم عظیمی از پول هنوز در صندوق‌های طلا، اوراق با درآمد ثابت و بازارهای موازی (ارز، مسکن) سرگردان است. این پول‌ها در صورت ارائه فرصت‌های جذاب‌تر در بازار سهام، می‌توانند به سرعت وارد شوند و تقاضای اضافی ایجاد کنند. این جریان بالقوه، یکی از مهم‌ترین برگ‌های برنده بازار در روزهای آینده است.

سه سیگنال هشدار؛ زنگ خطر را بشناسید

تداوم این روند صعودی، مشروط به حفظ تعادل قدرت میان تقاضا و عرضه است. تحلیلگران سه سیگنال هشداردهنده را شناسایی کرده‌اند که می‌توانند از چرخش روند خبر دهند:

سیگنال اول: کاهش ارزش صف‌های خرید رخ داد؛ اگر ارزش صف‌های خرید به تدریج کاهش یابد، نشانه اشباع تدریجی تقاضا و کاهش شتاب ورود پول جدید است.

سیگنال دوم: افزایش ناگهانی سرانه فروش هشدار داد، اگر سرانه فروش سرمایه‌گذاران حقیقی ناگهان اوج بگیرد، احتمال «توزیع پنهان» توسط بازیگران بزرگ (فاز Distribution) وجود دارد. یعنی بزرگ‌ها در حال فروش سهام خود به خریداران هیجانی هستند.

سیگنال سوم: معکوس شدن جریان پول حقیقی نمایان شد – اگر ورود پول حقیقی به خروج تبدیل شود، یعنی اعتماد خرد جمعی شکسته شده و بازار وارد فاز اصلاحی خواهد شد.

نکته مهم این است که بخش قابل توجهی از روند فعلی بر پایه انتظار «کاتالیست‌های خبری» (مانند توافق سیاسی و هماهنگ‌سازی قیمت‌ها با نرخ تورم) بنا شده است. در چنین فضایی، قدرت کاتالیست معمولاً بر تحلیل تکنیکال کلاسیک فائق می‌آید.

انضباط، تنها سپر مطمئن در برابر نوسانات

تصویر فعلی بازار، روندی صعودی با پشتوانه پول هوشمند، فرسایش عرضه و تقاضای سرکوب‌شده و گسترده را نشان می‌دهد. ارزش صف‌های خرید دو برابر کل معاملات است، سرانه خرید بیش از دو برابر سرانه فروش است و نزدیک به ۵ همت پول حقیقی وارد بازار شده است.

اما سرمایه‌گذار حرفه‌ای می‌داند که حتی در دل قوی‌ترین روندها نیز مدیریت ریسک و رعایت حد ضرر باید در اولویت باشد. انتخاب سهام بنیادی و ورود متناسب با ظرفیت ریسک‌پذیری – نه هیجان لحظه – تنها سپر مطمئن در برابر نوسانات ناشی از ریسک‌های خبری است.

بازار همیشه به انضباط پاداش می‌دهد و به هیجان جریمه. روز نهم خرداد، روز قدرت بود؛ اما فردا را هیچ‌کس نمی‌داند.

خروج پول از طلا و صندوق‌های درآمد ثابت؛ آغاز یک تغییر راهبردی یا واکنش مقطعی؟

روزهای اخیر، بازار سرمایه ایران شاهد خروج پول از دو پناهگاه سنتی سرمایه‌گذاران یعنی طلا و صندوق‌های درآمد ثابت بوده است. این سوال اساسی مطرح است که آیا این جابه‌جایی نقدینگی، نشانه آغاز یک تغییر مسیر جدی و ساختاری در سبد سرمایه‌گذاری خانوارهاست یا صرفاً یک واکنش مقطعی و تاکتیکی به تورم صعودی و ارزندگی نسبی سهام؟

برای پاسخ به این پرسش، باید پنج مؤلفه کلان اقتصادی را به دقت زیر ذره‌بین برد.

مؤلفه اول: تورم ساختاری و نقش سپر تورمی بورس

نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه ایران از مرز ۷۰ درصد عبور کرده است. این رقم نه یک شوک مقطعی، که نشانه‌ای از تداوم یک تورم ساختاری عمیق و ریشه‌دار است.

در چنین شرایطی، بورس تهران – به‌ویژه در بازه‌های ماهانه و فصلی – نقش «سپر تورمی» ایفا می‌کند. به عبارت دیگر، سرمایه‌گذاران برای حفظ ارزش واقعی دارایی خود، ناگزیر به سمت بازاری می‌روند که پتانسیل رشد بیشتر از نرخ تورم را دارد.

نکته کلیدی این است که بازار سهام بیش از ۸۰ روز تعطیل بوده است. در این مدت، ارزش‌گذاری‌ها عملاً مختل شده و قیمت‌ها نتوانسته‌اند خود را با تورم انباشته شده هماهنگ کنند. به همین دلیل، بورس در شرایط کنونی به یک «گزینه بسیار مناسب» برای پوشش تورم تبدیل شده است. این یک استدلال بنیادی به نفع جذابیت نسبی سهام است.

مؤلفه دوم: نرخ بهره بدون ریسک؛ بازی دو سر باخت

اما نکته اینجاست که بازار سرمایه همزمان تحت تأثیر دو عامل متضاد قرار دارد که قیمت‌گذاری را بسیار دشوار کرده است.

از یک سو، نرخ تورم بالا، نرخ بهره اسمی را بی‌اثر کرده و نرخ بهره حقیقی عمیقاً منفی است. این موضوع، نگهداری پول نقد یا سرمایه‌گذاری در اوراق با درآمد ثابت را عملاً غیرمنطقی می‌کند.

از سوی دیگر، نرخ بهره بدون ریسک (مانند سود سپرده بانکی و اوراق دولتی) هنوز برای بسیاری از سرمایه‌گذاران سنتی به عنوان نقطه مرجع عمل می‌کند. اختلاف عمیق میان این نرخ اسمی و نرخ واقعی تورم، یک شکاف قیمت‌گذاری ایجاد کرده است که هر تصمیم سرمایه‌گذاری را با درجه بالایی از عدم قطعیت همراه می‌کند.

مؤلفه سوم: خلق نقدینگی و اختلالات زیرساختی

نرخ خلق نقدینگی سالانه در ایران حداقل ۴۵ تا ۵۰ درصد است. این حجم عظیم از پول، در جستجوی بازدهی واقعی، به هر بازاری سرازیر می‌شود.

اما مشکل اساسی اینجاست که اقتصاد ایران با اختلالات جدی در زیرساخت‌ها مواجه است:

· زنجیره‌های تأمین مختل شده‌اند.
· محدودیت‌های صادراتی گسترده وجود دارد.
· ریسک‌های انرژی به دلیل ناترازی‌های شدید، هر لحظه تشدید می‌شود.

بنابراین، سرمایه‌گذاران امروز نمی‌توانند به سادگی همه شرکت‌ها را یکسان ببینند. تمرکز بر «ماهیت عملیاتی» شرکت‌ها و شناسایی صنایع و بنگاه‌های «کم‌آسیب‌تر» به یک ضرورت تبدیل شده است. چه از نظر لجستیک، چه از نظر دسترسی به بازارهای صادراتی و چه از نظر تأمین انرژی، شرکت‌ها با یکدیگر تفاوت فاحشی دارند.

مؤلفه چهارم: بودجه دولت و معمای کسری

بودجه سال جاری کشور بر دو پایه اصلی استوار است: مالیات و فروش نفت.

مشکل اساسی این است که زیرساخت‌های اقتصادی کشور کشش و پتانسیل تأمین ۶۰ درصد از کل بودجه را از محل مالیات ندارند. درآمدهای مالیاتی در شرایط رکود تورمی، به سادگی محقق نمی‌شوند.

در سوی دیگر، فروش نفت نیز تحت فشار قرار گرفته است. بر اساس برخی گزارش‌های غیررسمی، صادرات نفت ایران کاهش یافته و این پایه دوم بودجه نیز لرزان شده است.

نتیجه منطقی این معادله، افزایش کسری بودجه است. دولت برای جبران این کسری راهی جز انتشار اوراق قرضه ندارد. اما اگر بازار سرمایه از این اوراق استقبال نکند، بانک مرکزی ناچار خواهد بود نرخ سود را افزایش دهد. این اقدام، فشار مضاعفی بر بازار سرمایه وارد می‌کند؛ چراکه نرخ بهره بالاتر، رقیب جذاب‌تری برای سهام می‌شود.

مؤلفه پنجم: انباشت بحران‌ها و خطر جراحی ضربتی

اقتصاد ایران طی ۴۷ سال گذشته با انباشتی از اصلاح‌نشده‌ها و ناترازی‌های مزمن مواجه بوده است. این مسائل به صورت لایه‌لایه روی هم انباشته شده و اکنون به یک «زارچ» (گره کور) بزرگ تبدیل شده است.

نکته ظریف اما حیاتی اینجاست: نمی‌توانید در بدترین شرایط اقتصادی و از روی استیصال، این جراحی‌های بزرگ اقتصادی را به صورت ضربتی انجام دهید. هم منابع کافی وجود ندارد و هم سیاست‌هایی که در چنین شرایطی اتخاذ می‌شوند، اغلب معکوس عمل می‌کنند.

تغییر مسیر یا نوسان مقطعی؟

با نگاهی به این پنج مؤلفه، به نظر می‌رسد خروج پول از بازار طلا و صندوق‌های درآمد ثابت، صرفاً یک واکنش مقطعی به تورم و ارزندگی ظاهری سهام نیست. بلکه نشانه‌هایی از یک تغییر مسیر تدریجی اما جدی در سبد سرمایه‌گذاری وجود دارد.

با این حال، سرمایه‌گذاران هوشمند باید به خاطر داشته باشند:

· تورم همچنان به مسیر صعودی خود ادامه خواهد داد.
· اختلالات زیرساختی و ریسک‌های انرژی، انتخاب شرکت‌های کم‌آسیب را حیاتی می‌کند.
· کسری بودجه و احتمال افزایش نرخ بهره، تهدیدی جدی برای بازار در میان‌مدت است.
· اصلاحات اقتصادی در شرایط فعلی بسیار دشوار و پرمخاطره است.

بنابراین، آنچه امروز به نظر می‌رسد خروج نقدینگی از دارایی‌های امن و ورود به سهام است، اگرچه منطق اقتصادی قوی دارد، اما بدون توجه به ریسک‌های ساختاری یادشده، می‌تواند سرمایه‌گذاران را دچار زیان کند. انتخاب سهام بنیادی با عملیات پایدار و ریسک‌های کنترل‌شده، هوشمندانه‌ترین راهبرد در شرایط فعلی است.

روایتی از آخر هفته پرتنش سیاسی و اقتصادی

پویان مظفری، کارشناس بازارهای مالی، پس از ماه‌ها سکوت ناشی از جنگ، بار دیگر به قالب صبحگاهی خود بازگشته است. او صبح امروز (نهم خرداد) در گفتاری صمیمانه با مخاطبانش، آخر هفته‌ای پرحادثه را روایت کرد؛ هفته‌ای که در آن خبرهای آتش‌بس، حملات تلافی‌جویانه، کشمکش‌های دیپلماتیک و نوسانات شدید قیمت‌ها یکی پس از دیگری رخ داد.

طبق روایت مظفری، روز پنجشنبه گذشته با حملاتی از دو جبهه آغاز شد. اسرائیل از شمال به جنوب لبنان حمله کرد و تقریباً همزمان، صداهای انفجار در بندرعباس و منطقه قشم شنیده شد. در واکنش به حملات هوایی آمریکا به بندرعباس، سپاه پاسداران در ساعت یک تا دو بامداد (پنجشنبه) یک پایگاه هوایی آمریکا را هدف قرار داد.

ساعاتی بعد، حدود ساعت ۴:۵۰ صبح روز پنجشنبه، رسانه آمریکایی «اکسیوس» خبر از آتش‌بس و تمدید مذاکرات هسته‌ای داد و اعلام کرد مقامات آمریکایی از توافق با ایران خبر داده‌اند. اما گویا این توافق به یکباره از سوی تهران رد شد. به گفته مظفری، ایران به پاکستانی‌ها اعلام کرده که با مفاد توافق موافق نیست.

در میانه این ابهامات، جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، مصاحبه مهمی انجام داد. او با اشاره به نامنظم بودن آتش‌بس‌ها گفت وضعیت فعلی قابل قیاس با پنج تا شش هفته پیش نیست و آتش‌بس نسبت به آن زمان برقرار است.

به اعتقاد مظفری، این صحبت‌ها تا حد زیادی بازارها را آرام کرد. پس از این مصاحبه، طلا و نقره که تا آن ساعت افت شدیدی را تجربه کرده بودند، دوباره به مدار صعودی بازگشتند. اونس جهانی طلا از محدوده ۴,۵۵۰ دلاری تا مرز ۴,۳۹۰ دلار سقوط کرده بود و نقره از ۷۶.۷ دلار به ۷۲ دلار رسیده بود؛ اما پس از اظهارات ونس، قیمت‌ها به سطوح قبلی بازگشت.

توافق ۶۰ روزه؛ شروط آمریکا و واکنش ایران

روزهای پایانی هفته همچنین خبر از یک توافق ۶۰ روزه داد. به گفته مظفری، مفاد پیشنهادی آمریکا شامل این شروط بوده است: ایران به دنبال سلاح هسته‌ای نرود، تنگه هرمز در عرض ۳۰ روز مین‌روبی و آزاد شود، مذاکره بر سر اورانیوم باقی‌مانده آغاز گردد، آمریکا پای میز لغو تحریم‌ها بیاید و جنگ اسرائیل و حزب‌الله پایان یابد.

در مقابل، منابع ایرانی اعلام کرده‌اند که این توافق هنوز نیازمند تأیید نهایی دونالد ترامپ است.

دکترین قالیباف؛ نه حمله پیش‌دستانه، شرط اول «رفتار طرف مقابل»

مظفری توییت مهم محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، را برجسته ارزیابی می‌کند. قالیباف در این توییت سه محور اساسی را یادآور شده است:

۱. امتیازات را با گفت‌وگو نه، بلکه با موشک می‌گیریم؛
۲. به هیچ تضمینی اعتماد نداریم، فقط رفتارها معیار است؛
۳. هیچ اقدامی پیش از اقدام طرف مقابل انجام نخواهد شد.

این موضع، از نظر مظفری، یک تغییر دکترین است. برخلاف تحلیل‌های پیشین که می‌گفتند ایران باید حملات پیش‌دستانه برای شکستن محاصره دریایی انجام دهد، قالیباف تأکید می‌کند که پیروز واقعی کسی است که از توافق، بهتر از طرف مقابل برای جنگ آماده شود.

ترامپ: محاصره برداشته شد، اما نه به سود ایران

شب گذشته، ترامپ با انتشار پستی در شبکه اجتماعی خود اعلام کرد محاصره دریایی برداشته شده است. اما سخن او حاوی یک ابهام بزرگ بود: ایران به جای عوارض حمل‌ونقل، اکنون «عوارض زیست‌محیطی» دریافت می‌کند.

مظفری پیش از این در پادکست قبلی خود پیش‌بینی کرده بود عوارض سالانه ایران از این محل حداکثر ۱.۵ تا ۲ میلیارد دلار است (نه ۶۰ میلیارد و نه ۶ میلیارد دلار). او تأکید می‌کند که عمان نیز باید سهمی از این درآمد داشته باشد و وزیر خزانه‌داری آمریکا نیز صراحتاً اعلام کرده ایران حق شراکت با عمان برای دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری را ندارد.

نیویورک تایمز؛ ترامپ تصمیم قطعی نگرفته است

مظفری به گزارشی از نیویورک تایمز اشاره می‌کند که نوشته ترامپ هنوز تصمیم قطعی درباره توافق جدید با ایران نگرفته است. همزمان، خزانه‌داری آمریکا از توقیف یک میلیارد دلار از دارایی‌های دیجیتال ایران خبر داده که به گفته مظفری رقم بسیار سنگینی است.

بازی در دقیقه ۹۰ و نگاه به پنجاه تا شصت روز آینده

مظفری جمع‌بندی خود را چنین بیان می‌کند: به نظر می‌رسد پنجاه تا شصت روز آینده اتفاق بزرگی رخ ندهد و توافق موقت برقرار باشد. اما پس از آن، همه باید نگران «دقیقه پایانی» باشند.

به باور او، اسرائیل در این مدت برای خود آزادکاری تعریف کرده و حتی گزارش‌هایی از درگیری لفظی میان آمریکا و اسرائیل بر سر حمله احتمالی به انبارهای پالایشگاه تهران وجود دارد. آمریکا با کشورهای منطقه توافق می‌کند و اسرائیل ضربات را می‌زند. صدراعظم آلمان نیز رسماً از عبارت «کارهای کثیف» برای توصیف رفتارهای اسرائیل استفاده کرده است.

در چنین ساختاری، ایران کوتاه نخواهد آمد. بنابراین شرایط پیچیده‌تر از آن است که بتوان با یک تحلیل ساده از آن عبور کرد.

توصیه به سرمایه‌گذاران؛ مدیریت ریسک را جدی بگیرید

مظفری با اشاره به نوسانات شدید ارزهای دیجیتال (تتر در نوبیتکس تا ۱۷۴,۵۰۰ تومان رفت و تا ۱۷۰,۰۰۰ تومان سقوط کرد و حتی به ۱۶۵,۰۰۰ تومان هم رسید) و افت قیمت نفت برنت به ۹۰ دلار، توصیه می‌کند:

· سرمایه‌گذاران پرریسک: ۶۰ تا ۷۰ درصد سبد خود را به سهام اختصاص دهند.
· سرمایه‌گذاران کم‌ریسک: سهم سهام در سبد را ۳۰ تا ۴۰ درصد نگه دارند.

پویان مظفری کارشناس بورس تأکید می‌کند این توصیه از سر نگاه اقتصادی صِرف نیست، بلکه یک توصیه مدیریت ریسک در شرایط کنونی است. هشدار می‌دهد با اعتبار وارد بازار نشوند و فقط با پول نقد معامله کنند.

وضعیت بازار سه‌شنبه؛ فلزات اساسی در صدر ورود پول

آخرین روز معاملاتی هفته پیش (سه‌شنبه) ارزش معاملات سهام و حق تقدم به ۱۶.۸ همت رسید. صندوق‌های طلا با ۷.۸ همت ارزش معاملات، ۵۳۹ میلیارد تومان خروج پول داشتند. صندوق‌های نقره نیز ارزش معاملاتی کمتر از ۱۰۰۰ میلیارد تومان ثبت کردند.

ورود پول حقیقی به فلزات اساسی سنگین بود (۴۶ میلیارد تومان)، فرآورده‌های نفتی ۳۲ میلیارد تومان و سیمانی‌ها ۲۷ میلیارد تومان ورودی پول جذب کردند.

چه سهامی بخریم؟ نگاهی به گزینه‌های پیشنهادی

پویان مظفری بانک ملت را به دلیل ارزش معاملات ۴۳۰ میلیارد تومانی (بالاترین ارزش معاملات بازار) گزینه مناسبی ارزیابی می‌کند. اما هشدار می‌دهد برخی نمادها مانند «شتران» با بازگشایی مثبت بسیار بالا احتمال ریسک دارند.

او پیشنهاد می‌کند:

· سیمانی‌ها: «سارو» و «ساروم» را از نظر بنیادی خوب می‌داند اما تأکید می‌کند «سجام» اولویت بهتری دارد (با صف خرید ۶۰ تا ۷۰ میلیارد تومانی، رسیدن به سهم برای سرمایه‌گذار خرد سخت است).
· فرآورده‌های نفتی: «شپنا» و «شوندر» ریسک کمتری دارند.
· فلزات اساسی: «فملی» همچنان گزینه خوبی است.
· صندوق‌های اهرمی: «اهرم» با ارزش معاملات ۶۵۰ میلیارد تومان، «موج» ۳۳۰ میلیارد تومان و «توان» ۱۷۰ میلیارد تومان معامله شده‌اند. هشدار می‌دهد برخی صندوق‌ها با صدور مجدد، ارزش سهام خود را رقیق می‌کنند و سرمایه‌گذار باید مراقب باشد.

بازگشت به پادکست و خوشحالی از تکرار دیدارها

مظفری در پایان، بار دیگر از بازگشت به قالب صبحگاهی ابراز خوشحالی می‌کند و به مخاطبان یادآوری می‌شود گزارش‌های ماهانه و فصلی شرکت‌ها را دوشنبه (فردا) بررسی کنند. همچنین از علاقمندان به مدیریت حرفه‌ای سبد سرمایه‌خواهش می‌کند پیام دهند.

روزها و هفته‌های پیش‌رو، هم از منظر سیاسی و هم اقتصادی، در ایران و جهان حساس و سرنوشت‌ساز به نظر می‌رسد.

modir

Recent Posts

داستان تیم ملی فوتبال

مهدی یکتا:  چند روزی از بازی پاری‌سن‌ژرمن و آرسنال گذشته اما اخبار و حواشی آن…

45 ثانیه ago

خبرسازی علی رییس‌جمهور

دولت دکتر پزشکیان در روزهای سخت نشان داد که کنار مردم می‌ایستد؛ امروز هم با…

9 دقیقه ago

گرانفروشی بدون پاسخ

تاصیکو در یک نگاه؛ ارزش خالص دارایی‌ها و پتانسیل رشد ۵۵ درصدی دارد همین مسأله…

26 دقیقه ago

راز زرماکارون؛ چگونه تولید کمتر، درآمد بیشتر به همراه آورد؟

زرماکارون در سال ۱۴۰۴ موفق شده است با وجود کاهش تولید، درآمد خود را ۶۱…

31 دقیقه ago

سرمایه‌گذاری بدون استرس؛ روش DCA و تجربه ۵۶ ماه در سه بازار مختلف

چه دارایی‌ای دارید، چه دارایی‌ای می‌خواهید، و افق زمانی شما چقدر است؟ با این سه…

35 دقیقه ago

نبرد سه در غپونه ؛ روایتی از تقابل تکنیکال، تابلوخوانی و بنیاد

داستان غپونه، نمادی از یک واقعیت بزرگتر در بازار سرمایه ایران است. تکنیکالیست، سقف ۷…

43 دقیقه ago