جامعه

افشاگرنمایی یا باج‌گیری در شبکه‌های اجتماعی

حمیده عبداللهی:در نیمه‌تاریک فضای مجازی، جایی میان کانال‌های پرزرق‌وبرق افشاگری و گروه‌های ناشناس پیام‌رسان، روایت‌هایی شکل می‌گیرد که مرز میان خبر، شایعه و فشار روانی را محو می‌کند. پیام‌هایی که با وعده رو کردن پشت‌پرده‌ فعالیت‌ها و زندگی افرادآغاز می‌شوند، آرام‌آرام به شبکه‌ای از ادعاها، اسناد نیمه‌کامل و تهدیدهای مستقیم یا غیرمستقیم تبدیل می‌شوند. شبکه‌ای که در آن نام‌ها و اعتبار افراد در ازای مبالغی نامعلوم دست‌به‌دست می‌شود و افکار عمومی، بی‌آنکه امکان راستی‌آزمایی روشن داشته باشد، در میان موجی از اطلاعات متناقض سرگردان می‌ماند.

از هالیوود تا تهران

نمونه‌های این پدیده اما فقط محدود به ایران نیست. در سطح جهانی هم بارها شبکه‌ها و صفحات غیررسمی با ادعای افشاگری، وارد زندگی چهره‌های مشهور شده‌اند. از پرونده‌های مربوط به برخی سلبریتی‌های هالیوودی گرفته تا موج‌های شبکه‌ای علیه فوتبالیست‌هایی مثل کریستیانو رونالدو یا لیونل مسی که در مقاطعی با روایت‌های تاییدنشده درباره زندگی شخصی یا حرفه‌ای‌شان، فضای رسانه‌ای را تحت تاثیر قرار داده‌اند.

در بسیاری از این موارد، بعدها مشخص شده که بخشی از این محتواها در بستر شبکه‌هایی منتشر شده که در ازای انتشار یا توقف موج خبری، مبالغی با رقم‌های بسیار متفاوت از چند هزار تا صدها هزار دلار جابه‌جا شده است. در ایران نیز، به گفته فعالان رسانه‌ای، این الگو در قالب‌های مختلف مجازی دیده می‌شود. از صفحاتی که زندگی هنرمندان و اینفلوئنسرها را با عنوان افشاگری هدف قرار می‌دهند تا کانال‌هایی که به مسائل اقتصادی یا اجتماعی افراد و گروه‌ها ورود کرده و با انتشار اطلاعات تاییدنشده و البته جنجالی، موج‌های کوتاه‌مدت خبری ایجاد می‌کنند. در کنار آن برخی صفحات نیز صرفاً بر حواشی چهره‌های مشهور متمرکزند و با ترکیب شایعه، خبر و محتوای نیمه‌افشاگرانه، مخاطب جذب می‌کنند تا بدون آنکه سازوکار مشخصی برای راستی‌آزمایی یا پاسخ‌گویی داشته باشند.

این تفاوت موضوعی باعث شده طیف متنوعی از «افشاگر»نماها شکل بگیرد. از پیج‌هایی که بر سلبریتی‌ها و اینفلوئنسرها تمرکز دارند تا صفحاتی که ادعای ورود به پرونده‌های اقتصادی یا سیاسی را مطرح می‌کنند. همین پراکندگی، در کنار سرعت انتشار محتوا، فضایی ساخته که در آن تشخیص مرز میان گزارش مستند، تحلیل، شایعه یا فشار رسانه‌ای برای مخاطب عادی دشوار شده است.

فشار شبکه‌های افشاگر

جوانی که برای خودش اسم و رسمی دارد و مدعی است که قربانی همین شبکه‌های «افشاگرنما» شده و نمی‌خواهد نامش فاش شود، به «هفت‌صبح» می‌گوید: در ابتدا تصور نمی‌کردم یک محتوای منتشرشده از زندگی شخصی و کاری من در یک کانال ناشناس بتواند اینطوری زندگی‌ام را نابود کند. ماجرا به گفته او با طرح یک ادعای مبهم و جنجالی از زندگی خصوصی وی آغاز شده است.

ادعایی کلی درباره یک رفتار یا ارتباط شخصی که بدون سند مشخص در چند کانال بازنشر شده و بعد در فضای مجازی دست‌به‌دست شده است. او توضیح می‌دهد که انتظار داشته با روشن شدن موضوع، فضا آرام شود، اما برعکس، شرایط پیچیده‌تر شده است. به گفته او، بعد از انتشار اولیه، پیام‌هایی از سوی کانال‌ها و رسانه‌های مجازی مختلف دریافت کرده که در آن‌ها از او خواسته شده برای جمع شدن موضوع یا ادامه پیدا نکردن انتشار «همکاری» کند! یا درخواست‌های غیررسمی مانند پرداخت مبلغ ۸۰۰ میلیون تومان یا ارائه اطلاعات درباره افراد دیگر بوده است.

او می‌گوید: حتی اگر اصل ادعا درست نباشد، موجی که در شبکه‌های اجتماعی ایجاد می‌شود، از کنترل خارج است. مسئله اصلی نه فقط انتشار یک خبر، بلکه چرخه‌ای است که در آن بازنشر مداوم، واکنش کاربران و نبود امکان پاسخ‌گویی موثر باعث می‌شود اثر اجتماعی ماجرا باقی بماند حتی زمانی که سند مشخصی وجود ندارد.

کارکرد رسانه‌ای گردانندگان صفحات

در سوی دیگر، فردی که خود را مدیر یکی از این صفحات در فضای مجازی معرفی می‌کند، در گفت‌و‌گو با «هفت‌صبح» فعالیت این مجموعه‌ها را در چارچوب رسانه غیررسمی تعریف می‌کند. او معتقد است که بخش زیادی از اطلاعات از منابع مردمی یا ارتباطات غیررسمی به دست می‌رسد و در شرایطی که رسانه‌های رسمی به هر دلیل وارد برخی موضوعات نمی‌شوند، این فضا نقش جایگزین پیدا می‌کند.

او همچنین مدعی است که فشار افکار عمومی بخشی از ذات رسانه در فضای دیجیتال است و انتشار موضوعات حساس و خصوصی، به‌طور طبیعی واکنش ایجاد می‌کند. این واکنش لزوماً به معنای نادرستی محتوا نیست و در بسیاری از موارد، نشانه اثرگذاری موضوع است. در عین حال، او می‌پذیرد که این فضا همیشه صادق و سالم نیست و برخی افراد ممکن است از عنوان افشاگری برای منافع شخصی استفاده کنند. با این حال تأکید می‌کند که نمی‌توان همه این فعالیت‌ها را در یک دسته قرار داد.

نمونه‌های جهانی و داخلی افشاگرنماها

در سال‌های اخیر، هم‌زمان با رشد شبکه‌های اجتماعی، شکل‌گیری صفحات و کمپین‌های موسوم به افشاگر به یک روند جهانی تبدیل شده است. بر اساس گزارش‌های نهادهای پژوهشی حوزه رسانه دیجیتال، بخش قابل توجهی از محتوای پرریسک در شبکه‌های اجتماعی در سال‌های اخیر به اطلاعات تاییدنشده یا ناقص مربوط می‌شود. به‌عنوان نمونه، برخی مطالعات بین‌المللی نشان می‌دهد که در دوره‌های اوج بحران‌های خبری یا حواشی مربوط به چهره‌های مشهور، سهم محتوای غیرقابل راستی‌آزمایی فوری در پلتفرم‌هایی مانند اکس (توییتر سابق) و اینستاگرام می‌تواند به بیش از ۳۰ تا ۴۰ درصد از کل محتوای وایرال‌شده در آن بازه زمانی برسد.

در کنار این روند کلی، نمونه‌های متعددی از کمپین‌های غیررسمی در سطح جهانی دیده شده است. از صفحات ناشناس در اروپا و آمریکا که با ادعای افشاگری درباره چهره‌های هنری و ورزشی فعالیت کرده‌اند، تا موج‌های شبکه‌ای علیه سلبریتی‌هایی که بخشی از آن‌ها بعدها به دلیل نبود سند معتبر یا استناد به اطلاعات ناقص، از سوی رسانه‌های رسمی یا نهادهای راستی‌آزمایی تکذیب شده‌اند.

در برخی گزارش‌های رسانه‌ای نیز اشاره شده که گردش مالی برخی شبکه‌های افشاگرنما در پروژه‌های فشار رسانه‌ای یا حذف/بازنشر محتوا، در مواردی به ارقام چند ده هزار تا چند صد هزار دلار برای هر کمپین محدود رسیده است؛ هرچند این ارقام معمولاً به‌صورت موردی و غیرقابل تعمیم کلی مطرح می‌شوند. در ایران نیز، به گفته فعالان رسانه‌ای، این الگو در قالب‌های مختلف قابل مشاهده است. از صفحات و کانال‌هایی که به حواشی هنرمندان و اینفلوئنسرها می‌پردازند تا شبکه‌هایی که با ادعای افشای پرونده‌های اقتصادی یا اجتماعی فعالیت می‌کنند.

برآوردهای غیررسمی از رصد فضای مجازی نشان می‌دهد که محتوای مرتبط با افشاگری‌های بدون سند یا نیمه‌مستند سهم قابل توجهی از بازنشرهای پرسرعت در برخی دوره‌های زمانی را به خود اختصاص می‌دهد. به‌ویژه زمانی که موضوعات مربوط به چهره‌های مشهور یا پرونده‌های حساس مطرح می‌شود. بخش قابل توجهی از این محتواها در بازه زمانی کوتاه به اوج بازنشر می‌رسند و سپس بدون پیگیری مستند یا پاسخ‌گویی روشن، از جریان توجه عمومی خارج می‌شوند. الگویی که به‌تدریج باعث شکل‌گیری چرخه‌ای از افشاگری‌های مقطعی در فضای مجازی شده است.

تولید قدرت رسانه‌ای در خلأ نظارت رسمی و تغییر نقش رسانه در فضای دیجیتال

شکوفه کشوری، پژوهشگر اجتماعی با ذکر اینکه یکی از مهم‌ترین تحولات کنونی در بخش اطلاع رسانی، جابه‌جایی مرکز تولید قدرت رسانه‌ای از نهادهای رسمی به شبکه‌های غیررسمی و پراکنده در فضای مجازی است در تحلیل این پدیده به هفت صبح می‌گوید: در این ساختار جدید، دیگر الزاماً رسانه‌های دارای مجوز یا ساختار حرفه‌ای نقش اصلی را در شکل‌دهی افکار عمومی ندارند، بلکه صفحات کوچک، کانال‌های ناشناس و شبکه‌های به‌ظاهر مستقل می‌توانند با اتکا به سرعت انتشار و جذابیت محتوای جنجالی، به بازیگران اثرگذار تبدیل شوند.

این پژوهشگر اجتماعی با بیان اینکه در این چارچوب مفهوم اعتبار رسانه‌ای دچار تغییر شده است، می‌افزاید: اگر در مدل‌های سنتی، اعتبار بر پایه منبع، راستی‌آزمایی و پاسخ‌گویی تعریف می‌شد، در فضای جدید، معیارهایی مانند میزان بازدید، سرعت انتشار و توان ایجاد واکنش اجتماعی جایگزین آن شده‌اند. نتیجه این تغییر، شکل‌گیری نوعی قدرت نرم است که می‌تواند بدون پشتوانه نهادی مشخص، بر تصویر عمومی افراد یا موضوعات اثر بگذارد.

تشدید ابهام شناختی و فروپاشی مرزهای حقیقت و روایت

کشوری، یکی از پیامدهای مهم این تحول را افزایش ابهام شناختی در سطح جامعه می‌داند، وضعیتی که در آن مخاطب در مواجهه با حجم بالای اطلاعات متناقض، توان تشخیص میان خبر معتبر، روایت جهت‌دار و محتوای هدفمند را از دست می‌دهد. در چنین شرایطی، هر موضوع واحد می‌تواند در چندین نسخه متفاوت بازتولید شود که هرکدام بخشی از واقعیت را برجسته و بخش‌هایی دیگر را حذف می‌کنند.

او مدعی است که این وضعیت به‌تدریج منجر به نوعی چندپارگی واقعیت اجتماعی می‌شود. یعنی به‌جای یک روایت مشترک از واقعیت، مجموعه‌ای از روایت‌های موازی شکل می‌گیرد که هرکدام مخاطبان خاص خود را دارند. در این میان، آنچه اهمیت بیشتری پیدا می‌کند نه صحت محتوا، بلکه هم‌خوانی آن با پیش‌فرض‌های ذهنی مخاطب و میزان پذیرش اجتماعی آن در شبکه‌های مختلف است.

فرسایش سرمایه اجتماعی و تضعیف اعتماد نهادی

از منظر این پژوهشگر اجتماعی، یکی از پیامدهای بلندمدت این روند، فرسایش تدریجی سرمایه اجتماعی و کاهش اعتماد عمومی است. هنگامی که مخاطب به‌طور مداوم با روایت‌های غیرقابل راستی‌آزمایی، افشاگری‌های بی‌منبع و تکذیب‌های متأخر مواجه می‌شود، به مرور اعتماد او نه‌فقط نسبت به صفحات غیررسمی، بلکه نسبت به کل نظام اطلاع‌رسانی کاهش می‌یابد.

او معتقد است که این وضعیت می‌تواند به شکل‌گیری نوعی بدبینی عمومی منجر شود که در آن حتی رسانه‌های رسمی نیز در کنار منابع غیررسمی قرار می‌گیرند و تمایز میان آن‌ها برای مخاطب کمرنگ می‌شود. در چنین فضایی، جامعه در معرض نوعی تساوی اعتبار اطلاعاتی قرار می‌گیرد. یعنی جایی که خبر مستند، تحلیل تخصصی و شایعه شبکه‌های اجتماعی در یک سطح ادراکی قرار می‌گیرند. روندی که به باور کشوری نه‌تنها بر کیفیت اطلاع‌رسانی، بلکه بر کیفیت تصمیم‌گیری اجتماعی، مشارکت عمومی و اعتماد به نهادهای رسمی نیز اثرگذار است و به‌تدریج می‌تواند به شکل‌گیری یک وضعیت پایدار از بی‌اعتمادی و تردید اطلاعاتی منجر شود.

مرز مسئولیت در انتشار محتوا

از منظر حقوقی نیز، فعالیت کانال‌ها و صفحات موسوم به افشاگر در فضای مجازی در یک حوزه خاکستری قانونی قرار می‌گیرد. جایی میان آزادی بیان، حق اطلاع‌رسانی و مسئولیت کیفری ناشی از نشر اکاذیب، افترا یا هتک حیثیت. در قوانین موجود، اصل بر این است که انتشار هرگونه ادعا درباره اشخاص حقیقی یا حقوقی باید مبتنی بر مستندات قابل اتکا باشد و در غیر این صورت، می‌تواند مشمول عنوان مجرمانه قرار گیرد.

با این حال، پیچیدگی فضای مجازی باعث شده است که تشخیص نیت، منبع و مسئول اصلی انتشار در بسیاری از موارد دشوار باشد. به‌ویژه در شبکه‌هایی که با هویت‌های ناشناس یا چندلایه فعالیت می‌کنند، اثبات رابطه مستقیم میان منتشرکننده محتوا و فردی که از آن نفع مالی یا غیرمالی می‌برد، یکی از چالش‌های اصلی در فرآیند رسیدگی قضایی است.

در چنین شرایطی، اگر انتشار محتوا با هدف فشار برای دریافت وجه، امتیاز یا هرگونه منفعت همراه باشد، می‌تواند در چارچوب عناوینی مانند تهدید، اخاذی یا اجبار غیرقانونی مورد بررسی قرار گیرد. در مقابل، در مواردی که ادعاها در قالب افشاگری مطرح می‌شوند اما فاقد سند باشند، امکان پیگیری حقوقی از مسیر افترا و نشر اکاذیب نیز وجود دارد.

در مجموع، کارشناسان حقوقی تأکید می‌کنند که نبود شفافیت در هویت گردانندگان این صفحات و سرعت بالای انتشار محتوا، هم فرآیند اثبات جرم را دشوار کرده و هم ضرورت به‌روزرسانی ابزارهای حقوقی برای مواجهه با این نوع جرائم نوظهور را پررنگ‌تر ساخته است.

وقتی مرز خبر و فشار رسانه‌ای کمرنگ می‌شود

گسترش کانال‌ها و صفحات موسوم به افشاگر در فضای مجازی را می‌توان بخشی از تحول ساختاری رسانه در عصر دیجیتال دانست. تحولی که در آن سرعت انتشار، جذابیت محتوای جنجالی و نبود سازوکارهای روشن راستی‌آزمایی، گاهی بر دقت و مسئولیت‌پذیری غلبه می‌کند. در چنین فضایی، روایت‌ها می‌توانند به‌سرعت از یک ادعای محدود به موجی از قضاوت عمومی تبدیل شوند و پیامدهای اجتماعی، روانی و حتی حقوقی قابل توجهی به همراه داشته باشند. هم‌زمان، نبود مرز روشن میان افشاگری، شایعه و فشار هدفمند رسانه‌ای، این پدیده را به یکی از چالش‌های جدی اعتماد عمومی و سلامت فضای اطلاع‌رسانی بدل کرده است.

modir

Recent Posts

هیئت‌رئیسه مجلس در ۱۴۰۵

ورود سمیه رفیعی به هیئت ‌رئیسه مجلس برای نخستین‌بار حضور یک زن در این ترکیب…

1 ساعت ago

روایت‌های نگران‌کننده از واگذاری نفت‌کش‌های «نیکو»؛ از فروش به تریدر پرحاشیه تا بازاجاره گران‌تر شناورها

روایت‌های نگران‌کننده درباره واگذاری چهار فروند شناور متعلق به شرکت «نیکو» (زیرمجموعه شرکت ملی نفت…

3 ساعت ago

علائم تیروئید چیست؟

وقتی غده تیروئید خیلی سریع کار می‌کند، بدن وارد حالت شتاب مداوم می‌شود. بیمار تپش…

3 ساعت ago

بررسی عملکرد جامع شرکت‌های بورسی

در حال حاضر شرکت‌هایی که سودآوری مستمر و پایدار دارند (و نه سودهای مقطعی و…

6 ساعت ago

اوج‌گیری قیمت برنج در بازارها

قیمت خرده‌فروشی برنج در بازارهای جهانی در ماه مه ۲۰۲۶ حدود ۳۰ درصد نسبت به…

6 ساعت ago

نقشه اقتصاد جهان در ۲۰۳۱؛ صعود هند، افول روسیه و رقابت نفس‌گیر آمریکا و چین

نقشه اقتصاد جهان در سال ۲۰۳۱ نشان می‌دهد که «مرکز ثقل اقتصادی جهان به طور…

6 ساعت ago