اگرچه تصاویر رسانهای جنگ بر انهدام تأسیسات نظامی و راهبردی متمرکز است، اما عمق فاجعه را باید در زندگی روزمره میلیونها خانواده جستجو کرد. بیکار شدن ۱۰ میلیون شاغل غیررسمی بدون هیچ حمایت بیمهای و قرار گرفتن ۲ میلیون کارگر رسمی در صف دریافت مقرری، یعنی سفره میلیونها خانواده دیگر کوچک میشود یا به کلی از بین میرود.
زهرا مهدور: جنگ رمضان، تنها به زیرساختهای نظامی و اقتصادی کشور آسیب نزد. عمیقترین و ماندگارترین زخمها را بر پیکر «بازار کار» و «معیشت شاغلان غیررسمی» وارد کرده است. در حالی که آمارهای رسمی هنوز به طور کامل منتشر نشده، دادههای میدانی و هشدارهای کارشناسان ارشد حوزه کار و تأمین اجتماعی، تصویری فاجعهبار از بحران بیکاری و تهدید فروپاشی سازمان تأمین اجتماعی ترسیم میکند. این گزارش به ابعاد این ابربحران میپردازد.
قربانیان اصلی جنگ، نه کارگران کارخانههای بزرگ که معمولاً تحت پوشش بیمه هستند، بلکه «شاغلان بخش غیررسمی» و «پلتفرمهای اینترنتی» هستند. بر اساس تحلیل کارشناسان تأمین اجتماعی، جنگ اخیر ضربهای مهلک به معیشت حدود ۱۰ میلیون نفر از این شاغلان وارد کرده است. این جمعیت عظیم، عمدتاً شامل رانندگان سکوهای اینترنتی (اسنپ، تپسی، دیلی)، پیکهای موتوری، فروشندگان آنلاین (اینستاگرامی و فروشگاههای مجازی کوچک)، آرایشگران، تعمیرکاران و… میشوند.
مشکل اساسی این گروه، «عدم پوشش بیمهای» است. در شرایط عادی، همین موضوع هزینههای کارفرمایی را کاهش میدهد و انعطاف بازار کار را بالا میبرد، اما در بحران، تبدیل به یک فاجعه انسانی میشود. با بسته شدن کسبوکارها به دلیل قطعی اینترنت، کاهش قدرت خرید مردم و اختلال در زنجیره تأمین، میلیونها نفر از این شاغلان یکشبه بیکار شدهاند، بدون اینکه مستمری بیکاری، مقرری یا هر نوع حمایت دولتی دریافت کنند. این «بیکاران بدون پوشش» اکنون با بحران مطلق در امرار معاش روزانه روبرو هستند و فشار سنگینی را به نهادهای حمایتی غیررسمی (خانواده و خویشاوندان) تحمیل کردهاند.
در بخش رسمی اقتصاد، اوضاع اگرچه قابل رصدتر است، اما به همان اندازه نگرانکننده. آمار ثبتنامکنندگان بیمه بیکاری در روزهای اخیر از مرز ۲۰۰ هزار نفر عبور کرده است. این رقم در حالی اعلام میشود که پیشبینی کارشناسان نشان میدهد این آمار تا پایان بهار، به راحتی به ۲ میلیون نفر نیز برسد. این موج عظیم بیکاری، عمدتاً ناشی از تعطیلی واحدهای تولیدی و خدماتی وابسته به انرژی و صادرات است.
ریشه این بیکاری گسترده را باید در سه عامل جستجو کرد. نخست، تعطیلی صنایع انرژیبر. با قطعی گسترده برق و گاز و تخریب برخی تأسیسات پتروشیمی و پالایشگاهی در جریان حملات هوایی، هزاران واحد صنعتی و تولیدی کوچک و متوسط وابسته به این صنایع مجبور به تعطیلی یا کاهش شدید ساعات کاری شدهاند. دوم، اختلال در صادرات. با بسته شدن تنگه هرمز و مسدود شدن مسیرهای دریایی، شرکتهای صادراتمحور (به ویژه در بخش پتروشیمی، فولاد و محصولات کشاورزی) با انباشت کالا و عدم ورود ارز مواجه شدهاند که مستقیماً به تعدیل نیرو منجر شده است. سوم، رکود تقاضای داخلی. کاهش شدید قدرت خرید مردم (ناشی از تورم و افزایش قیمتها) و تعطیلی مراکز خرید و تجاری در زمان جنگ، به ویژه بر مشاغل خدماتی و خردهفروشی تأثیر کمرشکنی گذاشته است.
سازمان تأمین اجتماعی که هماکنون با ناترازی ساختاری دست و پنجه نرم میکند و بدهیهای انباشته دولت را یدک میکشد، اکنون در معرض یک شوک عظیم تقاضا قرار گرفته است. این سازمان بر اساس قانون، موظف به پرداخت مستمری بلندمدت (تا ۱۸ ماه) به بیمهشدگانی است که به دلیل حوادث غیرمترقبه (از جمله جنگ) بیکار شدهاند.
کارشناسان تأمین اجتماعی هشدار میدهند که منابع فعلی سازمان به هیچ وجه پاسخگوی پرداخت مقرری به ۲ میلیون بیکار جدید نیست. برآوردها نشان میدهد که تأمین اجتماعی برای عبور از این بحران، به یک خط اعتباری ویژه و فوری به مبلغ «صدها هزار میلیارد تومان» (حداقل ۱۰۰ همت) نیاز دارد. در غیر این صورت، سازمان نه تنها قادر به پرداخت مستمری بیکاری نخواهد بود، بلکه در پرداخت حقوق جاری بازنشستگان و مستمریبگیران فعلی نیز با مشکل مواجه میشود.
ابعاد این بحران به حدی است که دیگر از حیطه اختیارات وزارت کار و سازمان تأمین اجتماعی خارج شده است. یک کارشناس ارشد حوزه رفاه تأمین اجتماعی در گفتگو با تلویزیون «بازتاب» به صراحت اعلام کرده است: «برای مقابله با ابربحران صندوقها، سران قوا باید سریعاً خط اعتباری ویژهای باز کنند؛ در غیر این صورت، سازمان تأمین اجتماعی زیر بار هزینههای تحمیلی ناشی از جنگ و پرداخت مستمریهای بیکاری فرو میپاشد.»
تقاضا از سران قوا شامل سه اقدام فوری است. نخست، تخصیص خط اعتباری ویژه از محل صندوق توسعه ملی یا منابع حاصل از فروش نفت. دوم، تمدید مدت پرداخت مقرری بیکاری و افزایش سقف آن متناسب با نرخ تورم. سوم، طراحی بستههای حمایت شغلی و مشوقهای کارفرمایی برای بازگرداندن سریعتر بیکاران به چرخه تولید. بدون این اقدامات، دهها میلیون بیمهشده و بازنشسته تأمین اجتماعی در معرض یک «شوک معیشتی ثانویه» قرار خواهند گرفت.
اگرچه تصاویر رسانهای جنگ بر انهدام تأسیسات نظامی و راهبردی متمرکز است، اما عمق فاجعه را باید در زندگی روزمره میلیونها خانواده جستجو کرد. بیکار شدن ۱۰ میلیون شاغل غیررسمی بدون هیچ حمایت بیمهای و قرار گرفتن ۲ میلیون کارگر رسمی در صف دریافت مقرری، یعنی سفره میلیونها خانواده دیگر کوچک میشود یا به کلی از بین میرود. اکنون نوبت «سران قوا» است که نشان دهند آیا درک درستی از ابعاد این فاجعه دارند یا خیر. هر روز تأخیر در تصویب بسته حمایتی، یعنی فروپاشی تدریجی یکی از بزرگترین دستاوردهای رفاهی ایران (سازمان تأمین اجتماعی) و تبدیل شدن آن به یک نهاد ناتوان و ورشکسته که نه توان تأمین معیشت بازنشستگان را دارد و نه قدرت ایجاد امنیت شغلی برای بیمهشدگان.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا