در حال حاضر معافیت آمریکا برای سرمایهگذاری هند در چابهار پایان یافته و این موضوع شرایطی ایجاد کرده که چین بتواند به سرعت جای خالی این کشور را پر کند.
حامد شایگان: مهلت شش ماهه هند برای سرمایهگذاری در بندر چابهار به پایان رسید، هرچند خبرهایی از مذاکره هند با آمریکا برای تمدید معافیت سرمایه گذاری هند در چابهار به گوش میرسد اما خیلی جدی نیست، زیرا برخلاف همه انتظارها، در چند ماه گذشته دهلی نه تنها پول تازهای به پروژههای بندی چابهار تزریق نکرده، بلکه به دنبال واگذاری سهامش به یک شرکت ایرانی بوده است.
این عقبنشینی در تجارت دریایی عمان، عملاً هند را از رقابت با چین در کریدورهای حیاتی جنوب آسیا حذف میکند. درواقع چینیها بندر گوادر پاکستان را در اختیار دارند و حالا فرصتی طلایی یافتهاند تا با سرمایهگذاری در چابهار، حضور خود را در منطقه تثبیت کنند. اما قصه به همین جا ختم نمیشود. آمریکا با لغو معافیت تحریمی هند، عملاً راه را برای تسلط چین بر تجارت این منطقه هموار کرده؛ تحولی که اجرای پروژه «یک کمربند، یک جاده» را بیش از پیش سرعت میبخشد.
بندر چابهار، نقطه طلایی در دریای عمان، سالها به عنوان «دروازه هند به افغانستان و آسیای مرکزی» شناخته میشد. بندری که میتوانست تجارت هند را از چنگ پاکستان خارج کند و یک کریدور مستقل و امن برایش بسازد. سال ۲۰۱۶ بود که نارندرا مودی و حسن روحانی پای قراردادی ۵۰۰ میلیون دلاری را امضا کردند و قولهای بزرگی دادند، اما کمتر از یک دهه بعد، نه تنها میزان سرمایهگذاری هند یک دهم توافق سرمایه گذاری شد، بلکه راهبر استراتژیک برای توسعه بندر نیز در حاشیه تحریمها قرار گرفت و پروژه به نمادی از بلاتکلیفی و تضاد در سیاستهای خارجی هند تبدیل شد. حالا، بعد از انقضای آخرین مهلت قانونی، به نظر میرسد که این رویای رقابت با چین دیگر به واقعیت نخواهد پیوست.
اردیبهشت ۱۴۰۵، آخرین فرصت هند برای استفاده از معافیت تحریمی آمریکا بود. آمریکاییها که بارها این مهلت را تمدید کرده بودند، این بار چراغ سبز جدیدی نشان ندادند. مقامات هندی که از قبل بوی پایان همکاری را حس میکردند، عملاً سرمایه تازهای به چابهار تزریق نکردند و آخرین محموله تجهیزات را مرداد ۱۴۰۴ به بندر فرستاده بودند. جالب اینجاست که در بودجه سالانه ۲۰۲۶-۲۰۲۷ هند، دیگر هیچ ردیفی برای سرمایهگذاری در چابهار دیده نمیشود و سرانجام، برنامه واگذاری سهام به یک شرکت ایرانی کلید خورده است.
علت این عقبنشینی ناگهانی، فقط ترس از تحریمهای آمریکا در دوران بازگشت ترامپ به کاخ سفید است. دولت واشنگتن در شهریور ۱۴۰۴ اعلام کرد که تمام معافیتهای مرتبط با تحریمهای ایران، از جمله معافیت چابهار، لغو خواهد شد. با وجود رایزنیهای فشرده دهلی، تنها یک تمدید شش ماهه تا اردیبهشت ۱۴۰۵ آن هم با شرط «توقف عملیات و تخلیه تدریجی» به دست آمد. در چنین شرایطی، تصمیم به واگذاری سهام، شاید هوشمندانهترین گزینهای بود که پیش روی سران هند قرار داشت.
چینیها سالها پیش بندر گوادر پاکستان را به عنوان محور کریدور اقتصادی چین و پاکستان تصاحب کردهاند و حالا دارند دامنه نفوذشان را گسترش میدهند. در زمستان ۱۴۰۴ شرکت «شینینگ انترپرایز» چین تفاهمنامهای با مقامات بندر گوادر امضا کرد تا این بندر را به یک هاب ترانزیت منطقهای تبدیل کند. هدف چینیها فقط اداره گوادر نیست؛ آنها میخواهند شبکه کاملی از بنادر را در غرب آسیا تحت کنترل بگیرند. بندری که بتواند اقتصاد افغانستان و کشورهای تازهاستقلالیافته آسیای مرکزی را زیر چتر خودش جمع کند.
اما ماجرای چین فقط به گوادر ختم نمیشود. حالا که هند صحنه را ترک کرده، پکن میتواند به راحتی جای خالی آن را در چابهار پر کند. بندر چابهار برای چین، دریچهای به سمت آبهای گرم اقیانوس هند و ابزار برتری بر رقابتهای طولانی با هند است. خبرها حکایت از این دارد که چین چند ماهی است مقدمات ورود به چابهار را فراهم کرده و به محض خروج رسمی هندیها، قراردادهای جدیدی با ایران منعقد خواهد کرد. این یعنی چین در یک بازه زمانی کوتاه، دو بندر استراتژیک گوادر و چابهار را در دو سوی مرز پاکستان و ایران در اختیار میگیرد و حلقه پایانی کریدور «یک کمربند، یک جاده» را تکمیل میکند.
یکی از پارادوکسهای جالب این ماجرا، نقش مستقیم واشنگتن در حذف هند از معادلات منطقهای است. آمریکا در حالی که سالها نگران نفوذ چین در جنوب آسیا بوده، با لغو معافیت تحریمی چابهار، عملاً مسابقه را به نفع پکن تمام کرد. ترامپ در یک سال گذشته، سیاست «فشار حداکثری» بر ایران را با جدیت دنبال کرده و حاضر نشده کوچکترین استثنایی برای متحد سنتی خود، هند، قائل شود. برخی تحلیلگران این اقدام را «اشتباه راهبردی واشنگتن» میدانند.
آنها معتقدند آمریکا آنقدر درگیر تضعیف ایران بوده که رقیب واقعی خود یعنی چین را فراموش کرده است.
هند که در یک دهه گذشته میلیاردها دلار روی پروژههای زیرساختی در منطقه هزینه کرده، حالا دارد طعمهای را از دست میدهد که سالها دنبالش بود. درواقع دولت مودی قربانی تنگنظری دولت ترامپ شده و چه بسا واشنگتن حتی از این فرصت برای گرفتن امتیازات بیشتر از دهلی در پروندههای دیگر مثل تجارت خارجی و تعرفهها استفاده کرده باشد. دهلی که همیشه خود را شریک بزرگ قدرتهای غربی میدانست، حالا با تحقیری آشکار مواجه شده است.
برای هند و ایران، خروج دهلی از چابهار پیامدهای تلخی دارد. از نگاه هند، این شکست به معنای گسست آخرین حلقههای اتصالش به آسیای مرکزی است. همچنین کریدور شمال-جنوب بدون بندر چابهار عملاً فلج میشود، چون این بندر حلقه اصلی اتصال اقیانوس هند به دریای خزر و سپس روسیه و اروپای شرقی بود. با خروج هند، رویای اتصال به غرب یعنی توسعه تجارت از مسیر ایران و قفقاز، به بایگانی تاریخ خواهد پیوست.
از سوی دیگر، ایران یکی از اصلیترین مشتریان توسعه چابهار را از دست میدهد.
تهران سالها روی جذب سرمایه هندی برای توسعه اسکلهها و تجهیزات بندر حساب باز کرده بود. حالا با خروج هندیها، چابهار یا باید در انتظار ورود سرمایهگذار جدید باشد که احتمالاً همان چین خواهد بود، یا به نماد دیگری از وعدههای جامانده در اقتصاد ایران تبدیل شود. نکته مهم این است که چابهار از نظر استراتژیک برای ایران حیاتی است؛ چون تنها بندر اقیانوسی ایران به شمار میرود و میتواند در شرایط محاصره تنگه هرمز، رگ حیاتی تجارت کشور باشد. بنابراین، دولت ایران برای حفظ و توسعه آن، ناگزیر به جذب سرمایهگذاران جایگزین، هرچند با ریسکهای سیاسی خاص خود، خواهد بود.
بنابراین ماجرای بندر چابهار را شاید بتوان از زاویه«راهبرد غلط کاخ سفید» روایت کرد؛ راهبردی که چین آن را تصاحب میکند. هند بازنده استراتژیک میدان میشود؛ کشوری که نزدیک به دو دهه برای دستیابی به جایگاهی در این منطقه تلاش کرد، اما در لحظه آخر تسلیم خطر تحریمهای آمریکا شد. ایران نیز مشتری پرتلاطم خود را از دست داد و باید منتظر ورود قدرتی باشد.
آمریکا هم اگرچه در بستن راه هند موفق ظاهر شد، اما این پیروزی کوتاهمدت، سرانجام به ضررش تمام میشود، چون میدان را برای رقیب اصلی خود یعنی چین خالی کرده است.بزرگترین برنده این بازی، پکن است. چین حالا میتواند با تکیه بر بندر گوادر و چابهار، یک کمربند آهنی از زیرساختهای تجاری در جنوب غرب آسیا ایجاد کند و کریدور «یک کمربند، یک جاده» را به اقیانوس هند متصل نماید.
این سناریو، زنگ خطری برای متحدان غربی در منطقه، از جمله هند و کشورهای حاشیه خلیج فارس است که یکهتازی چین در حوزه لجستیک و ترانزیت را نظارهگر خواهند بود. شاید تلخترین جنبه قضیه این باشد که واشنگتن با سیاستهای نسنجیده خود، نه تنها به تضعیف رقیب اصلی نپرداخت، بلکه زمینههای تسلط کامل چین بر تجارت جهانی را نیز فراهم کرد. این را میتوان بزرگترین خطای راهبردی آمریکا در یک دهه اخیر نامید.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا