کاهش ذخایر نفتی آمریکا و سقوط آزاد اوراق قرضه

دوران نرخ بهره صفر، خرید اوراق توسط بانک‌های مرکزی (تسهیل کمی) و نقدینگی فراوان، به طور قطعی به پایان رسیده است. آنچه اکنون در حال شکل‌گیری است، دوره‌ای از «فشار مالی شدید» است که می‌تواند عواقب زیادی را به دنبال داشته باشد.

به گزارش سرمایه فردا، دو سیگنال هشداردهنده و همزمان از قلب اقتصاد آمریکا، زنگ خطری جدی برای اقتصاد جهانی به صدا درآورده است. از یک سو، ذخایر راهبردی نفت آمریکا با سریعترین نرخ تاریخ در حال کاهش است و از سوی دیگر، نرخ بازده اوراق قرضه ۳۰ ساله خزانه داری آمریکا به بالاترین سطح از دوران منتهی به بحران مالی جهانی رسیده است. این دو رویداد در کنار هم، تصویری از یک اقتصاد در آستانه یک تغییر پارادایم بزرگ را ترسیم می‌کنند: پایان «عصر پول ارزان» و آغاز دوره‌ای از فشارهای مالی شدید و بی‌سابقه.

آمریکا؛ سوپرمارکت نفت جهان

اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) در تازهترین گزارش خود اعلام کرد که ذخایر راهبردی نفت خام این کشور در هفته گذشته با کاهش ۸.۶ میلیون بشکه‌ای مواجه شده است. این رقم، بزرگ‌ترین افت هفتگی ثبت‌شده در تاریخ این شاخص است. این هفتمین هفته متوالی کاهش ذخایر نفتی آمریکا محسوب می‌شود که طولانی‌ترین روند نزولی از سال ۲۰۲۳ تاکنون به شمار می‌آید. در این مدت، مجموع ذخایر نفتی استراتژیک آمریکا حدود ۳۱ میلیون بشکه کاهش یافته و به سطح ۳۸۴ میلیون بشکه رسیده است. این رقم، پایین‌ترین میزان ذخایر استراتژیک نفت آمریکا از اکتبر ۲۰۲۴ تاکنون است. به عبارت دیگر، این کاهش، تقریباً نیمی از کل نفتی را که آمریکا در فاصله ژوئن ۲۰۲۳ تا مارس ۲۰۲۶ (بیش از دو سال و نیم) به مخازن استراتژیک خود تزریق کرده بود، طی تنها ۷ هفته از بین برده است.

اما در سوی دیگر میز، صادرات نفت خام آمریکا با جهشی ۷۴۲ هزار بشکه‌ای در هفته گذشته، به سطح ۵.۵ میلیون بشکه در روز رسیده است. این رقم، دومین سطح بالای ثبت‌شده در حداقل سه سال اخیر محسوب می‌شود و تنها پس از رکورد تاریخی ۶.۵ میلیون بشکه در روز که دو هفته پیش ثبت شده بود، در رتبه دوم قرار می‌گیرد. شواهد نشان می‌دهد که جهان برای دسترسی به نفت آمریکا به تکاپو افتاده است. در شرایطی که تنگه هرمز مسدود و نفت روسیه و ایران تحت تحریم است، نفت شیل آمریکا به یک «کالای امن و استراتژیک» برای کشورهای مصرف‌کننده تبدیل شده است. ژاپن، کره جنوبی، هند و کشورهای اروپایی برای جبران کمبود نفت خاورمیانه، مشتاقانه به سمت نفت آمریکا حرکت کرده‌اند. اما این خوشحالی صادراتی، یک روی سکه دارد. تخلیه سریع ذخایر استراتژیک، آمریکا را در برابر شوک‌های بعدی (مانند یک طوفان در خلیج مکزیک یا تشدید مجدد درگیری در خاورمیانه) آسیب‌پذیر می‌کند. تحلیلگران موسسه انرژی وود مکنزی هشدار داده‌اند که ادامه این روند، ذخایر استراتژیک آمریکا را تا پایان سال ۲۰۲۶ به زیر ۳۰۰ میلیون بشکه خواهد رساند. رقمی که از نظر فنی به معنای «خطر انباشتگی» (کمتر از ۳۰ روز ذخیره مصرف داخلی) تلقی می‌شود و می‌تواند امنیت انرژی آمریکا را به مخاطره بیندازد.

بازده اوراق قرضه؛ سیگنال بحران مالی

در یک تحول همزمان و هشداردهنده، نرخ بازده اوراق قرضه ۳۰ ساله خزانه‌داری آمریکا به سطح ۵.۱۲ درصد رسیده است. این رقم، بالاترین نرخ بازده از دوره منتهی به بحران مالی جهانی (۲۰۰۸-۲۰۰۷) محسوب می‌شود. افزایش بازده اوراق ۳۰ ساله خزانه‌داری آمریکا به بالای ۵ درصد، یک سیگنال بسیار مهم و معمولاً نادر برای اقتصاد جهانی است، زیرا این اوراق به عنوان پایه و مرجع نرخ بهره در کل سیستم مالی جهان عمل می‌کنند و هرگونه نوسان در آنها، زنجیره‌ای از واکنش‌ها را در بازارهای جهانی ایجاد می‌کند.

مهم‌ترین پیامدهای این افزایش نرخ عبارتند از: نخست، گران‌تر شدن وام‌ها. نرخ وام مسکن، وام شرکت‌ها و حتی کارت‌های اعتباری در آمریکا بالاتر می‌رود. این می‌تواند اقتصاد آمریکا را که هم اکنون با نشانه‌هایی از رکود مواجه است، با سرعت بیشتری به سمت کاهش رشد سوق دهد. دوم، فشار فزاینده بر بازار سهام. وقتی سود اوراق دولتی کم‌ریسک به سطح ۵ درصد می‌رسد، سرمایه‌گذاران نهادی بخش قابل توجهی از پول خود را از بازار سهام پرریسک خارج کرده و به سمت اوراق با درآمد ثابت هدایت می‌کنند. در چنین شرایطی، معمولاً سهام شرکت‌های فناوری و رشد (Growth Stocks) بیشترین ضربه را می‌خورند، زیرا ارزش فعلی سودهای آتی آنها با نرخ بالاتری تنزیل می‌شود. سوم، تقویت دلار آمریکا. بازده بالاتر اوراق قرضه، سرمایه خارجی را برای خرید اوراق آمریکایی جذب می‌کند و این تقاضای اضافی، ارزش دلار را در بازارهای جهانی افزایش می‌دهد. دلار قوی‌تر برای کشورهایی که بدهی سنگین دلاری دارند (مانند بسیاری از کشورهای در حال توسعه) یک کابوس است، زیرا نه تنها هزینه بازپرداخت بدهی آنها را افزایش می‌دهد، بلکه قیمت کالاهای وارداتی (که به دلار قیمت‌گذاری می‌شوند) را نیز برای آنها بالا می‌برد. چهارم، افزایش هزینه بدهی خود دولت آمریکا.

دولت آمریکا برای تأمین کسری بودجه خود، مجبور به انتشار اوراق قرضه جدید است. هرچه نرخ بازده این اوراق بالاتر باشد، دولت باید سود بیشتری به خریداران بپردازد. در شرایطی که کسری بودجه آمریکا به بالای ۲ تریلیون دلار رسیده است، افزایش نرخ بهره می‌تواند بار مالی کسری را غیرقابل تحمل کند و راه را برای بحران بدهی دولت آمریکا هموار سازد. پنجم، ترس از تکرار تنش‌های مالی. آخرین باری که نرخ اوراق ۳۰ ساله در این سطح بود، درست پیش از فروپاشی بانک لمان برادرز و آغاز بحران مالی جهانی بود. اگرچه علت و معلول مستقیمی وجود ندارد، اما خاطره تلخ آن دوره، باعث شده است که بازارها با دیده تردید و نگرانی به سطوح فعلی نگاه کنند. تحلیلگران نگرانند که فشار نرخ بهره بالا، زنجیره‌ای از ورشکستگی‌ها را در بخش بانکی، املاک تجاری و شرکت‌های با بدهی بالا (به اصطلاح شرکت‌های اهرمی) کلید بزند. ششمین پیامد، اثر دوگانه بر طلا و کریپتو است. در کوتاه‌مدت، نرخ‌های بهره واقعی بالا (نرخ بهره اسمی منهای تورم) به طور سنتی به ضرر طلا و دارایی‌های ریسکی مانند سهام و ارزهای دیجیتال است، زیرا هزینه فرصت نگهداری دارایی‌های بدون بازده (مانند طلا) را افزایش می‌دهد. اما اگر ترس از بحران مالی و رکود قریب‌الوقوع به اوج خود برسد و سرمایه‌گذاران احساس کنند که بانک‌های مرکزی دیگر نمی‌توانند نرخ بهره را افزایش دهند (یا حتی مجبور به کاهش آن شوند)، ممکن است دوباره شاهد هجوم سرمایه به سمت طلا به عنوان یک «پناهگاه امن» و حتی بیت‌کوین به عنوان «طلای دیجیتال» باشیم.

تحلیل ترکیبی؛ دو نیروی هم‌جهت

نکته هشداردهنده این است که این دو پدیده (کاهش ذخایر نفتی و افزایش نرخ اوراق قرضه) در حال حاضر هم‌جهت و تقویت‌کننده یکدیگر هستند. کاهش ذخایر نفتی ناشی از صادرات بالا، به معنای افزایش عرضه دلار به بازارهای جهانی است (زیرا خریداران نفت باید دلار بپردازند). افزایش تقاضای دلار، ارزش آن را بالا می‌برد. همزمان، افزایش نرخ بازده اوراق قرضه نیز دلار را قوی‌تر می‌کند. نتیجه: یک دلار فوق‌العاده قوی که تهدیدی برای اقتصاد جهانی و به ویژه کشورهای در حال توسعه (از جمله ایران) است. علاوه بر این، صادرات بی‌سابقه نفت آمریکا، بخشی از نقدینگی دلاری را که قرار بود صرف خرید اوراق قرضه شود، به سمت خرید نفت هدایت می‌کند. این می‌تواند به تنش در بازار بدهی آمریکا دامن بزند، زیرا دولت برای تأمین مالی کسری خود، به خریداران داخلی و خارجی اوراق نیاز دارد. اگر این خریداران به دلیل مشکلات نقدینگی (ناشی از خرید نفت گران) از بازار خارج شوند، دولت مجبور به پرداخت نرخ بهره بالاتری خواهد شد. این یک چرخه معیوب خودتکثیر شونده است.

جمع‌بندی؛ آغاز دوره فشار

بازار دارد با صراحت فریاد می‌زند: «پول دیگر ارزان نیست.» دوران نرخ بهره صفر، خرید اوراق توسط بانک‌های مرکزی (تسهیل کمی) و نقدینگی فراوان، به طور قطعی به پایان رسیده است. آنچه اکنون در حال شکل‌گیری است، دوره‌ای از «فشار مالی شدید» است که می‌تواند عواقب زیر را به دنبال داشته باشد: رکود عمیق‌تر از حد انتظار در آمریکا و اروپا، موج ورشکستگی در شرکت‌های با بدهی بالا، بحران جدید در بازار املاک تجاری، و افزایش بی‌ثباتی در بازارهای نوظهور. برای سرمایه‌گذاران، تنها راه surviving، کاهش اهرم، افزایش نقدینگی و تمرکز بر دارایی‌های با کیفیت و پناهگاه‌های امن سنتی (طلا، دلار نقدی) و شاید بخش کوچکی از پورتفو به بیت‌کوین، اما با پذیرش نوسانات شدید است. آینده در هاله‌ای از ابهام است، اما یک چیز قطعی است: دوران آرامش به پایان رسیده و دوران نوسانات تاریخی آغاز شده است.

دیدگاهتان را بنویسید