شهلا رضایی: برای دهههای متمادی، تصویری که از یک شوهر ایدهآل در ذهن جامعه نقش بسته بود، شباهت زیادی به یک صخره سخت و نفوذناپذیر داشت. مردی که تنها وظیفهاش تأمین مالی بود، در برابر مشکلات خم به ابرو نمیآورد و از نظر عاطفی چنان سرد و ساکت بود که نفوذ به لایههای درونی ذهنش برای نزدیکترین افراد زندگیاش هم غیرممکن به نظر میرسید. این کهنالگو که بر قدرت فیزیکی و سکوت عاطفی بنا شده بود، دههها به عنوان معیار مردانگی ستایش میشد. اما با رسیدن به سال دو هزار و بیست و شش، شاهد مرگ تدریجی این الگوی قدیمی و تولد مفهومی نوین به نام مردانگی نرم هستیم. این تغییر بزرگ، تنها یک مد زودگذر در شبکههای اجتماعی نیست، بلکه پاسخی علمی و روانشناختی به نیازهای انسانی در دنیای پیچیده امروز است. در این الگوی جدید، مردانگی نه با سرکوب احساسات، بلکه با قدرت بیان آنها، گوش دادن فعال و تقسیم برابر بارهای عاطفی و اجرایی زندگی تعریف میشود.
بسیاری از منتقدان در ابتدا تصور میکردند که مردانگی نرم به معنای ضعف، انفعال یا از دست دادن اقتدار مردانه است. اما واقعیت کاملاً برعکس است. مردانگی نرم در حقیقت به معنای رسیدن به یک سواد هیجانی بالا است؛ یعنی توانایی اینکه یک مرد بتواند احساساتی فراتر از خشم را شناسایی کرده و آنها را به زبان بیاورد. این الگو بر پایه آسیبپذیری رابطهای بنا شده است.
به این معنا که یک شوهر در سال دو هزار و بیست و شش، آنقدر شجاعت دارد که بگوید میترسد، به کمک نیاز دارد یا در جایی اشتباه کرده است. دکتر لیزا فلدمن بارت در یکی از سخنرانیهای اخیر خود در سال جاری میلادی، به زیبایی این موضوع را تبیین کرده و معتقد است که مردانگی نرم به معنای کمتر مرد بودن نیست، بلکه به معنای تبدیل شدن به یک شریک زندگیِ انسانیتر و واقعیتر است. این نوع مردانگی شامل مشارکت فعال در مدیریت خانه و مراقبت از فرزندان بدون نیاز به یادآوری یا دستور گرفتن است.
تحقیقات علمی گستردهای که در سال دو هزار و بیست و شش انجام شده، برتری این الگوی رفتاری را به وضوح نشان میدهد. برای مثال، مطالعهای که در ژورنال ایدههای نو در روانشناسی منتشر شده و بیش از هزار و دویست زوج را به مدت پنج سال زیر نظر گرفته، نشان میدهد که انعطافپذیری روانشناختی مهمترین عامل در ماندگاری یک ازدواج است.
مردانی که در این آزمونها نمره بالایی داشتند، کسانی بودند که میتوانستند ناراحتیهای همسرشان را تحمل کنند و بدون اینکه بلافاصله بخواهند نقش حلال مشکلات را بازی کنند، تنها به احساسات طرف مقابل گوش دهند. یافتههای کلیدی این پژوهش نشان داد که این مردان چهل و سه درصد تعارضات مخرب کمتری را در زندگی زناشویی خود تجربه میکنند. در واقع، پذیرش احساسات متفاوت همسر، بدون قضاوت یا تلاش برای تغییر سریع آنها، فضای امنی ایجاد میکند که صمیمیت در آن رشد میکند.
علاوه بر این، تحقیقات دیگری که در اوایل سال جاری میلادی در حوزه روانشناسی منتشر شد، نشاندهنده تأثیر شگفتانگیز این رفتار بر سلامت جسمی همسران است. بر اساس این مطالعات، زنانی که همسرانشان قدرت بیان عاطفی بالایی دارند، در پایان روز سطح هورمون استرس یا همان کورتیزول بسیار پایینتری را تجربه میکنند. دلیل این اتفاق ساده است؛ وقتی یک مرد مشکلات و احساساتش را با همسرش به اشتراک میگذارد، استرسهای همسرش را هم عادیسازی میکند و به جای یک رابطه یکطرفه که در آن زن همیشه باید تکیهگاه عاطفی باشد، یک حمایت متقابل شکل میگیرد. این موضوع باعث میشود شکاف کار عاطفی که همیشه باری سنگین بر دوش زنان بوده، از بین برود و هر دو طرف احساس سبکی و رضایت بیشتری داشته باشند.
تأثیرات مثبت این رویکرد تنها به رابطه زوجین محدود نمیشود و تمام فضای خانواده را تحت تأثیر قرار میدهد. پژوهشهای دانشگاه تگزاس نشان داده است که وقتی پدران الگوی مردانگی نرم را در خانه اجرا میکنند، فرزندان آنها به شکل چشمگیری همدلتر میشوند و قدرت تنظیم هیجانات خود را پیدا میکنند. این کودکان در مدرسه و گروههای همسالان، رفتارهای قلدرمآبانه کمتری نشان میدهند و در آینده به انسانهایی سالمتر از نظر روانی تبدیل میشوند. این موضوع باعث میشود تنشهای همیشگی والدین بر سر سبکهای فرزندپروری کاهش یابد، چرا که پدر به جای ایفای نقش یک ناظم سختگیر، به عنوان یک راهنمای همدل در کنار فرزندان حضور دارد.
برای درک بهتر این موضوع، میتوان به مثالهای واقعی که در جوامع امروز در حال رخ دادن است نگاه کرد. مردانی که در گذشته هنگام مشاجره سکوت میکردند یا از خانه بیرون میرفتند، اکنون یاد گرفتهاند که با کلام خود فضا را مدیریت کنند. مثلاً مردی که در اوج عصبانیت میتواند بگوید که در حال حاضر احساس میکند غرق در فشار است و نیاز به یک وقفه بیست دقیقهای دارد تا بعداً با آرامش صحبت کند، در واقع طول مشاجرات خود را تا هفتاد درصد کاهش میدهد. یا مردی که مدیریت وعدههای غذایی و کارهای مدرسه بچهها را به عنوان وظیفه شخصی خود میپذیرد، نه به عنوان یک کمک موقتی به همسرش، باعث میشود ریشههای کینه و رنجش در خانه بخشکد و صمیمیت میان او و همسرش دوچندان شود.
حتی در سختترین لحظات زندگی، مثل از دست دادن یک عزیز یا تجربه شکستهای سنگین، مردانگی نرم به کمک رابطهها میآید. مردی که به جای قوی ماندنِ مصنوعی، در کنار همسرش اشک میریزد و اندوهش را فریاد میزند، باعث میشود همسرش در آن درد تنها نماند. این آسیبپذیری آگاهانه، برخلاف تصور قدیمی، یک حس امنیت عمیق ایجاد میکند؛ چون زن احساس میکند با یک انسان واقعی روبهرو است، نه یک مجسمه سنگی که هیچ درکی از درد ندارد. در واقع، مردانگی نرم هیچ منافاتی با جوهره مردانگی ندارد، بلکه تنها صمیمیت و همدلی را جایگزین سکوت و سرسختی کرده است.
با این حال، باید توجه داشت که هر تغییر بزرگی ممکن است با چالشهایی روبهرو شود. مردانگی نرم اگر به درستی درک نشود، ممکن است در برخی موارد به انفعال یا از دست دادن مرزهای شخصی منجر شود، اما علم در سال دو هزار و بیست و شش به ما میگوید که با آموزش صحیح و آگاهی، این الگو میتواند نجاتبخش جوامع مدرن باشد. ما در حال عبور از دورانی هستیم که در آن مردان مجبور بودند برای مرد ماندن، نیمی از انسانیت خود را دفن کنند. امروز، مردانگی یعنی شجاعتِ مهربان بودن، قدرتِ گوش دادن و جسارتِ نشان دادن لرزشهای دل در برابر تندبادهای زندگی. این مسیر جدید، نه تنها ازدواجها را مستحکمتر میکند، بلکه به مردان اجازه میدهد زندگی سالمتر، طولانیتر و شادتری را در کنار عزیزانشان تجربه کنند.
«کهکشان سوپر ماریو» با صحنههای خیرهکننده، موسیقی استادانه و شخصیتهای محبوب، تجربهای پرانرژی برای همه…
فعالان محیط زیست میگویند کارچاقکنها برای نجات جنگلتراشان و قاچاقچیان چوب، استشهادیه جمع میکنند.
چرا متولیان برگزاری نمایشگاه مجازی کتاب شش روز مانده به افتتاحیه روزه سکوت گرفتهاند؟
قطعی اینترنت و اختلال در حملونقل، فروش و زنجیره تأمین بسیاری از کسبوکارها را متوقف…
وزارت دفاع آمریکا در اقدامی کمسابقه، نخستین بسته از اسناد محرمانه مربوط به مشاهده «اشیای…
اعضای کمیسیون عمران معتقدند که مناطق آزادی مثل کیش، که صاحب ایرلاینهای بومی و چابک…