با افزایش حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس و بالا گرفتن گمانهزنیها درباره آینده صادرات نفت ایران، بازار جهانی نفت وارد مرحلهای شده که کوچکترین تنش میتواند موجی از نوسان و بیثباتی ایجاد کند. معاملهگران اکنون بیش از هر چیز چشم به تحولات ژئوپلیتیک دوختهاند.
به گزارش سرمایه فردا، بازار جهانی نفت در یکی از حساسترین مقاطع سالهای اخیر قرار گرفته است. جابهجایی سریع کانون تنشها از اوکراین و ونزوئلا به خلیج فارس، دوباره این بازار را در برابر شوکهای ژئوپلیتیک آسیبپذیر کرده است. هر جملهای از واشنگتن، هر تحرک نظامی در منطقه و هر نشانهای از اختلال در عرضه، میتواند قیمتها را در چند دقیقه جابهجا کند. در چنین فضایی، تحلیلگران معتقدند آینده بازار نفت نه فقط به عوامل اقتصادی، بلکه بیش از هر زمان دیگری به تصمیمات سیاسی و امنیتی گره خورده است.
تحولات جهانی هنوز از شوک محاصره دریایی ونزوئلا و بحران اوکراین بیرون نیامده، اما واشنگتن با سرعتی چشمگیر تمرکز خود را به خلیج فارس منتقل کرده است. ترامپ در جمع خبرنگاران با لحنی صریح اعلام کرد: «ایران را زیر نظر داریم. چندین کشتی جنگی به منطقه فرستادهایم. یک ناوگروه بزرگ رسیده است و باید ببینیم چه پیش میآید.» همین چند جمله کافی بود تا بازار نفت آماده شوم شود.
صبح جمعه، قیمت نفت برنت برای تحویل ماه مارس ۱.۸ درصد بالا رفت و به ۷۰ دلار رسید. نفت وستتگزاس اینترمدیت نیز با رشدی مشابه معامله شد. این واکنش سریع نشان میدهد بازار تا چه اندازه نسبت به هر نشانهای از اختلال در عرضه حساس شده، حتی در شرایطی که همه از مازاد عرضه جهانی سخن میگویند. ترامپ همزمان بار دیگر هشدار داد که ایران نباید برنامه هستهای خود را از سر بگیرد؛ هشداری که پیشتر در داووس نیز تکرار کرده بود.
در چنین فضایی، تحلیلگران بهسرعت به سراغ سناریوهای پیشرو رفتهاند. آدیتیا ساراسوات، مدیر تحقیقات خاورمیانه و شمال آفریقا در ریستاد انرژی، سه مسیر احتمالی برای آینده صادرات نفت ایران ترسیم میکند: «ادامه وضع موجود و صادرات محدود، بازگشت به میز مذاکره که فعلاً دور از ذهن است و در نهایت سناریوی سوم که پرهزینه است و شامل درگیری نظامی میشود که میتواند صادرات ایران را بهطور کامل متوقف کند. ابزارهای سنتی تهران مانند تهدید به بستن تنگه هرمز یا اتکا به چین همچنان روی میز است، اما اینبار هر اشتباه محاسباتی میتواند پیامدی بسیار سنگین داشته باشد.»
تنگه هرمز همچنان نقطه حساس انرژی جهان است؛ مسدود شدن آن حتی برای مدت کوتاه هزینه حملونقل و بیمه را سر به فلک میبرد و زنجیره تأمین انرژی را مختل میکند. با این حال، در شرایط فعلی تنها تکیهگاه واقعی ایران، چین است که حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران را جذب میکند. حتی محمولههایی که مقصدشان نامشخص ثبت میشود، در نهایت به بنادر چین میرسند. اما این مدل صادرات، هرچند در کوتاهمدت کارآمد است، روزبهروز شکنندهتر میشود.
در مقابل این نگرانیها، برخی تحلیلگران معتقدند بازار نفت امروز «ضدضربهتر» از گذشته شده است. دلیل اصلی این نگاه، مازاد عرضه جهانی و رشد تولید کشورهایی مانند آمریکا، برزیل و گویاناست که سهم قابلتوجهی از بازار را در اختیار گرفتهاند. به همین دلیل، حتی اگر صادرات ایران بهطور جدی مختل شود، سقف افزایش قیمت محدود خواهد بود. امین ناصر، مدیرعامل آرامکو عربستان، نیز در گفتوگویی با سیانبیسی تأکید کرده که «صنعت انرژی اکنون بسیار انعطافپذیرتر از گذشته است و بازار در سالهای اخیر بارها ثابت کرده که میتواند اختلالات را مدیریت کند.»
با این حال، بازار نفت امروز در میانه نبردی میان دو نیروی متضاد گرفتار شده است؛ از یکسو مازاد عرضه ساختاری، رشد تولید کشورهای غیر اوپک و ذخایر عظیم چین، و از سوی دیگر احتمال درگیری مستقیم آمریکا و ایران، و ریسک بسته شدن تنگه هرمز وجود دارد. استقرار ناوگان نظامی آمریکا فعلاً کفه ترازو را به سمت نگرانی و افزایش قیمت سنگینتر کرده است. اما پرسش اصلی اینجاست که آیا این تحرکات صرفاً بخشی از جنگ روانی واشنگتن است یا مقدمهای برای درگیریای که میتواند خاورمیانه را وارد مرحلهای تازه کند. معاملهگران فعلاً با احتیاط خرید میکنند، اما چشم از تحولات نظامی خلیج فارس برنمیدارند.
بررسی سناریوی اول: درگیری مستقیم ایران و آمریکا جهش شدید و فوری قیمت نفت رخ میدهد. درواقع اگر تنشها به مرحله درگیری نظامی مستقیم برسد، بازار جهانی نفت با یکی از بزرگترین شوکهای چند دهه اخیر روبهرو میشود. بر اساس برآورد سیتیبانک، تنها مختل شدن روزانه ۱.۱ میلیون بشکه از صادرات نفت ایران کافی است تا قیمت نفت حدود ۲۰ درصد بالا برود و در محدوده ۷۵ تا ۷۸ دلار قرار بگیرد. این فقط سناریوی اولیه است. اگر دامنه جنگ گستردهتر شود و صادرات ایران بهطور جدی محدود گردد، بازار با کمبود عرضه مواجه میشود و واکنش آن بسیار سریع خواهد بود.
تجربه جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل نشان داد که حتی یک درگیری کوتاهمدت هم میتواند قیمت برنت را از زیر ۷۰ دلار به بالای ۸۱ دلار برساند. چنین جهشهایی معمولاً دولت آمریکا را به سمت کاهش تنش سوق میدهد.
در این سناریو، بازار جهانی نفت بهطور طبیعی وارد فاز «ریسک بالا» میشود؛ معاملهگران خریدهای محافظهکارانه انجام میدهند، ذخایر استراتژیک اهمیت بیشتری پیدا میکند و کشورهای مصرفکننده بزرگ مانند چین و هند به دنبال تنوعبخشی سریعتر به منابع واردات خواهند رفت.
سناریوی دوم: محاصره نفتی ایران یا محدودیت در تنگه هرمز باعث شوک قیمتی بیسابقه میشود
اگر تنشها به مرحله محاصره نفتی یا محدودیت در تردد نفتکشها در تنگه هرمز برسد، بازار با وضعیتی کاملاً متفاوت روبهرو میشود. تنگه هرمز مسیر عبور حدود یکسوم نفت جهان است و هرگونه اختلال در آن، اثر فوری و سنگینی بر قیمتها دارد.
طبق برآوردها، بسته شدن تنگه هرمز میتواند قیمت نفت را به محدوده ۱۲۰ تا ۱۳۰ دلار برساند؛ سطحی که اقتصاد جهانی را وارد دورهای از فشار تورمی، رکود و بیثباتی میکند. این سناریو نهتنها ایران، بلکه کل بازار انرژی را تحت تأثیر قرار میدهد و حتی کشورهایی که از ایران نفت نمیخرند نیز با افزایش هزینهها مواجه خواهند شد.
در چنین وضعیتی، هر خبر کوچک از منطقه میتواند بازار را چند دلار جابهجا کند. آمریکا نیز با وجود آنکه احتمال اقدام نظامی را رد نکرده، میداند که چنین سناریویی هزینههای اقتصادی سنگینی برای خودش و متحدانش دارد. به همین دلیل، بازار در این سناریو بهشدت عصبی و واکنشپذیر خواهد بود.
سناریوی سوم: کاهش فشار آمریکا و آرامتر شدن فضای ژئوپولیتیک و بازگشت قیمتها به محدوده تعادلی است.
اگر تنشها فروکش کند و آمریکا از مواضع تهاجمی خود عقبنشینی کند، بازار نفت بهتدریج به سمت آرامش حرکت خواهد کرد. نمونه آن را همین هفته در بازار آسیا دیدیم؛ جایی که عقبنشینی ترامپ از تهدید تعرفهای درباره گرینلند، همراه با اختلالات محدود در عرضه قزاقستان و پیشبینی تقاضای قویتر برای سال ۲۰۲۶، باعث شد قیمتها کمی بالا بروند اما در محدودهای قابل کنترل باقی بمانند.
در این سناریو، تحلیلگران انتظار دارند قیمت نفت در محدوده ۶۰ دلار نوسان کند که نه برای تولیدکنندگان بحرانزا است و نه برای اقتصاد جهانی. گزارش آژانس بینالمللی انرژی نیز نشان میدهد که تقاضای جهانی در سالهای آینده رشد خواهد کرد و مازاد عرضه کمتر از برآوردهای قبلی است و این موضوع از قیمتها حمایت میکند اما جهشهای غیرعادی ایجاد نمیکند.
در چنین فضایی، بازار نفت بیشتر تحت تأثیر عوامل بنیادین مانند ذخایر آمریکا، تولید اوپک و روند تقاضای چین قرار میگیرد. دادههای اخیر موسسه امریکن پترولیوم نیز نشان میدهد ذخایر نفت خام و بنزین آمریکا افزایش یافته و این موضوع معمولاً مانع جهشهای شدید قیمتی میشود.
به روز رسانی خبر ۱۱ بهمن ۱۴۰۴/
آمریکا با افزایش عرضه نفت در یک ماه اخیر تلاش کرده کنترل نوسانات بازار را مهار کند تا به شرکای خود اطمینان دهد تنش خاورمیانه تغییری در قیمتها ایجاد نمیکند، اما سناریوها حکایت از این دارد با بسته شدن تنگه هرمز قیمت تا ۱۵۰ دلار صعود میکند
تنشها در خاورمیانه افزایش یافته اما قیمت نفت تغییر نکرده است؛ آمریکا این روزها تلاش میکند با پایین نگهداشتن قیمت نفت، این پیام را به متحدانش بدهد که «حتی اگر به ایران حمله کنیم، بازار جهانی بههم نمیریزد» اما واقعیت پشت پرده چیز دیگری است. این آرامشِ ظاهری بیشتر شبیه نگهداشتن توپ زیر آب است و تا زمانی دوام دارد که فشارها بالا نرود.
قیمت نفت روز شنبه کمی عقب نشست، اما سایه تنش ایران و آمریکا همچنان روی بازار سنگینی میکند. همه میدانند اگر درگیری جدی شود، اولین جایی که واکنش نشان میدهد بازار انرژی است. پیشتر گزارشها درباره بررسی گزینه حمله نظامی، قیمتها را تا بالاترین سطح چند ماه اخیر بالا برد و نشان داد بازار چقدر نسبت به ایران حساس است.
واشنگتن با تزریق عرضه، تقویت حضور نظامی در منطقه و بازی با انتظارات، فعلاً موفق شده نوسانها را مهار کند. اما این مهار کاملاً مصنوعی است. کافی است تنشها یک پله بالاتر برود یا حتی احتمال بسته شدن تنگه هرمز جدی شود؛ آنوقت تمام این کنترلها فرو میریزد و نفت میتواند در مدت کوتاهی جهشهای سنگین را تجربه کند.
بازار نفت یک واقعیت ساده دارد؛ تا زمانی که تنگه هرمز امن است، قیمتها قابل مدیریتاند؛ اما اگر این گلوگاه به خطر بیفتد، هیچ ابزاری توان مهار بازار را نخواهد داشت. به همین دلیل، هرچند قیمتها کمی تقریبا نوسان جزئی دارند اما این آرامش شکننده است و بیشتر شبیه سکوت قبل از طوفان است. در مقطع کنونی در ظاهر، آمریکا با تزریق عرضه اضافی نفت تلاش میکند قیمت را آرام نگه دارد و به شرکای خود نشان دهد که بازار نفت تحت کنترل است. اما وقتی به دادههای عرضه در دیماه ۱۴۰۴ نگاه میکنیم، تصویر واقعیتر و البته پیچیدهتری دیده میشود.
در دیماه، مجموع عرضه جهانی نفت حدود یک میلیون بشکه در روز بیشتر از آذر بوده است. بخش عمده این افزایش از سوی آمریکا، کانادا و برزیل تأمین شده که در ماههای اخیر با تمام ظرفیت تلاش کردهاند شکاف احتمالی ناشی از تنشهای خاورمیانه را پر کنند. آمریکا بهتنهایی حدود ۴۰۰ هزار بشکه در روز به تولید خود اضافه کرده و این افزایش، ستون اصلی مهار قیمتها بوده است. کانادا نیز با رشد حدود ۲۵۰ هزار بشکه و برزیل با افزایشی نزدیک به ۲۰۰ هزار بشکه نقش مکمل داشتهاند.
در مقابل، برخی تولیدکنندگان سنتی مانند عراق و نیجریه در دیماه کاهش عرضه داشتهاند و عربستان نیز همچنان به سیاست محدودیت داوطلبانه پایبند مانده است. به همین دلیل، افزایش عرضه جهانی بیشتر از سمت تولیدکنندگان غیراوپک بوده؛ همان کشورهایی که آمریکا روی آنها حساب باز کرده تا پیام «ثبات مصنوعی» بازار را تقویت کند.
اما این افزایش عرضه یک واقعیت مهم را پنهان نمیکند؛ این تعادل کاملاً شکننده است. اگر تنشها در منطقه بالا برود یا حتی احتمال بسته شدن تنگه هرمز جدی شود، تمام این افزایش عرضه در برابر شوک روانی بازار هیچ وزنی نخواهد داشت. بازار نفت بارها ثابت کرده که نسبت به امنیت هرمز حساستر از هر شاخص اقتصادی دیگری است. کافی است چند روز صادرات ایران، عراق یا قطر مختل شود تا قیمتها با سرعتی غیرقابلمهار به سمت اوج حرکت کنند.
به بیان ساده، آمریکا فعلاً با تزریق عرضه و مدیریت انتظارات، قیمتها را روی آب نگه داشته، اما اگر موجی از تنشهای جدید برسد، این آرامش مصنوعی در یک چشمبههمزدن فرو میریزد و نفت دوباره به یکی از مهمترین متغیرهای ژئوپلیتیک جهان تبدیل میشود.
اگر تنگه هرمز این گلوگاه حیاتی انرژی جهان حتی برای چند روز دچار اختلال شود، بازار نفت با مجموعهای از واکنشها روبهرو خواهد شد که هرکدام میتواند قیمتها را بهسرعت از کنترل خارج کند. نخستین واکنش، جهش فوری قیمتهاست. بازار جهانی نفت به تنشها علیه ایران نیز حساس است و حتی خبر بسته شدن هرمز، بدون اینکه اختلال واقعی در عرضه رخ دهد، میتواند در چند ساعت قیمتها را ۲۰ تا ۳۰ درصد بالا ببرد. این شوک روانی مثل کشیدن ترمز اضطراری روی اقتصاد جهانی عمل میکند.
اما اگر اختلال واقعی در عبور نفت رخ دهد، ماجرا بسیار جدیتر میشود. روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از این مسیر عبور میکند و کوچکترین اختلال، صادرات ایران، عراق، کویت، قطر و امارات را کاهش میدهد و پالایشگاههای آسیایی را با کمبود فوری روبهرو میکند. در چنین شرایطی، قیمت نفت میتواند به محدوده ۱۰۰ تا ۱۵۰ دلار برسد؛ سناریویی که آمریکا و متحدانش بیش از هر چیز از آن هراس دارند.
در چنین وضعیتی، آمریکا احتمالاً بهسرعت وارد عمل میشود. آزادسازی ذخایر استراتژیک، فشار بر تولیدکنندگان شیل برای افزایش تولید و درخواست از کشورهایی مانند کانادا، برزیل و نروژ برای بالا بردن عرضه، بخشی از واکنش فوری واشنگتن خواهد بود. اما این اقدامات فقط میتواند چند هفته بازار را آرام نگه دارد و توان مهار بلندمدت ندارد.
حتی اگر تنگه هرمز بسته نشود و فقط ناامن شود، باز هم هزینهها بهشدت بالا میرود. بیمه نفتکشها چند برابر میشود، مسیرهای جایگزین طولانی و پرهزینهاند و همین افزایش هزینه حملونقل، قیمت نهایی نفت را بالا میبرد؛ بدون اینکه حتی یک بشکه نفت کمتر تولید شده باشد.
در چنین شرایطی، اوپکپلاس ناچار میشود نقش «آتشنشان» را بازی کند. این یعنی کنار گذاشتن محدودیتهای تولید و افزایش عرضه برای جلوگیری از جهش افسارگسیخته قیمتها. اما تجربه نشان داده که اوپکپلاس در برابر شوکهای ژئوپلیتیک بزرگ، توان کنترل کامل بازار را ندارد و معمولاً فقط میتواند شدت بحران را کمی کاهش دهد.
بنابراین بازار نفت امروز شاید آرام بهنظر برسد، اما این آرامش بیشتر شبیه سکوت قبل از طوفان است. آمریکا با افزایش عرضه و مدیریت انتظارات تلاش میکند نشان دهد که «حمله به ایران قیمت نفت را تکان نمیدهد»، اما این کنترل کاملاً مصنوعی است. اگر تنشها بالا برود یا حتی احتمال بسته شدن هرمز جدی شود، تمام این مهار قیمتی فرو میریزد و نفت میتواند در کوتاهترین زمان به اوجهای چندساله برسد.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا