مهدی خاکی فیروز:صدای چرخ خیاطی هنوز در بعضی پاساژهای جمهوری و خیابانهای فرعی آن شنیده میشود، اما آن شلوغی قدیمی سالهای دور دیگر وجود ندارد. زمانی ویترینهای لباس عروس در بازار تهران، پر از دنبالههای بلند، سنگدوزیهای سنگین و لباسهایی بود که ساعتها نگاه رهگذرها را به خود جذب میکرد. امروز همان ویترینها یا خلوت شدهاند یا جایشان را به فروش لباس شب، مانتو و حتی انبار دادهاند.
بازار لباس عروس که روزگاری یکی از پرجنبوجوشترین بخشهای صنف پوشاک بود، حالا زیر فشار رکود اقتصادی، کاهش ازدواج و تغییر سبک زندگی جوانها، آرامآرام کوچک شده است. مریم فراستیپور یکی از کسانی است که سالها در این بازار کار کرده. او تولیدکننده لباس عروس بوده و روزهایی را به یاد دارد که سفارشها پشت سر هم میرسید و شب تا صبح کارگاه روشن میماند.
حالا اما خودش از آن حرفه فاصله گرفته و برای گذران زندگی راننده اسنپ شده است. او میگوید: «چند شغل عوض کردم ولی آخرین کارم تولید لباس عروس در بازار تهران بود. قبل کرونا اوضاع خراب شد و ورشکست شدم. بعد هم کرونا رسید و دیگر همه چیز از دست رفت. خانه و زندگیمان را از دست دادیم. دوباره از صفر شروع کردم، چون باید زندگی بچهها را میچرخاندم. هم پدرشان بودم هم مادرشان.» حرفهای او تصویری روشن از وضعیتی است که بسیاری از فعالان این صنف تجربه کردهاند. بازاری که کرونا ضربه محکمی به آن زد، اما پیش از آن هم زیر بار تورم و کاهش قدرت خرید مردم خم شده بود.
در سالهای گذشته لباس عروس در ایران بیشتر با مدلهای سنگین و پرزرقوبرق شناخته میشد. لباسهایی با تورهای چندلایه، سنگدوزی فراوان و دنبالههای بلند که گاهی وزنشان از چند کیلو هم بیشتر میشد. امروز سلیقه بازار تغییر کرده است.فراستیپور میگوید: «قبلاً لباسها خیلی کار میشد ولی الان سادهتر شده. البته هنوز هم بعضیها لباس کارشده دوست دارند، اما مدلها نسبت به قبل خلوتتر شدهاند.»
انگیزه این تغییر، فقط تغییر سلیقهها نیست. هزینه متریال، پارچه و تزئینات آنقدر بالا رفته که بسیاری از خانوادهها ترجیح میدهند سراغ لباسهای سادهتر بروند. به گفته فعالان بازار، قیمت اجاره یک لباس عروس معمولی امروز بین ۱۰ تا ۱۵ میلیون تومان است و لباسهای خاص و برند، قیمتهای بسیار بالاتری دارند.
در کنار افزایش قیمت، هزینه دوخت هم جهش زیادی داشته است. پارچههای دانتل، تورهای وارداتی، سنگهای تزئینی و خرجکارها اغلب وارداتیاند و با نوسان ارز، قیمتشان مدام تغییر میکند. نتیجه این شده که تولیدکنندهها هم دیگر توان نگه داشتن کارگاههای بزرگ را ندارند.
یکی از مهمترین نشانههای رکود بازار لباس عروس، کاهش تعداد فعالان این صنف است. بسیاری از تولیدیها تعطیل شدهاند و بعضی مزونها هم تغییر کاربری دادهاند.
فراستیپور میگوید: «از حدود ۶۰ یا ۷۰ نفری که در این کار میشناختم، شاید ۱۵ یا ۲۰ نفر کلاً از بازار رفتند. اغلب آنهایی هم که ماندهاند، ملک برای خودشان است. بقیه دیگر توان پرداخت اجاره ندارند.»
در خیابان جمهوری، جایی که زمانی مرکز اصلی مزونهای لباس عروس بود، حالا مغازههای زیادی، تابلوهای تازه دارند. بعضی فروشندهها میگویند هزینه اجاره مغازه با میزان فروش همخوانی ندارد. مشتری کمتر شده و مراسمها کوچکتر.یکی از فروشندگان قدیمی بازار میگوید: «قبلاً خانوادهها برای لباس عروس هزینه میکردند چون جشن مفصل میگرفتند. الان خیلیها یا مراسم نمیگیرند یا فقط یک مهمانی کوچک دارند. طبیعتاً لباس عروس هم دیگر اولویت اصلی نیست.»
تغییر سبک برگزاری مراسم ازدواج، مستقیم روی بازار لباس عروس اثر گذاشته است. زوجهای جوان امروز بیشتر سراغ مراسمهای جمعوجور میروند. بعضی فقط عقد محضری دارند و بعضی دیگر جشن خانوادگی کوچک برگزار میکنند.فراستیپور حتی تجربه دختر خودش را مثال میزند: «دختر خود من اصلاً عروسی نگرفت. فقط یک عقد ساده در محضر داشت. لباس عروس هم نپوشید و برای خودش کتوشلوار دوخت.»
همین تغییر باعث شده لباسهای جایگزین وارد بازار شوند. کتوشلوارهای سفید زنانه، لباسهای مینیمال، پیراهنهای ساده و مدلهایی که بیشتر مناسب عکاسی فرمالیتهاند، حالا سهم بزرگی از بازار را گرفتهاند.بعضی مزونها هم مسیرشان را تغییر دادهاند و به جای لباسهای کلاسیک عروس، سراغ طراحی لباسهای سادهتر رفتهاند. لباسهایی که بعد از مراسم هم امکان استفاده دوباره دارند و برای نسل جدید کاربردیتر به نظر میرسند.
در حالی که جشنهای بزرگ کمتر شده، بازار عکاسی فرمالیته هنوز تا حدی مشتری دارد. بسیاری از زوجها ترجیح میدهند هزینه سنگین تالار و مراسم را حذف کنند اما عکس و فیلم حرفهای داشته باشند.فراستیپور میگوید: «بعضیها جشن نمیگیرند ولی دوست دارند عکس داشته باشند. برای همین یک لباس ساده تهیه میکنند و عکس فرمالیته میگیرند.»
در این مدل مراسمها، لباسها معمولاً سبکتر و راحتترند. بعضی زوجها حتی لباس را نمیخرند و از خیاطها مدلهای ساده سفارش میدهند. همین مسئله بخشی از بازار را از ورشکستگی کامل نجات داده، هرچند فاصله زیادی با رونق گذشته دارد.آتلیهها هم شرایط مشابهی دارند. فعالان این بخش میگویند تعداد پروژهها کمتر شده اما هنوز تقاضا برای ثبت تصاویر مراسم وجود دارد. تفاوت در این است که مشتریها بهدنبال بستههای اقتصادیترند.
اگر فعالان صنف لباس عروس بخواهند نقطه سقوط بازار را مشخص کنند، بسیاری از آنها به دوران کرونا اشاره میکنند. تعطیلی مراسمها، ممنوعیت تجمع و ترس عمومی از برگزاری جشن، بازار را تقریباً متوقف کرد.بسیاری از مزونها ماهها بدون مشتری ماندند. لباسهایی که برای فصل عروسی آماده شده بود، روی دست صاحبانشان ماند و هزینه اجاره و حقوق کارکنان ادامه داشت. فراستیپور میگوید: «قبل کرونا هم اوضاع خراب بود ولی کرونا دیگر تیر آخر شد.»بعد از پایان محدودیتها هم بازار به شکل سابق برنگشت. چون در همان سالها، سبک زندگی جوانها تغییر کرده بود. بسیاری از زوجها به مراسم کوچک عادت کردند و دیگر تمایلی به خرجهای سنگین نشان ندادند.
رکود بازار لباس عروس فقط مسئله یک صنف نیست؛ این رکود تصویر بزرگتری از وضعیت اقتصادی و اجتماعی جامعه را نشان میدهد. وقتی هزینه مسکن، جهیزیه، تالار، سفر و شروع زندگی مشترک بالا میرود، طبیعی است که ازدواج هم کمتر شود. فراستیپور میگوید: «جوانها زیر بار ازدواج نمیروند. بحث مالی خیلی مهم است. خیلیها دیگر مسئولیتش را قبول نمیکنند.» آمار رسمی هم در سالهای اخیر کاهش ازدواج را نشان میدهد. همین کاهش مستقیم روی صنفهایی مثل تالارها، مزونها، گلفروشیها، آتلیهها و آرایشگاههای عروس اثر گذاشته است.
در گذشته، بازار لباس عروس وابسته به یک فرهنگ اجتماعی پررنگ بود. خانوادهها برای برگزاری مراسم باشکوه رقابت میکردند و لباس عروس بخش مهمی از آن نمایش اجتماعی بود. امروز اما نسل تازه، نگاه متفاوتی دارد. سادگی، صرفهجویی و تجربههای کمهزینهتر جای آن تجمل قدیمی را گرفته است.
با وجود همه این مشکلات، بعضی فعالان بازار هنوز امیدوارند شرایط تغییر کند. آنها میگویند اگر اقتصاد ثبات پیدا کند و قدرت خرید مردم بهتر شود، بخشی از رونق به بازار برمیگردد. البته شکل بازار احتمالاً دیگر شبیه گذشته نخواهد بود. حتی اگر ازدواجها بیشتر شود، سلیقه نسل جدید تغییر کرده و بازار هم ناچار است خودش را با آن وفق دهد. امروز لباسهای سبک، طراحیهای ساده، اجاره کوتاهمدت و خدمات اقتصادیتر بیشتر مورد توجه قرار گرفتهاند. مزونهایی که توانستهاند با این تغییرات همراه شوند، هنوز مشتری دارند.
آنهایی که روی مدل قدیمی بازار ماندهاند، بیشتر در معرض تعطیلیاند. بازار لباس عروس تهران حالا در میانه یک تغییر بزرگ ایستاده؛ تغییری که فقط مربوط به پوشاک نیست، بلکه از دگرگونی سبک زندگی، اقتصاد و نگاه جوانها به ازدواج خبر میدهد. در پاساژهای قدیمی جمهوری هنوز ویترینهایی با لباسهای سفید دیده میشود. لباسهایی که روزگاری نماد رویاهای پرخرج بودند. حالا اما پشت همان ویترینها، فروشندههایی ایستادهاند که بیشتر از تور و دانتل، درباره اجاره مغازه، گرانی پارچه و کمشدن مشتری حرف میزنند. انگار بازار لباس عروس، پیش از هر چیز، آینهای از حال و روز این روزهای جامعه شده است.
آقایان متفکر این پویش، مگر الان کسی مجبور به استفاده از اینترنت بینالملل است؟
افزایش خودسرانه قیمت خودروهای مونتاژی، چالش حاکمیت قانون و قدرت نهادهای نظارتی در بازار خودرو…
هما میرافشار در غربت چشم از جهان بست، اما ترانههایش در زندگی روزمره مردم جاری…
امروز فرصت خرید سهام بهتر از فروش است. از منظر تابلویی، بازار خوب است. از…
گرانی گواهی اسقاط؛ نوسازی خودروهای فرسوده و واردات خودروهای اقتصادی را متوقف کرده است
قطع درختان حاشیه تالاب ازباران، نگرانی از تغییر کاربری اراضی را افزایش داده اما مسئولان…