بسیاری از جانبازان برای تامین هزینه واردات خودروی ویژه، طلا فروختند، پسانداز خانوادگی را واریز کردند و بعضا گرفتار قرض و وام شدند؛ اما بعد از یک سال هنوز خودروهایشان تحویل نشده است
مهدی خاکی فیروز:در اقتصادی که شکاف میان قیمت داراییها هر روز عمیقتر میشود، تاخیر گاهی از خود بحران پرهزینهتر است. طرح واردات خودرو جانبازان نیز حالا در نقطهای ایستاده که بسیاری از مشمولان آن، میان افزایش قیمت طلا، رشد هزینههای بازار و توقف طولانی تحویل خودروها گرفتار شدهاند؛ خانوادههایی که برای رسیدن به یک امتیاز حمایتی، پسانداز و دارایی خود را وارد معاملهای کردند که امروز برای بخشی از آنها بیشتر شبیه یک سرمایهگذاری زیانده است تا یک حمایت اجتماعی.
بر اساس قانون جامع ایثارگران، سازوکاری طراحی شده بود که طی آن هر ده سال یک خودرو با قیمت تمامشده و تسهیلات بانکی بدون بهره در اختیار جانبازان قرار گیرد. هدف این طرح، جبران بخشی از دشواریهای جسمی و اجتماعی این قشر بود؛ اما روند اجرا در سالهای اخیر شکل دیگری پیدا کرد و به جای تحویل مستقیم خودرو، مسیر واردات با امتیاز ویژه برای جانبازان بالای هفتاد درصد تعریف شد. در این مدل، خودروهایی با ارزش تقریبی سی و شش هزار یورو وارد کشور میشد و سپس باید در اختیار مشمولان قرار میگرفت. با این حال، محدودیت مالی بخش زیادی از جانبازان، مسیر اجرای طرح را تغییر داد و پای واسطهها و شرکتهای تجاری به ماجرا باز شد.
ورود واسطهها و تغییر مسیر طرح
با آغاز فرآیند واردات، بسیاری از جانبازان با کمبود نقدینگی مواجه شدند. در این شرایط شرکتهای مختلف و افراد حقیقی وارد شدند تا امتیاز واردات را خریداری یا به شکل مشارکتی استفاده کنند. قرار بود بخشی از سود به جانبازان برسد و خودرو پس از ترخیص در اختیار آنان قرار گیرد. اما در عمل، این همکاریها به قراردادهایی پیچیده تبدیل شد. برخی از جانبازان برای تامین آورده اولیه، داراییهای خانوادگی خود از جمله طلا و پساندازهای خرد را وارد این مسیر کردند. گزارشهای میدانی نشان میدهد برخی خانوادهها طلا را با قیمت حدود چهار میلیون تومان فروختند تا امکان ورود به قراردادهای وارداتی فراهم شود.
امیدی که در صف ترخیص ماند
رضا کریمی، جانباز جنگ هشت ساله، در گفتوگو با «هفت صبح» از تجربه شخصی خود میگوید: «وقتی طرح اعلام شد، تصور میکردیم بعد از سالها انتظار، یک خودرو متناسب با شرایط جسمی دریافت کنیم. قراردادها بسته شد، مدارک تحویل رفت و واردات شروع شد. اما زمان گذشت و تحویلها انجام نشد. خیلیها فکر میکردند چند ماهه موضوع جمع میشود، اما الان حدود یک سال گذشته و هنوز بخش زیادی از خودروها به دست صاحبان اصلی نرسیده است.» او ادامه میدهد: «برخی دوستان برای تامین سهم خود، دارایی خانوادگی را وارد این مسیر کردند. در آن زمان کسی فکر نمیکرد قیمتها اینقدر تغییر کند. امروز ارزش طلا چند برابر شده و ارزش خودروهای وارداتی هم شرایط دیگری پیدا کرده است. فاصله بین انتظار و نتیجه برای خیلیها سنگین شده است.»
سودی که تبدیل به زیان شد
یکی از نکات مهم در این پرونده، تغییرات شدید بازار طی ماههای اخیر است. زمانی که قراردادها بسته شد، قیمت طلا و خودرو در سطحی قرار داشت که بسیاری از محاسبات اقتصادی بر آن اساس انجام شد. اما با افزایش قیمت طلا تا چند برابر و تغییر ارزش خودروهای وارداتی، توازن مالی قراردادها برهم خورد. در نتیجه، بخشی از جانبازان که دارایی خود را وارد این طرح کرده بودند، اکنون با شرایطی مواجهاند که ارزش دارایی اولیهشان با ارزش فعلی خودرو همخوانی ندارد. این اختلاف باعث شده بخشی از پروژه واردات برای برخی افراد به زیان تبدیل شود.
فروش امتیاز؛ تصمیمی از سر اجبار
در کنار مشارکتها، گروهی از جانبازان امتیاز واردات خود را به قیمت پایین واگذار کردند. فشار مالی، پیچیدگی فرآیند و طولانی شدن زمان تحویل، از عوامل اصلی این تصمیم عنوان میشود. در مقابل، تعداد محدودی از افراد توانستند از این امتیاز بهرهبرداری مطلوبتری داشته باشند و خودرو را در زمان مناسب دریافت کنند. این تفاوت در نتیجه، شکاف قابل توجهی در میان مشمولان ایجاد کرده و بحثهای زیادی را در میان خانوادههای ایثارگران به وجود آورده است.
نگاه کارشناسی به یک طرح نیمهتمام
کارشناسان حوزه رفاه اجتماعی معتقدند اجرای طرحهایی از این جنس نیازمند ساختار مالی شفاف و زمانبندی دقیق است. ورود واسطهها به چنین فرآیندهایی، معمولا باعث تغییر ماهیت طرح میشود و هدف اولیه را تحت تاثیر قرار میدهد. در این پرونده، هدف اولیه تامین خودرو برای جانبازان بود، اما در مسیر اجرا، نقش بازار و نوسانات اقتصادی پررنگ شد. همین موضوع باعث شد نتیجه نهایی برای همه یکسان نباشد.
فشار روانی و اجتماعی بر خانوادهها
فراتر از جنبه مالی، این وضعیت فشار روانی قابل توجهی بر خانوادههای جانبازان ایجاد کرده است. انتظار طولانی، ابهام در زمان تحویل و تغییرات اقتصادی، مجموعهای از نگرانیها را شکل داده است. رضا کریمی در این باره میگوید: «مسئله فقط خودرو نیست. موضوع این است که یک وعده طولانی تبدیل به انتظار فرساینده شده است. خانوادهها روی این طرح حساب کرده بودند. حالا شرایطی پیش آمده که همه چیز پیچیدهتر از قبل شده است.»
یک سال انتظار که هنوز پایان نیافته است
با گذشت حدود یک سال از آغاز گسترده واردات، همچنان بخش قابل توجهی از خودروها به دست صاحبان اصلی نرسیده است. فرآیند ترخیص، انتقال و تحویل با کندی پیش میرود و همین موضوع باعث شده پرونده همچنان باز بماند. در این میان، اختلاف میان قراردادهای اولیه و شرایط فعلی بازار نیز بر پیچیدگی موضوع افزوده است.
طرحی میان امید و ابهام
پرونده خودرو جانبازان امروز در نقطهای قرار دارد که هم امید در آن دیده میشود و هم ابهام. از یک سو، اصل طرح بر پایه حمایت از ایثارگران شکل گرفته و از سوی دیگر، اجرای آن با چالشهای اقتصادی و اجرایی مواجه شده است. روایت رضا کریمی و دیگر جانبازان نشان میدهد فاصله میان هدف اولیه و نتیجه نهایی، برای بسیاری از خانوادهها قابل توجه بوده است. اکنون نگاهها به آینده این طرح دوخته شده تا مشخص شود مسیر باقیمانده چگونه مدیریت خواهد شد و آیا امکان بازگشت به هدف اولیه وجود دارد یا خیر.