بهنام بهزادی در فیلم «بیست و یک» یک ریسک بزرگ کرده؛ آیا این ریسک جواب میدهد و مخاطبان جذب تماشا میشوند؟
بابک نبی: سریال «بیست و یک» به کارگردانی بهنام بهزادی، اثری است که با یک شروع وسوسهانگیز، وعدهای بزرگ به مخاطبش میدهد؛ وعدهای که در چهار قسمت منتشرشده از شبکه نمایش خانگی، هنوز بهطور کامل به سرانجام نرسیده است. این سریال جنایی با فیلمنامه مسعود خاکباز، ایدهای جسورانه در آستین دارد و میداند چطور داستانش را آغاز کند؛ اما میان آن آغاز درخشان و آنچه در قسمتهای بعدی روی پرده میآید، فاصلهای احساس میشود که نمیتوان از کنارش ساده گذشت.

قسمت اول «بیست و یک» را باید جداگانه تماشا کرد. ده دقیقه آغازین این قسمت از معدود لحظاتی است که تلویزیون ایران در ژانر معمایی جنایی در سالهای اخیر به آن دست یافته؛ سکانسهایی با تعلیقی واقعی، فضایی سرد و فشرده و ریتمی که هر ثانیهاش محاسبهشده است. فلشبک آغازین در سیاهوسفید، تصویری از گذشتهای تاریک ترسیم میکند؛ کودکانی که گروگان گرفته شدهاند، آزاری که از آن لذت برده میشود و زخمی که در عمیقترین لایههای روان حک میشود تا سالها بعد با زبان خشونت سر باز کند.
این انتخاب بصری هوشمندانه است؛ رنگبندی سرد و خاکستری زمان حال در برابر سیاهوسفید گذشته، مرز میان دو دوره را با زبان تصویر ترسیم میکند، بیآنکه نیازی به توضیح مستقیم باشد. وقتی دختری جوان به اسم الناز آقایی داوطلبانه وارد اداره آگاهی میشود و بدون کمترین لرزشی در صدا به قتل اعتراف میکند، ساختار کلاسیک ژانر پلیسی در همان لحظه فرو میریزد.

خاکباز در فیلمنامهاش یک تله ذهنی برای بیننده طراحی کرده است. ما عادت داریم وقتی روی صندلی سینما یا مبل خانه مینشینیم و یک داستان جنایی شروع میشود، منتظر بمانیم تا در پرده آخر، چهره قاتل آشکار شود. این آشنایی با ساختار، نوعی آسایش ذهنی به ما میدهد. «بیست و یک» همین آسایش را از همان دقیقه اول از ما میگیرد. قاتل خودش آمده و پشت میز بازجویی نشسته؛ پس حالا چه؟ این «حالا چه؟» است که موتور داستان را روشن نگه میدارد. معما دیگر پشت یک هویت پنهان نشده، در دل انگیزهها و تاریکیهای گذشتهای جاسازی شده که هر قسمت فقط گوشه کوچکی از آن را نشان میدهد. بهزادی و خاکباز با این انتخاب، داستان را از جادهای که همه میشناسند خارج کردهاند و به مسیری کشاندهاند که در آن، فهمیدن چرایی یک جنایت، به مراتب ترسناکتر از کشف هویت مرتکب آن است.

اما همین سریال که در نیمه نخست قسمت اول چنان امیدوارکننده آغاز میکند، در ادامه و تا پایان قسمت سوم دچار افتادگی ریتم میشود. انگار سازندگان پس از آن شروع پرانرژی نفس گرفتهاند و اجازه دادهاند داستان با شتابی کمتر از آنچه باید پیش برود. این کندی در بازیها هم خودش را نشان میدهد. مهدی حسینینیا که بازیگری است با کارنامهای پر از شخصیتهای درخشان و لحظاتی که بینندگانش را حیرتزده کرده، در این سریال انگار در میانپردهای از ابهام ایستاده است. سرگرد مجد در دستان او، شخصیتی است که هنوز مسیر خود را پیدا نکرده؛ گویی بازیگر خودش هم مطمئن نیست این آدم دقیقاً کیست و چه میخواهد. این سردرگمی در اجرا، تأثیر مستقیم بر باورپذیری صحنههای تحقیق میگذارد.
مشکل دیگر در شخصیتپردازی، ناهمخوانی میان بازی شادی مختاری و آنچه نقشش ایجاب میکند، است. الناز آقایی کاراکتری است که به جنون سرد، به آرامش ترسناک و به پیچیدگی روانی خاصی نیاز دارد که مخاطب را هم جذب کند و هم دچار اضطراب سازد. سعی و تلاش مختاری در پرداخت این نقش دیده میشود؛ اما آن چیزی که یک شخصیت جنایی پیچیده را در ذهن بیننده مثل یک خراش باقی میگذارد، در بازی او غایب است. در مقاطع حساس، جایی که باید احساس کنیم این زن چیزی فراتر از یک متهم معمولی است، بازی به سطح میماند و آن عمق روانی که فیلمنامه برایش طراحی کرده به تصویر نمیرسد.
قسمت چهارم «بیست و یک» را باید نقطه عطف سریال دانست. ورود سعید آقاخانی به داستان، اتمسفر کلی اثر را دگرگون میکند. این بازیگر با حضورش فضایی میسازد که از همان اولین صحنهاش، جریان انرژی سریال را تغییر میدهد. آقاخانی بدون آنکه تلاشی مشهود داشته باشد، آن کشش و فشاری را به روایت تزریق میکند که سه قسمت پیش کم داشت. بیننده احساس میکند داستان دوباره نفس گرفته و دارد به جایی میرود.
این توانایی که با حضور یک بازیگر ریتم و فضای یک اثر به کل تغییر کند، از ویژگیهای بازیگران درجه اول است و آقاخانی در این قسمت دقیقاً همین کار را میکند. «بیست و یک» تا این جای کار اثری است با ایدهای ارزشمند و ساختار روایی که میتوانست بسیار قویتر اجرا شود. فاصله میان آنچه فیلمنامه وعده میدهد و آنچه روی پرده میبینیم، همچنان احساس میشود؛ اما با چرخشی که قسمت چهارم رقم زد، میتوان امیدوار بود این سریال در قسمتهای پیش رو آن فاصله را کم کند و به بلوغ رواییای برسد که ایده اولیهاش لایق آن است./ هفت صبح
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا