حامد از قسمت بار وانت چندین گلوله به سمت خودروی من شلیک کرد. لیدا کنار من نشسته بود و از این تعقیب و گریز فیلم میگرفت که ناگهان…
فاطمه شیخ علیزاده: اوایل بهمن سال ۱۴۰۲، سکوت نیمهشب اتوبان امام علی با صدای چندین شلیک پیاپی در هم شکست. تماسهای مردمی با مرکز فوریتهای پلیسی از وقوع یک درگیری مسلحانه میان دو خودرو خبر میداد. دقایقی بعد، مأموران انتظامی و نیروهای امدادی در محل حاضر شدند و با صحنهای خونین روبهرو شدند.در میان خودروها، دختر ۲۱ سالهای به نام لیدا که روی صندلی سرنشین یک دستگاه تویوتا هایلوکس نشسته بود، بر اثر اصابت گلوله به شدت مجروح شده بود. امدادگران او را به سرعت به بیمارستان منتقل کردند اما تلاش پزشکان برای نجات جانش بینتیجه ماند و دختر جوان بر اثر شدت خونریزی جان باخت. با مرگ او، پرونده وارد مرحله رسیدگی به قتل عمد شد و تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تحقیقات گسترده خود را آغاز کردند.
بررسیهای اولیه نشان داد تیراندازی میان سرنشینان یک دستگاه پیکان وانت و یک دستگاه تویوتا هایلوکس رخ داده است. تحقیقات حکایت از آن داشت که لیدا هنگام وقوع حادثه کنار راننده تویوتا نشسته بود و با تلفن همراهش از لحظات تعقیب و گریز و تیراندازی فیلمبرداری میکرد که ناگهان یکی از گلولهها به او اصابت کرد.راننده تویوتا که شهرام نام داشت، پس از پایان درگیری بدون اتلاف وقت، دختر جوان را به بیمارستان رسانده بود اما به رغم تلاش کادر درمان برای معالجه لیدا، تلاشها برای نجات او نتیجهای نداشت و او به کام مرگ فرو رفت به این ترتیب رسیدگی به موضوع وارد فاز جنایی شد.
در نخستین مرحله از تحقیقات، شهرام به اتهام معاونت در قتل بازداشت شد تا جزئیات حادثه روشن شود. در مقابل، سرنشینان پیکان وانت بلافاصله پس از تیراندازی از محل گریخته بودند و عملیات گسترده پلیس برای شناسایی و دستگیری آنها آغاز شد.شهرام در نخستین بازجوییها درباره انگیزه این درگیری گفت: «مدتی قبل با یکی از آشنایانم به نام حامد اختلاف مالی پیدا کرده بودم. او مدعی بود مبلغی از من طلب دارد اما از او خواسته بودم برای پرداخت پول به من فرصت بدهد.»
وی ادامه داد: «شب حادثه همراه لیدا در یک باغویلا حوالی فشم بودیم که پدرم با من تماس گرفت و گفت حامد به خانهمان آمده، در ورودی را تخریب کرده و وارد منزل شده است. او پس از شکستن بخشی از وسایل خانه، پدر و مادرم را تهدید کرده و گفته بود اگر پولش را نپردازم، اوضاع بدتر خواهد شد.»
شهرام افزود: «مادر و پدرم به خاطر این اقدام حامد به شدت ترسیده بودند و ضرر مالی متحمل شدند.بعد از شنیدن این موضوع به شدت عصبانی شدم. با حامد تماس گرفتم و به او گفتم اگر جرأت دارد مقابل خانه پدرم منتظر بماند تا برسم. وقتی به حوالی خیابان خانه پدریام واقع در خیابان صفا رسیدم، دیدم او سوار قسمت بار یک پیکان وانت شده و همراه دوستش در حال فرار است. من نیز به تعقیب آنها پرداختم.» او درباره لحظه وقوع تیراندازی گفت: «در طول مسیر، حامد از قسمت بار وانت چندین گلوله به سمت خودروی من شلیک کرد. لیدا کنار من نشسته بود و از این تعقیب و گریز فیلم میگرفت که ناگهان یکی از گلولهها به او برخورد کرد. من هیچ نقشی در کشته شدن او نداشتم و هرگز تصور نمیکردم اختلاف مالی ما جان کسی را بگیرد.»
در ادامه تحقیقات، کارآگاهان دریافتند حامد از اراذل سابقهدار محدوده خیابان صفا است و پیش از این نیز چندین سابقه کیفری با موضوع شرارت، درگیری و اخلال در نظم عمومی در پرونده خود دارد. متهم پس از جنایت زندگی مخفیانهای را آغاز کرد و مدام محل اختفای خود را تغییر میداد تا ردی از او به دست نیاید. با وجود این، کارآگاهان پلیس آگاهی تحقیقات خود را متوقف نکردند و سرانجام پس از حدود یک سال و نیم، با رصد ارتباطات متهم با آشنایانش، مخفیگاه او را در حوالی شهر همدان شناسایی کردند.
مأموران پس از هماهنگی قضایی، در عملیاتی غافلگیرانه او را دستگیر کردند. حامد در نخستین بازجوییها به حضور در درگیری مسلحانه و شلیک گلوله اعتراف کرد اما مدعی شد قصد کشتن کسی را نداشته است. پس از تکمیل تحقیقات، برای شهرام قرار منع تعقیب صادر شد و حامد به اتهام مباشرت در قتل عمدی برای محاکمه به شعبه دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
در آغاز جلسه دادگاه، پدر و مادر لیدا به عنوان اولیای دم، خواستار قصاص متهم شدند. سپس حامد در جایگاه قرار گرفت و در تشریح ماجرا گفت: «شهرام در زمینه خرید و فروش مواد مخدر و مشروبات الکلی فعالیت داشت و از طریق یکی از اهالی محل برای دریافت پول نزولی به من معرفی شده بود. مبلغی به او داده بودم و قرار بود در موعد مقرر آن را پس بدهد اما هر بار بهانه میآورد و پرداخت بدهی را عقب میانداخت.»
وی ادامه داد: «چندین بار با او تماس گرفتم اما نتیجهای نگرفتم. شب حادثه برای گرفتن طلبم به خانه پدرش رفتم. وقتی کسی پاسخ در را نداد، در ورودی را تخریب کردم، وارد خانه شدم و بخشی از وسایل را شکستم تا بداند با او شوخی ندارم.»
حامد افزود: «هنوز از کوچه خارج نشده بودم که شهرام با من تماس گرفت. با عصبانیت فریاد میزد و میگفت اگر جرأت داری برگرد. من هم برگشتم اما او هنوز نرسیده بود. داخل خودروی دوستم نشسته بودیم که ناگهان یک تویوتا هایلوکس با شدت به خودرو برخورد کرد. ابتدا تصور کردم خودروی پلیس است، چون چنین خودرویی را از شهرام ندیده بودم. به همین دلیل از ترس دستگیری، به قسمت بار وانت پریدم و از دوستم خواستم فرار کند.»
او درباره تیراندازی گفت: «وقتی وارد اتوبان امام علی شدیم، چند گلوله به سمت خودرو شلیک شد. سرم را بالا آوردم و دیدم نه آژیر پلیس روشن است و نه خودرو علائم پلیس دارد. آنجا فهمیدم راننده شهرام است. برای اینکه او را متوقف کنم، چهار تیر به سمت خودرو شلیک کردم اما هدفم لاستیک و قسمت پایین خودرو بود. نمیدانستم دختری کنار او نشسته است و هرگز قصد کشتن کسی را نداشتم. اگر تصمیم به قتل داشتم، همان مقابل خانهشان این کار را انجام میدادم.»
در ادامه جلسه، وکیل مدافع حامد با رد عمدی بودن قتل گفت: «تلفن همراه مقتول که گفته میشود از صحنه درگیری فیلمبرداری کرده، تاکنون پیدا نشده است. اگر این تلفن کشف شود، تصاویر آن میتواند بخش مهمی از واقعیت حادثه را روشن کند.» وی افزود: «خودروی موکلم نیز بر اثر شلیک گلوله آسیب دیده و این موضوع باید در کارشناسی مورد توجه قرار گیرد. از سوی دیگر، دادسرا رفتار موکل را نوعاً کشنده دانسته اما مطابق قانون، برای تحقق قتل عمد باید سوءنیت نسبت به شخص مقتول وجود داشته باشد. موکل من نه از حضور لیدا در خودرو اطلاع داشت و نه قصد هدف قرار دادن او را داشت. گلوله به صورت ناخواسته به مقتول اصابت کرده و این موضوع باید در تصمیمگیری دادگاه مورد توجه قرار گیرد.»
پس از پایان دفاعیات، قضات دادگاه با بررسی محتویات پرونده، گزارشهای کارشناسی، اظهارات طرفین و سایر مستندات، وارد شور شدند و در نهایت حامد را به اتهام قتل عمد به قصاص نفس محکوم کردند.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا