پشت سیاست آمریکا علیه ایران چیست ؟

پشت سیاست آمریکا علیه ایران چیست ؟

رسانه‌های آمریکایی می‌گویند روایت رسمی کاخ سفید با شرایط واقعی میدان جنگ تفاوت قابل‌توجهی دارد

به گزارش سرمایه فردا، توقف ناگهانی عملیات دریایی آمریکا در تنگه هرمز، مذاکره همزمان با تهران، اختلاف روایت‌ها در واشنگتن و فعال شدن چین و پاکستان، تصویری تازه از بحرانی ساخته که قرار بود کوتاه و کنترل‌شده باشد اما حالا به یکی از پیچیده‌ترین پرونده‌های سیاسی و نظامی دولت دونالد ترامپ تبدیل شده است.

دو روز بیشتر طول نکشید تا «پروژه آزادی» آمریکا در تنگه هرمز متوقف شود. عملیاتی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا آن را با هدف باز کردن مسیر عبور کشتی‌ها آغاز کرده بود اما خیلی زود به بن‌بست رسید. همزمان با این عقب‌نشینی، مقام‌های آمریکایی از پیشرفت مذاکرات با ایران حرف زدند. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا از علاقه‌ مندی کشورش برای بازگشت به شرایط پیش از جنگ سخن گفت و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران در پکن با وانگ یی، وزیر امور خارجه چین درباره پایان جنگ و روند دیپلماتیک رایزنی کرد.

در واشنگتن اما هر روز  یک داستان وجود دارد و روایت‌ها دائم تغییر می‌کند. یک روز سخن از نابودی کامل توان ایران است و روز بعد از احتمال حملات تازه حرف زده می‌شود، اما چند لحظه بعد از دیپلماسی و لزوم گفت‌وگو سخن می‌گویند. دراین میان رسانه‌های آمریکایی از شکست راهبردی آمریکا و اسرائیل می‌نویسند و تحلیلگران از گرفتار شدن واشنگتن در بحرانی فرسایشی خبر می‌دهند.

ادعای تفاهم برای پایان جنگ

پایگاه خبری اکسیوس مدعی شد که ایران و آمریکا در نزدیک‌ترین نقطه ممکن به یک تفاهم‌نامه برای پایان جنگ و بازگشایی محاصره بنادر ایران و تنگه هرمز قرار گرفته‌اند. به ادعای این رسانه، تفاهم‌نامه یک‌صفحه‌ای احتمالی شامل ۱۲ بند خواهد بود که یک فرآیند ۳۰ روزه را برای امضای توافقنامه جامع آغاز می‌کند. طبق گزارشی که پایگاه خبری اکسیوس به نقل از دو مقام آمریکایی و دو منبع آگاه منتشر کرده است، کاخ سفید بر این باور است که به توافقی با ایران بر سر یک یادداشت تفاهم یک‌صفحه‌ای نزدیک شده است. توافقی که هدف آن پایان دادن به جنگ و ایجاد چارچوبی برای مذاکرات هسته‌ای مفصل‌تر است. اگرچه هنوز هیچ موردی نهایی نشده است، اما منابع این پایگاه خبری می‌گویند که طرفین اکنون در نزدیک‌ترین نقطه به توافق از زمان آغاز جنگ قرار دارند.

توقف ناگهانی «پروژه آزادی»؛ عقب‌نشینی یا تغییر مسیر؟

هنگامی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا از آغاز عملیات «پروژه آزادی» در تنگه هرمز خبر داد، گزارش‌های رسمی واشنگتن خیلی ساده به این مسئله نگاه کردند، این‌که آمریکا می‌خواهد مسیر عبور کشتی‌های تجاری را باز کند و امنیت کشتیرانی را به خلیج فارس برگرداند. اما به دو روز هم نکشید که این پروژه متوقف شد.
ترامپ اعلام کرد که این تصمیم پس از درخواست پاکستان و چند کشور دیگر و همزمان با پیشرفت مذاکرات با ایران اتخاذ شده است. او در شبکه‌های اجتماعی نوشت که آمریکا و طرف مقابل به توافق رسیده‌اند تا «پروژه آزادی» برای مدت کوتاهی متوقف شود تا امکان رسیدن به توافق نهایی بررسی شود.

این تغییر موضع به موضوع اصلی رسانه‌ها و محافل سیاسی تبدیل شد. همزمان مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا از  ضرورت بازگشت به وضعیت پیش از جنگ در تنگه هرمز حرف زد. این سخنان روبیو به طور کامل با جمله‌های قبلی خودش در فضای تهاجمی روزهای قبل تفاوت اساسی دارد.

عملیات آمریکا قرار بود مسیر مشخصی برای خروج کشتی‌ها از خلیج فارس ایجاد کند. اما گزارش‌ها حکایت از آن داشت که عبور کشتی‌ها طبق برنامه پیش نرفت و شرکت‌های بیمه بین‌المللی نیز همچنان نسبت به امنیت تردد در تنگه هرمز تردید داشتند. درعین حال رسانه‌های آمریکایی گزارش دادند که هیچ کشتی تجاری تحت حمایت آمریکا عملاً از تنگه عبور نکرده است. همه این اتفاقات در حالی رخ داد که دونالد ترامپ هر لحظه یک توییت منتشر می‌کرد و مواضع مختلفی می‌گرفت. به طوری که بررسی ده‌ها موضع‌گیری ترامپ ، تصویری از آشفتگی در روایت رسمی آمریکا ارائه می‌دهد. ترامپ در فاصله زمانی کوتاه، هم از نابودی کامل توان نظامی ایران حرف زده و هم هشدار داده که اگر فشار ادامه پیدا نکند، ایران دوباره به تهدید تبدیل خواهد شد.

همین تناقض‌ها در جلسات کنگره آمریکا هم دیده شد. پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا در توضیح اهداف حملات نظامی با سوال‌های مستقیم نمایندگان روبه‌رو شد. آنها می‌پرسیدند اگر تاسیسات و توان نظامی ایران نابود شده، پس دلیل ادامه عملیات چیست؟ رسانه‌های آمریکایی هم داستان‌های متفاوتی ارائه کردند. سی‌ان‌ان، ان‌بی‌سی نیوز و نیویورک‌پست از آسیب دیدن پایگاه‌های آمریکا در منطقه خبر دادند و نوشتند توان موشکی و پهپادی ایران همچنان فعال است. همین گزارش‌ها باعث شد اختلاف میان ادعای «پیروزی کامل» و شرایط واقعی جنگ بیشتر دیده شود.

تنگه هرمز؛ نقطه فشار ایران بر اقتصاد جهان

تنگه هرمز در روزهای پساجنگ از یک مسیر دریایی به مرکز اصلی بحران تبدیل شد. حدود یک پنجم نفت جهان از این آبراه عبور می‌کند و هر اختلالی در آن، بلافاصله بازارهای جهانی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. ایران اعلام کرد عبور کشتی‌ها بدون هماهنگی با تهران ممکن نیست. آمریکا این اقدام را تهدیدی علیه تجارت جهانی توصیف کرد و به دنبال تشکیل ائتلاف سیاسی و امنیتی رفت.

مارکو روبیو گفت پیش‌نویس قطعنامه‌ای با همکاری عربستان سعودی، قطر، امارات، کویت و بحرین تهیه شده که هدف آن توقف حملات، جلوگیری از مین‌گذاری و کنترل وضعیت تنگه هرمز است. اما در عمل شرایط پیچیده‌تر از آن بود که واشنگتن تصور می‌کرد. افزایش قیمت انرژی، نگرانی شرکت‌های بیمه، بالا رفتن هزینه حمل‌ونقل دریایی و اختلال در بازار نفت، فشار سنگینی بر اقتصاد جهانی وارد کرد. حتی در داخل آمریکا هم آثار بحران دیده شد. گزارش رسانه‌های آمریکایی از افزایش شدید قیمت بنزین خبر دادند. همین مسئله، فشار سیاسی بر دولت ترامپ را بیشتر کرد.

پکن به دنبال مدیریت بحران

همزمان با این تحولات، سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران راهی پکن شد و با وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، دیدار کرد. چین در هفته‌های اخیر تلاش کرده نقش فعال‌تری در بحران ایفا کند. عراقچی در این دیدار، چین را «دوست نزدیک و شریک راهبردی ایران» توصیف کرد و از مواضع پکن در شورای امنیت سازمان ملل قدردانی کرد. وانگ یی هم از «مقاومت مردم ایران» تمجید کرد و مخالفت چین با ادامه جنگ را مورد تاکید قرار داد.

واشنگتن در موضع دفاعی

دیروز همچنین تحلیل منتشرشده از سوی مؤسسه «چین معاصر» بازتاب زیادی پیدا کرد. رئیس این مؤسسه گفت واشنگتن اکنون طرف مضطرب ماجراست و تهران عجله‌ای برای توافق ندارد. در این تحلیل آمده بود که دونالد ترامپ به دلیل فشار سیاسی داخلی و نزدیک شدن به مناسبت‌های مهم در آمریکا، نیاز دارد دستاوردی سریع ارائه کند. همین مسئله باعث شده کاخ سفید با شتاب بیشتری حرکت کند. البته که این تحلیل با اتفاقات روزهای اخیر همخوانی دارد. توقف «پروژه آزادی»، تاکید بر مذاکره و تغییر لحن مقام‌های آمریکایی، تصویری متفاوت از روزهای آغاز جنگ ساخته است.

رسانه‌های آمریکایی از شکست راهبردی می‌گویند

نیویورک‌تایمز نیز در گزارشی کم‌سابقه نوشت جنگ علیه ایران به یک شکست راهبردی برای آمریکا و اسرائیل تبدیل شده است. این روزنامه تاکید کرد حملات گسترده باعث فروپاشی حکومت ایران نشد و حتی توانست تهران را وادار به تسلیم کند. در مقابل، ایران با استفاده از موقعیت تنگه هرمز، فشار اقتصادی و سیاسی قابل توجهی ایجاد کرد. این گزارش به نقش پهپادها و موشک‌های ایران هم پرداخت و نوشت ساختار جنگ مدرن تغییر کرده است. پهپادهای ارزان و قابل تولید انبوه، هزینه جنگ را برای قدرت‌های بزرگ بالا برده‌اند. همزمان، تحلیلگران آمریکایی مانند جان مرشایمر، استاد علوم سیاسی، دنیل دیویس، تحلیلگر مسائل راهبردی و داگلاس مک‌گرگور، مشاور پیشین وزارت دفاع آمریکا، هشدار دادند که ادامه درگیری می‌تواند واشنگتن را وارد بحران فرسایشی کند.

اختلاف روایت‌ها در فضای سیاسی آمریکا

مسئله مهم‌تر اما این که بحران خاورمیانه راه به داخل آمریکا باز کرده و  شکاف سیاسی بر سر جنگ عمیق‌تر شده است. دموکرات‌ها بارها ترامپ را به ارائه اطلاعات نادرست متهم کرده‌اند. رسانه‌ها هم به تناقض‌گویی‌های مکرر رئیس‌جمهور آمریکا پرداخته‌اند. بررسی آماری موضع‌گیری‌های ترامپ نشان می‌دهد او در یک بازه کوتاه، ده‌ها بار روایت‌های متفاوتی از وضعیت جنگ ارائه کرده که شامل عبارت‌هایی چون «پیروزی کامل»، «احتمال حملات جدید»،  «پایان جنگ» و «لزوم ادامه فشار» است. این وضعیت روی افکار عمومی آمریکا هم تاثیر گذاشته است. نظرسنجی‌ها از کاهش محبوبیت ترامپ خبر می‌دهند و برخی رسانه‌ها او را یکی از نامحبوب‌ترین روسای جمهور تاریخ آمریکا توصیف کرده‌اند. حتی دربرخی نظرسنجی‌ها، رقم بالای مخالفت ۶۰ درصدی مردم آمریکا با جنگ علیه ایران ذکر شده است.

پرونده‌ای که هنوز بسته نشده است

با وجود توقف «پروژه آزادی» و آغاز دور تازه رایزنی‌ها، هیچکس نمی‌تواند با اطمینان بگوید بحران به پایان رسیده است. آمریکا همچنان از حفظ فشار سخن می‌گوید. ایران تاکید دارد که در برابر هر اقدام نظامی پاسخ خواهد داد. چین و پاکستان وارد روند میانجیگری شده‌اند و کشورهای منطقه نگران آینده تنگه هرمز هستند.
همه این اتفاقات یک واقعیت را آشکار کرده است. جنگی که قرار بود کوتاه، سریع و کنترل‌شده باشد، حالا به بحرانی پیچیده تبدیل شده که پایان آن هنوز مشخص نیست.

دیدگاهتان را بنویسید