Categories: آخرین اخبار

آتش‌بس آمریکا تاکتیک یا تله استراتژیک؟

به گزارش سرمایه فردا، هیاهوی حملات نظامی و شلیک موشک‌ها چند روزی است که فروکش کرده و آتش‌بسی شکننده و ناپایدار در منطقه برقرار شده است. تحلیلگران نظامی و سیاسی این سکون ۶۰ روزه را به راحتی یک «فرصت دیپلماتیک» یا «نشانه ناتوانی نظامی» تفسیر نمی‌کنند. بلکه در این توقف چند هفته‌ای، محاسبات دقیق و چندلایه‌ای نهفته است که ریشه در «تقویم سیاسی»، «مدیریت افکار عمومی جهان» و «آماده‌سازی بستر برای فروپاشی از درون» دارد. این گزارش به تحلیل ابعاد پنهان این وقفه استراتژیک می‌پردازد.

جام جهانی ۲۰۲۶؛ سپر دیپلماتیک ایران یا تله رسانه‌ای آمریکا؟

نخستین و شاید مهم‌ترین عاملی که در توقف ۶۰ روزه جنگ نقش دارد، «تقویم ورزشی جهان» است. تنها ۱۷ روز تا آغاز جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ باقی مانده است. این رویداد که به عنوان «درازمدت‌ترین جام جهانی تاریخ فوتبال» شناخته می‌شود، با ۴۸ تیم و ۱۰۴ بازی، بیش از ۴۵ روز به طول خواهد انجامید (۳۸ روز بازی + چند روز افتتاحیه و اختتامیه). در مجموع، یک بازه حدود ۶۰ روزه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. برگزاری یک جنگ تمام‌عیار و گسترده علیه ایران درست همزمان با جام جهانی، از منظر «مدیریت افکار عمومی» یک فاجعه تمام‌عیار برای دولت آمریکا است. تصاویر بمباران شهرها و کشته شدن غیرنظامیان ایرانی، در کنار جشن‌ها و شادی‌های میلیون‌ها فوتبال دوست از سراسر جهان، واشنگتن را در موضع «برهم‌زننده صلح و شادی جهانی» قرار می‌دهد. چنین اقدامی، اجماع‌سازی علیه ایران را در افکار عمومی جهان (به ویژه در کشورهای اروپایی و آسیایی که هواداران پروپاقرص فوتبال هستند) بسیار دشوار می‌کند. محاسبه سیاسی در واشنگتن ساده است: هزینه پرستیژی آغاز جنگ در میانه جام جهانی، بسیار بیشتر از منافع نظامی آن است. بنابراین، این ۶۰ روز یک «وقفه تاکتیکی برای جلوگیری از خودزنی رسانه‌ای» است، نه نشانه ناتوانی نظامی.

تقویم سیاسی؛ انتخابات، سورپرایز اکتبر و محاسبات انتخاباتی

تاریخ همواره شاهد وقایعی بوده که شروع یا پایان آنها با «تقویم سیاسی» و «انتخابات» گره خورده است. پدیده «سورپرایز اکتبر» (October Surprise) در سیاست آمریکا نمونه بارز این محاسبات است. (به رویداد یا خبری گفته می‌شود که در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا به طور ناگهانی منتشر می‌شود تا نتیجه انتخابات را تغییر دهد). اگر این ۶۰ روز توقف جنگ با دوره‌ای از «ضعف سیاسی دولت مستقر در واشنگتن» یا «نزدیکی به انتخابات» تداخل داشته باشد، قطعاً «جنگیدن» آخرین گزینه خواهد بود. یک رئیس‌جمهور در حال خروج یا یک رئیس‌جمهور تازه‌وارد که هنوز تیم امنیت ملی خود را تکمیل نکرده است، تمایل چندانی به آغاز یک جنگ تمام‌عیار و پرهزینه در خاورمیانه ندارد. به عبارت دیگر، سیاستمداران، برخلاف نظامیان، همیشه به «تقویم» نگاه می‌کنند. سؤال این است که در ۶ ماه آینده آیا شاهد یک دولت لنگ در واشنگتن خواهیم بود یا دولتی که برای تثبیت جایگاه خود نیاز به یک «پیروزی نظامی سریع» دارد؟ پاسخ به این سؤال، تعیین‌کننده سناریوی بعد از ۶۰ روز است.

جنگ سخت نیست، جنگ نرم است؛ سه تله استراتژیک آمریکا

از منظر راهبردی، این ۶۰ روز یک «فرصت طلایی» برای آمریکا و متحدانش است تا با فشار بر «گسل‌های اجتماعی» و تشدید «جنگ نرم» در داخل ایران، توان مقاومت ملی را پیش از هر درگیری نظامی فرسایش دهند. «تمرکز بر روی ناآرامی‌های داخلی» و «سرمایه‌گذاری بر روی دو قطبی‌سازی جامعه» یکی از محورهای اصلی این استراتژی است. هدف این است که در صورت وقوع جنگ، آمریکا با ایرانی روبه‌رو باشد که از درون ضعیف، دوقطبی و دچار انفعال شده است.

دومین تله، «یافتن راه‌های جایگزین برای انتقال انرژی و بی‌اثر کردن تهدید بسته شدن تنگه هرمز» است. آمریکا طی این ۶۰ روز، با سرعت بیشتری روی پروژه‌های جایگزین (مانند خطوط لوله از امارات و عربستان به دریای عمان، و افزایش ظرفیت پایانه‌های صادراتی خود) کار خواهد کرد تا وابستگی جهان به نفت عبوری از تنگه هرمز را کاهش دهد. اگر این طرح‌ها تا حدی موفقیت‌آمیز باشد، آنگاه «اهرم فشار ایران» (بستن تنگه) تضعیف خواهد شد و واشنگتن با اطمینان بیشتری وارد مرحله بعدی خواهد شد.

سومین تله، «مدیریت هزینه پرستیژی جنگ» است. آمریکا نمی‌خواهد به عنوان «متجاوز» و «برهم‌زننده صلح جهانی» شناخته شود. این ۶۰ روز فرصتی است تا با اهرم‌های دیپلماتیک و فشار اقتصادی، ایران را به عنوان «طرف مذاکره‌ناپذیر» و «مقصر بن‌بست» به افکار عمومی جهان معرفی کند. در این سناریو، قصد دارند جنگ آینده را نه یک «تجاوز»، بلکه یک «اقدام تنبیهی لازم» علیه کشوری که به تعهدات بین‌المللی خود پایبند نیست، جلوه کنند.

۶۰ روز؛ فرصت یا تله؟

با این تحلیل، می‌توان نتیجه گرفت که این ۶۰ روز توقف جنگ، نه یک «فرصت دیپلماتیک» برای حل ریشه‌ای بحران، که بیشتر یک «بازه عملیاتی در حوزه جنگ نرم و آمادگی لجستیک» است. ایران نباید این وقفه را به عنوان «ناتوانی نظامی آمریکا» یا «پیروزی دیپلماتیک» خود تفسیر کند. این یک «مهلت استراتژیک» است تا هر دو طرف خود را برای مرحله بعدی (که ممکن است جنگ تمام‌عیار باشد) آماده کنند. ایران در این ۶۰ روز باید بیش از هر چیز بر «انسجام داخلی»، «تقویت زیرساخت‌های مقاومت» و «تکمیل پروژه‌های دفاعی و اقتصادی جایگزین» تمرکز کند. غفلت از این فرصت طلایی، می‌تواند در مرحله بعدی به یک «تله جبران‌ناپذیر» تبدیل شود. سؤال این است: آیا ایران از این ۶۰ روز برای آماده‌سازی برای بدترین سناریو استفاده خواهد کرد یا در دام «خوش‌بینی تاکتیکی» گرفتار خواهد آمد؟ پاسخ را آینده مشخص خواهد کرد.

modir

Recent Posts

اوج‌گیری قیمت برنج در بازارها

قیمت خرده‌فروشی برنج در بازارهای جهانی در ماه مه ۲۰۲۶ حدود ۳۰ درصد نسبت به…

2 دقیقه ago

نقشه اقتصاد جهان در ۲۰۳۱؛ صعود هند، افول روسیه و رقابت نفس‌گیر آمریکا و چین

نقشه اقتصاد جهان در سال ۲۰۳۱ نشان می‌دهد که «مرکز ثقل اقتصادی جهان به طور…

8 دقیقه ago

معمای سیگار و جامعه در بن‌بست بحران

جامعه ایران، علی‌رغم همه این فشارها، «فرو نپاشیده» است. مردم به زندگی خود ادامه می‌دهند،…

21 دقیقه ago

پولدارهای ایران چه کسانی هستند؟

چه شد که گروه‌هایی از مردم این همه ثروتمند شدند که خودروی ۱۱۰ میلیارد تومانی…

7 ساعت ago

نقد پزشکیان در جنگ

فرمان جنگ و صلح بر‌اساس اصل 110 قانون اساسی با مقام رهبری است. چطور پزشکیان…

7 ساعت ago

توقف سیگنال فروشی سهام

ما به ابزارهای دیجیتال برای «دموکراتیزه کردن اطلاعات» نیاز داریم، اما کانال‌های سیگنال‌دهی تلگرامی، نمونه…

7 ساعت ago