سیاست کنترل ترازنامه بانک‌ها؛ درمان یا درد تازه؟

سیاست کنترل ترازنامه بانک‌ها نه تنها بانک‌های ناسالم را مهار نکرده، بلکه آنها با شیب تندتری به خلق نقدینگی ادامه داده‌اند. در این میان، بانک‌های سالم جریمه شده‌اند و بانک‌های بزرگ هم از زیر بار مقررات فرار کرده‌اند.

به گزارش سرمایه فردا، یک پژوهش تازه نشان می‌دهد مقرراتی که برای مهار خلق نقدینگی بی‌کیفیت طراحی شده بود، نه تنها بانک‌های ناسالم را مهار نکرده، بلکه به تدریج دارد بانک‌های سالم را هم بیمار می‌کند.

بانک‌های ناسالم، قوی‌تر از همیشه

آکادمی سامان در پژوهشی به سرپرستی دکتر داود سوری، رفتار خلق نقدینگی بانک‌ها را در دو مقطع ۱۸ فصل پیش و ۱۸ فصل پس از اجرای سیاست کنترل مقداری ترازنامه بررسی کرده است. نتیجه‌ای که به دست آمده، زنگ خطر را برای شبکه بانکی ایران به صدا درآورده است.

بر اساس شاخص «خلق نقدینگی برگر (۲۰۰۹)» که در این مطالعه استفاده شده، بانک‌های ناسالم نه تنها پس از اجرای این سیاست مهار نشدند، بلکه با شیبی تندتر از قبل به خلق نقدینگی ادامه دادند. بانک‌هایی مانند سرمایه، ایران‌زمین، دی، ملل و آینده، در دوره پس از اجرای مقررات، نقدینگی بیشتری نسبت به قبل تولید کرده‌اند.

سیاست کنترل ترازنامه که برای مهار خلق نقدینگی بی‌کیفیت طراحی شده بود، شکست خورده است؟ بانک‌های ناسالم پس از اجرای این سیاست، نقدینگی بیشتری خلق کرده‌اند و بانک‌های بزرگ هم از دایره نظارت خارج شده‌اند

 

بانک‌های سالم؛ جریمه‌شده‌های اصلی

در مقابل، بار اصلی این سیاست بر دوش بانک‌های سالم و نیمه‌سالم افتاده است. این بانک‌ها که پایبندی بیشتری به مقررات داشته‌اند، مجبور به کاهش خلق نقدینگی شدند و در نتیجه، سهم خود از بازار و درآمدزایی را از دست دادند.

یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که این روند می‌تواند در بلندمدت سلامت مالی همین بانک‌های سالم را هم به خطر بیندازد. به عبارت دیگر، سیاستی که برای پاک‌سازی شبکه بانکی طراحی شده بود، دارد به تدریج بانک‌های سالم را به سمت ناسالمی سوق می‌دهد.

 

بانک‌های بزرگ؛ طبل توخالی مقررات

شاخص دیگری که در این پژوهش استفاده شده (تاکور ۲۰۲۳)، تصویر متفاوت اما به همان اندازه نگران‌کننده‌ای را نشان می‌دهد. بانک‌های کوچک و متوسط با پیروی از مقررات بانک مرکزی، نقدینگی کمتری خلق کردند و سهم خود را از دست دادند. اما بانک‌های بزرگ، رفتار کاملاً متفاوتی داشتند؛ آنها حتی بیشتر از قبل نقدینگی خلق کردند.

این پرسش جدی مطرح می‌شود که چرا بانک‌های بزرگ از دایره نظارت خارج بوده‌اند؟ آیا وابستگی سهامداری این بانک‌ها به دولت، یا نقش پررنگ‌ترشان در پرداخت تسهیلات تکلیفی، باعث چشم‌پوشی نهاد ناظر شده است؟ یا قدرت بازار این بانک‌ها آنقدر هست که از زیر تیغ مقررات عبور کنند؟

 

واگرایی خطرناک در شبکه بانکی

نکته نگران‌کننده‌تر، واگرایی است که در شبکه بانکی ایجاد شده است. از منظر سلامت مالی، بانک‌های ناسالم و از نظر اندازه، بانک‌های بزرگ، بیشترین فاصله را از مسیر مورد انتظار سیاست‌گذار گرفته‌اند.

این یعنی هم بانک‌هایی که نباید نقدینگی خلق کنند، دارند بیشتر از قبل خلق می‌کنند و هم بانک‌هایی که باید الگو باشند، از مقررات معاف شده‌اند. در این میان، تنها بانک‌های سالم و کوچک و متوسط هستند که هزینه اجرای سیاست را می‌پردازند.

 

جمع‌بندی؛ سیاستی که نیاز به بازنگری دارد

پژوهش آکادمی سامان نشان می‌دهد سیاست کنترل مقداری ترازنامه، اگرچه با نیت مهار خلق نقدینگی بی‌کیفیت طراحی شده، اما در عمل به نتیجه عکس رسیده است. خلق نقدینگی بی‌کیفیت نه تنها مهار نشده، بلکه دارد جایگزین خلق نقدینگی با کیفیت توسط بانک‌های سالم می‌شود.

علاوه بر این، رقابت در شبکه بانکی مخدوش شده و بانک‌های بزرگ با عبور از مقررات، سهم بیشتری از بازار را تصاحب کرده‌اند. اگر این روند ادامه پیدا کند، باید در آینده شاهد کاهش سطح سلامت بانک‌های سالم و تثبیت جایگاه بانک‌های ناسالم باشیم.

پرسش نهایی این است: آیا سیاست کنترل مقداری ترازنامه در رسیدن به اهداف خود موفق بوده است؟ پاسخ این پژوهش، حداقل برای بانک‌های ناسالم و بزرگ، منفی است.

 

منبع: آکادمی سامان، پژوهشی به سرپرستی دکتر داود سوری

دیدگاهتان را بنویسید