مسئولان از پرداخت منظم مستمریها سخن میگویند اما نبود منابع پایدار، تردیدهایی جدی درباره ادامه این روند ایجاد کرده است.
به گزارش سرمایه فردا، این روزها در میان کارگران و خانوادههایی که نانآور خود را از دست دادهاند، زمزمههایی نگرانکننده به گوش میرسد که خواب را از چشمان بسیاری ربوده است. شایعاتی در راهروهای ادارات و فضای مجازی دست به دست میشود که میگوید سازمان تامین اجتماعی تنها برای یک یا دو ماه دیگر توان پرداخت مقرری بیمه بیکاری را دارد. در این برهه خاص که سایه جنگ و مشکلات اقتصادی سنگینی میکند و تورم افسارگسیخته قدرت خرید مردم را به حداقل رسانده، شنیدن خبر احتمال قطع همین مبلغ ناچیز، موجی از استرس و ناامیدی را به راه انداخته است. سازمان تامین اجتماعی که همواره با ناترازی مالی و چالشهای نقدینگی روبهرو بوده و حتی توسط برخی منتقدان به عنوان سازمانی در مرز ورشکستگی توصیف میشود، اکنون در برابر آزمونی بزرگ قرار گرفته است. آیا این سازمان میتواند در برابر لشکر بیکاران جدید دوام بیاورد یا این زمزمهها به زودی رنگ واقعیت به خود میگیرند؟
در میانه این نگرانیهای عمومی، عادل دهدشتی، قائم مقام سازمان تامین اجتماعی کشور، تلاش میکند با ارائه اعداد و ارقام، فضایی از اطمینان ایجاد کند. وی با تایید افزایش تعداد متقاضیان میگوید در سال گذشته ماهانه ۱۵۰ هزار کارگر مستمری بیمه بیکاری دریافت میکردند، اما با توجه به شرایط فعلی، پیشبینی میشود این جمعیت رشد چشمگیری داشته باشد. طبق گفتههای این مقام مسئول، سازمان تامین اجتماعی برنامهریزی کرده است تا در سال جاری ماهانه به ۵ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر در سراسر کشور، مجموع مبالغی بالغ بر ۵۵ همت (هزار میلیارد تومان) پرداخت کند.
دهدشتی همچنین به هزینههای کمرشکن درمان اشاره دارد و از پیشبینی بودجه ۵۰ همتی برای مراکز طرف قرارداد مثل درمانگاهها و داروخانهها خبر میدهد. او بر این باور است که بهرغم تمام مشکلات ناشی از جنگ تحمیلی، سازمان به تعهدات خود پایبند بوده و مقرریها را به موقع پرداخت خواهد کرد. اما سوال اصلی اینجاست که در یک اقتصاد جنگزده، این حجم عظیم از نقدینگی قرار است از کدام منابع پایدار تامین شود؟
از سوی دیگر، فضلالله رنجبر، سخنگوی کمیسیون اجتماعی مجلس، سعی دارد به کارگران آسیبدیده از جنگ اطمینان دهد که مجلس پشتیبان آنهاست. وی با اشاره به تصویب افزایش ۶۰ درصدی حقوق و دستمزد کارگران برای سال ۱۴۰۵، معتقد است که این عدد تلاش دارد خود را به تورم نزدیک کند. با این حال، رنجبر صادقانه اعتراف میکند که معیشت کارگران همچنان بسیار سخت است و این افزایشها هم نمیتواند تمام حفرههای زندگی آنها را پر کند.
رنجبر تاکید دارد که کمیسیون اجتماعی با همکاری وزارت کار و سازمان تامین اجتماعی، به دنبال تامین اعتبارات ویژه برای بیمه بیکاری کارگرانی است که واحدهای تولیدی آنها در اثر جنگ صدمه دیده است. او کارگران را سربازان خط مقدم تولید مینامد، اما واقعیت این است که سربازان بدون پشتیبانی مالی نمیتوانند در برابر توفان گرانی دوام بیاورند. ابلاغ بخشنامه مزد شاید یک گام اداری باشد، اما واریز واقعی پول به حساب بیکاران، داستانی متفاوت است که نیاز به منابع نقد دارد.
بخش چالشبرانگیز ماجرا در صحبتهای نرگس اکبرپور روشن، عضو هیئت نظارت سازمان تامین اجتماعی نهفته است. او به صراحت میگوید مدل فعلی بیمه بیکاری در ایران توان پوشش تعداد زیاد بیکاران در شرایط بحرانی را ندارد. مشکل اصلی اینجاست که این مدل فقط برای شاغلان رسمی که کارفرما دارند طراحی شده است. اکبرپور با یادآوری تجربه تلخ دوران کرونا، هشدار میدهد که در زمان وقوع شوکهای بزرگ مثل جنگ، حجم متقاضیان آنقدر بالا میرود که سیستمهای مشارکتی فعلی پاسخگو نیستند.
وی به یک نکته فنی و بسیار مهم اشاره میکند: نرخ جایگزینی در بیمه بیکاری ایران بسیار بالا است. به این معنا که مبلغ پرداختی به بیکاران نباید از حداقل دستمزد کمتر باشد. این موضوع اگرچه در ظاهر حمایتی است، اما باعث میشود انگیزه افراد برای بازگشت به اشتغال رسمی کاهش یابد، چرا که دریافتی بیکاری آنها با حقوق زمان کار تفاوت چندانی ندارد. این کارشناس معتقد است که سیستم باید به سمت طرحهای حمایتی غیرمشارکتی برود که دولت منابع آن را تامین کند، در غیر این صورت منابع تامین اجتماعی زیر فشار بیکاران جدید خرد خواهد شد.
صندوق بیمه بیکاری از حق بیمهای که کارفرمایان میپردازند تغذیه میشود. اکنون در شرایطی هستیم که از یک طرف واحدهای تولیدی به دلیل جنگ و مشکلات اقتصادی قدرت پرداخت حق بیمه را ندارند یا با تعویق پرداخت روبهرو هستند، و از طرف دیگر سیل کارگرانی که شغل خود را از دست دادهاند به سمت سازمان سرازیر شده است. این فشار دوطرفه همان چیزی است که باعث شده مردم به ورشکستگی سازمان و ناتوانی در پرداختهای ماههای آینده فکر کنند. وقتی ورودی پول کم و خروجی آن به شدت زیاد شود، حتی بزرگترین صندوقها هم با خطر سقوط روبهرو میشوند.
در پایان باید گفت اگرچه عادل دهدشتی و نمایندگان مجلس با قاطعیت از پرداخت به موقع مستمریها سخن میگویند و از بودجههای ۵۵ همتی حرف میزنند، اما واقعیتهای روی زمین با آمارهای روی کاغذ متفاوت به نظر میرسد. ساختار فعلی بیمه بیکاری در ایران که تنها به حق بیمه کارفرمایان وابسته است، در برابر تکانههای شدید جنگی و اقتصادی بسیار ترد و شکننده نشان میدهد.
اضافه شدن هزینههای درمان و ناترازیهای قدیمی سازمان تامین اجتماعی، این نگرانی را تقویت میکند که شاید وعدهها تنها مسکنی موقت برای آرام نگه داشتن فضای جامعه باشد. با توجه به سبک و مدل فعلی بیمه بیکاری در کشور و فشاری که بر منابع محدود سازمان وارد میشود، به نظر میرسد چندان نمیتوان مطمئن بود که روند پرداختها در ماههای آینده بدون مشکل ادامه یابد. سایه سنگین تورم و احتمال ناتوانی در تامین اعتبارات جدید، همچنان به عنوان یک تهدید بزرگ بالای سر سفره بیکاران باقی مانده است.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا