اگر ایران بتواند از این آزمون سخت عبور کند، «هرمز کوین» میتواند الگویی برای سایر کشورهای درگیر تحریم شود و نظام مالی جهانی را برای همیشه تغییر دهد.
به گزارش سرمایه فردا، روزهایی که تنگه هرمز به کانون اصلی تقابل ایران و آمریکا تبدیل شده، تهران نشان داده که این گذرگاه آبی را نه فقط یک ابزار نظامی، که یک برگ برنده راهبردی در سیاست خارجی و اقتصاد خود تعریف کرده است. استفاده هوشمندانه از تنگه هرمز برای تغییر معادلات تنش در لبنان، ثابت کرد که قدرت این برگ برنده، فراتر از تصورات رایج است. حالا اما گام بعدی برداشته شده: مدیریت پرداخت عوارض عبور از تنگه هرمز از طریق یک رمزارز تحت نظارت ایران. اقدامی که فراتر از یک تاکتیک برای دور زدن تحریمهاست؛ این یک اعلام استقلال پولی از نظام دلاری محسوب میشود. گزارشی از تولد «هرمز کوین» و پیامدهای آن برای اقتصاد سیاسی خاورمیانه.
تنگه هرمز همیشه به عنوان یک شاهرگ حیاتی برای تجارت جهانی نفت شناخته میشده است. روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از این گذرگاه باریک ۲۱ مایلی عبور میکند که نزدیک به یکپنجم نفت مصرفی جهان را تشکیل میدهد . اما ایران در ماههای اخیر نشان داده که این تنگه را نه فقط به عنوان یک نقطه فشار نظامی، که به عنوان یک ابزار مالی-سیاسی تمامعیار بازتعریف کرده است.
در تحولات اخیر لبنان، ایران با استفاده از همین اهرم توانست معادلات تنش را به نفع خود تغییر دهد. پیام روشن بود: کسی که بر تنگه هرمز مسلط است، میتواند قواعد بازی را در کل منطقه تعیین کند. حالا اما تهران قدم را فراتر گذاشته و طرحی را روی میز گذاشته که میتواند نظام دلاری را در یکی از حساسترین نقاط جهان به چالش بکشد.
تحلیل و نقد: تا پیش از این، قدرت ایران بر تنگه هرمز عمدتاً به عنوان یک تهدید نظامی تلقی میشد. اما تبدیل این قدرت به یک «ابزار مالی» یعنی تغییر ماهیت بازی. دیگر بحث فقط «نمیگذاریم نفتکشها عبور کنند» نیست؛ بحث «برای عبور باید با پول خودمان به ما بدهید» است. این تغییر رویکرد، از یک تهدید منفی به یک ابتکار مثبت، میتواند ایران را از موضع دفاعی به موضع تهاجمی در جنگ اقتصادی ببرد. نکتهای که نباید نادیده گرفت این است که موفقیت این طرح، به «پذیرش بینالمللی» آن بستگی دارد. اگر کشورهای خریدار نفت خلیج فارس حاضر به استفاده از این رمزارز نشوند، طرح با چالش جدی مواجه خواهد شد.
مدیریت پرداخت عوارض عبور از تنگه هرمز از طریق یک رمزارز تحت نظارت ایران، اقدامی فراتر از یک تاکتیک ساده برای دور زدن تحریمهاست. این یک «اعلام استقلال پولی» از نظام دلاری محسوب میشود. برای درک اهمیت این اقدام، باید به یاد بیاوریم که دلار آمریکا چگونه به ارز مسلط جهان تبدیل شد: با گره خوردن به نفت. حالا ایران دارد تلاش میکند با گره زدن رمزارز خود به «عبور از تنگه هرمز»، یک ارز جدید با پشتوانه ژئوپلیتیکی خلق کند.
این رمزارز که میتوان آن را «هرمز کوین» نامید، پشتوانهای متفاوت از دلار دارد. دلار پشتوانهاش اقتصاد آمریکاست. اما «هرمز کوین» پشتوانهاش «دسترسی به یکی از حیاتیترین آبراههای جهان» است. کشتیهایی که میخواهند از این گذرگاه عبور کنند، باید عوارض خود را با این رمزارز پرداخت کنند. این یعنی ایجاد یک تقاضای اجباری برای یک ارز دیجیتال ایرانی.
تحلیل و نقد: این ایده از نظر تئوری، هوشمندانه و انقلابی است. اما اجرای آن با چالشهای بزرگی روبهروست. اولین چالش، «زیرساخت» است. برای پذیرش این رمزارز توسط نفتکشهای بینالمللی، باید یک پلتفرم امن و قابل اعتماد ایجاد شود. دومین چالش، «شفافیت» است. اگر ناشناس بودن رمزارز باعث شود نتوان مسیر وجوه را رصد کرد، احتمال تحریمهای جدید علیه ایران افزایش مییابد. سومین چالش، «رقابت» است. کشورهای دیگر نیز ممکن است به فکر ایجاد رمزارزهای مشابه بیفتند و این بازار نوپا را شلوغ کنند. با این حال، اگر ایران بتواند اولین حرکت را انجام دهد و آن را تثبیت کند، میتواند سالها از رقبا جلوتر باشد.
اگر این طرح با «نگاه سیستمی» راهبری شود، میتواند به ایجاد یک «اکوسیستم مالی موازی» منجر شود. یعنی دیگر فقط یک رمزارز ساده برای پرداخت عوارض نیست؛ بلکه یک نظام مالی تمامعیار که میتواند جایگزین سوئیفت (سیستم پیامرسانی مالی بینبانکی جهانی) برای ایران و متحدانش شود.
این اکوسیستم میتواند شامل موارد زیر باشد:
ایجاد یک اکوسیستم مالی موازی، یعنی ایران دیگر نیازی به سیستمهای مالی غربی ندارد. این بزرگترین ضربه به نظام تحریم است؛ چون تحریمها از طریق قطع دسترسی به همین سیستمها عمل میکنند. اگر ایران سیستم خودش را داشته باشد، تحریمها بیاثر میشوند. اما هزینه این استقلال، «انزوای فنی» است. ممکن است ایران در کوتاهمدت نتواند با سیستمهای مالی بزرگ جهان تبادل اطلاعات کند و این موضوع، تجارت با کشورهایی که از این اکوسیستم استفاده نمیکنند را مختل کند. بنابراین، راهبرد هوشمندانه این است که این اکوسیستم به گونهای طراحی شود که «قابلیت اتصال به سایر سیستمها» را نیز داشته باشد.
یکی از مهمترین پیامدهای راهاندازی رمزارز هرمز، «ضربه به پترودلار» است. پترودلار سالهاست که ستون فقرات قدرت اقتصادی آمریکا را تشکیل میدهد. هرگونه تهدید جدی علیه آن، میتواند زلزلهای در نظام مالی جهانی ایجاد کند.
اگر ایران موفق شود پرداخت عوارض تنگه هرمز را به رمزارز خودش گره بزند، پیام آن به جهان این است: «دیگر نمیتوانید فقط با دلار از اینجا عبور کنید.» این موضوع میتواند الگویی برای سایر کشورهای دارای آبراههای استراتژیک (مثل مصر با کانال سوئز یا ترکیه با تنگه بسفر) شود. تصور کنید اگر هر کدام از این کشورها رمزارز خود را برای دریافت عوارض اجباری کند، چه اتفاقی برای سلطه دلار میافتد.
تحلیل و نقد: ضربه به پترودلار، یک «فرآیند تدریجی» خواهد بود، نه یک انفجار ناگهانی. دلار هنوز ۵۸ درصد از ذخایر ارزی جهان را تشکیل میدهد و سقوط یکشبه آن غیرممکن است. اما شروع این روند، یعنی آغاز پایان هژمونی دلار. نکته مهم این است که ایران به تنهایی نمیتواند پترودلار را شکست دهد. اما میتواند با ایجاد یک «مدل موفق»، سایر کشورها را ترغیب کند به سمت رمزارزهای ملی حرکت کنند. این یک بازی طولانیمدت است که صبر و دیپلماسی هوشمندانه میطلبد.
تحلیلگران بینالمللی معمولاً رمزارزهای ملی را با شک و تردید نگاه میکنند. نمونههای قبلی مثل رمزارز ونزوئلا (پترو) شکست خوردند و نتوانستند جایگاهی پیدا کنند. اما رمزارز هرمز با آنها تفاوت اساسی دارد.
تفاوت اول: پشتوانه فیزیکی. پترو پشتوانهاش نفت بود، اما نفت ونزوئلا به دلیل تحریمها عملاً قابل فروش نبود. اما رمزارز هرمز پشتوانهاش «عبور اجباری» از تنگه هرمز است؛ چیزی که دشمن نمیتواند آن را تحریم کند. تفاوت دوم: موقعیت جغرافیایی. تنگه هرمز حیاتیترین گذرگاه انرژی جهان است. هر کشتیای که میخواهد از آن عبور کند، ناگزیر است با قواعد بازی کنار بیاید.
رمزارز هرمز نباید با رمزارزهای شکستخورده قبلی مقایسه شود. این ابزار، یک «ابتکار سیاسی» است که در لباس فناوری مالی ظاهر شده. موفقیت آن به خلاقیت فنی بستگی ندارد؛ به «اراده سیاسی» ایران برای اجرای آن و «قدرت چانهزنی» در برابر بازیگران بینالمللی بستگی دارد. اگر ایران بتواند این ابزار را به درستی مدیریت کند و در عین حال «انعطافپذیری» خود را در مذاکرات حفظ کند، میتواند آن را به یکی از قدرتمندترین ابزارهای سیاست خارجی خود تبدیل کند.
رمزارز هرمز، اگر به درستی طراحی و اجرا شود، میتواند ایران را از یک «کشور تحت تحریم» به یک «قدرت مالی منطقهای» تبدیل کند. این پروژه، پاسخی هوشمندانه به نظام سلطه دلاری است و نشان میدهد که ایران در حال تغییر ماهیت بازی از «تقابل نظامی» به «رقابت مالی» است.
با این حال، موفقیت این پروژه در گرو چند عامل کلیدی است: اول، «ایجاد زیرساخت امن و شفاف» برای رمزارز. دوم، «جلب اعتماد بازیگران بینالمللی» (حداقل کشورهای دوست و متحد). سوم، «اجتناب از نوسانپذیری شدید» که آفت رمزارزهای معمولی است. چهارم، «مقاومت در برابر حملات سایبری» که قطعاً از سوی دشمنان انجام خواهد شد.
اگر ایران بتواند از این آزمون سخت عبور کند، «هرمز کوین» میتواند الگویی برای سایر کشورهای درگیر تحریم شود و نظام مالی جهانی را برای همیشه تغییر دهد. اگر نه، فقط یک تجربه دیگر در تاریخ رمزارزهای شکستخورده ثبت خواهد شد. اما این را نباید فراموش کرد: ایران نشان داده که در استفاده هوشمندانه از تنگه هرمز، قدرت بیشتری از آنچه جهان تصور میکرد دارد. شاید این بار هم غافلگیرمان کند.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا