روزهای آینده برای خاورمیانه، روزهای تعیینکنندهای خواهد بود. روزهایی که میتواند یا دریچهای به سوی صلح باز کند، یا آتش جنگی گستردهتر را شعلهور سازد.
به گزارش سرمایه فردا، خاورمیانه این روزها بر لبه تیغ راه میرود. از یک سو، ایران سطح تهدیدات خود را علیه ایالات متحده بالا برده و هشدار داده که اگر محاصره دریایی بنادر و کشتیهای تجاریاش ادامه پیدا کند، ممکن است تنگه بابالمندب را ببندد و جلوی حرکت تجارت در خلیج فارس، دریای عمان و دریای سرخ را بگیرد. از سوی دیگر، در اقدامی بیسابقه، آمریکا از دیدار نزدیک رهبران لبنان و اسرائیل خبر داده است. این دو تحول بزرگ، نشان از ورود بحران به مرحلهای حساستر و منطقهایتر دارد.
محاصره دریایی تنگه هرمز توسط آمریکا از ۱۳ آوریل ۲۰۲۶، دیگر یک تهدید نیست؛ یک واقعیت تلخ است. نفت برنت از مرز ۱۱۰ دلار عبور کرده و برای اولین بار، قیمت نفت ایران از برنت هم پیشی گرفته است. اما صادرات و واردات دریایی ایران عملاً فلج شده و هر روز، ۴۳۵ میلیون دلار خسارت، یعنی ماهانه ۱۳ میلیارد دلار، روی دست اقتصاد کشور میماند.
حالا اما تهران سطح تهدیدات خود را بالا برده است. رهبری نظامی ایران تأکید کرده که هرگونه ادامه محدودسازی از سوی آمریکا بر حرکت کشتیها و نفتکشهای ایرانی، با اقدامات مستقیم علیه گذرگاههای راهبردی دریایی در منطقه پاسخ داده خواهد شد. تهران به صراحت اعلام کرده که اجازه نخواهد داد صادرات و واردات از طریق این مسیرها ادامه یابد، اگر واشنگتن به اعمال محاصره دریایی ادامه دهد.
این تهدید، نشان از آن دارد که ایران در حال آمادهسازی برای گسترش دامنه درگیری به فراتر از تنگه هرمز است. بستن بابالمندب، یعنی ضربه زدن به شاهرگ تجارت جهانی از طریق کانال سوئز و دریای سرخ. اقدامی که میتواند قیمت نفت را به سقفهای بیسابقهای برساند و اقتصاد جهان را با شوکی جدید مواجه کند.
درست در همین لحظات حساس، پاکستان وارد میدان شده است. اسلامآباد تلاش میکند دور دوم مذاکرات غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن را در پایتخت خود سازماندهی کند. فرمانده ارتش پاکستان، ژنرال عاصم منیر، سفری به تهران داشته تا درباره ترتیبات دور پیشِروی مذاکرات گفتوگو کند.
نشانههایی از احتمال تمدید آتشبس کنونی برای دو هفته دیگر وجود دارد تا فرصتی برای مسیر سیاسی فراهم شود. این یعنی دیپلماسی نفسهای آخر خود را میکشد تا شاید بتواند دو طرف را پای میز مذاکره نگه دارد.
اما در پسپرده این تحرکات دیپلماتیک، آمریکا دست از فشار برنداشته است. واشنگتن در حال آمادهسازی برای اعزام حدود شش هزار نیروی نظامی اضافی به خاورمیانه با استفاده از ناو هواپیمابر و کشتیهای همراه است. سیاستی که نشان میدهد آمریکا به دنبال «فشار نظامی همزمان با مذاکره» است.
در همین حال، نیروهای آمریکایی محاصره دریایی علیه ایران را تشدید کردهاند. آنها از گسترش اقدامات نظارتی خود در گذرگاههای دریایی اطراف بنادر ایران خبر دادهاند و مانع ادامه مسیر تعدادی از کشتیها شدهاند. هدف این کارزار فشاری، وادار کردن تهران به ارائه امتیازاتی در مذاکرات پیشرو است.
در میان این هیاهو، خبر دیگری هم منتشر شده که میتواند معادلات منطقه را دگرگون کند. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اعلام کرده که دیداری میان رهبران لبنان و اسرائیل برگزار خواهد شد؛ اقدامی که خودش آن را «بیسابقه» توصیف کرده است.
ترامپ گفته که این دیدار در سطحی عالی از رهبری برگزار خواهد شد و آن را نخستین تماس از این نوع میان دو طرف طی دهههای اخیر دانسته، بدون آنکه جزئیاتی درباره محل برگزاری، ماهیت یا دستور کار آن ارائه دهد.
ژوزف عون، رئیسجمهور لبنان، پیشتر از آمادگی خود برای ورود به مذاکرات مستقیم با اسرائیل خبر داده بود؛ مشروط به اینکه این مذاکرات تضمینکننده آتشبس و خروج نیروهای اسرائیلی از اراضی اشغالی لبنان باشد.
این اعلام آمریکا، چند روز پس از گفتوگوهای مستقیم و کمسابقهای صورت میگیرد که واشنگتن میان دو هیئت لبنانی و اسرائیلی میزبانی کرده بود. هدف آمریکا از این تحرکات دیپلماتیک، مهار حزبالله و پایان دادن به نفوذ ایران در لبنان است.
اما در مقابل، دبیرکل حزبالله بهطور قاطع با ورود حاکمیت لبنان به مذاکرات مستقیم با اسرائیل مخالفت کرده است. او این اقدام را «بیهوده» و «امتیازی رایگان» توصیف کرده و تأکید دارد که چنین مذاکراتی بهمعنای تسلیم، تمکین و سلب عناصر قدرت از لبنان است.
حزبالله همچنین از سیاستهایی که صحنه داخلی لبنان را محدود کرده و با خواستههای ایالات متحده و اسرائیل همسو است، انتقاد کرده و آنها را تضعیفکننده توان لبنان در مواجهه با چالشها دانسته است.
این مخالفت، نشان میدهد که مسیر مذاکرات مستقیم لبنان و اسرائیل، با وجود حمایت آمریکا و رئیسجمهور لبنان، راه همواری پیش رو نخواهد داشت. حزبالله به عنوان قدرتی مسلح و تأثیرگذار در معادلات لبنان، میتواند این روند را مختل کند.
منطقه در انتظار سرنوشت
تحولات شتابگرفته این روزها نشان میدهد که خاورمیانه در آستانه مرحلهای سرنوشتساز قرار دارد. از یک سو، ایران تهدید به بستن بابالمندب و گسترش دامنه درگیری کرده است. از سوی دیگر، پاکستان تلاش میکند با میانجیگری، مذاکرات ایران و آمریکا را نجات دهد. در همین حال، آمریکا همزمان با تقویت حضور نظامی خود در منطقه، از مذاکرات مستقیم لبنان و اسرائیل حمایت میکند.
دو سناریو پیش روی منطقه است: یا گشایش در مذاکرات و کاهش تنش، یا در صورت شکست میانجیگری پاکستان، رویارویی گستردهتر که میتواند کل منطقه را درگیر کند.
در این میان، تنها چیزی که روشن است، این است که روزهای آینده برای خاورمیانه، روزهای تعیینکنندهای خواهد بود. روزهایی که میتواند یا دریچهای به سوی صلح باز کند، یا آتش جنگی گستردهتر را شعلهور سازد.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا