قیمت دلار و تتر در ایران، ترکیبی از «واقعیتهای اقتصادی تلخ» (نقدینگی بالا، کسری تجاری، توقف صادرات پتروشیمی) و «انتظارات روانی» (اخبار مذاکرات، ترس از جنگ، امید به صلح) است. نرخ تعادلی دلار در محدوده ۱۶۰ تا ۱۸۰ هزار تومان تعیین شده است.
به گزارش سرمایه فردا، بازار ارز ایران این روزها بیش از آنکه تابع متغیرهای بنیادین اقتصادی باشد، به یک «قمارخانه اخبار سیاسی» تبدیل شده است. هر خبر مثبت از مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا، قیمت دلار را پایین میآورد و هر خبر منفی (یا حتی ابهام)، دوباره آن را به سطوح بالاتر بازمیگرداند. اما واقعیت این است که «پایین آمدن دلار در سایه اخبار مذاکرات، صرفاً یک عامل هیجانی موقت است». به محض فروکش کردن هیجانات فوری، دلار به «نرخ تعادلی» خود که توسط متغیرهای بنیادین (نقدینگی، تراز تجاری، سیاستهای پولی) تعیین میشود، بازخواهد گشت. تجربه تلخ ۹ اسفند ۱۴۰۴ (حمله موشکی به بیت رهبری) یک درس بزرگ به سرمایهگذاران داد: در آن روز، تتر یکباره جهش کرد و خیلیها در سقف قیمتی خریدند، اما چند روز بعد قیمت اصلاح شد و بسیاری متضرر شدند. تحلیلگران ارشد معتقدند که نرخ تعادلی دلار با توجه به پارامترهای اقتصادی فعلی، در محدوده ۱۶۰ تا ۱۸۰ هزار تومان است. هر قیمتی بالاتر یا پایینتر از این رنج، «هیجانی» و «موقتی» است. این گزارش به تحلیل ریشههای این نوسانات و ارائه استراتژی سرمایهگذاری منطقی میپردازد.
ریشههای نوسان؛ از اخبار مذاکرات تا مشکلات ساختاری
دلایل متعددی باعث شده است که بازار ارز ایران به شدت به اخبار سیاسی حساس باشد. نخست، «نبود ثبات در سیاست خارجی» و «ابهام در مورد آینده مذاکرات». هرگاه خبری از «پیشرفت» منتشر میشود، دلار ۵ تا ۱۰ هزار تومان کاهش مییابد و هرگاه خبری از «بنبست» یا «تشدید تحریمها» منتشر میشود، دلار جهش میکند. این نوسانات اخبارمحور، ریشه در «عدم اعتماد فعالان اقتصادی به ثبات سیاسی بلندمدت» دارد. دوم، «مشکلات ساختاری در صادرات». صنعت پتروشیمی به عنوان «اصلیترین بخش تأمین ارزی کشور» (حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد درآمدهای صادراتی غیرنفتی)، هنوز به طور کامل به مدار تولید بازنگشته است. حملات هوایی به ماهشهر و سایر مجتمعها، نه تنها باعث توقف تولید (حداقل یک تا دو ماه) شده، بلکه زنجیره صادرات را نیز مختل کرده است. برآوردها حاکی از آن است که تعطیلی دو ماهه پتروشیمیها، خلائی حدود ۲ میلیارد دلاری در درآمدهای ارزی ایجاد میکند. سوم، «کاهش تولید ناخالص داخلی (GDP) به دلیل قطعی برق و گاز». قطعی مکرر برق و گاز در تابستان و زمستان، بسیاری از صنایع (فولاد، سیمان، خودرو، کاشی و…) را به تعطیلی کشانده یا مجبور به کار با نیمه ظرفیت کرده است. این کاهش تولید، تراز تجاری کشور را منفیتر کرده و فشار بر نرخ ارز را افزایش داده است. چهارم، «رشد نقدینگی و پایه پولی». نرخ رشد نقدینگی همچنان بالای ۳۰ درصد است و پایه پولی نیز به دلیل استقراض دولت از بانک مرکزی، در حال افزایش است. این حجم عظیم نقدینگی سرگردان، هر روز در جستجوی یک دارایی امن (دلار، طلا، سکه) است و با کوچکترین جرقهای، به بازار هجوم میآورد و قیمتها را بالا میبرد.
نرخ تعادلی دلار؛ ۱۶۰ تا ۱۸۰ هزار تومان
تحلیلگران اقتصادی معتقدند که «نرخ تعادلی دلار» (قیمتی که بر اساس متغیرهای بنیادین باید باشد) در حال حاضر در محدوده ۱۶۰ تا ۱۸۰ هزار تومان قرار دارد. این محدوده با استفاده از شاخصهایی مانند «نرخ تورم»، «تفاوت نرخ بهره ایران با کشورهای دیگر»، «حجم نقدینگی»، «تراز تجاری» و «بهای تمام شده صادرات» محاسبه میشود. هر قیمتی بالاتر از ۱۸۰ هزار تومان، «حباب» و هر قیمتی پایینتر از ۱۶۰ هزار تومان، «تخفیف غیرواقعی» محسوب میشود. برای مثال، در روزهای اخیر که دلار به ۱۷۶ هزار تومان رسید، در محدوده بالای نرخ تعادلی بود (کمی حباب). و زمانی که به ۱۶۸ هزار تومان کاهش یافت، در محدوده پایین نرخ تعادلی بود (کمی تخفیف داشت). اما تجربه نشان داده که مادامی که مشکلات ساختاری (تحریم، توقف صادرات، قطعی برق و گاز) حل نشود، دلار تمایل دارد به سمت سقف این محدوده (۱۸۰ هزار تومان) حرکت کند، نه کف آن (۱۶۰ هزار تومان). تنها در صورت برقراری «صلحی پایدار» و «رفع کامل تحریمها»، میتوان انتظار داشت که دلار به کف محدوده (۱۶۰ هزار تومان) یا حتی پایینتر برود. اما تا آن روز، نوسانات شدید و غیرقابل پیشبینی ادامه خواهد یافت.
درس ۹ اسفند؛ خرید در سقف قیمتی، اشتباه رایج سرمایهگذاران
بسیاری از سرمایهگذاران خرد، خاطره تلخ ۹ اسفند ۱۴۰۴ را فراموش نمیکنند. در آن روز، پس از حمله موشکی به «بیت رهبری» (یکی از تأسیسات حساس نظامی در شمال تهران)، قیمت تتر یکباره از حدود ۱۷۰ هزار تومان به ۲۲۰ هزار تومان جهش کرد (افزایش ۵۰ هزار تومانی در چند ساعت). بسیاری از مردم با ترس و هیجان، تتر را با قیمت ۲۱۰ تا ۲۲۰ هزار تومان خریدند، اما تنها چند روز بعد، با فروکش کردن هیجانات و عدم وقوع جنگ تمامعیار، قیمت تتر به ۱۸۰ هزار تومان بازگشت. نتیجه؟ یک ضرر ۱۵ تا ۲۰ درصدی برای خریداران هیجانی. این تجربه نشان میدهد که «تصمیمگیری بر اساس اخبار لحظهای و هیجانات بازار، همیشه پرهزینه است.» تحلیلگران توصیه میکنند که سرمایهگذاران به جای دنبال کردن اخبار فوری، بر «سقف و کف تاریخی دلار» و «نرخ تعادلی» تمرکز کنند. اگر دلار به بالای ۱۸۰ هزار تومان رسید، زمان مناسبی برای «فروش» است (نه خرید). اگر دلار به زیر ۱۶۰ هزار تومان رسید، زمان مناسبی برای «خرید تدریجی» است (نه فروش). این یک قانون ساده اما مؤثر برای جلوگیری از ضررهای سنگین در بازار ارز است.
بازار ارز را با تحلیل، نه احساسات مدیریت کنید
خلاصه آنکه قیمت دلار و تتر در ایران، ترکیبی از «واقعیتهای اقتصادی تلخ» (نقدینگی بالا، کسری تجاری، توقف صادرات پتروشیمی) و «انتظارات روانی» (اخبار مذاکرات، ترس از جنگ، امید به صلح) است. نرخ تعادلی دلار در محدوده ۱۶۰ تا ۱۸۰ هزار تومان تعیین شده است. هر قیمتی خارج از این محدوده، «هیجانی» و «موقتی» است. سرمایهگذاران عاقل، به جای خرید در سقف قیمتی (بالای ۱۸۰ هزار تومان) و فروش در کف قیمتی (زیر ۱۶۰ هزار تومان)، باید برعکس عمل کنند. بهترین استراتژی در شرایط فعلی، «نگهداری ارزهای خریداری شده در قیمتهای پایین»، «خودداری از خرید در سقفهای هیجانی» و «تنوعبخشی سبد دارایی» (ترکیبی از دلار، طلا، سکه و سهام شرکتهای بنیادی) است. همچنین، به جای واکنش به هر خبر فوری، صبور باشید و منتظر بمانید تا «ابهامات سیاسی» (نتیجه مذاکرات، تعیین تکلیف اینترنت، بازگشایی تنگه هرمز) برطرف شود. بازار ارز، جای قمار نیست؛ جای «مدیریت ریسک و صبر» است.