گزارشهای عملکردیِ شرکتهای غذایی (بهجز شیرینیجات) در خردادماه امسال، تصویری دوگانه را پیشِ روی تحلیلگران قرار داده است؛ از یک سو، جهشهای مقطعی و چشمگیر در فروشِ برخی شرکتها که در یک ماه، رکوردهایِ قابلتوجهی را ثبت کردهاند، و از سوی دیگر، رشدهایِ استثناییِ سالانهی گروهی دیگر که توانستهاند در مقیاسِ سهماهه، عملکردی فراتر از انتظار داشته باشند.

به گزارش سرمایه فردا، صنعت غذایی، بزرگترین و حساسترین صنعت کشور است؛ صنعتی که مستقیماً با سفرهی روزانهی هر ایرانی گره خورده و هر نوسانِ آن، در زندگیِ میلیونها خانوار، احساس میشود. در این میان، تضادهایِ عجیبی نیز دیده میشود؛ شرکتی که در رشدِ تجمعیِ بهار، رکورددار است، در خردادماه با افتِ شدیدی مواجه شده و برعکس، شرکتی که در هر دو حوزهی رشدِ مقطعی و رشدِ سالانه، عملکردی متوازن داشته است. نبضِ صنعت غذایی در بهار ۱۴۰۵، روایتی از رقابت، نوسانات و پتانسیلهایِ پنهان است.
صنعت غذایی، با توجه به تنوعِ محصولات، وابستگی به قیمتِ مواد اولیهای مانند گندم، شکر، روغن و نرخِ ارز، و همچنین حساسیتِ مصرفکننده به قیمتها، همواره یکی از پُرنوسانترین صنایعِ کشور بوده است. عملکردِ شرکتهایِ غذایی در فصلِ بهار، به ویژه در خردادماه، میتواند نشاندهندهی روندهایِ کلیِ این صنعت و همچنین پیشبینیکنندهی رفتارِ مصرفکننده در ماههایِ آینده باشد. گزارشهایِ منتشرشده از عملکردِ شرکتهایِ غذاییِ بورسی (بهجز شیرینیجات) در خردادماه ۱۴۰۵، نشاندهندهی دو روندِ کاملاً متمایز است: جهشهایِ مقطعی در فروشِ برخی شرکتها و رشدهایِ استثناییِ سالانه در گروهی دیگر.
در خردادماه امسال، چهار شرکتِ غذایی توانستند با جهشهایِ چشمگیر در فروشِ ماهانه، توجهِ همه را به خود جلب کنند. این جهشها که نسبت به میانگینِ فروشِ ماههای فروردین و اردیبهشت محاسبه شدهاند، نشان از رویدادها یا قراردادهایِ خاصی دارند که در این ماه، به درآمدِ این شرکتها رونقِ قابلتوجهی بخشیده است:
· غاذر (صنایع غذایی اذر) با جهشِ ۱۳۴ درصدی، صدرنشینِ این گروه است. این رشدِ خیرهکننده، میتواند ناشی از انعقادِ قراردادهایِ کلانِ تأمین با سازمانهایِ دولتی یا فروشگاههایِ زنجیرهای، یا افزایشِ تقاضا برای محصولاتِ این شرکت در آستانهی تعطیلات یا مناسبتهایِ خاص باشد.
∆· غزر (صنایع غذایی زر) با جهشِ ۹۶ درصدی، در جایگاهِ دوم قرار دارد و توانسته فروشِ خود را نسبت به ماههایِ ابتداییِ بهار، نزدیک به دو برابر کند.
∆· شیفته (شیر و گوشت شیفته) با جهشِ ۸۹ درصدی، در جایگاهِ سوم ایستاده است.
∆· غمهرا (صنایع غذایی مهرام) با جهشِ ۵۵ درصدی، چهارمین شرکتِ این گروه است که توانسته فروشِ خود را نسبت به ماههایِ قبل، به طورِ قابلتوجهی افزایش دهد.
این جهشهایِ نقطهای، هرچند خبری خوشایند برایِ سرمایهگذارانِ این شرکتهاست، اما لزوماً نشاندهندهی یک روندِ پایدار نیست. تحلیلگران معتقدند که این جهشها، بیشتر به قراردادهایِ مقطعی، فروشِ محمولههایِ انبارشده در پایانِ فصل، یا تسویهحسابِ مشتریانِ بزرگ، مربوط میشوند و برایِ قضاوت در موردِ سلامتِ بلندمدتِ این شرکتها، باید به رشدهایِ تجمعی و سالانه نیز توجه کرد.
در سویِ دیگرِ میدان، شرکتهایی قرار دارند که در بازهی سهماههی بهار، رشدِ فروشِ باورنکردنی را نسبت به بهارِ سالِ قبل تجربه کردهاند. این رشدهایِ تجمعی، نشاندهندهی تحولاتِ بنیادین، افزایشِ سهمِ بازار، توسعهی خطوطِ تولید، یا موفقیت در عقدِ قراردادهایِ بلندمدت و افزایشِ قیمتهاست:
∆· غکورش (صنایع غذایی کورش) با رشدِ تجمعیِ خیرهکنندهی ۴۴۳ درصدی، رکورددارِ رشدِ سالانه در صنعتِ غذایی است. این رشدِ باورنکردنی، نشان از تحولِ اساسی در این شرکت، احتمالاً از طریقِ افزایشِ تولید، توسعهی بازار، یا افزایشِ قابلِ توجهِ قیمتها دارد. غکورش با این رشدِ استثنایی، عملاً یک رکوردِ تاریخی در صنعت غذایی به ثبت رسانده است.
∆· غپونه (صنایع غذایی پونه) با رشدِ ۴۱۴ درصدی، در جایگاهِ دوم قرار دارد. این شرکت که از پایهای نسبتاً کوچک شروع کرده، با جهشی بیش از پنجبرابری، توانسته سهمِ قابلتوجهی از بازار را به خود اختصاص دهد.
∆· گلیران (صنایع غذایی لیران) با رشدِ ۳۵۹ درصدی، در رتبهی سوم ایستاده است.
∆· بهپاک (صنایع کشاورزی بهپاک) با رشدِ ۳۰۵ درصدی، چهارمین شرکتِ این گروه است که توانسته درآمدِ خود را نسبت به بهارِ سالِ قبل، بیش از چهار برابر کند.
این رشدهایِ استثنایی، نشاندهندهی عملکردِ فوقالعادهی قویِ این شرکتها در سطحِ کلان است. با این حال، باید توجه داشت که رشدِ تجمعیِ بالا، ممکن است به دلیلِ افزایشِ قیمتها باشد و لزوماً به معنایِ افزایشِ حجمِ فروش یا سودآوریِ واقعی نیست. همچنین، پایهی فروشِ پایین در سالِ قبل، میتواند یکی از دلایلِ اصلیِ این رشدهایِ چشمگیر باشد.
نکتهی جالبِ توجه در این گزارش، تضادِ آشکار در عملکردِ برخی شرکتها و در مقابل، عملکردِ متوازنِ شرکتِ غاذر است:
∆· غکورش با وجودِ رکوردداری در رشدِ تجمعیِ ۴۴۳ درصدی، در خردادماه با افتِ جزئیِ ۲ درصدی مواجه شده است. این افتِ ناچیز، اگرچه چندان چشمگیر نیست، اما نشان میدهد که رشدِ خیرهکنندهی سهماهه، در ماهِ پایانیِ فصل، اندکی متوقف شده است.
∆· بهپاک با رشدِ تجمعیِ ۳۰۵ درصدی، یکی دیگر از رکورددارانِ رشدِ سالانه است، اما در خردادماه با افتِ ماهانهی شدیدِ ۶۴ درصدی مواجه شده است. این افتِ قابلتوجه، نشاندهندهی نوساناتِ شدید در فروشِ این شرکت است و زنگِ خطری برایِ تداومِ رشدِ آن محسوب میشود.
∆· در مقابل، غاذر عملکردی کاملاً متوازن و صعودی داشته است. این شرکت، همزمان با رشدِ تجمعیِ ۱۸۵ درصدی، جهشِ ماهانهی چشمگیرِ ۱۳۴ درصدی را نیز رقم زده است. یعنی غاذر نه تنها در کلِ بهار، رشدِ قابلتوجهی داشته، بلکه در خردادماه نیز روندِ صعودیِ خود را با قدرتِ بیشتری ادامه داده است. این عملکردِ متوازن، نشاندهندهی یک روندِ صعودیِ مستمر و پایدار در این شرکت است که میتواند نویدبخشِ آیندهای روشن باشد.
این تضاد در عملکردِ غکورش و بهپاک در برابرِ توازنِ غاذر، نشاندهندهی این واقعیت است که تحلیلِ صرفاً مبتنی بر یک بازهی زمانیِ کوتاه یا فقط رشدِ تجمعی، میتواند گمراهکننده باشد. برایِ قضاوت در موردِ سلامتِ یک شرکت، باید به هر دو شاخصِ رشدِ مقطعی و رشدِ تجمعی، بهطورِ همزمان توجه کرد و شرکتهایی را که در هر دو حوزه، عملکردی قابلقبول دارند، به عنوانِ گزینههایِ مطمئنتر در نظر گرفت.
آنچه در پشتِ این اعداد و ارقام نهفته است، یک پرسشِ اساسی برایِ سرمایهگذاران است: آیا جهشهایِ مقطعیِ فروش، نشاندهندهی آغازِ یک روندِ صعودیِ پایدار است، یا صرفاً یک رویدادِ نقطهای که به زودی به پایان میرسد؟
کارشناسانِ بازارِ سرمایه معتقدند که برایِ پاسخ به این پرسش، باید به چند عاملِ کلیدی توجه کرد:
نخست؛ زمینهی جهشِ فروش: آیا این جهش، ناشی از افزایشِ قیمتِ محصولات بوده، یا افزایشِ حجمِ فروش؟ اگر افزایشِ قیمت بوده، ممکن است با کاهشِ تقاضا در ماههایِ آینده مواجه شویم. اگر افزایشِ حجم بوده، نشاندهندهی رشدِ واقعیِ شرکت است.
دوم؛ پایداریِ رشد: آیا شرکت، برایِ حفظِ این سطح از فروش، برنامهی مشخصی دارد؟ آیا قراردادهایِ جدیدی منعقد کرده؟ آیا خطوطِ تولیدِ جدیدی راهاندازی کرده است؟ پاسخ به این سؤالات، میتواند نشان دهد که آیا رشدِ فعلی، پایدار است یا موقتی.
سوم؛ سودآوری: رشدِ فروش، همیشه به معنایِ افزایشِ سودآوری نیست. اگر هزینههایِ تولید نیز به همان نسبت افزایش یافته باشد، ممکن است حاشیهی سودِ شرکت، کاهش یافته باشد. در صنعت غذایی که وابستگیِ شدیدی به قیمتِ مواد اولیه و نرخِ ارز دارد، این نکته از اهمیتِ مضاعفی برخوردار است.
نبضِ صنعت غذایی در پایانِ بهار ۱۴۰۵، نشاندهندهی یک فصلِ پُرنوسان و همراه با تضادهایِ فراوان است. از یک سو، جهشهایِ مقطعیِ فروش در برخی شرکتها، نویدبخشِ آیندهای روشن است، و از سوی دیگر، رشدهایِ استثناییِ سالانه در گروهی دیگر، نشان از تحولاتِ بنیادین در این صنعت دارد.
افتهایِ شدیدِ برخی از رکورددارانِ رشدِ سالانه، مانند بهپاک، نشان میدهد که موفقیت در یک بازهی زمانیِ سهماهه، لزوماً به معنایِ تداومِ آن در ماههایِ آینده نیست. در این میان، غاذر با عملکردِ کاملاً متوازن و صعودی خود، به عنوانِ ستارهی متوازنِ بهار ظاهر شده است. این شرکت با ثبتِ همزمانِ رشدِ تجمعیِ ۱۸۵ درصدی و جهشِ ماهانهی ۱۳۴ درصدی، نشان داده است که میتواند در هر دو بازهی زمانیِ کوتاه و بلند، عملکردی قابلقبول و رو به رشد داشته باشد.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا