الگوی فوتبال اقتصاد است ؟

آنچه در زمین بازی فوتبال دیده می‌شود، بازتابی از انتخاب‌هایی است که سال‌ها پیش در حوزه سیاست‌گذاری، اقتصاد و نهادسازی اتخاذ شده‌اند.

علیرضا عباسی: پیروزی اخیر نروژ بر برزیل در زمین فوتبال، در نگاه اول صرفاً یک شگفتی ورزشی است: کشوری کوچک از شمال اروپا در برابر یکی از قدرت‌های تاریخی فوتبال جهان. اما این نتیجه را می‌توان نشانه‌ای از واقعیتی عمیق‌تر دانست؛ واقعیتی درباره اینکه چگونه کیفیت حکمرانی می‌تواند شکاف میان اندازه و قدرت را پر کند.

نروژ کشوری با جمعیتی حدود ۵.۶ میلیون نفر است، اما اقتصادی در حدود ۵۳۰ میلیارد دلار و درآمد سرانه نزدیک به ۹۴ هزار دلار دارد. تورم پایین، بیکاری محدود، رتبه چهارم در شاخص ادراک فساد و عدد ۰.۹۷ در شاخص توسعه انسانی، تصویری از یک اقتصاد صرفاً ثروتمند ارائه نمی‌دهد، بلکه نشانه‌های یک نظم نهادی کارآمد را آشکار می‌کند.

توضیح این موفقیت اغلب به منابع طبیعی نسبت داده می‌شود. نروژ از تولیدکنندگان مهم نفت و گاز است و در سال‌های اخیر حدود ۱.۵ میلیون بشکه نفت در روز صادر کرده و تولید انرژی معادل صدها میلیون مترمکعب استاندارد نفت داشته است. با این حال، تجربه جهانی نشان داده که وفور منابع طبیعی به‌تنهایی نه‌تنها تضمین‌کننده توسعه نیست، بلکه در بسیاری موارد به «نفرین منابع» انجامیده است. تمایز نروژ دقیقاً در نحوه مدیریت این ثروت نهفته است.

هسته این رویکرد، «صندوق بازنشستگی دولتی نروژ» است؛ صندوقی که درآمدهای نفتی را به دارایی‌های مالی بلندمدت بدل می‌کند و امروز ارزش آن از ۲ تریلیون دلار عبور کرده است. این صندوق، بزرگ‌ترین صندوق ثروت ملی جهان است؛ منابع آن نه برای پرکردن حفره‌های بودجه جاری، بلکه برای پشتیبانی بین‌نسلی از رفاه نروژی‌ها در بازارهای جهانی سرمایه‌گذاری شده است.

برای درک عمق این تفاوت، کافی است نروژ را در ذهن با تجربه کشورهایی مانند ایران کنار هم بگذاریم. صندوق توسعه ملی ایران از زمان تأسیس تا پایان ۱۴۰۲ حدود ۱۶۰ تا ۱۶۱ میلیارد دلار ورودی داشته است، اما بنا بر گزارش‌های رسمی و پژوهشی، بخش بزرگی از این منابع مصرف شده و موجودی قابل مدیریت آن در سال‌های اخیر بسیار محدودتر از ظرفیت اولیه است. در عین حال، رئیس هیأت عامل صندوق توسعه ملی اعلام کرده که «اگر صندوق با همه بدهی‌ها و سرمایه‌گذاری‌هایش واگذار شود»، ارزش تقریبی آن حدود ۱۹۵ میلیارد دلار است؛ عددی که فاصله بزرگ میان ظرفیت و واقعیت را نشان می‌دهد.

در کنار نفت، نروژ مزیت‌های طبیعی خود را در حوزه انرژی نیز به‌صورت پایدار مدیریت کرده است. این کشور در سال‌های اخیر حدود ۱۵۷ تراوات‌ساعت برق تولید کرده که نزدیک به ۹۰ درصد آن از نیروگاه‌های آبی تأمین می‌شود. این ترکیب، همزمان امنیت انرژی، هزینه پایین برق و پایداری زیست‌محیطی را تقویت کرده و به ستون دیگری برای رقابت‌پذیری اقتصاد و کیفیت زندگی بدل شده است.

با این حال، مهم‌ترین دارایی نروژ نه نفت است و نه آب، بلکه کیفیت نهادهاست. شفافیت، حاکمیت قانون، نظام مالیاتی کارآمد، سرمایه‌گذاری پایدار در آموزش و استقلال نهادهای عمومی، چارچوبی را شکل داده‌اند که در آن اعتماد اجتماعی به یک مزیت اقتصادی تبدیل شده است. این اعتماد، هزینه‌های مبادله را کاهش می‌دهد، امکان همکاری گسترده را فراهم می‌کند و زمینه تصمیم‌های سخت اما پایدار در مدیریت منابع را مهیا می‌سازد.

درس نروژ برای کشورهایی که بر منابع طبیعی تکیه دارند، از جمله ایران، روشن است: منابع به‌خودی‌خود ثروت نمی‌آفرینند. آنچه تعیین‌کننده است، نحوه اداره این منابع در قالب قواعد شفاف، صندوق‌های مستقل و انضباط مالی است. بدون نهادهای قوی، منابع می‌توانند به منشأ ناکارآمدی، بدهی مزمن و فساد ساختاری تبدیل شوند؛ با حکمرانی درست، همان منابع به پایه‌ای برای رفاه پایدار، تنوع اقتصادی و اعتماد اجتماعی بدل می‌شوند.

از این منظر، نتیجه یک مسابقه فوتبال صرفاً یک اتفاق ورزشی نیست. آنچه در زمین بازی دیده می‌شود، بازتابی از انتخاب‌هایی است که سال‌ها پیش در حوزه سیاست‌گذاری، اقتصاد و نهادسازی اتخاذ شده‌اند. گل‌های ارلینگ هالند در برابر قدرت‌های سنتی فوتبال، در نهایت روی صفحه‌ای نقش می‌بندند که سال‌ها قبل، در دفترهای سیاست‌گذاری انرژی، طراحی صندوق ثروت ملی و ساختن اعتماد میان دولت و شهروندان ترسیم شده است. اندازه کشورها را در نهایت نه جمعیت و نه میزان ذخایر زیرزمینی، بلکه کیفیت تصمیم‌گیری‌هایشان در مدیریت امروز و فردا تعیین می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید