شاخص باروری ۱.۴ و ولادت کمتر از ۹۰۰ هزار نفر، یک فاجعه ملی است. تجربه کشورهایی که دچار پیری جمعیت شدهاند نشان میدهد که خارج شدن از این بحران، دههها زمان و هزینههای سرسامآوری نیاز دارد. ایران هنوز پنجره جمعیتی خود را به طور کامل نبسته است، اما این پنجره هر سال کوچکتر میشود.
آخرین دادههای مرکز جوانی جمعیت وزارت بهداشت، هشداری جدی درباره آینده جمعیتی ایران به صدا درآورده است. شاخص باروری کل (TFR) که میانگین تعداد فرزندانی را نشان میدهد که هر مادر در سنین باروری به دنیا میآورد، به سطح ۱.۴ رسیده است. این رقم در حالی اعلام میشود که در دهه ۶۰، این شاخص حدود ۶.۵ بود. یعنی مادران ایرانی امروز کمتر از یک چهارم مادران دهه شصت فرزند به دنیا میآورند. این گزارش به تحلیل ابعاد این بحران خاموش و پیامدهای آن میپردازد.
بر اساس اعلام رئیس مرکز جوانی جمعیت وزارت بهداشت، تعداد ولادتها در سال ۱۴۰۴ به حدود ۸۹۲ هزار نفر کاهش یافته است. این رقم برای اولین بار در تاریخ ایران به زیر یک میلیون نفر سقوط کرده است. در مقابل، تعداد فوتها سالانه حدود ۴۵۰ هزار نفر برآورد میشود. به عبارت ساده، سالانه حدود ۸۹۲ هزار نوزاد متولد میشوند و ۴۵۰ هزار نفر جان خود را از دست میدهند. حاصل جمع، رشدی حدود نیم درصد در سال است. عددی که در صورت ادامه روند کاهشی و پیشی گرفتن مرگ و میر از ولادتها، میتواند به «رشد جمعیتی منفی» تبدیل شود.
یعنی روزی برسد که تعداد کسانی که میمیرند، بیشتر از تعداد کسانی باشد که به دنیا میآیند. این همان پدیدهای است که ژاپن، آلمان و برخی کشورهای اروپایی سالهاست با آن دست و پنجه نرم میکنند؛ پدیدهای به نام «پیری جمعیت» که هزینههای سنگین اقتصادی و اجتماعی را به دنبال دارد.
شاخص باروری کل (Total Fertility Rate) یکی از مهمترین معیارهای سنجش سلامت جمعیتی هر کشور است. نرخ جایگزینی که جمعیت را در سطح ثابت نگه میدارد، حدود ۲.۱ فرزند به ازای هر مادر است. ایران با شاخص ۱.۴، بسیار پایینتر از این سطح قرار دارد. یعنی هر نسل، به اندازه کافی فرزند برای جایگزینی خود تولید نمیکند و جمعیت به تدریج پیر و سپس کاهش مییابد.
این سقوط فقط مختص ایران نیست و بسیاری از کشورهای جهان نیز با آن مواجه هستند، اما سرعت و عمق کاهش باروری در ایران نگرانکنندهتر از بسیاری از کشورهای منطقه و حتی جهان است. در دهه ۶۰، خانوادههای ایرانی به طور متوسط ۶ تا ۷ فرزند داشتند. اکنون این عدد به کمتر از ۲ رسیده است. یعنی خانوادهها تصمیم گرفتهاند تعداد فرزندان خود را به شدت محدود کنند. سؤال اساسی این است: چرا؟
کارشناسان دلایل متعددی برای این پدیده برمیشمارند. مهمترین دلیل، «تأخیر در سن ازدواج» است. میانگین سن ازدواج در دهههای گذشته حدود ۱۸ تا ۱۹ سال بود، اما اکنون به حدود ۲۸ تا ۳۲ سال رسیده است. تأخیر در ازدواج به معنای کاهش «پنجره باروری» زنان است. وقتی یک زن در ۳۰ سالگی ازدواج میکند، به طور طبیعی فرصت کمتری برای بچهدار شدن دارد و تعداد فرزندانش به ندرت از ۲ فراتر میرود. از سوی دیگر، «هزینههای سرسامآور زندگی» و «ناامیدی از آینده اقتصادی» نیز نقش تعیینکنندهای در تصمیم زوجها برای تک فرزندی یا بدون فرزندی دارد. مسکن، تحصیل، ازدواج و شغل، هر کدام به تنهایی یک مانع بزرگ برای فرزندآوری محسوب میشوند. وقتی تأمین مسکن و هزینههای اولیه زندگی برای یک زوج جوان دشوار باشد، طبیعی است که به فکر فرزندآوری نیفتند.
ادامه این روند، پیامدهای جبرانناپذیری برای آینده ایران خواهد داشت. نخستین و مهمترین پیامد، کاهش نیروی کار جوان در دهههای آینده است. وقتی تعداد جوانان ورودی به بازار کار کاهش یابد، رشد اقتصادی کشور با چالش مواجه میشود و خلاقیت و پویایی اجتماعی کاهش مییابد. دوم، فشار بر نظام بازنشستگی و سلامت است. با افزایش نسبت سالمندان به جمعیت جوان، هزینههای درمانی، بازنشستگی و خدمات اجتماعی به شدت افزایش مییابد و صندوقهای بازنشستگی که هم اکنون با ناترازی روبرو هستند، عملاً ورشکست خواهند شد. سوم، کاهش قدرت دفاعی و امنیتی است. کشوری که جمعیت جوان آن در حال کاهش است، توان تأمین نیروی انسانی برای ارتش، سپاه و نیروهای انتظامی را نیز از دست خواهد داد. این تهدیدی جدی برای امنیت ملی است. چهارم، ایستایی و رکود فرهنگی است. جمعیت جوان، موتور محرک تغییرات فرهنگی، نوآوری و نشاط اجتماعی است. با پیر شدن جمعیت، جامعه به سمت ایستایی و انفعال حرکت میکند و روحیه امید و پویایی از بین میرود.
برای خروج از این بحران، نیاز به یک «بسته سیاستی جامع» است که ابعاد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی را پوشش دهد. اولین راهکار، «تسهیل ازدواج جوانان» است. این یعنی حذف موانع اقتصادی و فرهنگی بر سر راه ازدواج، مانند ارائه وام ازدواج آسان و سریع، کمک به تأمین مسکن برای زوجهای جوان، و ترویج فرهنگ ساده زیستی و قناعت در مراسم ازدواج. راهکار دوم، «حمایت مستقیم از خانوادهها برای فرزندآوری» است. این حمایت میتواند شامل پرداخت کمک هزینه ماهانه برای هر فرزند (از بدو تولد تا ۱۸ سالگی)، ارائه خدمات بهداشتی و درمانی رایگان برای کودکان، و تخصیص سهمیه مسکن و وامهای کمبهره به خانوادههای دارای بیش از ۲ فرزند باشد. راهکار سوم، «اصلاح فرهنگ سازمانی و شغلی» است. کاهش ساعت کاری مادران شاغل، ایجاد مراکز نگهداری از کودکان در محل کار، و ترویج مرخصی زایندگی بلندمدت و با حقوق، از جمله اقداماتی است که میتواند انگیزه زنان تحصیل کرده برای فرزندآوری را افزایش دهد. راهکار چهارم، «رسانهای و فرهنگی» است. رسانه ملی و سایر رسانهها باید با تولید محتواهای جذاب و امیدوارکننده، تصویر مثبتی از خانواده پرجمعیت و فرزندآوری ارائه دهند و نگرش منفی موجود را تغییر دهند.
شاخص باروری ۱.۴ و ولادت کمتر از ۹۰۰ هزار نفر، یک فاجعه ملی است. تجربه کشورهایی که دچار پیری جمعیت شدهاند نشان میدهد که خارج شدن از این بحران، دههها زمان و هزینههای سرسامآوری نیاز دارد. ایران هنوز پنجره جمعیتی خود را به طور کامل نبسته است، اما این پنجره هر سال کوچکتر میشود. اگر نتوانیم در دهه آینده شاخص باروری را به بالای ۲.۱ برسانیم، ورود به دوره «رشد منفی جمعیت» اجتنابناپذیر خواهد بود. از دولت، مجلس، دستگاه قضا، رسانه ملی و نهادهای مدنی انتظار میرود دست به دست هم دهند و با یک «جهاد جمعیتی» فراگیر، زنگ خطری که به صدا درآمده را به یک فرصت برای آینده کشور تبدیل کنند. در غیر این صورت، دهههای آینده، دوران «ایران پیر و خالی از جوان» را تجربه خواهیم کرد؛ دورانی که نه پویایی دارد، نه امید، نه آینده.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا